es
Feedback
یادداشت‌های میم_ب

یادداشت‌های میم_ب

Ir al canal en Telegram
489
Suscriptores
+124 horas
-47 días
-230 días
Archivo de publicaciones
ریشه‌ی تمام مشکلات در قلبم است و شاخ و برگشان چشمِ منطقم را کور کرده است. آن‌قدر کور، که دیگر نه تو را می‌بینم، نه تیشه‌ای را که در دست داری. @MimBe_Notes

من؛ زمین خشک و ویرانی که تنها رنج توانست در آن ریشه بدواند. @MimBe_Notes

به دور ریختن که عادت کنی، به تدریج همه‌چیز زباله است. .هادی پاکزاد. @MimBe_Notes

پیش از آن‌که رهایم کنی، همچون دریایی بودم که بازیچه‌ی هیچ طوفانی نمی‌شد؛ اما امروز گمان می‌کنم همان مرداب مفلوکی هستم که علاوه بر حسرتِ دریا نشدن، غم نبودنت را نیز باید در دل بگنجاند. @MimBe_Notes

به یاد دارم که در آخرین دیدارمان، گفتی چشم‌ها آیینه‌ی دلِ ما هستند. می‌خواهم گوش‌هایم را بگیرم و دهانم را ببندم، اما پیش از آنکه چشم‌هایم بسته شوند بگو؛ اکنون که قلبم خرد و شکسته شده است، آیینه چه تصویری را منعکس می‌کند؟ @MimBe_Notes

میانِ کسی که برای به دست آوردن می‌جنگد، با آن‌که می‌خواهد بیش از این از دست ندهد، تفاوت بسیاری است. اما تو بگو؛ کسی که نه توان جنگیدن دارد و نه تابِ از دست دادن، چگونه خود را تمام کند که مطمئن باشد بار دیگر دچار این برزخ نخواهد شد؟ @MimBe_Notes

هربار که زخمی تازه بر جانت می‌نشیند، به گوشم می‌رسد که زیر لب می‌گویی " آن‌چه مرا نکشد، قوی‌ترم می‌کند ". دچارِ سراب‌هایی ناپایداری، این ناپایداری کلافه‌ات می‌کند اما بر آن‌چه تو را به نابودی می‌کشاند، پافشاری می‌کنی. بارها طعم مرگ‌ را خواهی چشید تا باور کنی که قوی‌تر نشده‌ای، تنها چند قدمِ دیگر از خودت دور، و به مرگِ روحت نزدیک شده‌ای. بله، تو بارها می‌میری؛ این تاوان کسی است که این ‌چنین ساده‌لوحانه بر فریفتن خود اصرار دارد. @MimBe_Notes

I tried so hard to tell myself that you're gone.. @MimBe_Notes

آنچه را که تو ویران کرده‌ای، من نمی‌توانم دوباره، از نو بسازم. @MimBe_Notes

‏دنیا نیازمند یک قهرمان است، کسی که دکمه‌ی بمب‌ها را فشار دهد و ما را از دست خودمان نجات دهد.

غصه‌ها از دیواره‌های روحم بالا می‌روند. نمی‌دانم دیوار‌ها کوتاه شده‌اند، یا غصه‌هایم تواناتر از گذشته تیشه بر ریشه‌ام می‌زنند. در هر صورت، امشب زمانِ خوبی برای زنده بودن نیست. @MimBe_Notes

دلم برای من دلم برای من دلم بیش از هرچیزی برای خودم تنگه و من برای خودم چقدر دلم تنگه.

چه کسی برای احساساتِ زنده‌به‌گور شده، برای روحِ سلاخی‌شده‌ی من به سوگ خواهد نشست؟ @MimBe_Notes

دوستت دارم ای خیال لطیف.. @MimBe_Notes

زندگی بن‌بستِ دوطرفه‌ای بود که مطلقا هیچ راه فراری از آن نداشتم، البته قبل از دیدنِ تو. چشم‌های تو، راهِ رهایی از تمام بن‌بست‌ها بود. @MimBe_Notes

زخم‌هایی بر روحم به‌ جا گذاشته‌ای لبخند می‌زنند؛ لبخندی آغشته به خون. @MimBe_Notes

بی تو، از زنده ماندن بیش از مرگ می‌ترسم. @MimBe_Notes