「سَطرِ آخَر」
Ir al canal en Telegram
3 173
Suscriptores
-1224 horas
-107 días
+2330 días
Archivo de publicaciones
3 165
و شاید اینگونه است که ما میبالیم؛ نه با لبخند، نه با پیروزی، بلکه با گریههایی که در آغوشِ خودمان تمامشان کردهایم. ما با اشکهایمان قد میکشیم؛ با آغوشهایی که از نبودنِ کسی، به بودنِ خویش رسیدهاند.
3 165
و اونجایی که میشینی و دونه دونه از دست رفتن چیزها و آدم هایی رو نگاه میکنی که زمانی دلیل لبخندت بودن
دور میشن ،
و تو حتی توان نگه داشتنشون رو نداری...
3 165
بدترین نوعِ خستگی وقتیه که دیگه چیزی رو رها نمیکنی چون نمیخوایش؛
رهاش میکنی چون دیگه توانی برای نگه داشتنش نمونده.
3 165
Repost from داستایفسکی در سیبری
نه، این من نیستم. دیگری است که عذاب میکشد. من هرگز نمیتوانستم اینهمه را تاب آورم.
مهیای رقصی در برف، مانیکا زگوستووا
3 165
خیلی وقت بود خودش را رها کرده بود؛
غم های زندگی روی شانه هایش سنگینی میکردند و کمرش هر لحظه بیشتر خم میشد و نفسش گرفته تر ..
3 165
خیلی وقت بود خودش را رها کرده بود؛
غم های زندگی روی شانه هاش سنگینی میکردند و کمرش هر لحظه بیشتر خم میشد و نفسش گرفته تر ..
3 165
گاهی فکر میکنم اگه همهچیز همین امروز متوقف بشه، تفاوتی واسم نداره.
نه چیزی هست که از دست دادنش بترسونتم ،
نه چیزی که برای نگه داشتنش بجنگم.
3 165
Repost from داستایفسکی در سیبری
با اینکه پیش هیچکس اعتراف نمیکرد، از دلتنگی تقریبا فلج شده بود.
خاک غریب، جومپا لاهیری
3 165
با اینکه پیش هیچکس اعتراف نمیکرد، از دلتنگی تقریبا فلج شده بود.
خاک غریب، جومپا لاهیری
3 165
درد من این است
که همیشه بودهام
جایی که قرار نبود کسی باشد.
و این
دردناکترین شکل زندهبودن است
3 165
میان خاک سرد و تاریک
خوابیده است.
نه آفتاب تابستان چشمانش را بیدار میکند،
نه تلخی روزگار دیگر به لبهایش میرسد
او قصه اش ناتمام ماند...
3 165
Repost from N/a
The evil, it spread like a fever ahead It was night when you died, my firefly What could I have said to raise you from the dead? Oh, could I be the sky on the Fourth of July? Well, you do enough talk My little hawk, why do you cry? Tell me, what did you learn from the Tillamook burn? Or the Fourth of July? We're all gonna die Sitting at the bed with a halo at your head Was it all a disguise, like junior high? Where everything was fiction, future, and prediction Now where am I? My fading supply Did you get enough love, my little dove? Why do you cry? And I'm sorry I left, but it was for the best Though it never felt right My little Versailles The hospital asked, "Should the body be cast?" Before I say goodbye, my star in the sky Such a funny thought to wrap you up in cloth Do you find it all right, my dragonfly? Shall we look at the moon, my little loon? Why do you cry? Make the most of your life, while it is rife While it is light .. We're all gonna die
3 165
خاکِ عزیز ؛
با او مهربان باش.
او پیش از آنکه بِه آغوشت بیاید
از آغوشِ دنیا زخم خورده بود.
