es
Feedback
مریم ایران‌پناه/ Maryam IranPanah

مریم ایران‌پناه/ Maryam IranPanah

Ir al canal en Telegram

Mostrar más
Irán143 698La categoría no está especificada
250
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-130 días

Carga de datos en curso...

Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
mayo '26
mayo '260
en 0 canales
abril '26
+2
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+5
en 0 canales
Get PRO
enero '26
+4
en 0 canales
Get PRO
diciembre '25
+76
en 2 canales
Get PRO
noviembre '250
en 1 canales
Get PRO
octubre '25
+49
en 1 canales
Get PRO
septiembre '250
en 0 canales
Get PRO
agosto '250
en 0 canales
Get PRO
julio '25
+7
en 0 canales
Get PRO
junio '250
en 0 canales
Get PRO
mayo '25
+2
en 0 canales
Get PRO
abril '250
en 1 canales
Get PRO
marzo '25
+11
en 0 canales
Get PRO
febrero '250
en 0 canales
Get PRO
enero '250
en 0 canales
Get PRO
diciembre '240
en 0 canales
Get PRO
noviembre '240
en 0 canales
Get PRO
octubre '24
+130
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
15 mayo0
14 mayo0
13 mayo0
12 mayo0
11 mayo0
10 mayo0
09 mayo0
08 mayo0
07 mayo0
06 mayo0
05 mayo0
04 mayo0
03 mayo0
02 mayo0
01 mayo0
Publicaciones del Canal
عیش‌ها دارم در این آتش که بینی دم به دم کاندرونم گرچه می‌سوزد منور می‌شود تا نپنداری که با دیگر کسم خاطر خوشست ظاهرم با جمع و خاطر جای دیگر می‌شود غیرتم گوید نگویم با حریفان راز خویش باز می‌بینم که در آفاق دفتر می‌شود سعدی❤️

2
عیش‌ها دارم در این آتش که بینی دم به دم کاندرونم گرچه می‌سوزد منور می‌شود تا نپنداری که با دیگر کسم خاطر خوشست ظاهرم با جمع و خاطر جای دیگر می‌شود غیرتم گوید نگویم با حریفان راز خویش باز می‌بینم که در آفاق دفتر می‌شود سعدی
0
3
عشق جانان| عطار.mp3
0
4
کاتش غیرت درآمد خشک و تر یکسر بسوخت دادم آن خاکستر آخر بر سر کویش به باد عطار ❤️
کاتش غیرت درآمد خشک و تر یکسر بسوخت دادم آن خاکستر آخر بر سر کویش به باد عطار ❤️
0
5
🪕دوتار: سلمان سلیمانی 🎙آواز: یعقوب تنها 🌑مقام سحرخوانی(شوخوانی): رسم و رسوماتی بسیار قدیمی که در سحرگاهان ماه مبارک رمضان
🪕دوتار: سلمان سلیمانی 🎙آواز: یعقوب تنها 🌑مقام سحرخوانی(شوخوانی): رسم و رسوماتی بسیار قدیمی که در سحرگاهان ماه مبارک رمضان توسط فردی خوشخوان که صدای دلنشینی داشت در مساجد شهر طنین انداز بوده و هست و شروع این آوازهای شوخوانی معمولا یک ساعت مانده به اذان صبح در بلندگوهای مساجد پخش میشد و میشود و ناگفته نماند در گذشته های خیلی دور که بلندگو نبود از بام مساجد کسانی که دانگ صدای بالایی داشتند شوخوانی میکردند😊 ۲۵بهمن ۱۴۰۰ .📹 کیفیت ویدیو: ۴۸۰P متوسط . #دوتار #تایباد #پنجه_نوازی #تربت_جام #خواف #باخرز #موسیقی_مقامی #موسیقی_مقامی_خراسان #دوتاری #مقام_نوایی #مقام_شو_خوانی #سحر_خوانی #سی_و_هفتمین_جشنواره_بین_المللی_موسیقی_فجر #سی_و_هفتمین_جشنواره_موسیقی_فجر #نظرمحمد_سلیمانی #سلمان_سلیمانی #یعقوب_تنها #عبدالله_سروراحمدی #nazar_mohammad_soleymani #salman_soleymani #abdollâh_sarvar_ahmadi
0
6
📹 مستند “بسمل” کاری از بانو مریم ایران پناه تاریخ تولید: فروردین ۱۴۰۱ @yarekhaksar
📹 مستند “بسمل” کاری از بانو مریم ایران پناه تاریخ تولید: فروردین ۱۴۰۱ @yarekhaksar
0
7
اسماء الحسنی
0
8
درد است که آدمی را رهبر است. در هر کاری که هست، تا او را درد ِ آن کار و هوس و عشق آن کار در درون نخیزد او قصد آن کار نکند و آن کار بی درد، او را میسّر نشود خواه دنیا خواه آخرت خواه بازرگانی خواه پادشاهی خواه علم خواه نجوم و غیره. تا مریم را دردِ زه پیدا نشد قصد آن درخت بخت نکرد که: آیة فَاَجَاءَهَا الْمَخَاضُ اِلی جِذْعِ النَّخْلَةِ او را آن درد به درخت آورد و درخت خشک میوه‌دار شد. تن، همچون مریم است و هر یکی عیسی داریم، اگر ما را درد پیدا شود عیسی ما بزاید و اگر درد نباشد عیسی هم از آن راه نهانی که آمد باز به اصل خود پیوندد الا ما محروم مانیم و ازو بی‌بهره. مولانا❤️
0
9
ستاره داوود+2
ستاره داوود
0
10
Sin texto...
0
11
Sin texto...
0
12
زبور داود/ عبری
0
13
زبور داود/ عبری
0
14
زیور داود
0
15
Sin texto...
0
16
بسم الله الرحمان الرحیم.mp3
0
17
نَقلُ الصُّخورِ مِن مَواضِعِها أهوَنُ مِن تَفهيمِ مَن لا يَفهَمُ جابجا کردن صخره‌ها از جایگاهشان، آسان‌تر از فهماندن حقیقت به کسی است که نمیفهمد. علی❤️
0
18
Sin texto...
0
19
⁨ یک باغ بود. کاملاً خشک. تعدادی آدم گوشه باغ خشک افتاده بودن و بالا می‌آوردن. گوشه باغ ساختمونی بود و هرج و مرجی. قبل از رسی+1
⁨ یک باغ بود. کاملاً خشک. تعدادی آدم گوشه باغ خشک افتاده بودن و بالا می‌آوردن. گوشه باغ ساختمونی بود و هرج و مرجی. قبل از رسیدن به اون هرج و مرج شیر بزرگی چشمک زد و رفت. دم در اون ساختمون مردی دربون با جای مهری بر پیشانی بود. ازش پرسیدم: کی صاحب این باغ است؟ گفت: یکی میاد می‌شه صاحبش به تو چه. گفتم: هرکسی نمی‌تونه صاحب این باغ بشه. این باغ شیر داره. کسی که صاحب باغ بخواد بشه از شیر نباید بترسه. گفت: به تو چه. به تو چه… داد می‌زد یکی میاد به تو چه؟!!! راه افتادم تو راهی که کنارش تعداد زیادی آدم بالا می‌آوردن و صاحب باغ … چه صاحبی داشت این باغ خشک شده… این روزها مدام آتش ساخته می‌شه و سوختن را تماشا می‌کنم⁩
0
20
چو بر جان آشکارا گشت جانان ز غیرت جان خود پنهان فشانیم عطار❤️
چو بر جان آشکارا گشت جانان ز غیرت جان خود پنهان فشانیم عطار❤️
0