معمای عشق
Ir al canal en Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
Mostrar más789
Suscriptores
+224 horas
Sin datos7 días
+930 días
Archivo de publicaciones
788
📕✨📕
📕 عاشق خودت باش
✍ سارا_ماریا
قسمت/ ۵
کتاب عاشق خودت باش! نوشتۀ سارا ماریا، برای تمام کسانی است که دوست دارند به زندگی پربارتری دست یابند
🍏🍎🍃
788
از خانه بیرون میروم و دوباره همسایهمان را میبینم که در حال برق انداختن اتومبیلش است، جلو میروم و علتش را میپرسم. در پاسخ میگوید: "دیروز عالی نشده بود."
مسیر گفتگو را عوض میکنم و از او میپرسم، به نظر شما مردم در زندگیشان دنبال چه چیزی هستند؟
-- آه!، خیلی ساده است. اینکه بتوانند صورت حسابهاشان را بپردازند، خانهای شبیه مال شما یا مال من بخرند، باغی پر از درخت داشته باشند، بچه و نوه داشته باشند که روزهای یکشنبه دورشان شلوغ باشد و وقتی بازنشسته شدند بتوانند به چند جای دنیا سفر کنند.
از خودم میپرسم یعنی واقعاً مردم از زندگی همینها را میخواهند؟ اگر همهاش اینهاست، پس چه مشکلی در دنیا پیش آمده که اینقدر در آسیا و خاورمیانه جنگ است؟
کتاب: خیانت
نویسنده#پائولو_کوئلیو
مترجم: بانو اعظم خرام
🍏🍎🍃
788
🎼❤️🎼
مرا در حریم غربتِ بی فصلِ کوچ
تا تقدس میلادِ عشق؛
به میعاد سبز اقاقی ها... ببر
بگذار؛
بال های تردِ احساس ام
پرواز را...
تا مرز بیکرانه یِ
یک باور خوش... تجربه کند
.
پگذار؛
اهورایِ شکفته در آیینه یِ
هزار تکه ی درونم؛
بوسه ای باشد
بر روح عریانِ آفرینش!
و بر گونه های زرد آفتابگردان ها؛
در تلالوء گیسوان خیسِ آفتاب!!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
788
○
ثروتمندان، فقر را به دو روش ایجاد میکنند، اول فقرِ مطلق: به این طریق که کارگران را به تولید کالاهای تجملی مجبور نموده که این خود به کمبود کالاهای اساسی و افزایش قیمت منجر و در نتیجه به قشرها ضعیفتر تحمیل میگردد. دوم فقرِ نسبی: قشرها ضعیف جامعه با مشاهده اشیاء جدیدِ تجملی و محرومیت از لذایذ آن، خود را ناکام و نگونبخت فرض میکنند.
✍#ژان_ژاک_روسو
📕: قرارداد اجتماعی
🍏🍎🍃
788
در گوشهٔ امید چو نَظّارگانِ ماه
چَشمِ طلب بر آن خَمِ ابرو نهادهایم
گفتی که حافظا دل سرگشتهات کجاست؟
در حلقههایِ آن خَمِ گیسو نهادهایم
#حافظ
788
تا سِحْرِ چَشم یار چه بازی کند که باز
بنیاد بر کرشمهٔ جادو نهادهایم
بی زلفِ سرکشش سرِ سودایی از ملال
همچون بنفشه بر سرِ زانو نهادهایم
#حافظ
788
هم جان بِدان دو نرگسِ جادو سپردهایم
هم دل بدان دو سُنبلِ هندو نهادهایم
عمری گذشت تا به امیدِ اشارتی
چشمی بدان دو گوشهٔ ابرو نهادهایم
#حافظ
788
هر روز یک غزل باحافظ
------------------------
عمریست تا به راهِ غَمَت رو نهادهایم
روی و ریایِ خَلق به یک سو نهادهایم
طاق و رواقِ مدرسه و قال و قیلِ عِلم
در راهِ جام و ساقیِ مَه رو نهادهایم
هم جان بِدان دو نرگسِ جادو سپردهایم
هم دل بدان دو سُنبلِ هندو نهادهایم
عمری گذشت تا به امیدِ اشارتی
چشمی بدان دو گوشهٔ ابرو نهادهایم
ما مُلکِ عافیت نه به لشکر گرفتهایم
ما تختِ سلطنت نه به بازو نهادهایم
تا سِحْرِ چَشم یار چه بازی کند که باز
بنیاد بر کرشمهٔ جادو نهادهایم
بی زلفِ سرکشش سرِ سودایی از ملال
همچون بنفشه بر سرِ زانو نهادهایم
در گوشهٔ امید چو نَظّارگانِ ماه
چَشمِ طلب بر آن خَمِ ابرو نهادهایم
گفتی که حافظا دل سرگشتهات کجاست؟
در حلقههایِ آن خَمِ گیسو نهادهایم
🍏🍎🍃
