معمای عشق
Ir al canal en Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
Mostrar más788
Suscriptores
+224 horas
Sin datos7 días
+930 días
Archivo de publicaciones
789
○
دوست دارم سینه ام را
بشکافم، قلبم را از آن بیرون بکشم
و در دستانم بگیرم
تا همه بتوانند آن را ببینند؛
"زیرا انسانی که خود را برای خویشتن آشکار می کند،
آرزویی شگرف تر از آن ندارد
که دیگران درکش کنند."
همه ما اشتیاق دیدن نوری را داریم که پشت در است، دوست داریم این نور به میان اتاق، به پیش روی همه بیاید ...
"اگر بتوانم در قلب یک انسان گوشه ا ی تازهای را به او بنمایانم بیهوده نزیسته ام..."
#جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
789
○
آه ..
که چقدر .....
سرانگشتِ خسته ..
بر بُخار اين شيشه کشيدم ..
چقدر کوچه را ..
تا باورِ آسمان و کبوتر ..
تا خوابِ سرشاخه در شوقِ نور ..
تا صحبتِ پسين و پروانه پائيدم ..
و تو نيامدی ..!
باز عابران ..
همان عابرانِ خستهی هميشگی بودند ...
باز خانه، همان خانه ..
و کوچه، همان کوچه ..
و شهر، همان شهر ساکتِ ساليان ...!
من اما ..
از همان اولِ بارانِ بیقرار میدانستم ..
ديدار دوبارهی ما مُيَسّر است ... ریرا ..!
مرا نان و آبی ..
علاقهی عريانی ..
ترانهی خُردی، توشهی قناعتی ..
بس بود ..
تا برای هميشه ...
با اندکی شادمانی ..
و شبی از خوابِ تو سَر کُنم ...!
✍#سیدعلی_صالحی
🍏🍎🍃
789
🎼❤️🎼
🗣#Joe_Dassin
🎼Ma Musique
وقتی که تو را دوست دارم ...
-----------------------
_وقتی تو را دوست دارم
باران را ... دوست دارم...
و بغضِ چتر
خیس بسته ای را؛
که عاشق
چشم های سبزِ باران است!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
