معمای عشق
Ir al canal en Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
Mostrar más778
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
+1730 días
Archivo de publicaciones
778
هیچکس اندوهی را از دلم در نیاورد؛
من همیشه تک و تنها،
در گوشه کناری
همه را بخشیدم...
#نیلگون_مارمارا
778
🎼❤️🎼
باران می بارد
هوا خیس است
زمین خیس است
پنجره خیس است
دو چشم آینه خیس است؛
برگ ها ؛
تن شسته اند انگار
دل من هم؛ دل من هم ...
به خونِ تاک هایِ انتظار انگار
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
778
🎼❤️🎼
در ازل پرتوِ حُسنت ز تجلی دَم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوهای کرد
رُخَت دید مَلَک عشق نداشت
عینِ آتش شد
از این غیرت و بر آدم زد
عقل میخواست
کز آن شعله چراغ افروزد
برق غیرت
بدرخشید و جهان برهم زد
✍حصرت#حافظ
🗣استاد#شجریان
زاد روز خسرو آواز ایران
استاد شجریان گرامی
🍏🍎🍃
778
🎼❤️🎼
باد می آید ...
تن عریانِ پاییز؛
چو نایِ نی لبک از عشق لبریز
چنان رقاصه ای، در پیچ و تابِ
جامه ای... زربفت و زرخیز ...
تو گویی؛
باده باده ...
مست نوشیده است؛
از شراب تاکِ
تاکستانِ از اندوه لبریز ...
باد می آید ... باد می آید ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
778
یک شب آخر دامن آه سحر خواهم گرفت
داد خود را زان مه بیدادگر. خواهم گرفت
چشم گریان را به طوفان بلا خواهم سپرد
نوک مژگان را به خوناب جگر خواهم گرفت
#فروغی_بسطامی
778
○
یک شب آخر دامن آه سحر خواهم گرفت
داد خود را زان مه بیدادگر. خواهم گرفت
چشم گریان را به طوفان بلا خواهم سپرد
نوک مژگان را به خوناب جگر خواهم گرفت
نعرهها خواهم زد و در بحر و بر خواهم فتاد
شعلهها خواهم شد و در خشک و تر خواهم گرفت
انتقامم را ز زلفش مو به مو خواهم کشید
آرزویم را ز لعلش سر به سر خواهم گرفت
یا به زندان فراقش بی نشان خواهم شدن
یا گریبان وصالش بی خبر خواهم گرفت
یا بهار عمر من رو بر خزان خواهد نهاد
یا نهال قامت او را به بر خواهم گرفت
یا به پایش نقد جان بیگفتگو خواهم فشاند
یا ز دستش آستین بر چشم تر خواهم گرفت
یا به حاجت در برش دست طلب خواهم گشاد
یا به حجت از درش راه سفر خواهم گرفت
یا لبانش را ز لب همچون شکر خواهم مکید
یا میانش را به بر همچون کمر خواهم گرفت
گر نخواهد داد من امروز داد آن شاه حسن
دامنش فردا به نزد دادگر خواهم گرفت
بر سرم قاتل اگر بار دگر خواهد گذشت
زندگی را با دم تیغش ز سر خواهم گرفت
باز اگر بر منظرش روزی نظر خواهم فکند
کام چندین ساله را از یک نظر خواهم گرفت
یا سر و پای مرا در خاک و خون خواهد کشید
یا بر و دوش ورا در سیم و زر خواهم گرفت
گر فروغی ماه من برقع ز رو خواهد فکند
صد هزاران عیب بر شمس و قمر خواهم گرفت
#فروغی_بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۳۲
🍏🍎🍃
