es
Feedback
𝖬𝗎𝗇icel.

𝖬𝗎𝗇icel.

Ir al canal en Telegram

𝖬𝗎𝗇𝗂𝖼𝖾𝗅 𝗓𝗈𝗇𝖾 And I'm here:") anything: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1221807510

Mostrar más
246
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
-230 días

Carga de datos en curso...

Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
dic '24
diciembre '240
en 2 canales
noviembre '24
+3
en 0 canales
Get PRO
octubre '24
+5
en 1 canales
Get PRO
septiembre '24
+3
en 1 canales
Get PRO
agosto '24
+6
en 2 canales
Get PRO
julio '24
+9
en 1 canales
Get PRO
junio '24
+5
en 1 canales
Get PRO
mayo '24
+4
en 0 canales
Get PRO
abril '24
+3
en 0 canales
Get PRO
marzo '24
+7
en 0 canales
Get PRO
febrero '24
+3
en 1 canales
Get PRO
enero '24
+13
en 0 canales
Get PRO
diciembre '23
+12
en 4 canales
Get PRO
noviembre '23
+12
en 1 canales
Get PRO
octubre '23
+280
en 6 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
09 diciembre0
08 diciembre0
07 diciembre0
06 diciembre0
05 diciembre0
04 diciembre0
03 diciembre0
02 diciembre0
01 diciembre0
Publicaciones del Canal

2
Mohammad Noori Gole Maryam.mp3
96
3
Sin texto...
98
4
+1
Sin texto...
101
5
می‌گه بیا بازی فکری جدیدمو بازی کنیم هرکی برد، آمممم، جایزه که نداریم، خب هرکی برد خفن‌تره.
108
6
بچه‌ها عقل به خرج بدید و بغل sibling کوچکتر از خودتون گریه نکنید.
107
7
بچه‌ها من عمیقا با چت کردن خسته‌ام‌. می‌شه حتی خواستید دو کلمه هم حرف بزنیم زنگ بزنید بهم؟
106
8
اگه از من هنرم رو می‌پرسید شاید بهش می‌گفتم دارمش اما نشون نداده هنوز خودشو، الان وقت ندارم، اما قراره این باشه، قراره باهاش این کارها رو بکنم. اما آدم‌ها تلاش نمی‌کنن وقتی تاثیرگذارن، احساس امنیت بدن بهت‌. یا حتی ادای باور کردن در بیارن‌. خب پس تو هم نمی‌گی اما رو دلت می‌مونه که بهش نشون بدی‌. عجب.
120
9
(گفت این منم وقتی می‌گن ناهار سوپه.)
(گفت این منم وقتی می‌گن ناهار سوپه.)
122
10
+1
Sin texto...
117
11
عجب پلاسمایی زن. عجب باد و بارونی.
140
12
لازمه از کلمه خاصی استفاده کنم برای توصیفش؟ مگه همیشه همچین کلمه‌ای وجود داره اصلا؟ فقط پیچیده‌ست. خیلی خیلی پیچیده. خیلی عجیب غریب. اصلا نمی‌فهمم چه خبره و چجوریه و فلان. عمه نور امشبو تو دلم روشن می‌کنه که باعث می‌شه بغض دور گلوم گره بخوره. چارتا کلمه‌ی ساده. نمی‌دونستم سادگی انقدر عجیبه. کاش بفهمی چی می‌‌گم. کاش نگاهت رو به کتاب جلو روت محدود کنی. می‌فهمی نگاه استعاره‌ست یا چی؟ شاید هم ایهام تناسب داره. ( از بیرون صدای بوق بوق و جیغ و هلهله‌ی عروس گردونی میاد. یادم رفته عروسی وسط زمستون چه شکلی بود.)
142
13
آذر ۶۴.
آذر ۶۴.
168
14
Sin texto...
1
15
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌-می‌خونُم واست لالایی-
149
16
«هی کوکا، دلم خونه ز دستت، یلا پ بیا از خاک بیرون..»
158
17
امیدت رو پس بیار.
امیدت رو پس بیار.
164
18
یادم نمیاد اسمش چی بود.
157