گاهنوشتهها
Ir al canal en Telegram
تداعیهایی لحظهای که در روزمره برای هر کدام از ما بارها پیش میآید. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اینجا چیزی کپی نیست (مگر اینکه به صراحت گفته شده باشه). | محمدرضا زمانی | وبلاگ: mrzamani.com
Mostrar más590
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
590
#هایلایت
چرا آدمها معمولا در زندگی در همون حوالی نقطه مرجع (reference point) میمونند.
(اگه دوست داشتید سه چهار خط از هایلایت طوسی تا سبز رو بخونید)
590
۱۱- فایل آخر.
اینکه احساس میکنم اگه به prospect theory «تئوری پراسپکت» بگیم، و ترجمه نکنیم به نظریه چشمانداز، میتونه بهتر باشه.
590
۸- رفرنس پوینت، یا نقطه مرجع.
اون جایی که به دست آوردن و از دست دادن رو با اون داریم مقایسه میکنیم.
590
۷- وقتی از مرکز نمودار دور شدیم: «ارزش حس شده توسط ذهن» با «تغییرات ارزش واقعی» دیگه متناسب تغییر نمیکنه.
انگار حساسیت ذهن ما به تغییرات در نقاط دورتر، کمتره.
590
۶- محورهای نمودار
محور افقی: ارزش واقعی
محور عمودی: بار روانی (یا ارزش حسشده توسط ذهن)
590
۵- سه نکته از نمودار
* وضعیت فعلی (رفرنس پوینت یا نقطه مرجع)
* تفاوت شیب نمودار، وقتی از حوالی نقطه وضعیت فعلی به سمت از دست دادن یا به دست آوردن میریم
* رفتار ما در نقاط بسیار دور از وضعیت فعلی
590
درباره نظریه «پراسپکنت»
(چند ویس در ادامه)
چند روز پیش به نظرم رسید که ویس ضبط کنم و چیزهایی که به نظرم میرسه رو تعریف کنم؛ از نظریهای که کار کردن روی اون باعث شد کارهای کانمن خیلی دیده بشه و در نهایت هم به واسطه همین تئوری، برنده نوبل اقتصاد بشه.
خروجی طولانی شد. تعداد زیادی فایل، مجموعا نزدیک ۲۷ دقیقه. کیفیت صدا هم به نظرم خیلی معمولی شد، چون واقعا ویس تلگرامه.
حالا فعلا میفرستمشون. تا روزی که فرصت بشه که بهتر و ساختاریافتهتر، در جایی تعریف کنم.
آخر پیامها یه عکس از کتاب هم میذارم که امیدوارم حداقل اون مفید و الهامبخش باشه. (اگه یه وقت حوصله یا فرصت گوش کردن به ویسها نبود، نگران نباشید. چیز خاصی نیست. )
590
- ایستگاه هفته چهاردهم -
به پایان یه هفته دیگه رسیدیم. نمیدونم برای شما چطور بود ولی من بیشتر از همیشه خوندم. هر چند در یکی دو روز قبل کمی شلوغ شدم و باعث شد کمی از برنامهای که در ذهنم بود عقب بیوفتم.
و اتفاقا به همین علت بوده که درباره تئوری پراسپکت (که بالاتر ازتون نظر پرسیدم) هنوز چیزی نذاشتم. در واقع حس کردم در ویس بهتر میتونم دربارهش بگم، ولی کمی برنامههام به هم ریخت. فردا سعی میکنم حتما بذارم.
یک نکته کوچک دیگه دوستانی بودن که هفته پیش گفتند «نگرانم دیر شده باشه برای شروع» که البته همونجا براتون تو پرانتز گفتم که نگران نباشید! البته نمیگم هیچ وقت دیر نمیشه برای هیچ کاری، نظر واقعیام اینه که گاهی برای بعضی کارها دیر میشه. ولی برای این کار خاص، به نظرم هنوز دیر نیست :)
بریم برای جمعبندی هفتهای که گذشت؟
590
+1
جِو؛ AI احتمالا نامحبوب برای کانمن
یه اتفاق بامزه افتاده. یعنی بامزه احتمالا برای کسایی که کتاب تفکر سریع و کند رو دارن میخونن و این خبر با اون همزمان شده. اونم اینه که یک شرکت به اسم typesafe مدل هوش مصنوعی خودش به اسم Jev رو معرفی کرده. مدلی که با الهام از «سیستم ۱» ساخته شده.
حرف اصلیشون اینه که مدلهایی که به اسم LLM یا Large Language Model میشناسیم، به خاطر معماریشون خیلی کند هستن و برای جاهایی که تصمیم سریع لازم داره، کارایی ندارن.
جو خیلی متفاوت با چتباتهای رایج هست. مثلا من یه نمونه از فرمت سوالی که داشت رو انتخاب کردم و سوال و گزینههای مدنظرم رو گذاشتم داخلش. خروجی رو در عکس میبینید. تقریبا به محض کلیک روی دکمه run، این برآورد رو نشون داد.
لازمه بیشتر بررسیاش کنم. ولی چون حس کردم هنوز احتمالا خیلی شلوغ نشده که اضافه شدن به waitlist شون رو سریع جواب دادن و من تونستم دسترسی بگیرم، گفتم اینجا هم بنویسم که اگه شما هم دوست داشتید، امتحان کنید (حدود ۲ ساعته جواب دادن).
* اطلاعات بیشتر در سایت خودشون: typesafe.ai
* خبر رونمایی این مدل در یک کانال فارسی: Techtube
590
Repost from N/a
+1
نوشتنِ ویژگیهای مطلوب:
توی کتاب شغل مورد علاقه، آلن دوباتن یک جایی میگه که ویژگیهای تحسین برانگیز آدمهایی که حس حسادت نسبت بهشون دارید رو بنویسید و سعی کنید اونها رو وارد زندگیتون کنید.
بنظرم ایده خوبیه و این ایده منو یاد جستاری از کتاب آداب روزانه با نویسندگی میسن کاری انداخت که درمورد بنجامین فرانکلین هست.
و میگه که بنجامین فرانکلین (1706_1790)، یک برنامه ۱۳ هفتهای برای نیل به کمال اخلاقی داشته.
(منظور از کمال اخلاقی ویژگیهایی مثل اعتدلال، پاکیزگی و خویشتنداریه.)
و تخطی از هرکدوم از اینها رو در تقویمی یادداشت میکرده :)
و فرانکین اعتقاد داشته که اگر یک هفته تمام بتونه به این فضایل پایبند بمونه بهش عادت میکنه و بعد میتونه سراغ فضیلت بعدی بره، و فهمید که اجرای این برنامه سالی یکبار کافیه و بعد هم، هر چندسال یکبار تکرارش میکرده.
و فضیلت نظم، یعنی اینکه هرچیز جایی و هرکاری زمان خودش رو داشته باشه از دستش در میرفته و براش سخت بوده :)
