Midnight rambles
Ir al canal en Telegram
310
Suscriptores
-124 horas
-17 días
-130 días
Archivo de publicaciones
آخ که چه خنک میشم با دیدن عکس جنازه های نجس سپاهیا و بسیجیا
آهِ مادر اینجوری میگیره
آهِ کشتن هموطن بیگناه اینجوری میگیره
فقط حیف که انقدر لجن و پستید که دم رفتنتون مردم عادی هم باید اینجوری تاوان بدن
امیدوارم شرتون هر چه سریع تر از این مملکت کم بشه
هر چی میام چیزی بنویسم حس میکنم به واقعیت خیانت میشه
هیچ واژه ای برای توصیف این لجنزاری که توشیم پیدا نمیشه
هیچ کلمه ای برای وصف این هیولاهای خون خوار کافی نیست
به قول یکی تو توییتر دیگه ادبیات هم نمیتونه همدردی کنه
کار دیگه از "از خون جوانان وطن..." و "هر چه تبر زدی مرا" گذشته
حالم دیگه از هنر اعتراضی و شعر و ادبیات سانتیمانتال به هم میخوره
فقط امیدوارم تاوان بدن
امیدوارم اون روز رو با چشمای خودم ببینم
با این فکرا خودمو آروم میکنم که بالاخره تقاص این زندگی هایی که از ما گرفتن رو پس میدن، باید پس بدن
این سیاهی که سالهاست به جونمون انداختن آخرش دامن خودشونو میگیره
ای کاش که بگیره
ای کاش
If blood will flow
When flesh and steel are one
Drying in the color of the evening sun
Tommorow's rain will wash the stains away
But something in our minds will always stay
On and on, the rain will fall
Like tears from the star
On and on, the rain will say
how fragile we are
how fragile we are
