𝐌𝐎𝐎𝐍𝐄𝐃𝐈𝐓
Ir al canal en Telegram
815
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-2230 días
Archivo de publicaciones
815
مشكل اينجاست كه فكر ميكنيد هميشه گزينه بهترى هم هست. براى همين قدر هيچكس و هيچى رو نميدونيد.
815
میدونی خود ده سال دیگهات
الان اگه میتونست باهات حرف بزنه بهت چی میگفت؟
"به خاطر تمام امیدهایی که بهم دادی
به خاطر تمام تلاشهایی که کردی
و به خاطر تسلیم نشدن و جا نزدنت
امروز من به اینجا رسیدم. ازت ممنونم
و خیلی دوستت دارم."
815
یه چیزی بگم؟
خیلی جالبه دنیا واقعا واسم عجیب شده
آدما، اتفاقاتی که میوفتن انگار از قبل خوابشو
دیدم یا تو زندگی قبلیم بوده
مث اینکه خدا یه برگه ای بم میده میگه؛
اینارو بخون، نکته یابی کن
"جاهایی ک تیترن اونا نشونه های زندگیتن"
همه رو بخون تو امتحان میاد.
منم میشینم میخونم میبینم که عه! اینارو که قبلا
خوندم یاللعجب مگر میشود؟!
بله روح من انگار توسط اون شخصی که از قبل
زندگی کرده بود تسخیر شده
و همچی رو واسم رو میکنه، همچی تهشو میبینم
همین باعث میشه که نمیتونم خیلی راحت با آدما،
ارتباط بگیرم و بعضیا بله نصف راه ول میکنن میرن...!
البته مشکل از اونا نیس
از روحِ منه که تو سرنوشتش سرگردانه
مثلا اون تقدیری ک الان به این نتیجه رسیدم و
ساعت ها درگیرشم اینکه
شخصی در زندگیم قبلا تو مسیرم بوده
ک رشته ای رو دنباله میکرد که میخواست؛
حقشو از این دنیا بگیره، چون اونی ک تو دلش
بوده و ازش گرفتن...
و منم تو فضای شاعرانه ای بودم
کتاب میخواندم، شعر مینوشتم
حالا بعد از گذشت چند سال فهمیدم
رشته ای رو رفت که من میخواستم
چون از عشق سیراب بود راه دلشو رفت
اما من
برعکس!
دلمو خط زدم چون دیگه تو این وادی شاعرانه
نبود؛ روحم خسته شد، قلبم خدشه دار شد
راه عقلمو پیش بردم چون آسیب نمیبینم
حالا من شدم اون فردی ک حقشو میگیره
اون فردی رشته ای رو انتخاب عقلش بود؛
خیلی برام عجیبه فکرشو نمیکردم یه روزی
انتخابمو تغییر بدم
و راهامون دقیقا در تضاد باشه...!
زندگی پارادوکس عجیبیه:)))
