es
Feedback
دقایق زبانی

دقایق زبانی

Ir al canal en Telegram

در این کانال، با نگاه از دریچهٔ زبان‌های دیگر، به نکته‌های ظریف زبان فارسی می‌پردازم Ph.D. in TEFL (applied linguistics), English teacher, translator, editor, writer, copywriter @A_parsazadeh

Mostrar más
567
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-430 días
Archivo de publicaciones
دو جملهٔ زیر (با تلفظ معمول) چه رابطه‌ای از لحاظ معنا با هم دارند؟ بزرگ علوی از آن نویسندگانی است که «حقاً» به آن کم پرداخته‌اند. بزرگ علوی از آن نویسندگانی است که «به‌حق» به آن کم پرداخته‌اند.
Anonymous voting

کدام گزینه را برای igloo (= خانهٔ کوچک اسکیموها) بیشتر می‌پسندید؟ (انتخاب بیش از یک گزینه ممکن است.)
Anonymous voting

نظر خودم دربارهٔ معیار بودن جملهٔ اول را حذف کردم. برداشتی که از دو نظرسنجی می‌توان کرد این است که هیچ‌یک از دو جمله را نمی‌توان رادیکال در نظر گرفت. افزون‌براین، روان‌تر بودن جمله را نیز بافتار روشن می‌کند. پ.ن‌: در دو نظرسنجی بالا هیچ‌یک از گزینه‌های کم‌رای‌ زیر ۲۰ درصد نیست.

اگر بین دو جملهٔ زیر مجبور به انتخاب باشید، کدام را بیشتر می‌پسندید؟
Anonymous voting

جملهٔ زیر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ چشمم کلاه توی ویترین را گرفت و خریدمش.
Anonymous voting

چشمم کلاه توی ویترین و گرفت و خریدمش. (معیار) کلاه توی ویترین چشمم را گرفت و خریدمش. (با فرض آرایهٔ جان‌بخشی، پذیرفتنی است.) #جان‌بخشی #آزفا

او حقاً بهترین نویسنده است. او به‌حق بهترین نویسنده است. (مترادف) بزرگ علوی از آن نوبسندگانی است که حقاً به آن کم پرداخته‌اند. بزرگ علوی از آن نویسندگانی است که به‌حق به آن کم پرداخته‌اند. (متضاد) #آزفا #اشتباه_رایج #قید

این فیلم به سنش قد نمی‌دهد. ❌ سنش به این فیلم قد نمی‌دهد. ✅ #آزفا #اشتباه_رایج #اصطلاح

الان اگر می‌نوشتم ترجیح می‌دهم قسمت آخر را به دو جمله تقسیم کنم تا خوش‌خوان‌تر باشد: تو را خدا، این نوشته را توی کیف گردنی‌ات بگذار و آن بندِ سبز گره‌خورده به انگشترت را دور انگشت اشاره‌ٔ راستت ببند تا این بار فراموش نکنی. تو را خدا، این نوشته را توی کیف گردنی‌ات بگذار. راستی، آن بندِ سبز گره‌خورده به انگشترت را دور انگشت اشاره‌ٔ راستت ببند تا این بار فراموش نکنی.

نتیجه این مسابقه را چند وقت پیش اعلام کردند. خوشبختانه ریزداستان من نیز جزو ده داستانِ برگزیده معرفی شد. ریزداستانم این بود: خاطرِ نیمه‌خاموش خب، بالای این نامه نوشته شده «از طرف محمد، پسرت». ببینم چی گفته: «بابا جان، لطفاً یک تکه پنبه بگذار توی دهانت تا مهمان‌های امشب فکر کنند ورم کرده است. اگر حرف بزنی، متوجه بیماری‌ات می‌شوند و دخترت خواستگارش را از دست می‌دهد. بابا، بیشتر مردم فکر می‌کنند این بیماری ارثی است. تو را خدا، این نوشته را توی کیف گردنی‌ات بگذار و آن بندِ سبز گره‌خورده به انگشترت را دور انگشت اشاره‌ٔ راستت ببند تا این بار فراموش نکنی.»

➖ دوره‌ی ریخت‌شناسی داستان‌های کوتاه‌گرا: داستان‌کوتاه، مینی‌مال، انکدوت، اسکیج، فلش‌فیکشن، میکروفیکشن، نانوفیکشن، بایتی، تعدادی، کاریکلماتور ▫️ مدرس: محمدرضا ایران‌زاده ▫️ روز کلاس: یک‌شنبه‌ها ▫️ ساعت کلاس: ۲۰:۰۰ تا ۲۱:۴۰ ▫️ طول دوره: ۴ تا ۶ جلسه ▫️ شهریه‌ی چهار جلسه: ۱٫۵۰۰٫۰۰۰ ت ➖ سرفصل‌های دوره: ▫️ مقدمه، اصطلاح‌شناسی، معرفی منابع ▫️ دو فرضیه‌ی پیدایش داستان‌های مینی‌مالیستی: عبور از ماکسی‌مالیسم به مینی‌مالیسم ▫️ هاسورن، آلن‌پو و تعریف داستان‌کوتاه ▫️ چخوف و تعریف داستان‌کوتاه ▫️ همینگوی و تأثیرگذاری در جریان مینی‌مالیسم ▫️ محتوا و ساختار در داستان مینی‌مال ▫️ تحلیل نمونه و کارگاه مینی‌مال‌نویسی ▫️ داستان انکدوت (لطیفه‌وار) و داستان اسکیج (طرح‌واره)، تحلیل نمونه ▫️ داستان‌های فلش‌فیکشن، میکروفیکشن، نانوفیکشن، تحلیل نمونه ▫️ داستان بایتی و داستان تعدادی ▫️ کارگاه کوتاه‌آفرینی ▫️ داستان‌های کوتاه‌گرا در ایران: از دوران قدیم تا دوران معاصر ▫️ قالب کاریکلماتور ➖ ویژگی‌ها و امکانات: ▫️ محتوای جلسات مبتنی بر آموزش نظری و تمرین عملی است. ▫️ نمونه‌ای از داستان‌ها برای تحلیل معرفی می‌شود. ▫️ جلسات ضبط می‌شود و فایل آن یک روز پس از جلسه در اختیار قرار می‌گیرد. ▫️ فایل جلسات تا سه ماه پس از دوره در دسترس است. ➖ برای کسب اطلاعات بیش‌تر، تنظیم زمان مشاوره‌ و تکمیل ثبت‌نام با آی‌دی زیر در ارتباط باشید: — @MohammadReza_IranZade ▫️این‌جا خانه‌ی تو و من است: -  https://t.me/MohammadRezaIranZade

داستان زیر، اثر خانم سارا فریلای (Sarah Freligh)، در سال ۲۰۲۵، جایزهٔ بهترین ریزداستان در انگلیس را به خود اختصاص داده است. A
داستان زیر، اثر خانم سارا فریلای (Sarah Freligh)، در سال ۲۰۲۵، جایزهٔ بهترین ریزداستان در انگلیس را به خود اختصاص داده است. A Civil War Fourth hour history and we’re passing notes about whether that blue stain on Rita Ceresi’s neck is ink or a hickey instead of listening to Rodney Granger’s boring report about Lee’s surrender at Appomattox when the door opens and a man walks in, somebody’s dad with a bag lunch only the thing in his hand is a gun and Mrs. Keller our teacher is sleepwalking toward him—Please, John—and now, whenever I can’t unremember it, I think of General Grant on the courthouse steps telling his men The war is over, knowing that some wars are never over, ever. جنگ داخلی زنگ چهارمْ کلاس تاریخ است و ما، به جای گوش دادن به گزارش کسل‌کنندهٔ رادنی گرینجر دربارهٔ تسلیم شدنِ لی در آپوماتوکس، دربارهٔ اینکه لکه‌ٔ آبی روی گردن ریتا چرسی جوهر یا رَدِ بوسه است یادداشت رد و بدل می‌کنیم. در این حین، در باز می‌شود و مردی می‌آید؛ پدرِ یکی از بچه‌ها است که انگار کیسه‌ٔ ناهاری دستش است، منتها آن شیء در دستش اسلحه است. خانم کلر، معلممان، مثل خواب‌گردها با دست‌های به‌جلو‌کشیده‌شده‌ به سمتش می‌رود و می‌گوید: «خواهش می‌کنم، جان.» و حالا، هر وقت نمی‌توانم آن صحنه را به خاطر نیاورم، به یاد ژنرال گرانت روی پله‌های دادگاه می‌افتم که به افرادش می‌گوید: «جنگ تمام شده است»؛ اما می‌دانم بعضی جنگ‌ها هرگز تمام‌شدنی نیستند. 🔷 دو نکته در ترجمهٔ بالا، از نظر نگارنده، کلیدی است: ۱) برای ترجمهٔ sleepwalking بهتر است از تکنیک افزودن استفاده کرد و وجه تشبیه (= به‌ جلو کشیده‌ شدن دست‌ها) نوشته شود، چراکه پی بردن به این تشبیه برای بیشتر فارسی‌زبان دشوار است و معنا (= التماس) منتقل نمی‌شود؛ ۲) در جملهٔ آخر، مرجع knowing ضمیر I است. #ریزداستان #ترجمه #داستان‌نویسی #microfiction

آیا با کاربرد واژهٔ «جوانمرد» برای بانوان، مانند مثال زیر، موافقید؟ پروانه خانمْ جوانمرد است.
Anonymous voting

به‌نام خدای زبان‌آفرین بسیاری از صاحب‌نظران عرصهٔ ترجمه بر این باورند که تقریباً هیچ گرده‌برداری‌ای بی‌دلیل اتفاق نمی‌افتد. ا
به‌نام خدای زبان‌آفرین بسیاری از صاحب‌نظران عرصهٔ ترجمه بر این باورند که تقریباً هیچ گرده‌برداری‌ای بی‌دلیل اتفاق نمی‌افتد. از سوی دیگر، روشن است که بعضی از این دلیل‌ها چندان بایسته نیست. 🔷 یکی از موارد پیچیده گرده‌برداری مربوط به واژهٔ «یک» برای بیان اسم جنس می‌شود. این گرده‌برداری که از نوع نحوی به شمار می‌آید عمدتاً از ترجمه‌های متون انگلیسی وارد فارسی شده است. 🔷 نگارنده بر این باور است که «یک» در ترجمه‌ٔ جمله‌هایی با ساخت زیر دربرابر a/an درست و موجه است: The (+ adj) + noun + of + a/an + noun برای روشن شدن موضوع، ترجمهٔ نام رمان زیر به‌نظر مناسب است: The memoirs of a survivor خاطرات یک بازمانده در ترجمهٔ بالا حذف «یک» منجر به ابهام می‌شود، چراکه، در آن صورت، ترجمه می‌تواند برای جملهٔ زیر در نظر گرفته شود: The memoirs of the survivor خاطرات بازمانده یا (برای جلوگیری از کژتابی احتمالی) خاطرات آن بازمانده خاطرات بازمانده‌هه (گفتاری) 🔷 همان‌طور که مشخص است در مورد بالا، «یکِ» گرده‌برداری‌شده ابهام‌زدایی می‌کند؛ اما بدیهی است که گسترش این گرده‌برداری به موردی مانند زیر که در آن «یک» نقش ابهام‌زدایی ندارد (به‌جز برای تأکید)، بی‌مورد است: He is a writer. او یک نویسنده است. در جملهٔ بالا «یکِ» بدون ایجاد ابهام قابل حذف است، چراکه برای ترجمهٔ جملهٔ He is the writer نمی‌توانیم بگوییم «او نویسنده است»، بلکه منطقاً این‌طور ترجمه می‌کنیم: او همان نویسندهٔ موردنظر (یا گفته‌ یا ...) است. یا او (همان) نویسنده‌هه است. (گفتاری) #یک #گرده‌برداری #گرده‌برداری_نحوی #ترجمه 📱 https://t.me/language_niceties 📱 https://instagram.com/language_niceties A. Parsazadeh

گمان می‌کنم به فهرست زیباترین واژه‌ها می‌توانیم «جوان‌مری» و «شیرزنی» را نیز بیفزاییم. البته هر دوی این واژه‌ها از لحاظ جنسیت‌ محدودند؛ اولی فقط برای مرد و دومی فقط برای زن قابل استفاده‌ است. از این رو، «رادمنشی» که از لحاظ جنسیت‌ خنثی است درخورتر می‌نماید. #زیباترین_واژه #رادمنشی

گمان می‌کنم به فهرست زیباترین واژه‌ها می‌توانیم «جوان‌مری» و «شیرزنی» را نیز بیفزاییم. البته هر دوی این واژه‌ها از لحاظ جتسیت‌ محدودند؛ اولی فقط برای مرد و دومی فقط برای زن قابل استفاده‌ است. از این رو، «رادمنشی» که از لحاظ جنسیت‌ خنثی است درخورتر می‌نماید. #زیباترین_واژه #رادمنشی

گمان می‌کنم به فهرست زیباترین واژه‌ها می‌توانیم «جوان‌مری» و «شیرزنی» را نیز بیفزاییم. البته هر دوی این واژه‌ها از لحاظ جتسیت‌ محدودند؛ اولی فقط برای مرد و دومی فقط برای زن قابل استفاده‌ است. از این رو، «رادمنشی» که از لحاظ جتسیت‌ خنثی است درخورتر می‌نماید. #زیباترین_واژه #رادمنشی

زنده‌یاد حمید مهدوی: «شاید سهم من در این دنیا، شغلی باشد که نزد خدا برایم شفاعت کند.» 🖤🖤🖤 #جوان‌مردی #رادمنشی
زنده‌یاد حمید مهدوی: «شاید سهم من در این دنیا، شغلی باشد که نزد خدا برایم شفاعت کند.» 🖤🖤🖤 #جوان‌مردی #رادمنشی

گاندی: ما باید خودْ آن تغییری باشیم كه دوست داریم در دنیا ببینیم. تسلیت به خانواده‌های داغدار 🖤🖤🖤 #فرهنگ #فرهنگ_و_زبان #تس
گاندی: ما باید خودْ آن تغییری باشیم كه دوست داریم در دنیا ببینیم. تسلیت به خانواده‌های داغدار 🖤🖤🖤 #فرهنگ #فرهنگ_و_زبان #تسلیت

آتش و یخ برخی می‌گويند جهان با آتش به پایان می‌رسد، برخی می‌گویند با يخ. با ذائقه‌ای كه از تجربهٔ امیال به‌دست آورده‌ام با آن
آتش و یخ برخی می‌گويند جهان با آتش به پایان می‌رسد، برخی می‌گویند با يخ. با ذائقه‌ای كه از تجربهٔ امیال به‌دست آورده‌ام با آن‌هايی كه طرف آتش را می‌گیرند، هم‌داستانم اما اگر نابود دومی در کار بود، گمان می‌كنم نفرت را به اندازه‌‌ای می‌شناسم که بگویم برای تخریبْ یخ نیز سترگ است و بسنده. مترجم: نگارنده 🔷 «آتش و یخ»، شعر پرآوازهٔ رابرت فراست، به تقابل عشق (= آتش) و نفرت (= یخ) در به سرانجام رساندن جهان می‌پردازد. #شعر