࣪˖ 𓂃𝑭𝒆𝒆𝒍𝒊𝒏𝒈𝒔 ⊰
Ir al canal en Telegram
473
Suscriptores
Sin datos24 horas
-57 días
+9130 días
Archivo de publicaciones
میخواستم زیباترین کلام را برایت بنویسم...
اما پنداشتم ساده نوشتن همچون ساده زیستن زیباست.!
تولدت مبارک ❤️🫂
+ P
دوست حقیقی، به تو حقیقت را میگوید!
هر چند آن حقیقت تو را بیازارد و نفست را بگزد ؛
اما دشمنت تو را میخنداند
حقیقت، تلخ اما سازنده است
دروغ، شیرین اما ویرانگر است..!
+ بودا
از هَمه دور میشَوَم
نُقطه ی کور میشَوَم
زِنده به گور میشَوَم
باز مُقابِلَم تویی!
+ حضرتِ مولانا
این حقیقت دارد که ما
در زمانهای «غم زده» زندگی میکنیم.!
اما بسیار زیادند کسانی که غم و ناامیدی را با هم اشتباه میگیرند...!
+ آلبر کامو
«خیال می کردم مرگ پدیدهای است مربوط به بدن آدم، حالا میفهمم که فقط یکی از احوال روحی آدم است...»✨
+ ویلیام فاکنر
از اینکه پشتتون بد میگن ناراحت نباشید! یه جمله تو کتاب ملت عشق بود که میگفت :
نمیدانم چرا آدمیزاد تمایل دارد وقتی چیزی را درک نمیکند، بدیاش را میگوید!؟
پشت نقاب بزرگسالی همهی ما
کودکی است . .
نیازمندِعاطفه، گذشت، عشق
و ترسیده از تنهایی :)
فکر میکنم یکی از علائمی که اثبات میکنه مبتلا به عشق شدی ...
اینه که با دیدن لبخندش ناخوداگاه لبخند بزنی ، ولو در تیره ترین روز و شرایطِ ممکنت :)
همهٔ انسان ها
به طور یکسان محکومند که روزی بمیرند...
ایستاده مردن...
بهتر از زانو زده زیستن است!
اگر دلش تنگ بشه، زنگ می زنه!
اگر بخواد ببیندت، میاد!
اگر تورو بخواد، برات میجنگه!
اگر براش مهم باشی، رهات نمیکنه!
اگر بخش از زندگیش باشی، برات وقت داره!
اگر ازش ناراحت باشی، بیخیال نمیگذره!
و اگر دوستت داشته باشه نشون میده و میگه! پس الکی خودتونو گول نزنید.
باشه؟!
بعضی داستانها بعد از تمام شدنشان هم دست از سرت برنمیدارند. The Boys برای من یکی از همانها بود؛ سریالی که فقط تماشایش نکردم، بلکه مدتها دربارهی شخصیتها، تصمیمهایشان و دنیایی که ساخته بود فکر کردم.
این سریال یادم داد که قدرت، بدون اخلاق، میتواند خطرناکتر از هر دشمنی باشد. اینکه ظاهر قهرمان بودن همیشه به معنای درست بودن نیست و پشت لبخندها و شعارهای زیبا، گاهی تاریکترین حقیقتها پنهان شدهاند. یادم داد هیچکس کاملاً سفید یا کاملاً سیاه نیست و انتخابهای آدمها هستند که شخصیتشان را میسازند.
موقع دیدنش مدام بین هیجان، شوک، عصبانیت و حتی گاهی ناراحتی جابهجا میشدم. هر قسمت باعث میشد بیشتر به مفهوم قدرت، فساد، انتقام و انسانیت فکر کنم. شاید همین باعث شد The Boys برای من فقط یک سریال ابرقهرمانی نباشد؛ بلکه داستانی باشد دربارهی انسانها، با تمام ضعفها و تناقضهایشان.
شاید دلیل ماندگار شدنش هم همین باشد؛ اینکه بعد از تمام شدن هر قسمت، فقط صحنههای اکشن در ذهنم نماند، بلکه سؤالهایی ماند که هنوز هم گاهی به آنها فکر میکنم.
بعد از مدتی، درد خصوصی میشه و گفتنش به دیگران لطفی نداره، شروع انزوا از همین نقطهست.
