es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

تلخی‌‌ها

تلخی‌‌ها

Ir al canal en Telegram

شعرهای علیرضا اسماعیل‌پور @aliresma

Mostrar más
1 387
Suscriptores
-124 horas
+17 días
+830 días
Archivo de publicaciones
4_5841400387235481460.mp36.23 MB

تک‌چهره‌ی جینِورا دِ بِنچی (۱۴۷۸/۱۴۷۴) لئوناردو داوینچی (۱۴۵۲-۱۵۱۹)
تک‌چهره‌ی جینِورا دِ بِنچی (۱۴۷۸/۱۴۷۴) لئوناردو داوینچی (۱۴۵۲-۱۵۱۹)

Sonnet 116 Let me not to the marriage of true minds Admit impediments; love is not love Which alters when it alteration finds, Or bends with the remover to remove. O no, it is an ever-fixèd mark That looks on tempests and is never shaken; It is the star to every wand'ring bark Whose worth's unknown, although his height be taken. Love's not time's fool, though rosy lips and cheeks Within his bending sickle's compass come. Love alters not with his brief hours and weeks, But bears it out even to the edge of doom: If this be error and upon me proved, I never writ, nor no man ever loved. William Shakespeare (1564-1616) غزلواره‌ی ۱۱۶ مباد آن دَم که بر پیوندِ دل‌هایی چنین صادق ببندم رَه، که عشقی نیست آن عشقی که فرساید؛ دگرگونی چو بیند، خود دگر گردد، پس آن عاشق- -به دوری تن دهد در دَم، چو دوری‌افکنی آید نه زین‌سان، آه- عشق‌ست آن نشانِ تا ابد بر جا که خیره بنگرد بی لرزه و بی بیم، در توفان که باشد اخترِ سرگشته‌زورق‌ها و اوجَش را توان دانست، اما ارجِ آن دریافتن نتوان نه در چنگ زمان‌ست عشق، اگر با داسِ خود گردون رُخ و لب‌های گلگون را ز قوسِ تیغ بُگذارد ز سِیرِ هفته و ساعت، نگردد عشقْ دیگرگون که هم تا بامدادِ روزِ رستاخیز تاب آرَد چو باشد ناروا این رای و زین باشد یقینَم، پس نه شعری گفته‌ام هرگز، نه هرگز بوده عاشق کس. ویلیام شکسپیر (۱۵۶۴-۱۶۱۶) ترجمه به‌شعر: علیرضا اسماعیل‌پور متن اصلی به نقل از: William Shakespear Complete Works, ed. Jonathan Bate & Eric Rasmussen, Chief Editor: Héloïse Sénéchal, RCS (Royal Shakespear Company), Modern Library, New York, 2007 (p. 2455).

4_5915856153572542130.mp31.97 MB

صادق، در جست‌وجوی آب‌های فراموشی (۱۸۱۲) جان مارتین (۱۷۸۹-۱۸۵۴)
صادق، در جست‌وجوی آب‌های فراموشی (۱۸۱۲) جان مارتین (۱۷۸۹-۱۸۵۴)

یادِ آدمی مادرِ دریغ و کینه‌ است و دخترِ خُردترِ خویش را دوست‌تر می‌دارد هنرِ به‌یادسپردن تنها از این رو از تو می‌جوشد که لاقیدی‌ات را در تماشای گردنکشیِ گورزادانْ افزون کند تا به پایمردیِ این چاره‌گرِ سُست‌گام باران را نیز از برهوتِ خویش بی‌گُمان سازی هیچ‌کس را خبر نیست که تو از یک‌قدمیِ معجزه بازگشتی و هیچ تردستِ نورسِتیزی روح تابناکت را خریدار نیامد لیک رازی را که کس درنیابد چرا باید گفت؟ بگذار دانایان را زین بیش نه شکوهی باشد و نه افسوسی مگر بدین‌سان از کوه‌بارِ بیهودگی بتوانی رَست و سیلاب گم‌بودگی خستگی‌های بی‌شمارت را بتواند شست. علیرضا اسماعیل‌پور- ۱۴۰۵/۷/۳۰

4_723784306721498618.mp32.17 MB

بربط‌نواز (۱۵۲۰) بارتولومئو وِنِتو (۱۴۸۰؟-۱۵۵۵؟)
بربط‌نواز (۱۵۲۰) بارتولومئو وِنِتو (۱۴۸۰؟-۱۵۵۵؟)

I have done, Put by the lute; Songs and singing soon are over, Soon as airy shades that hover Up above the purple clover-- I have done, put by the lute. Once I sang as early thrushes Sing about the dewy bushes, Now I’m mute; I am like a weary linnet, For my throat has no song in it, I have had my singing minute. I have done, Put by the lute. Duncan Campbell Scott (1862-1947) Source: A Critical Edition of the Poems of Duncan Campbell Scott, by Leon Slonim, University of Toronto, 1978 (p. 21). بخواندم واپسین خط را فروبگذار بَربَط را چه زود آخِر شد آن آواز و آن آوازخوانی چو کوتَه‌پَرسه‌های سایه‌ای لاقید و فانی مُعَلَّق روی شبدرهای خیس و ارغوانی بخواندم واپسین خط را فروبگذار بَربَط را زمانی نغمه می‌خواندم، چو توکا در سپیده که گِردِ شاخِ شبنم‌پوش، آوازش تنیده کنون چون سینه‌سرخی خسته‌ام، خاموش در راه که خالی گشته از هر نغمه‌ام دیگر گلوگاه به پایان برده دیگر موعدِ آواز را، آه بخواندم واپسین خط را فروبگذار بَربَط را. دانکن کمبل اسکات (۱۸۶۲-۱۹۴۷) ترجمه به‌شعر: علیرضا اسماعیل‌پور

مهاجرت‌ها بخشی از موسیقی فیلم چشمان تمام بسته (۱۹۹۹) اثر استنلی کوبریک (۱۹۲۸-۱۹۹۹) آهنگساز: جاسلین پوک (۱۹۶۰- ) آواز: مانیکَّم یُوگِسوَرَن (۱۹۵۹- )

گریز (۱۹۶۱) رِمِدیوس بارو (۱۹۰۸-۱۹۶۳)
گریز (۱۹۶۱) رِمِدیوس بارو (۱۹۰۸-۱۹۶۳)

روزی بود سست‌گام و کبود، که رنجور و خنده‌زنان به چیدن غنچه‌های غرور می‌رفتیم و درختانِ بی‌زبانِ بخت‌آگاه به افسوس و اَسَف بر فرجام ما سر می‌جنباندند ناگاه به‌ بدگُمانی در نیکبختیِ نابهنگامِ خویش نگریستی پس ماه دست بر چشم نهاد و مِه تراویدن آغاز کرد پرهیزت نه از پارسایی‌ست، یارا که در کسوفِ وسوسه بیش کورسویی نمی‌یابی لیک این دَمسَردی‌ات نیز روا نیست، که رهیافتگانِ شب‌پِیما می‌گویند: "جان خود را سرگشته دار تا رویاهای راستین از هراس فردایَت آگهی ندهند." جانت رزمگاه هنرهاست و بیگانه با بخشایش چرا که شرمساری را نیک شناخته‌ای لیک هنوز بر زمینِ شخم‌خورده‌ات باید ایستاد و دیده در آسمانِ بی‌مهرَت باید بست تا ساربان کوهسار با ارمغانِ مَغاک دررسد. علیرضا اسماعیل‌پور- ۱۴۰۵/۶/۳۰

سوئیت مودیلیانی (۲۰۰۴) گای فارلی (۱۹۶۳- ) سولوی ویلن: جَنیس گراهام بخشی از موسیقی متن فیلم مودیلیانی (۲۰۰۴) اثر میک دیویس (۱۹۶۱- )

موسیقی (۱۸۹۵) رنگ‌وروغن روی بوم گوستاو کلیمت (۱۸۶۲-۱۹۱۸)
موسیقی (۱۸۹۵) رنگ‌وروغن روی بوم گوستاو کلیمت (۱۸۶۲-۱۹۱۸)

دیدارت ماهِ رنگ‌باخته‌ بر پرده‌ی سکوت کبوتران و آوازِ طلایی و تاریکَت مَلمَلِ نشسته بر خاربوته‌های دلتنگی یادت نیست؟ آن‌گاه که زنجره‌های نهانکار به خاموشی‌مان فراخواندند، یادگاری نو پی افکندیم: "چه گستاخیم که به تماشای آمیزش رنگ‌ها آمده‌ایم چه رنجوریم که از داروی زمانه آرام جُسته‌ایم چه سرمستیم، که خراج شیطان را دوچندان پرداخته‌‌ایم چه آزادیم، که آفاق رنج را به گام‌های نور پیموده‌ایم." بیا نسترنی را بر مزار سازهایم پرپر کنیم چرا که هیچ‌کس را هوای شنیدن هزار نغمه‌ام نبود در بیگاهِ نسیان بیا و غمت را از من دریغ مدار مگر واپسین نسیم زمستان آب و آفتاب را در شَریان‌هایم فروچکاند. علیرضا اسماعیل‌پور- ۱۴۰۵/۴/۱

فانتزیِ کارمِن (۱۸۸۱) پابلو دِ ساراساته (۱۸۴۴-۱۹۰۸) اجرای حاضر: رادیو سمفونی فرانکفورت (۲۰۲۲) به رهبری: آندرس اُرُزکو-استرادا (۱۹۷۷- ) ویلن: هیلاری هان (۱۹۷۹- )

لوسیفر (۱۸۹۰) فرانتس ریتِر فُن اشتوک (۱۸۶۳-۱۹۲۸)
لوسیفر (۱۸۹۰) فرانتس ریتِر فُن اشتوک (۱۸۶۳-۱۹۲۸)

بس است، بس؛ چگونه به روی آفتاب خنده می‌زنی با این زخمِ نیاسودنی با این وامِ ناگُزاردَنی و با کینی که تا هزار سال ستانده نخواهد شد؟ ای دل‌آکنده‌ی درسایه‌نشسته، تو با لبخند بودایان در بزم بادسَران نگریستی لیک در تاریکنای دلت توسنی سُم به سنگ می‌کوفت و دشنه‌های داغدیده‌ات در پستوی غبار و غرور خواب خون می‌دیدند بس است، بس؛ دیوارِ کاغذینِ بیم را بشکاف و فریبِ این سایه‌های سهمگین را مگیر که در پسِ پرده جز خُرده‌‌خاشاکی نمی‌یابی. علیرضا اسماعیل‌پور- ۱۴۰۵/۳/۲۸

Miserere mei, Deus "خداوندا، بر من رحمت آور" گریگوریو آلگری (۱۵۸۲-۱۶۵۲) سال ساخت: ۱۶۳۸ اجرای حاضر: گروه کُرِ تِنِبرائِه، ۲۰۰۶

کریمهیلد متهم می‌کند (۱۸۷۹) اِمیل لاوفِر (۱۸۳۷-۱۹۰۳)
کریمهیلد متهم می‌کند (۱۸۷۹) اِمیل لاوفِر (۱۸۳۷-۱۹۰۳)