es
Feedback
بریده بریده 📚📖

بریده بریده 📚📖

Ir al canal en Telegram

دست بر‌ گلویم گرفته‌ام و با کتاب‌ها بریده بریده حرف می‌زنم ... انتقادات و پیشنهادات: https://t.me/HarfinoBot?start=e9267dabdb8f2a0 جهان نخواست مرا، بخت شاعری فرمود :)

Mostrar más
219
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-430 días
Archivo de publicaciones
دلم تا عشق‌باز آمد در او جز غم نمی‌بینم دلی بی‌غم کجا جویم؟ که در عالم نمی‌بینم دمی با همدمی خُرَّم ز جانم بر نمی‌آید دمم با جان برآید چون که یک همدم نمی‌بینم مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده ولیکن با که گویم راز؟ چون مَحرَم نمی‌بینم قناعت می‌کنم با درد چون درمان نمی‌یابم تحمل می‌کنم با زخم چون مرهم نمی‌بینم خوشا و خُرَّما آن دل که هست از عشق بیگانه که من تا آشنا گشتم دلِ خُرَّم نمی‌بینم نَم چشم آبروی من ببرد از بس که می‌گریم چرا گریم؟ کز آن حاصل برون از نَم نمی‌بینم کنون دَم درکش ای سعدی که کار از دست بیرون شد به امید دَمی با دوست وان دَم هم نمی‌بینم #سعدی

خب از امروز فقط کتاب کتاب کتاب.

فردا طرفای ظهر برای من حدیث کسا می‌خونین؟

با ترجمه‌ی حبیبی قطعا.

واقعا ادبیات روسیه جذاب‌ و دوست‌داشتنیه.

مجدد یادآوری شد که بله، "ابله" و "درآغاز رنج بود" رو ندارم. لطفا برای تولدم پیگیری کنید. 🚶🏻‍♀️

Aref - Share Sokoot.mp310.14 MB

خدا کلید در خانه را به دست تو داد و مُهر حکم ملوکانه را به دست تو داد چقدر بارقه‌ی رحمت تو گیرا بود که قلب عاشق پروانه را به دست تو داد نگاه کرد به مستان بی‌حد و عددت بساط ساغر و پیمانه را به دست تو داد گره فکند به زلف وجود و بعد از آن به پیش چشم ملک شانه را به دست تو داد  اراده کرد جهان جلد دین عشق شود نشست گوشه‌ای و دانه را به دست تو داد کرم نما و فرود آ به خانه‌ی قلبم خدا کلید در خانه را به دست تو داد... #رباب_کلامی #عیدتون‌مبارک

شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشد زنده در گور، غزل های فراوان باشد   نظم افلاک سراسیمه به هم خواهد ریخت نکند زلف تو یک وقت پریشان باشد   سایه ی ابر پی توست دلش را مشکن مگذار این همه خورشید، هراسان باشد   مگر اعجاز، جز این است که باران بهشت زادگاهش برهوت عربستان باشد   چه نیازی ست به اعجاز، نگاهت کافی ست تا مسلمان شود انسان اگر انسان باشد   فکر کن فلسفه ی خلقت عالم تنها راز خندیدن یک کودک چوپان باشد   چه کسی جز تو چهل مرتبه تنها مانده از تحیر دهن غار حرا وا مانده   عشق تا مرز چنون رفت در این شعر محمد نامت از وزن برون رفت در این شعر محمد   شأن نام تو در این شعر و در این دفتر نیست ظرف و مظروف هم اندازه ی یکدیگر نیست   از قضا رد شدی و راه قدَر را بستی رفتی آن سو تر از اندیشه و در را بستی   رفتی آن جا که به آن دست فلک هم نرسید و به گرد قدمت بال ملک هم نرسید   عرش از شوق تو جان داده کمی آهسته جبرئیل از نفس افتاده کمی آهسته   پشت افلاک به تعظیم شکوهت خم شد چشم تو فاتح اقلیم نمی دانم شد   آن چه نادیده کسی دیدی و برگشتی باز سیب از باغ خدا چیدی و برگشتی باز   شاعر! این سیب حکایات فراوان دارد چتر بردار که این رایحه باران دارد #حمیدرضا_برقعی

دوستان کسی اینجا صفحه‌آرایی بلده؟

11 summertime sadness.mp311.34 MB

تاب بنفشه می‌دهد طرّهٔ مشک‌سای تو پردهٔ غنچه می‌درد خندهٔ دلگشای تو ای گل خوش‌نسیمِ من بلبلِ خویش را مسوز کز سر صدق می‌کند شب همه شب دعای تو من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان قال و مقال عالَمی می‌کشم از برای تو دولت عشق بین که چون از سر فقر و افتخار گوشهٔ تاج سلطنت می‌شکند گدای تو خرقهٔ زهد و جام مِی گرچه نه درخور همند این همه نقش می‌زنم از جهت رضای تو شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر کاین سر پُر هوس شود خاک در سرای تو شاه‌نشین چشم من تکیه‌گه خیال توست جای دعاست شاه من بی‌تو مباد جای تو خوش چمنیست عارضت خاصه که در بهار حسن حافظ ِخوش‌کلام شد مرغِ سخن‌سرایِ تو #حافظ

Homayoun-Shajarian-Havaye-Zemzeme-Hayat-128.mp34.86 MB

Homayoun_Shajarian-Tasnife_Meye_Eshgh_new.mp33.71 MB

عیدتون مبارک 🥳

یه‌کم از کانال فوروارد کنید و تبلیغ کنید افزون بشیم 🚶🏻‍♀️

Emilio Piano - Maison [128].mp36.63 MB

تجلّی کرد حسنش دوش در خلوتگه هوشم‌ به استقبال نازش دل برون آمد ز آغوشم‌ دل دیوانه‌ام پرشور و دشت بیخودی تنگ است‌ کنید ایجاد صحرایی دگر تا ناز بفروشم‌ ز بس نازک‌مزاجم‌، ناز گردون بر نمی‌دارم‌ من آن شاخم که نکهت بار سنگین است بر دوشم‌ نیم شمعی که از باد نفس راه فنا گیرم‌ چراغ طورم و طوفان نخواهدکرد خاموشم‌ سزاوار شنیدن کی بود افسانهٔ زاهد؟ به جای حرف باطل پنبه بگذارید در گوشم‌ غبارم‌، لیک صد خورشید تابان در بغل دارم‌ به ظاهر قطره‌ام‌، امّا بود طوفان در آغوشم‌ چو بحر بیکران پیوسته‌امواج است طبع من‌ توانی نیست کس را تا فروبنشاند از جوشم‌ ز بس دارم نوید از زندگانی سرگرانی‌ها که بردارد به جز تیغ اجل این بار از دوشم‌؟ #غلام_احمد_نوید

ما می‌رویم با دوره‌ی دوباره‌ی فیوریت‌های چاووشی بمیریم. خدافظ.