جهان چگونه کار می کند؟
Ir al canal en Telegram
کانال های علمی دیگر ما در زمینه علوم اعصاب و مستند : @world_function_LIB🎥 📷Instagram.com/world.function گروه علمی ما : @world_function ارتباط با مدیریت : @SHAHAB_FS
Mostrar más4 362
Suscriptores
+224 horas
+57 días
-830 días
Archivo de publicaciones
Repost from Science is for all🔬
دانشمندان مدعی دستیابی به طرح اولیه ساخت نوعی کرمچاله در آزمایشگاه شدند
انسانها احتمالاً یک گام به ساخت کرمچاله نزدیکتر شدهاند؛ چرا که حالا محققی از دانشگاه بریستول طرحی را پیشنهاد کرده است که در آن میتوان بدون نیاز به جابهجایی ذرات، اطلاعات را با کمک درهمتنیدگی کوانتومی از یک نقطه به نقطهای دیگر منتقل کرد.
«حطیم صالح»، محقق دانشگاه بریستول و همبنیانگذار استارتاپ DotQuantum، مدعی است که ایده ای به نام کانترپورتیشن (Counterportation) را ابداع کرده که میتواند اولین نقشه ساخت در دنیا برای کرمچالهها باشد.
در طرح «کانترپورتیشن» از کیوبیتهای کوانتومی برای انتقال اطلاعات از یک نقطه به نقطهای دیگر استفاده میشود، درحالیکه این دو نقطه هرگز با هم تعاملی برقرار نمیکنند. حطیم صالح میگوید: «هرچند کانترپورتیشن به هدف نهایی تلهپورتیشن، یعنی انتقال جدا از جسم، دست پیدا میکند، اما این کار را بهطرزی حیرتآور و بدون جابهجایی اطلاعات قابلمشاهده [در میان دو نقطه] انجام میدهد.»
کانترپورتیشن شکلی کوانتومی از ارتباطات خلاف واقع (Counterfactual) است که به جابهجایی اطلاعات کوانتومی منجر میشود. اما چگونه؟ اینجاست که پای نوع خاصی از پل اینشتین-روزن (ER) یا کرمچالهها به میان میآید. مفروض است که این نوع از کرمچالهها پیوندی میان اشیای درهمتنیده ایجاد میکنند.
کرمچاله میتواند واسطی برای محققسازی کانترپورتیشن باشد
به گفته آقای صالح، این شکل از کرمچالههای محلی میتوانند بهعنوان واسطی عمل کنند که کانترپورتیشن در آنها رخ میدهد. این پلها معمولاً در مقیاسهای بزرگ در نظر گرفته میشدند، اما میتوانند در اندازههای کوچک هم وجود داشته باشند.
این محقق درباره برنامه آینده خود میگوید: «هدف ما برای آینده نزدیک ساخت فیزیکی چنین کرمچالهای در آزمایشگاه است که بتواند بهعنوان سکوی آزمایشی برای سایر نظریههای فیزیک و حتی گرانش کوانتومی استفاده شود.»
بااینحال، برای دستیابی به کانترپورتیشن هنوز به تحقیقات بیشتر و البته دستاوردهای جدیدی درزمینه رایانش کوانتومی نیاز است. صالح متذکر میشود: «اگر قرار باشد کانترپورتیشن محقق شود، باید یک نوع کامپیوتر کوانتومی کاملاً جدید ساخته شود که نیاز به تبادل نداشته باشد؛ یعنی ذرات مرتبط با یکدیگر هیچ ذرهای را میان خود مبادله نکنند.»
متأسفانه هنوز با ساخت چنین کامپیوترهایی فاصله زیادی داریم و درواقع هیچکس هنوز نمیداند که چطور باید آنها را ایجاد کرد.
منبع:phys.org
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
هیچ مدرکی دال بر وجود جهان قبل از بیگبنگ وجود ندارد
راجر پنروز، برندهٔ جایزه نوبل، که به خاطر کارش بر روی سیاهچاله ها شهرت دارد، ادعا می کند که ما شواهدی از یک جهان قبلی دیده ایم. فقط، به آن دسترسی نداریم.
بیگ بنگ اصلی از آن زمان به گونه ای اصلاح شده است که شامل یک فاز تورمی اولیه (early inflationary phase) می شود، و هر چیزی را که قبل از تورم رخ می دهد به مکانی غیرقابل مشاهده سوق می دهد. با این حال، ما نمی توانیم چیزی از قبل از آن زمان ببینیم. علیرغم اظهارات یکی از مشهورترین فیزیکدانان زنده، هیچ مدرکی دال بر وجود جهان قبل از آن وجود ندارد.
یکی از بزرگترین موفقیت های علمی قرن گذشته نظریهٔ بیگبنگ بود: این ایده که جهان، همانطور که ما آن را مشاهده می کنیم و امروز در درون آن وجود دارد، از گذشتهای داغ تر، متراکم تر و یکنواخت تر پدید آمده است.
در ابتدا به عنوان یک جایگزین جدی برای برخی از توضیحات رایج تر برای جهان در حال انبساط مطرح شد، در اواسط دههٔ 1960 با کشف "گلوله آتشین اولیه" که از آن حالت اولیهٔ داغ و متراکم باقی مانده بود: امروزه به عنوان زمینهٔ ریزموج کیهانی (CMB) شناخته میشود، به طرز تکاندهندهای تأیید شد.
برای بیش از 50 سال، بیگ بنگ به عنوان نظریه ای که خاستگاه کیهانی ما با یک دورهٔ تورمی اولیه قبل از آن و ایجاد آن را توصیف می کند، حاکم بوده است. هم تورم کیهانی و هم بیگبنگ به طور مداوم توسط اخترشناسان و اخترفیزیکدانان به چالش کشیده شده اند، اما هر بار که مشاهدات انتقادی و جدید به آن وارد میشوند، ایده های جایگزین از بین میرفتهاند. حتی تلاش جایگزین راجر پنروز، برندهٔ جایزهٔ نوبل 2020، کیهانشناسی چرخهای همدیس (Conformal Cyclic Cosmology)، نمیتواند با موفقیتهای بیگبنگ تورمی برابری کند. برخلاف سالها عنوان ها و ادعاهای مستمر پنروز، ما هیچ شواهدی دال بر وجود «یک جهان قبل از بیگبنگ» نمیبینیم.
بیگبنگ معمولاً به گونه ای ارائه می شود که گویی آغاز همه چیز است: فضا، زمان و منشاء ماده و انرژی. از یک نقطه نظر قدیمی خاص، این منطقی است. اگر جهانی که ما می بینیم امروز در حال انبساط است و تراکم کمتری دارد، به این معنی است که در گذشته کوچکتر و متراکم تر بوده است. اگر تابش (چیزهایی مانند فوتون) در آن جهان وجود داشته باشد، طول موج آن تابش با انبساط جهان کشیده میشود، به این معنی که با گذشت زمان سرد میشود و در گذشته داغتر بوده است.
در برخی مواقع، اگر به اندازهٔ کافی به عقب برون یابی کنید، به چگالی، دما و انرژی هایی دست خواهید یافت که آنقدر زیاد هستند که شرایط را برای تکینگی ایجاد می کنید. اگر مقیاس های مسافت شما خیلی کوچک، مقیاس های زمانی شما خیلی کوتاه یا مقیاس های انرژی شما خیلی زیاد است، قوانین فیزیک دیگر معنا و مفهوم خود را از دست میدهند. اگر ساعت را حدود 13.8 میلیارد سال به عقب به سمت علامت افسانه ای "0" حرکت دهیم، آن قوانین فیزیک در زمان ⁴³⁻10~ ثانیه شکسته می شوند: زمان پلانک.
اگر این تصویری دقیق از جهان بود (که شروع به گرم شدن و متراکم شدن کرد و سپس منبسط و سرد شد)، انتظار میرفت که تعداد زیادی گذار در تاریخ گذشتهٔ ما رخ دهد:
1) تمام ذرات و پادذرات ممکن به تعداد زیاد ایجاد میشوند و وقتی که برای ایجاد مداوم آنها خیلی سرد میشود، مازاد آن به صورت تابش از بین میرود.
2) تقارن الکتروضعیف و هیگز زمانی که جهان کمتر از انرژی ای که در آن تقارن ها احیا می شوند سرد می شود، شکسته می شود و چهار نیرو و ذرهٔ بنیادی با جرم سکون غیر صفر ایجاد می کند.
3) کوارک ها و گلوئون ها متراکم می شوند و ذرات ترکیبی مانند پروتون و نوترون را تشکیل می دهند.
4) نوترینوها برهمکنش مؤثر با ذرات باقی مانده را متوقف می کنند.
5) پروتون ها و نوترون ها با هم ترکیب می شوند و هسته های سبک را تشکیل می دهند: دوتریوم، هلیوم-3، هلیوم-4 و لیتیوم-7.
6) گرانش برای ایجاد نواحی بیش از حد متراکم عمل می کند، در حالی که فشار تابش در زمانی که بیش از حد متراکم می شوند آنها را منبسط می کند و مجموعه ای از آثار نوسانی و وابسته به مقیاس را ایجاد می کند.
7) و تقریباً 380000 سال پس از بیگ بنگ، آنقدر سرد میشود که اتمهای خنثی و پایدار را تشکیل میدهد بدون اینکه فوراً از هم جدا شوند.
وقتی آخرین مرحله رخ میدهد، فوتونهایی که در جهان نفوذ میکنند، و قبلاً از الکترونهای آزاد پراکنده شده بودند، به سادگی در یک خط مستقیم حرکت میکنند، و طول موجشان طولانیتر میشوند و با انبساط جهان رقیق شده و تعدادشان کاهش مییابد.
ادامهٔ مطلب
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
باکتری های روده به سلول های T کمک می کنند تا عضلات را بهبود بخشند
سلولهای T تنظیمکننده (Regulatory T cells) در رودهٔ بزرگ به سمت عضلات حرکت میکنند تا بهبود زخم را در موشها افزایش دهند، و این پرسشها را در مورد اینکه چگونه آنتیبیوتیکها ممکن است بر بهبود آسیب تأثیر بگذارند، ایجاد میکنند.
بدون تریلیونها باکتری در روده، ماهیچهها ممکن است نتوانند پس از آسیبدیدگی خودشان را به هم متصل کنند و ممکن است از هم گسسته شوند. طبق مطالعه ای که در 22 فوریه در Immunity منتشر شد، سلول های T که به طور معمول در رودهٔ بزرگ موش قرار دارند، نقش مهمی در بازسازی بافت ایفا می کنند و برای انجام این کار به میکروب های روده متکی هستند. این مطالعه نشان میدهد که بدون این میکروبهای مفید، التهاب میتواند از کنترل خارج شود و از بهبودی بافت جلوگیری کند و موجب فیبروز در بیمار شود.
بولا هانا، ایمونولوژیست در دانشکدهٔ پزشکی هاروارد می گوید:"پیام اصلی مقاله این است که میکروبیوتا بر سیستم ایمنی شما و سلامت عمومی شما به شکلی بزرگتر از آنچه قبلاً تشریح کرده بودیم، تأثیر می گذارد." هانا سلول های T تنظیمکننده را مطالعه می کند، دسته ای از سلول های ایمنی که در بافت های سراسر بدن یافت می شوند. او سلولهای T تنظیمکننده را حافظان صلح (peacekeepers) سیستم ایمنی توصیف میکند، زیرا آنها دیگر سلولهای ایمنی را مهار میکنند و تضمین میکنند که التهاب از کنترل خارج نمیشود.
الکساندر رودنسکی، ایمونولوژیست در مرکز سرطان مموریال اسلون-کترینگ (Memorial Sloan Kettering Cancer ) که در این مطالعه شرکت نداشت، می گوید:" برای یافتن جمعیت سلول های ایمنی که در روده تغییر یافته اند [...] این سلولهای ایمنی اثرات سیستمیک دارند و فرآیندهای فیزیولوژیکی و پاتوفیزیولوژیکی را که در جاهای دیگر رخ می دهند تحت تأثیر قرار می دهند، بدیهی است که مورد توجه عمدهٔ دانشمندان قرار میگیرد. این مرحله را برای بررسی بیشتر جنبه های فیزیولوژیکی که می تواند توسط سلول های تولید شده در روده تحت تاثیر قرار گیرد، تنظیم می کند."
هانا می گوید که این مطالعه به طور خود به خود شروع شد، زیرا او در حال بررسی عمیق نقش سلول های T تنظیم کننده در بهبود زخم بود. به دنبال آسیب، سلول های T تنظیمکننده به سمت عضلهٔ آسیب دیده حرکت میکند و در آنجا جمع می شوند. تعداد آنها چهار روز بعد به اوج خود می رسد و پس از آن بافت از حالت التهابی به حالت ضد التهابی می رود. تصور میشود که سلولهای T تنظیمی واسطهٔ این گذار التهابی به ضدالتهابی هستند، که گامی مهم برای بهبود زخم است.
هنگامی که مطالعه برای اولین بار شروع شد، هانا با استفاده از توالی یابی RNA تک سلولی، سلول های T را در محل آسیب دیدگی مشخص می کرد. این تجزیه و تحلیل چندین نوع سلول T را مشخص کرد، اما یکی از آنها برای هانا قابل توجه بود: او مواردی را مشاهده کرد که یک فاکتور رونویسی به نام RORγ را بیان میکردند، که مشخصهٔ سلولهای T تنظیمکننده است که در رودهٔ بزرگ قرار دارند.
سلولهای T رودهٔ بزرگ نقشهای زیادی دارند، از جمله اطمینان از اینکه سایر سلولهای ایمنی به میکروبهای مفید ساکن آنجا حمله نمیکنند. آنها همچنین در متابولیسم و هضم غذا نقش دارند.
هانا با تمهید این یافته های اولیه، تلاش کرد تا نشان دهد که این سلول ها در واقع از روده خارج شده اند. او و همکارانش از تکنیکی به نام نشانه گذاری نوری (optical tagging) برای ردیابی این سلول ها در حین حرکت استفاده کردند. آنها موش ها را دستکاری ژنتیکی کردند تا نوع خاصی از پروتئین فلورسنت سبز را در سراسر بدن به نام کاید (Kaede) بیان کنند که در پاسخ به نور، قرمز می شود. سپس با استفاده از لیزر، محققان سلول های ایمنی را در رودهٔ موش ها از بین بردند. هانا میگوید:"اکنون، ما توانستیم این سلولهای T تنظیمکننده رودهٔ بزرگ را ردیابی کنیم و ببینیم که آیا میتوانند رودهٔ بزرگ را ترک کنند و به مکانهای دیگر بروند."
سلول ها فقط به سمت عضله نمی روند؛ این تیم مشاهده کرد که آنها به مناطق دیگر بدن از جمله اندام ها حرکت کردند. و پس از آسیب، سلولهای نشانهگذاری شده در بافت آسیب دیده ظاهر شدند که نشان میدهد سلولهای رودهٔ بزرگ واقعاً به عضله رفتهاند.
محققان از توالی یابی گیرندهٔ سلول T (TCR) استفاده کردند، روشی برای تعیین مشخصات گیرنده های سلول T، تا نشان دهند که همان جمعیت سلول های T در روده و عضله موش های در حال بهبود یافتن، وجود دارند. گیرندههای سلول T نشانگرهایی روی سطح سلول های T بالغ هستند که به یک آنتی ژن خاص متصل می شوند و منحصر به جمعیتی از سلول ها از همان سلول والد هستند که جمعیت کلونال نیز نامیده می شود.
ادامهٔ مطلب
-
«Channel of Science is for all»
همانند سایر اپراتورهای حملونقل، شرکتهای هواپیمایی نیز باید برای جبران آلودگیهایی که بهواسطه فعالیتهای آنان وارد محیطزیست میشود، تلاش کنند. فعالیتهایی همچون جنگلکاری و حمایت از طرحهای پاکسازی آب زیرنظر این شرکتها تاحدی به جبران ردپای کربن آنها در محیطزیست کمک میکند. همچنین تعیین جریمه نشر کربن توسط دولتها، انگیزه خوبی برای جبران اثرات مخرب زیستمحیطی نشر کربن خواهد بود.
۴. استفاده از وسایل نقلیه جایگزین
بهترین و موثرترین روش برای کاهش میزان آلایندگی صنعت هوانوردی، کمکردن سفرهای هوایی غیرضروری و رزرو آنلاین بلیط هواپیماست. بسیاری از افراد با هدف فرار از رانندگی یا سختیهای سفر با اتوبوس و قطار، حتی برای مسافتهای نهچندان دور سراغ سفرهای هوایی میروند؛ غافل از اینکه با این تصمیم خود مهر پایان حیات محیطزیست را امضا کردهاند.
بخش قابلتوجهی از گازهای آلایندهای که هواپیما وارد هوا میکند، هنگام برخاستن، نشستن، کم کردن فاصله و بالا رفتن تولید میشوند. این یعنی هرچه سفرها کوتاهتر و تعداد آنها بیشتر باشد، میزان کربن تولیدشده بیشتر است. بالطبع در کشورهای پرجمعیت و میزبان پروازهای بیشتر، درصد آلودگی نیز بهمراتب بالاتر میرود.
از منظر زیستمحیطی، پروازهای بدون توقف بهمراتب بهتر از پروازهای اتصالی هستند و توصیه میشود مسافران صرفا برای مسافتهای طولانی سراغ سفرهای هوایی بروند.
۵. بهینهسازی مسیرهای پرواز
بهینهسازی مسیرهای پروازی میتواند اثرات منفی هواپیما بر آبوهوا را کنترل کند. یکی از بهترین استراتژیهای فعلی طرحریزی یک برنامه پروازی است که باعث تشکیل ابر و تغییر شرایط آبوهوایی منطقه نشود. جالب است بدانید همین اتفاق بهظاهر ساده، با انتشار بهتر تشعشعات خورشید در زمین و پایینآمدن دمای کلی هوا همراه خواهد بود.
۶. معرفی منابع انرژی جایگزین
متأسفانه کماکان جایگزینهای سبز مانند انرژی خورشیدی یا سایر انرژیهای تجدیدپذیر برای موتور هواپیما معرفی نشدهاند اما میتوان امید داشت با پیشرفت تکنولوژی در سالهای آتی، زمینه معرفی هواپیماهای الکتریکی با کمترین میزان انتشار گازهای آلاینده را فراهم کند. ظهور هواپیماهای سبز یقینا محیطزیست را از آسیبهای سوخت نفت سفید نجات خواهد داد.
اثرات مثبت سفر با هواپیما بر محیطزیست
در کنار تمام معایبی که بهعنوان مضرات سفر با هواپیما شمردیم، جابهجایی با این وسیله نقلیه مزیتهایی هم دارد که در ادامه به آنها میپردازیم.
۱. خداحافظی با تصادف و ترافیک شهری
تصادفات و ترافیکهای شهری و بینشهری هرکدام بهنوبه خود به محیطزیست آسیب میزنند. سفر با هواپیما این دو معضل را بهطور کامل حل و آلودگیهای زیستمحیطی ناشی از آنها را حذف میکند. حتی دیگر نیازی به توقف و انتظار در میانه راه نیست.
۲. هوای پاکتر با سوختهای زیستی پایدار
اگرچه در بخش ابتدایی مقاله مفصل درباره مضرات سفر هوایی و اثر آلاینده آن بر محیطزیست صحبت کردیم، واقعیت این است که درصد تولید گاز آلاینده توسط هواپیما در مقایسه با سایر وسایل نقلیه بهمراتب کمتر و سفر هوایی از سفرهای زمینی پاکتر است. اگر این صنعت موفق به استفاده از سوختهای زیستی پایدار نسل دوم (سوختهای هوایی پایدار) شود،
بهاعتقاد ناسا آلودگی هوا ناشی از ترافیک بین ۵۰ تا ۷۰ درصد کاهش مییابد. بنابراین با وجو سوختهای ارگانیک مثل جلبک، میتوانیم منتظر باشیم که از چند سال آینده خرید بلیط هواپیما برای پرواز داخلی یا پرواز خارجی آسیب جدی به محیطزیست وارد نکند.
منبع:conserve
Scientific chat:
@world_function
💫کانال جهان چگونه کار می کند💫
@Function_of_the_world
سفر با هواپیما و تأثیرات مثبت و منفی آن بر محیط زیست
در سالهای اخیر با افزایش آگاهی عمومی نسبت به اثرات زیستمحیطی وسایل حملونقل عمومی، شاهد رشد توجه عموم مردم بهخصوص دوستداران محیطزیست به سفرهای هوایی بودهایم. صنعت هوانوردی اگرچه در قیاس با سایر حوزههای حملونقل عمومی صنعت گستردهای نیست، اثرات مثبت و منفی پرشماری بر محیطزیست دارد که قصد داریم در مقاله پیش رو به آنها دقیقتر نگاه کنیم.
اثرات منفی سفر با هواپیما بر محیطزیست
بهعنوان یک مسافر دغدغهمند، در هر سفر راحت با هواپیما باید نگران ۴ مسئله مهم باشید. اولین و مهمترین آنها انتشار کربن دیاکسید است. در وهله دوم باید نگران تشکیل ابر در هوا با ذرات معلقی باشید که از هواپیما خارج میشود و میزان تابش مستقیم نور خورشید را کاهش میدهد. سومین مسئله تولید ازن تروپوسفر است.
یک گاز گلخانهای که همراه با اکسید نیتروژن در هوا پخش میشود و به محیطزیست ضربه میزند. چهارمین مورد اثرات مخرب ناشی از پرواز هواپیما در ارتفاعات استراتوسفر است. تولید ازن و آزادسازی ذرات معلق در این لایه روند تخریب لایه ازن را بیش از پیش تقویت میکند.
۱. انتشار گازهای گلخانهای
موتور هواپیما طی فرایند احتراق سوخت، کربندیاکسید، بخار آب، اکسیدهای نیتروژن، مونوکسید کربن و دوده منتشر میکند.
اکسید نیتروژن ساطعشده دمای کره زمین را بالا میبرد و لایه ازون را در ارتفاعات از بین میبرد. انتشار گازهای گلخانهای در ارتفاعات بالاتر با خطر بالاتری همراه است چون عواقب و اثرات مخرب آن مناطق وسیعتری را پوشش میدهد. بهقدری که طبق تحقیقات انجامشده، یک کیلومتر سفر هوایی در مقایسه با سایر اشکال حملونقل خطرات بیشتری بههمراه دارد. علت برمیگردد به تلاش صنایع دیگر نظیر خودروسازی برای کنترل سطح انتشار گازهای مخرب. تلاشی که هنوز از جانب صنعت هوانوردی شاهد نبودهایم.
۲. آلودگی صوتی
سروصدایی که هواپیما تولید میکند، اگرچه کوتاهمدت و زودگذر، برای ساکنان اطراف فرودگاه بهشدت آزاردهنده و مخرب است.
آلودگی صوتی مکانیکی ناشی از چرخش بخشهای موتور، آلودگی صوتی آئرودینامیک ناشی از جریان یافتن هوا و آلودگی صوتی ناشی از تجهیزات داخلی کابین دستبهدست هم این سطح از آلودگی صوتی را رقم میزنند. طبق تحقیقات پزشکی، افرادی که مرتب در معرض آلودگی صوتی فضای فرودگاه بدون عایق مناسب قرار دارند، بهمرور زمان با اختلالات خواب، مسائل عملکردی، مشکلات ارتباطی و بیماریهای روانی و قلبی عروقی دستوپنجه نرم خواهند کرد.
۳. گرمایش جهانی
حتما رد سفیدرنگ حرکت هواپیما در آسمان را دیدهاید. کنتریل یا همان بخار آبی که توسط هواپیماهای مسافربری، نظامی و غیره تولید میشود، گرما را بهدام انداخته و باعث گرمایش زمین میشوند. کنتریلها در ارتفاعات متراکم میشوند و میتوانند تا شعاع ۲ کیلومتری پخش شوند!
۴. آلودگی آب
انواع مواد شیمیایی نظیر سوخت جت، ضدیخها و روغنهای روانکننده در هواپیما و فرودگاه، بهطور مستقیم بر کیفیت آب منطقه اثر میگذارد و آن را آلوده میکند. این ذرات متأسفانه از هواپیما یا در محل فرودگاه روی زمین میریزند و با جریان آب وارد رودخانه و دریاچههای مجاور میشوند. به همین سادگی آب شرب یک منطقه در مقیاس وسیع آلوده خواهد شد. البته بهمنظور جلوگیری از اتفاقات اینچنینی، فرودگاهها ملزم به استفاده از تجهیزات ضدنشت مناسب هستند.
مقابله با این اثرات منفی
بهلطف پیشرفت تکنولوژی، هر روز روشهای تازهای برای مقابله با اثرات منفی وسایل حملونقل عمومی معرفی میشوند و صنعت هوانوردی از این قاعده مستثنا نیست. در ادامه برخی از این روشها را مرور میکنیم.
۱. تنظیم مقررات حفاظتی
هیچچیز بهاندازه وضع قوانین درست به کنترل اثرات مخرب صنعت هوانوردی کمک نمیکند. سازمان بینالمللی مدنی (ICAO) در سال ۲۰۱۶ طرح کاهش و جبران کربن برای هوانوردی بینالمللی (CORSIA) شامل محدودیتهایی برای انتشار کربن توسط خطوط هوایی منتشر کرد. اگرچه اجرای این طرح چندان موفقیتآمیز نبود و پیچیدگیهایی بههمراه داشت، همکاریهای بینالمللی جهت وضع مقررات و سیاستها مسئلهای است که همچنان مهم و حائز اهمیت است.
۲. استفاده از فناوری
برای مقابله با مشکلات آبوهوایی ناشی از سفرهای هوایی، طراحی هواپیما با بهکارگیری فناوریهای روز بیشتر از همیشه اهمیت یافته است. استفاده از سوخت سبز و زیستی، هیدروژن، پنلهای خورشیدی و باتریها، جهان را از اثرات مخرب نفت سفید (سوخت اصلی هواپیماهای امروزی) نجات میدهد. البته سرعت رشد مسافران هوایی بهمراتب بیشتر از سرعت رشد فناوریهای اینچنینی است! همچنین لازم است برای مسئله حمل سوخت توسط هواپیما تدبیری اندیشیده شود.
ادامه👇👇
Repost from Science is for all🔬
🎙️🎙️ کنفرانس علمی 🎙️🎙️
◼️ کانابیس: مروری بر کاربردهای درمانی و مصارف تفریحی - توضیح جنبههای زیستی و تاریخی و داروشناسی
▪️ مهمان برنامه: دکتر مرتضی خسروی
- متخصص و جراح مغز و اعصاب
- عضو انجمن جراحان مغز و اعصاب آمریکا (AANS)
📅 جمعه، ۲۶ اسفند ۱۴۰۱
🕘 ساعت: ۲۱:۰۰
در گروه علم و فلسفهٔ علم
گروه «علم و فلسفه علم» از بدو تولد تلگرام تشکیل شد و همواره و در همه حال مشغول فعالیت بوده است.
حجم تبادل اطلاعات و بحث های علمی در این گروه نسبت به گروههای مشابه مثال زدنی است.
این جمع متشکل از افراد متخصصی است که ضمن پاسخ به پرسشهای علمی شما، در آن گفتگوها و کنفرانسهای متعدد و پرباری انجام میشود.
از علاقمندان به علم دعوت میشود تا به این جمع بپیوندید:
https://t.me/+TTM-tJ5WrVExZGNk
Repost from Science is for all🔬
میکروبیوم های روده بینش هایی را در مورد سندرم خستگی مزمن ارائه می دهند
یک مطالعه نشان میدهد که سطح باکتریهای تقویتکنندهٔ سلامت روده (health-promoting gut bacteria) با شدت علائم خستگی مرتبط است.
میلیون ها نفر تحت تأثیر خستگی ناتوان کننده و مه مغزی (Brain fog) هستند که مشخصهٔ بیماری طولانی مدت سندرم خستگی مزمن (CFS) است که به عنوان انسفالومیلیت میالژیک نیز شناخته می شود. اگرچه سندرم خستگی مزمن با عفونت های ویروسی از جمله COVID-19 مرتبط است، علت اصلی این بیماری ناشناخته باقی مانده است.
اکنون، مطالعهای به رهبری محققان دانشکدهٔ بهداشت عمومی میلمن دانشگاه کلمبیا که در 8 فوریه در Cell منتشر شد، بینشهای جدیدی را ارائه میکند که علائم خستگی غیرقابل توضیح این بیماری را با تغییرات در ترکیب میکروب روده مرتبط میکند.
این کار نشان میدهد که باکتری تقویتکنندهٔ سلامت روده فکالیباکتریوم پراسنیتزی (Faecalibacterium prausnitzii) به شدت ممکن است خستگی را در افراد مبتلا به سندرم خستگی مزمن کاهش دهد.
برنت ال ویلیامز، اپیدمیولوژیست در دانشگاه کلمبیا و نویسنده ارشد مقاله، در ایمیلی به The Scientist می گوید: این یک یافته شگفت آور است. او توضیح می دهد که اگرچه کمبود فکالیباکتریوم پراسنیتزی با طیف وسیعی از شرایط بهداشتی از جمله بیماری کرون و پسوریازیس مرتبط است، سندرم خستگی مزمن علائم بسیار متفاوتی دارد، بنابراین غیرمنتظره است که یک نوع باکتری به عنوان یک بازیگر کلیدی در تجزیه و تحلیل آنها ظاهر شود.
ویلیامز و همکارانش از توالی متاژنومی شاتگان میکروبیوم مدفوع برای شناسایی و اندازه گیری فراوانی نسبی باکتری های خاص در نمونه های مدفوع 106 فرد مبتلا به CFS که از پنج مکان جغرافیایی متنوع در سراسر ایالات متحده انتخاب شده بودند، استفاده کردند.
سپس فراوانی ژنهای باکتریایی در رودهٔ آنها با ژنهای 91 فرد سالم مقایسه شد تا تفاوت میکروبیومهای روده در موارد سندرم خستگی مشخص شود. محققان بیماران را بر اساس جنس، سن، وضعیت اجتماعی-اقتصادی و جغرافیا مطابقت دادند.
آنها دریافتند که سطح باکتری های روده فکالیباکتریوم پراسنیتزی و یوباکتریوم رکتال (Eubacterium rectale) در افراد مبتلا به سندرم خستگی مزمن کاهش یافته است. این باکتری های "خوب" مسئول تولید بوتیرات هستند، نوعی اسید چرب که فیبر را تجزیه می کند. کاهش سطح بوتیرات با طیف وسیعی از بیماری ها مانند سرطان روده بزرگ، مقاومت به انسولین و بیماری التهابی روده مرتبط است و حتی ممکن است در شدت یا مدت COVID-19 نقش داشته باشد. سطوح پایینتر باکتری فکالیباکتریوم پراسنیتزی نیز با شدت علائم خستگی در سندرم خستگی مزمن ارتباط دارد.
فرانک کاربونرو، میکروبیولوژیست در دانشگاه ایالتی واشنگتن که در این مطالعه شرکت نداشت، اذعان کرد که از ارتباط قوی بین فکالیباکتریوم پراسنیتزی و علائم خستگی سندرم خستگی مزمن شگفت زده شده است. اما یک نکتهٔ مهم وجود دارد، او میگوید: "خستگی مزمن میتواند سالها قبل از تشخیص بیماری طول بکشد، بنابراین تعیین اینکه آیا کاهش فکالیباکتریوم پراسنیتزی علت یا پیامد سندرم خستگی مزمن است یک چالش واقعی است."
به گفتهٔ ویلیامز، صرف نظر از ناتوانی کار در ایجاد یک پیوند علّی، این یافته برای تشخیص زودهنگام سندرم خستگی مزمن امیدوارکننده است. او استدلال می کند که رابطه بین فکالیباکتریوم پراسنیتزی و علائم خستگی در سندرم خستگی مزمن هدف های بالقوه عملی را برای آزمایش های درمانی آینده ارائه می دهد. این کارآزماییها سپس میتوانند دادههای مورد نیاز برای بهبود درک علمی این بیماری را به ارمغان بیاورند.
در حال حاضر، این گروه بر روی کاری متمرکز شده است که رابطه بین سطوح فکالیباکتریوم پراسنیتزی و علائم خستگی در سندرم خستگی مزمن را با استفاده از مدلهای موش اثبات میکند. به گفتهٔ ویلیامز، این بینش های ارزشمندی برای توسعه و ارزیابی درمان های سندرم خستگی مزمن ارائه می دهد.
Source
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
دانشمندان با دقیقترین مدل زمینشناسی، ۱۰۰ میلیون سال گذشته زمین را به نمایش گذاشتند
دانشمندان تحقیقات جدیدی را منتشر کردهاند که در آن یک مدل دقیق و پویا از سطح زمین در ۱۰۰ میلیون سال گذشته به نمایش گذاشته شده است.
زمینشناسان دانشگاه سیدنی با همکاری دانشمندان فرانسوی، این مدل جدید را در ژورنال Science منتشر کردهاند. برای اولینبار، این مدل با وضوح بسیار بالا اطلاعاتی را درباره نحوه ایجاد مناظر ژئوفیزیکی امروزی و همچنین سرازیرشدن میلیونها تن رسوب به اقیانوسها ارائه میکند.
نویسنده اصلی این تحقیق، دکتر «تریستان سالز» از دانشکده علوم زمین دانشگاه سیدنی، گفت:
برای پیشبینی آینده باید گذشته را درک کنیم. اما مدلهای زمینشناسی فعلی ما فقط اطلاعات پراکندهای درباره چگونگی شکلگیری ویژگیهای فیزیکی جدید سیاره را ارائه کردهاند. اگر بهدنبال مدلی پیوسته و با وضوح بالا از تأثیر متقابل بین حوضههای رودخانه، فرسایش در مقیاس جهانی و رسوب در ۱۰۰ میلیون سال گذشته هستید، این مدل تاکنون وجود نداشته است.
بنابراین ما به پیشرفت بزرگی دست یافتهایم که نهتنها ابزاری برای کمک به ما در بررسی گذشته است، بلکه به دانشمندان در درک و پیشبینی آینده نیز کمک میکند.»
دانشمندان با استفاده از چهارچوبی که شامل نیروهای ژئودینامیک، تکتونیکی و آبوهوایی میشود، مدل دینامیکی جدیدی از ۱۰۰ میلیون سال گذشته را با وضوح بالا (تا ۱۰ کیلومتر) ارائه کردهاند.
دومین نویسنده مطالعه، دکتر «لوران هوسون» میگوید:
این مدل بیسابقه با وضوح بالا از گذشته نزدیک زمین، دانشمندان زمینشناس را به درک کاملتر و پویاتری از سطح زمین مجهز میکند. بهطور اساسی، این مدل پویایی انتقال رسوب از خشکی به اقیانوسها را بهگونهای که قبلاً قادر به دیدن آن نبودهایم، نشان میدهد.
به گفته دکتر سالز، درک جریان رسوبات زمینی به محیطهای دریایی برای درک شیمی اقیانوسهای امروزی حیاتی است؛ بهویژه با توجه به اینکه شیمی اقیانوسها بهدلیل تغییرات آبوهوایی ناشی از فعالیت انسانها بهسرعت درحال تغییر است. به همین دلیل داشتن یک تصویر کاملتر میتواند به درک ما از محیطهای دریایی کمک کند.
منبع:Science
Repost from Science is for all🔬
دانشمندان میخواهند از سلولهای مغز انسان کامپیوترهای زیستی بسازند
گروهی از دانشمندان «مغزهای کوچکی» را با سلولهای مغز انسان در آزمایشگاه پرورش دادهاند که درنهایت میخواهند آنها را به کامپیوترهای زیستی با بهرهوری بالا تبدیل کنند. محققان میگویند نقشه راه خود را برای رسیدن به این هدف تعیین کردهاند و از طریق یک حوزه چندرشتهای جدید موسوم به «هوش اندامواره» یا به اختصار OI، میتوانند به این مهم دست پیدا کنند.
پژوهشگران در مقالهای که اخیراً در مجله Frontiers in science منتشر شده است، میگویند حوزه هوش اندامواره شکلی از رایانش زیستی است که بهنحوی اخلاقمدارانه از قدرت انداموارههای مغز استفاده میکند. زیستکامپیوترهایی که از مغزهای کوچک یا انداموارهها ساخته شدهاند، میتوانند پیشرفت عظیمی را در زمینه قدرت رایانشی بهوجود بیاورند. این انداموارهها مجموعهای از ساختارهای سهبعدی کوچک هستند که از سلولهای بنیادی ساخته شدهاند و هدفشان شبیهسازی شکل و قابلیتهای یادگیری مغز است.
جان هارتونگ، از نویسندگان این مقاله و استاد میکروبیولوژیکی دانشگاه جانز هاپکینز میگوید: هرچند کامپیوترهای سیلیکونی با اعداد بهتر کار میکنند، اما مغز عملکرد بهتری در یادگیری دارد.
او باور دارد که کامپیوترهای زیستی بهخاطر تواناییهای بیشتری که نسبت به کامپیوترهای سنتی در زمینه ذخیرهسازی اطلاعات و یادگیری بهینه دارند، میتوانند پیشرفت بسیار بزرگی نسبت به فناوریهای فعلی باشند.
کامپیوترهای زیستی مسیر بلندی را پیش رو دارند
دانشمندان همین حالا با موفقیت به این مغزهای کوچک یاد دادهاند تا وظایف ساده را انجام دهند. بااینحال، پیش از حرکت بهسمت انجام وظایف پیچیدهتر، باید کارهای زیادی انجام شود. انداموارههای مغز درحالحاضر بیشازحد کوچک هستند و باید از ۵۰ هزار سلول در هر مغز کوچک به حداقل ۱۰ میلیون سلول برسند.
علاوهبراین، محققان در تلاشند تا روشهای جدیدی را برای ایجاد ارتباط بین انداموارهها فراهم کنند. هارتونگ میگوید: «ما یک رابط بین مغز و کامپیوتر را توسعه دادهایم که چیزی شبیه به کلاه EEG برای انداموارههاست. این رابط یک پوسته انعطافپذیر است که با تعداد زیادی الکترود ریز که میتوانند از انداموارهها سیگنال دریافت کنند یا به آنها سیگنال بفرستند، پوشانده شده است.»
اگرچه حوزه هوش اندامواره صرفاً در آغاز مسیر قرار دارد و کوچکترین بخش از پتانسیلهای این حوزه را نشان داده است، اما دانشمندان برای آینده آن هیجان زیادی دارند. شاید حتی یک روز بتوانیم از این انداموارهها برای کمک به بیمارانی استفاده کنیم که از اختلالهای عصبی ازجمله آلزایمر رنج میبرند. هارتونگ میگوید:
ازاینبهبعد فقط باید جوامع، ابزارها و فناوریهایی را بسازیم که محققسازی تمام پتانسیلهای OI را ممکن میکنند.
منبع:frontiersin
«Channel of Science is for all »
Repost from Science is for all🔬
آیا سیکادا های آلوده به قارچ زامبیساز (ماسوسپورا سیکادینا) واقعاً مردهٔ متحرک هستند؟
امروزه تعداد زیادی مطالب نادرست در فضای مجازی (به مانند این پست از کانال مروج شبهعلم) در مورد قارچهای زامبیساز و حشرهٔ سیکادا منتشر شده است که عنوان میکنند که "این حشره مرده است، ولی قارچهای زامبیساز اعصابش را کنترل میکنند تا راه برود و هاگهای قارچ را پراکنده کند." که در واقع نادرست و دروغ است. ژن کریتسکی، رئیس علوم رفتاری و طبیعی کالج دانشگاه ماونت سنت و محقق مشهور سیکادا در این مورد بیشتر توضیح دادهاست.
ماسوسپورا سیکادینا(Massospora cicadina) یک پاتوژن قارچی است که فقط سیکاداهای دوره ای 13 و 17 ساله مانند Brood X را آلوده می کند. این بیماری قارچی بدن آنها را فرا می گیرد و باعث می شود بخش بزرگی از ناحیهٔ تحتانی شکم و اندام تناسلی خود را از دست بدهند.
این پدیدهٔ عجیبی است که صدها سال در جریان بوده و باعث شده تا حشرات خزنده تکه تکه شده (اما زنده) در سراسر منطقه بخزند.
ژن کریتسکی، رئیس علوم رفتاری و طبیعی کالج دانشگاه ماونت سنت جوزف گفت:"بعداً در پدیدار شدن این رویداد عجیب، ما این بیماری قارچی را خواهیم دید که سیکادا می تواند به آن مبتلا شود. در سال 2004، تخمین زده شد که شاید 30 درصد از سیکاداها (در ماه ژوئن) آلوده شوند." ژن کریتسکی همچنین یک محقق مشهور سیکادا است.
او می گوید این بیماری قارچی مدتی طول می کشد تا ظاهر شود و در داخل سیکاداها رشد کند، که معمولاً شش هفته طول عمر بالای زمین دارند. به طور معمول، سیکادا اثر این عفونت قارچی را در اواسط ژوئن مشاهده خواهد کرد، اثری که معمولاً به معنای تکه تکه شدن است.
همچنین کریتسکی گفت:"این قارچ خود را در شکم سیکادا نشان می دهد و به نوعی با ساختاری گچ-مانند پر می شود. همانطور که پر می شود، انتهای شکم از بین می رود. به نظر می رسد کسی یک تکه گچ قهوهای مایل به زرد(برنزه) را در حفرهٔ شکمی حشره فرو کرده است."
نتیجه معمولاً از بین رفتن نیمه عقبی بدن حشره است. حتی با وجود اندام و شکم، این سیکاداهای کوچک همچنان متحرک هستند. کریتسکی گفت :"آنها هنوز هم می توانند پرواز کنند و هنوز بسیار زنده هستند. آنها یک طناب عصبی شکمی دارند، بنابراین مغز و تودهٔ گانگلیونی در پایه سر، قسمت های دهان را کنترل می کنند و پاها تا حدی توسط گانگلیون های سینه ای کنترل می شوند."
سیکادا تنها با هدف جفت گیری ظاهر می شود. آنها اسکلت بیرونی خود را از دست میدهند، خود را به شاخه ها می چسبانند، جفت گیری می کنند و تخم گذاری می کنند قبل از اینکه در حدود شش هفته بمیرند.
اما بیماری قارچی در بسیاری از موارد در واقع مانع از تولید مثل آنها می شود. اما حتی اگر شکم و اندام تناسلی خود را از دست بدهند، جفت گیری همچنان در خط مقدم ماموریت بالای زمینی آنهاست.
کریتسکی گفت:" خود قارچ آمفتامینی میسازد که رفتار سیکادا را تغییر می دهد. بنابراین اگر یک نر به این قارچ مبتلا شود، دیگر به دنبال ماده ها نیست. اما وقتی صدای نر دیگری را می شنود، مثل یک ماده بال هایش را تکان می دهد و آن نر را به خود نزدیک می کند. هنگامی که آن نر با او تماس پیدا می کند، هاگ های قارچ را به نر دیگر منتشر می کند."
نتیجهٔ به ظاهر نگران کننده، سیکاداهایی شبیه زامبی است که به شکلی وهم انگیز در سراسر زمین می لنگند. این پدیده چیز جدیدی نیست، زیرا محققان در اوایل دههٔ 1800 به این رفتار عجیب اشاره کردند. نگران نباشید: این پاتوژن قارچی هیچ تاثیری روی انسان ندارد.
سیکاداها به آرامی در منطقه سینسیناتی شروع به ظهور می کنند. و آنچه شما می بینید تنها آغاز است. در اینجا راهنمای کامل ما در مورد آنچه در طول ظهور Brood X سینسیناتی انتظار می رود، آورده شده است.
مطلب مرتبط:
✪ بدن سیکاداهای(زنجره) زامبی به معنای واقعی کلمه در حال از هم پاشیدن هستند.
-
Source
-
«Channel of Science is for all »
Repost from Science is for all🔬
تلاش برای شناخت چهره ها؟ کوری صورت ممکن است بسیار شایع تر از آن چیزی باشد که دانشمندان تصور می کردند
وقتی کسی به چهره ای آشنا نگاه می کند، کمتر از نیم ثانیه طول می کشد تا مغز او بینی، چشم ها، دهان، چانه و گونه ها را با هویتی مطابقت دهد.
این امر غریزی برای بسیاری از ما چنان بی دردسر اتفاق می افتد که هرگز به آن فکر نمی کنیم. اما همه این امتیاز را ندارند.
برخی از افراد در تمام زندگی خود با یک وضعیت اسرارآمیز به نام پروسوپاگنوزی رشدی دست و پنجه نرم می کنند، که در آن چهره های شناخته شده ناآشنا به نظر می رسند، یا چهره های غریبه به طرز وسوسه انگیزی آشنا به نظر می رسند. برخی که به اصطلاح به کوری صورت مبتلا هستند حتی نمی توانند خود را در آینه تشخیص دهند.
امروزه، بیشتر تخمینها پیشبینی میکنند که حدود 2 تا 2.5 درصد از جمعیت جهان به نوعی از این اختلال شناختی مبتلا هستند، و با این حال، طبق تحقیقات جدید دانشگاه هاروارد، ممکن است این اختلال آنطور که تصور میشد نادر نباشد.
از آنجایی که این بیماری در سالهای اخیر توجه رسانههای بیشتری را به خود جلب کرده است، افراد بیشتری برای بیان تجربیات شخصی خود با نابینایی صورت آمدهاند.
بیش از نیمی از کسانی که فکر می کنند با این عارضه متولد شده اند، رایج ترین استانداردهای تشخیصی را رعایت نمی کنند. این موارد خفیفتر در تحقیقات گنجانده نشدهاند، و با این حال به وضوح در سطح جمعیت مشخص هستند.
هنگامی که محققان دانشگاه هاروارد تستها و پرسشنامههای مختلفی را در مورد تشخیص چهره به بیش از ۳۱۰۰ شرکتکننده بزرگسال در ایالات متحده دادند، گروهی از افراد را یافتند که امتیاز بسیار ضعیفی کسب کردند.
بسته به اینکه کدام برش های تشخیصی برای نابینایی صورت استفاده شده است (که تعداد زیادی از آنها وجود دارد)، محققان دریافتند که این وضعیت از شیوع 0.13% تا 5.4% متغیر است.
امروزه رایجترین استانداردهای تشخیصی معمولاً شامل ترکیبی از گزارشهای شخصی و آزمایشهای عینی میشوند که در مطالعه هاروارد، نرخ تشخیصی نزدیک به ۱٪ را ایجاد کرد.
اما جالب توجه است که این گروه از بیماران لزوماً بدترین امتیاز را در تست های تشخیص چهره کسب نکردند.
برخی از افرادی که تحت این معیارها تشخیص داده نشدند، در واقع عملکرد بدتری نسبت به سایرین داشتند.
این یافته ها نشان می دهد که «صورت کوری» مانند بسیاری از اختلالات رشدی دیگر مانند اوتیسم و مولتیپل اسکلروزیس در یک طیف وجود دارد.
در مجموع، محققان در هاروارد ۳۱ فرد مبتلا به پروسوپاگنوزی اصلی و ۷۲ فرد را که دارای پروسوپاگنوزی خفیف بودند شناسایی کردند. با هم، این ۳٪ از کل حجم نمونه را نشان می دهد.
با گسترش این نتیجه به سطح جمعیت، این تقریباً ۱۰ میلیون آمریکایی است که ممکن است از پروسوپاگنوزی یا «صورت کوری» رنج ببرند، میلیونها نفر از آنها در حال حاضر از این تصویر کنار گذاشته شدهاند.
جوزف دیگوتیس روانپزشک از هاروارد توضیح می دهد: این در چندین سطح مهم است.
" اکثر محققان از معیارهای تشخیصی بیش از حد سختگیرانه استفاده کرده اند و به بسیاری از افراد با مشکلات قابل توجه تشخیص چهره در زندگی روزمره به اشتباه گفته شده است که آنها prosopagnosia ندارند."
اگر دانشمندانی که روی پروسوپاگنوزی کار میکنند این پارامترها را از بین ببرند، افراد بیشتری که با تشخیص چهره مشکل دارند ممکن است به دنبال راهحلها و ترفندهایی برای کمک به شناسایی چهره باشند. و تا زمانی که این موارد خفیف تر در کنار موارد شدیدتر در تحقیقات گنجانده شوند.
دانشمندان در هاروارد می نویسند: «این یافته پشتیبانی اولیهای را برای این ادعا فراهم میکند که استفاده از معیارهای تشخیصی آرامتر، ماهیت اختلال مورد مطالعه را تغییر محسوسی نمیدهد».
به گفته دانشمندان دانشگاه هاروارد، افرادی که در حال مطالعه روی نابینایی رشدی هستند باید از این پس از دو معیار تشخیصی استاندارد شده اختلال استفاده کنند، یکی برای موارد اصلی و دیگری برای موارد خفیف.
دیگوتیس میگوید: توسعه تشخیص مهم است زیرا دانستن اینکه شواهد عینی واقعی از prosopagnosia، حتی یک شکل خفیف، دارید، میتواند به شما کمک کند تا اقداماتی را برای کاهش اثرات منفی آن بر زندگی روزمره انجام دهید، مانند اطلاع دادن به همکاران یا جستجوی درمان.
حتی این احتمال وجود دارد که اشکال خفیف نابینایی صورت واقعاً از آموزش و درمان شناختی سود بیشتری ببرند.
وقت آن است که آن موارد را در نظر بگیریم.
این مطالعه در Cortex منتشر شد.
https://www.sciencealert.com/struggle-to-recognise-faces-face-blindness-may-be-way-common-than-scientists-assumed
Repost from Science is for all🔬
آلودگی هوا احتمال ابتلا به پوکی استخوان را افزایش میدهد
دانشمندان در یک مطالعه جدید به ارتباط نگران کننده بین آلودگی هوا و از دست دادن سریعتر استخوانها در اثر اختلال پوکی استخوان اشاره کردهاند که احتمال شکستگی استخوانها را افزایش میدهد.
خطر پوکی استخوان با بالا رفتن سن افزایش پیدا میکند و بروز این اختلال بهویژه در زنانی که به سن یائسگی رسیدهاند بسیار بیشتر است. محققاندر این مطالعه جدید که طی ۶ سال انجام شده، دادههای مربوط به تراکم مواد معدنی استخوان ۹۰۴۱ زن یائسه را بررسی کرد. آنها در طول این مطالعه متوجه شدند که با افزایش آلودگی، تراکم مواد معدنی استخوانهای تمام نواحی بدن، از جمله گردن، ستون فقرات و لگن کاهش پیدا میکند.
دیدیر پرادا، دانشمند زیست پزشکی «دانشگاه کلمبیا» و یکی از محققان این پروژه توضیح میدهد:
یافتههای ما تأیید میکند که کیفیت پایین هوا ممکن است بدن نیا به عوامل اجتماعی-اقتصادی یا جمعیتشناختی، یک عامل خطرناک برای از دست دادن استخوان باشد.
آلودگی هوا نیتروژن دشمن استخوانها
هرچند در مطالعات قبلی نیز به ارتباط بین آلودگی هوا و از دست دادن استخوان اشاره شده بود، این بار پرادا و همکارانش، بهطور خاص روی ارتباط بین نیتروژن و ستون فقرات متمرکز شده بودند. به گفته آنها، رشد ۱۰ درصدی این نوع آلودگی در طول ۳ سال گذشته با کاهش متوسط سالانه 1.22 درصد در تراکم استخوان ستون فقرات همراه بوده است.
محققان توضیح میدهند که احتمالاً دلیل اصلی این امر مرگ سلولهای استخوانی باشد. پرادا میگوید:برای اولین بار، ما شواهدی داریم که نشان میدهد اکسیدهای نیتروژن بهویژه عامل اصلی آسیب استخوانی هستند و ستون فقرات کمری یکی از مستعدترین مکانهای این آسیب است.
آندریا باکارلی، متخصص اپیژنتیک دانشگاه کلمبیا نیز توضیح میدهد:
بهبود آلودگی هوا، بهویژه اکسیدهای نیتروژن، آسیبهای استخوانی را در زنان یائسه کاهش میدهد، از شکستگی استخوان جلوگیری میکند و هزینههای سلامت مربوط به پوکی استخوان را نیز کمتر میکند.
منبع:sciencealert
«Channel of Science is for all»
کشف جدید دانشمندان: قارچی که میتواند در آینده جایگزین پلاستیک شود
¹دانشمند کشف کردهاند که نوعی قارچ با نام علمی Fomes fomentarius دارای خواص شگفتانگیزی است و میتوان از آن در آینده به عنوان یک جایگزین طبیعی و تجزیه پذیر برای پلاستیک و مواد دیگر استفاده کرد.
قارچ چوبخوار در طول تاریخ برای کاهش جرقه در هنگام آتش سوزی استفاده میشده است و همچنین در لباسها و بهعنوان دارو نیز کاربرد دارد. اکنونمین مطالعات جدیدی گفته شده که با یک روش جدید که میسیلیوم آن را کنار یکدیگر قرار میدهد، از این قارچ میتوان به عنوان یک جایگزین زیست تخریب پذیر برای پلاستیکها استفاده کرد.
میسلیوم که از رشتههای نازکی به نام هیف تشکیل شده است، شبکههای ریشه مانندی هستند که در خاک یا مواد پوسیده پخش میشوند. تیمی از دانشمندان فنلاند، هلند و آلمان میگویند که در قارچ Fomes fomentarius این شبکه میتواند به سه لایه مجزا تقسیم شود.
خواص قارچ Fomes fomentarius
محققان در مقاله منتشر شده خود مینویسند:
«میسلیوم جزء اصلی تمام لایهها است. با این حال، در هر لایه، میسلیوم یک ریزساختار بسیار متمایز با جهت گیری ترجیحی منحصربهفرد، نسبت ابعاد، تراکم و طول شاخه را نشان میدهد.»
آنها با استفاده از نمونههای جمعآوریشده در فنلاند، ترکیب ساختاری و شیمیایی بدنه مربوط به میوهدهی F. fomentarius را بررسی کردند. به گفته آنها بخشهایی از قارچ با وجود وزن کمتر، بهاندازه یک تخته چند لایه (نئوپان)، کاج و چرم قدرتمند بودند. آنها با تحقیق بیشتر متوجه شدند که لولههای توخالی که بخش عمدهای از روند میوهدهی قارچ را تشکیل میدهند، میتوانند در برابر فشار و نیرو غیرقابل انتظاری مقاومت کنند و دچار دررفتگی یا تغییر شکل عمده نمیشوند.
نکته قابل توجه در مورد این قارچ این است که از سه لایه با خواص متمایز تشکیل شده که هر کدام میتوانند به روشهای مختلفی مفید باشند. به عنوان مثال، یک پوسته بیرونی بسیار سخت وجود دارد که میتواند برای افزایش مقاومت شیشههای جلو خودروها استفاده شود. لایه میانی آن روی پوست احساس خوبی ایجاد میکند و میتواند چرم را شبیهسازی کند. لایه داخلی سوم شبیه چوب است.
«پژمان محمدی»، یکی از نویسندگان مقاله و دانشمند ارشد مرکز تحقیقات فنی VTT فنلاند میگوید:
«ما واقعاً از این ساختار شگفت زده شدیم، زیرا اگر یک زیست شناس باشید، بلافاصله متوجه خواهید شد که وقتی چیزی زیبا شروع به شکل گیری میکند، طبیعت به دلیل زیبا بودن این کار را انجام نمیدهد، بلکه باید عملکردی در آنجا وجود داشته باشد.»
قارچ F. fomentarius در حال حاضر نقش مهمی در طبیعت ایفا میکند، زیرا به درختان مرده میچسبد و مواد مغذی مهمی را آزاد میکند که در غیر این صورت در پوست باقی میماند. اکنون میتواند حتی در زمینه علم مواد بیشتر مفید باشد.
منبع:sciencealert
Scientific chat:
@world_function
💫کانال جهان چگونه کار می کند💫
@Function_of_the_world
گروه «علم و فلسفه علم» از بدو تولد تلگرام تشکیل شد و همواره و در همه حال مشغول فعالیت بوده است.
این جمع متشکل از متخصصینی است که پاسخگوی پرسشهای علمی شما، هستند.
از علاقمندان به علم دعوت میشود تا به این جمع بپیوندید:
👇👇👇
https://t.me/+TTM-tJ5WrVExZGNk
مشاهده پدیده عجیب شفق های قطبی قرمز رنگ در آمریکا و اروپا
بهتازگی بسیاری از کاربران ساکن مناطق شمال آمریکا و اروپا تصاویری را از پدیده عجیب شفقهای قطبی قرمز رنگ در فضای مجازی منتشر کردند که توانسته نگاه بسیاری را به خود جلب کنند؛ اما شفق های قطبی قرمز رنگ چگونه ایجاد میشوند؟ـ
دلیل ایجاد شفق های قطبی قرمز رنگ
طبق اعلام کارشناسان، طوفانهای ژئومغناطیسی که از انفجارهای پلاسمایی خورشید ناشی میشوند، هنگام رسیدن به جو زمین یک منظره شفق قطبی کمیابی را در آسمان بهوجود میآورند. این موج جدید به این دلیل بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته که در سایههای کمیاب قرمز وارد شده بود؛ در این بخش موجها برای نفوذ بیشتر به اتمسفر زمین به غلظت بیشتری از ذرات باد خورشیدی نیاز دارند.
در واقع جریانی از پلاسمای خورشیدی که اخیرا به زمین رسیده بود، به دلیل قدرت زیاد توانست بخشهای بالایی اتمسفر زمین را با ذرات باد خورشیدی باردار کند و شفق های قرمز رنگ نادری در آسمان بخشهای زیادی از کانادا، شمال آمریکا و اروپا بهوجود آورد.
پیشبینیکنندگان آبوهوای فضایی اعلام کردند این پدیده به مدت چند شب در این مناطق قابل مشاهده خواهد بود؛ چرا که بهتازگی طوفانهای ژئومغناطیسی جدیدی به زمین رسیده است.
منبعspace
مشاهده پدیده عجیب شفق های قطبی قرمز رنگ در آمریکا و اروپا
بهتازگی بسیاری از کاربران ساکن مناطق شمال آمریکا و اروپا تصاویری را از پدیده عجیب شفقهای قطبی قرمز رنگ در فضای مجازی منتشر کردند که توانسته نگاه بسیاری را به خود جلب کنند؛ اما شفق های قطبی قرمز رنگ چگونه ایجاد میشوند؟ـ
دلیل ایجاد شفق های قطبی قرمز رنگ
طبق اعلام کارشناسان، طوفانهای ژئومغناطیسی که از انفجارهای پلاسمایی خورشید ناشی میشوند، هنگام رسیدن به جو زمین یک منظره شفق قطبی کمیابی را در آسمان بهوجود میآورند. این موج جدید به این دلیل بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته که در سایههای کمیاب قرمز وارد شده بود؛ در این بخش موجها برای نفوذ بیشتر به اتمسفر زمین به غلظت بیشتری از ذرات باد خورشیدی نیاز دارند.
در واقع جریانی از پلاسمای خورشیدی که اخیرا به زمین رسیده بود، به دلیل قدرت زیاد توانست بخشهای بالایی اتمسفر زمین را با ذرات باد خورشیدی باردار کند و شفق های قرمز رنگ نادری در آسمان بخشهای زیادی از کانادا، شمال آمریکا و اروپا بهوجود آورد.
پیشبینیکنندگان آبوهوای فضایی اعلام کردند این پدیده به مدت چند شب در این مناطق قابل مشاهده خواهد بود؛ چرا که بهتازگی طوفانهای ژئومغناطیسی جدیدی به زمین رسیده است.
منبعspace
مشاهده پدیده عجیب شفق های قطبی قرمز رنگ در آمریکا و اروپا
بهتازگی بسیاری از کاربران ساکن مناطق شمال آمریکا و اروپا تصاویری را از پدیده عجیب شفقهای قطبی قرمز رنگ در فضای مجازی منتشر کردند که توانسته نگاه بسیاری را به خود جلب کنند؛ اما شفق های قطبی قرمز رنگ چگونه ایجاد میشوند؟ـ
دلیل ایجاد شفق های قطبی قرمز رنگ
طبق اعلام کارشناسان، طوفانهای ژئومغناطیسی که از انفجارهای پلاسمایی خورشید ناشی میشوند، هنگام رسیدن به جو زمین یک منظره شفق قطبی کمیابی را در آسمان بهوجود میآورند. این موج جدید به این دلیل بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته که در سایههای کمیاب قرمز وارد شده بود؛ در این بخش موجها برای نفوذ بیشتر به اتمسفر زمین به غلظت بیشتری از ذرات باد خورشیدی نیاز دارند.
در واقع جریانی از پلاسمای خورشیدی که اخیرا به زمین رسیده بود، به دلیل قدرت زیاد توانست بخشهای بالایی اتمسفر زمین را با ذرات باد خورشیدی باردار کند و شفق های قرمز رنگ نادری در آسمان بخشهای زیادی از کانادا، شمال آمریکا و اروپا بهوجود آورد.
پیشبینیکنندگان آبوهوای فضایی اعلام کردند این پدیده به مدت چند شب در این مناطق قابل مشاهده خواهد بود؛ چرا که بهتازگی طوفانهای ژئومغناطیسی جدیدی به زمین رسیده است.
space
#شفق_قطبی
Scientific chat:
@world_function
💫کانال جهان چگونه کار می کند💫
@Function_of_the_world
مشاهده پدیده عجیب شفق های قطبی قرمز رنگ در آمریکا و اروپا
بهتازگی بسیاری از کاربران ساکن مناطق شمال آمریکا و اروپا تصاویری را از پدیده عجیب شفقهای قطبی قرمز رنگ در فضای مجازی منتشر کردند که توانسته نگاه بسیاری را به خود جلب کنند؛ اما شفق های قطبی قرمز رنگ چگونه ایجاد میشوند؟ـ
دلیل ایجاد شفق های قطبی قرمز رنگ
طبق اعلام کارشناسان، #طوفانهای_ژئومغناطیسی که از انفجارهای پلاسمایی خورشید ناشی میشوند، هنگام رسیدن به جو زمین یک منظره شفق قطبی کمیابی را در آسمان بهوجود میآورند. این موج جدید به این دلیل بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته که در سایههای کمیاب قرمز وارد شده بود؛ در این بخش موجها برای نفوذ بیشتر به اتمسفر زمین به غلظت بیشتری از ذرات باد خورشیدی نیاز دارند.
در واقع جریانی از پلاسمای خورشیدی که اخیرا به زمین رسیده بود، به دلیل قدرت زیاد توانست بخشهای بالایی اتمسفر زمین را با ذرات باد خورشیدی باردار کند و شفق های قرمز رنگ نادری در آسمان بخشهای زیادی از کانادا، شمال آمریکا و اروپا بهوجود آورد.
پیشبینیکنندگان آبوهوای فضایی اعلام کردند این پدیده به مدت چند شب در این مناطق قابل مشاهده خواهد بود؛ چرا که بهتازگی طوفانهای ژئومغناطیسی جدیدی به زمین رسیده است.
space
#شفق_قطبی
Scientific chat:
@world_function
💫کانال جهان چگونه کار می کند💫
@Function_of_the_world
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
