es
Feedback
👩‍🎤 ایده | Dance 💃

👩‍🎤 ایده | Dance 💃

Canal cerrado

📈 Análisis del canal de Telegram 👩‍🎤 ایده | Dance 💃

El canal 👩‍🎤 ایده | Dance 💃 en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 53 332 suscriptores, ocupando la posición 5 977 en la categoría Erótico y el puesto 6 274 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 53 332 suscriptores.

Según los últimos datos del 09 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 2 272, y en las últimas 24 horas de -91, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 0.55%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 2.99% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 296 visualizaciones. En el primer día suele acumular 1 594 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 9.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como ملی, ایرانسل, کانفیگ, v2rayng, قبلش.

📝 Descripción y política de contenido

No se ha proporcionado la descripción del canal.

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 10 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Erótico.

53 332
Suscriptores
-9124 horas
-6857 días
+2 27230 días
Archivo de publicaciones
قصاب و زن جوان اخر شب بود و داشتم راهی خونه میشدم که خانومی وارد مغازه شدو دو دل بود برای حرفی که میخواست بگه  اخر سر با صدای لرزونی گفت :حاجی بچه هام گشنه ان یه کیلو گوشت بهم بده به ازای پولش هرکاری که دوست داری باهام بکن. نگاهی به چهره خانوم انداختم زیبا و دلفریب بود معامله خوبی بود یه کیلو گوشت در ازای یه شب کامیابی همه حس های مردانه ام بیدار شده بود گوشی برداشتم با خانومم تماس گرفتم..و👇👇 👈ادامه ی داستان و ماجرا

#چالش‌ارسال‌عکس‌نود‌ ورزشی ⭐️ خب خب چالش داریم چه چالشی . همگی نود هنرایی که از خودتون گرفتین و بفرستین برامون میزاریم چنل زیر: @aksnudehonari

دوس پسر فوتبالیم مدام میگه عکس نود بده ببینم چجوری بگم روم نمیشه؟ این کانالو پیدا کردم توش چقد عکس دختر فیک هست اصنم نپوشوندن هیجاشونو😂🏀 @‌AxFakenude

همیشه دنبال یه چنل ورزشی فوتبالی میگشتم اخبار و ویدیوهای فان بزاره تا اینکه رفیقم این چنلو معرفی کرد عالیههههه پیشنهاد میدم داشته باشین⚽️⚽️: @FooTball

دوستان تلگرام از کجا یا کدوم شبکه بدون سانسور فوتبال جام جهانی رو ببینیم ؟؟میشه بفرمایین مشاهده جواب :

چند ساعت دیگه فوتبال ایران تو جام جهانی شروع میشه اگه میخوای بدون سانسور بازی رو ببینی چنل زیر بجوین عشق داداش: @Football

دوستان تلگرام از کجا یا کدوم شبکه بدون سانسور فوتبال جام جهانی رو ببینیم ؟؟میشه بفرمایین مشاهده کانالهای بدون سانسور :

برادر شوهرم دکتر حاذقی بود..... ۱۲ سال بود ازدواج کرده بودم و در حسرت بچه میسوختم هر بار به شوهرم میگفتم بریم پیش پزشکی که برادرت معرفی کرده میگفت اون با پول دکتر شده چیزی حالش نیست.تا اینکه یه شب اتفاقی دیدم مادرشوهرم به شوهرم پیام داد (اونا رو دادی بخوره نکنه یادت بره) از اون روز بهشون مشکوک شدم و..یه شب قرصهایی که هر شب شوهرم بهم میداد رو خوردم و خودمو زدم خواب.یک ساعت بعد صدای مادرشوهرمو شنیدم که گفت::...👇👇👇 ادامه ی داستان

🔴تجاوز معلم خصوصی به دخترم چند ماهی بود برا دخترم یه معلم خصوصی گرفته بودم که خیلی هم جوون بود.هر روز میومد خونمون و توو اتاق ستاره یک ساعت با هم زبان کار میکردن. چهار ماه که از کلاس زبان گذشت،کم کم متوجه شدم دخترم که همیشه لباس های تنگ و جلف میپوشید الان لباس های راحت و گشاد میپوشه.هر روز که می‌گذشت بیشتر به کارهاش شک میکردم تا اینکه یه روز گفت مامان چند وقت پیش که شما رفته بودید بیرون و توو خونه کسی نبود رفتم از یخچال برا خودم و آقای ناصری میوه بیارم که دستی...😭👇👇 👈👈ادامه ی داستان جذاب کاش هیچوقت کلاس خصوصی نمیگرفتم😭👆

#روز عقدمون همسرم بهم گفت مادرم هر هدیه ای بهت داد رو قبول کن و جلو مهمونا بازش نکن...پرسیدم چرا؟گفت فعلا نپرس،فقط بازش نکن.. ....شب شد و مادرشوهرم بعنوان زیر لفظی یه جعبه  رو بهم داد..دل تو دلم نبود آخرشب بشه بازش کنم..بیبینم چیه و معنی حرف همسرم چیه...وقتی مهمونا رفتند خواستم بازش کنم که یهویی..↙️ ⬅️ادامه ی داستان

🛑خیانت عجیب مادرم چندسالی میشد بابام مرده بود منم تنها فرزند مادرم بودم اوایل مامانم ناراحت بود از مرگ بابام ولی بعد از چند روز دیدم خوشحاله میخنده لباسای عجیب میپوشه حتی آرایش میکنه یه روز دیدم از انباری خونه اومد بیرون درحالیکه استرس داره وقتی فهمید نگاهش میکنم تهدیدم کرد که هیچوقت نرم اونجا تا اینکه یک شب ...😭👇👇 👈ادامه ی داستان

#شوهرم هر چند وقت یبار شبا سفر کاری می‌رفت  .منم که تنها میموندم توی شهر غریب اما جاریم با اصرار زیاد  دخترشو میفرستاد خونه من تا اینکه یه روز دختر جاریم با گریه گفت :زن عمو  مامانم هر شب👇                    »ادامه داستان بخونید                    »ادامه داستان بخونید➡️