رویاپردازِ خسته
Ir al canal en Telegram
عاشق بوی قهوه و غرقِ در رویا در آستانهی ۲۶ سالگی✨☕️ کنجی برای آرامش و همصحبتی🌱☕ @ibluehouse ناشناس: https://t.me/iRoChatBot?start=sec-ibabdhcghd
Mostrar más511
Suscriptores
Sin datos24 horas
+67 días
+1430 días
Archivo de publicaciones
درک نمیکنم چرا انبار دار مجموعه باید تا الان نیومده باشه!؟ حس مسئولیت چیزیه که برای یه سری آدم اصلا وجود نداره. کلی کار ریخته روی سرم اما حالا باید پشت در بمونم.
- منتظرم میمونی تا برگردم!؟ + میائوجینگ، تو تنها خانوادهای هستی که دارم. هر وقت برگردی، اولین نفری که میبینی، منم.-Love For You🫂💋 #Movie
عزیز غریبِ من، این اسمش جوانی نیست. ما محکوم به بردگی در خاورمیانه و زندگی در میان عدهای از غارتگران هستیم که به هیچی جز اعتقادات پوچ و احمقانهاشان اهمیت نمیدهند و ما چه حیف بودیم. چه حیف برای زندگی در این کشوری که نامش را وطن گذاشتیم.
دنبال نور خورشیدم وسطِ روز، اما هنوز پیدایش نیست، و میترسم که برای همیشه محو شود. میتوانی مرا آدمی شکستخورده یا بیارزش صدا کنی، چون هر وقت چهرهات را میبینم، حاضرم همهچیزم را بدهم فقط تا تو هم همان احساسی را تجربه کنی که من نسبت به تو دارم. حالا وقتت را با کسی میگذرانی، با این حال میدانم تو هم این احساس را داری. او ساعتهای باارزش زندگیات را هدر میدهد، در حالی که من تکتک ثانیههایی را که میتوانستم کنار تو باشم، میشمارم. ماه چقدر زیباست، مگر نه عزیزم؟ با اینکه میدانم چه احساسی داری، دلم نمیخواهد رهایت کنم. وانمود میکنیم، انگار هیچوقت هیچ اتفاقی بینمان نیفتاده است. اگر وقتی دلت برایم تنگ میشود به من زنگ میزنی، پس چرا حقیقت را به زبان نمیآوری؟ جامم را پر میکنم، و تا آخرین قطره مینوشم تا شاید چهرهات را ببینم. چون برای گذراندن این روزها به همین دلخوشی نیاز دارم. هیچوقت بیدارم نکن، اگر هنوز در خوابم، چون دوست ندارم خورشیدِ زندگیام دوباره از بین برود. حالا وقتت را با کسی میگذرانی، اما میدانم تو هم این احساس را داری. او ساعتهای عمرت را هدر میدهد، در حالی که من تکتک ثانیهها را برای بودن کنار تو میشمارم. ماه چقدر زیباست، مگر نه عزیزم؟ با اینکه میدانم چه احساسی داری، نمیخواهم رهایت کنم. وانمود میکنیم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. اگر وقتی دلت برایم تنگ میشود به من زنگ میزنی، پس چرا به زبانش نمیآوری؟ برگرد خانه... میدانم از این همه جنگیدن خسته شدهای. هیچ حرفی لازم نیست، فقط آرامش، در سکوت. هر وقت غمگین بودی و احساس کردی از پا افتادهای، همیشه میتوانی به خانه برگردی. برگرد خانه... دارم با احساساتم میجنگم. در هر لحظهٔ سکوت، دلتنگت بودم. هر وقت غمگین بودی و احساس کردی تنها ماندهای، همیشه میتوانی به خانه برگردی.#Music
