سیره حکومت اسلامی
Ir al canal en Telegram
⫸سیره حکومتداری پیامبر و ائمه اطهار 🌐https://t.me/islamic_state https://t.me/HarfinoBot?start=f8e0c385ccb6d51
Mostrar más487
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
+730 días
Archivo de publicaciones
ابنِ عبّاسٍ : شَهِدتُ عِتابَ عُثمانَ لِعليٍّ عليه السلام يَوما ، فقالَ لَهُ في بَعضِ ما قالَهُ : نَشَدتُكَ اللّه َ أن تَفتَحَ للفُرقَةِ بابا !···
فقالَ عليٌّ عليه السلام : أمّا الفُرقَةُ فمَعاذَ اللّه ِ أن أفتَحَ لَها بابا ، و اُسَهِّلَ إلَيها سَبيلاً ، و لكنِّي أنهاكَ عَمّا يَنهاكَ اللّه ُ و رَسولُهُ عَنهُ ··· أ لاَ تَنهى سُفَهاءَ بَني اُميَّةَ عَن أعراضِ المُسلِمينَ و أبشارِهِم و أموالِهِم ؟ و اللّه ِ ، لَو ظَلَمَ عامِلٌ مِن عُمّالِكَ حَيثُ تَغرُبُ الشّمسُ لَكانَ إثمُهُ مُشتَرَكا بَينَهُ و بَينَكَ . ··· فقالَ عُثمانُ : لَكَ العُتبى ، و أفعَلُ و أعزِلُ مِن عُمّالي كُلَّ مَن تَكرَهُهُ و يَكرَهُهُ المُسلِمونَ . ثُمَّ افتَرَقا ، فصَدَّهُ مَروانُ بنُ الحَكَمِ عَن ذلكَ ، و قالَ : يَجتَرِئُ علَيكَ النّاسُ ، فلا تَعزِلْ أحَدا مِنهُم ! .[شرح نهج البلاغة : 9/15.]
ابن عبّاس ـ : روزی شاهد گلایه عثمان از علی علیه السلام بودم، از جمله سخنانی که به او گفت این بود که: تو را به خدا قسم میدهم مبادا باب تفرقه ای بگشایی··· !
علی علیه السلام فرمود: پناه به خدا که من برای تفرقه بابی بگشایم و یا برای آن راهی هموار کنم. اما تو را از چیزی نهی میکنم که خدا و رسولِ او از آن نهیت میکنند··· چرا دست نابخردان بنی امیه را از ناموس و جان و مال مسلمانان کوتاه نمیکنی؟ به خدا سوگند، اگر یکی از کارگزاران تو در غرب عالم ستم کند، تو در گناه او شریکی! ··· عثمان گفت: رضایتت را به دست میاورم. این کار را میکنم و هر یک از کارگزارانم را که تو و مسلمانان از او ناراحت هستید، برکنار میسازم. سپس از هم جدا شدند. اما مروان بن حکم، عثمان را از این کار منع کرد و گفت: مردم بر تو دلیر میشوند. بنا بر این، هیچ یک از کارگزارانت را برکنار مکن!
Repost from N/a
صفات ستوده و نکوهیده
الخصال المحمودة و المذمومة
الخصال کتابی شامل کردارهای نیک و بد
👈باب الواحد
👈باب الاثنین
👈باب الثلاثة
🔰الخصال المحمودة والمذمومة🔰
🔻-------------------------🔻
🔗 t.me/al_khesaal
🔺-------------------------🔺
Repost from علّامه محمّدرضا حکیمے
🔴اسلامیبودن حکومت باید در کیفیت زندگی مردم آشکار شود
📝«حکومت مسانخ» نزد محمدرضا حکیمی را نباید صرفاً نام یک مدل حکومتی دانست.
از نظر حکیمی، حکومت معصوم، صورت کامل حکومت الهی است؛ اما چون در عصر غیبت چنین حکومتی در دسترس نیست، جامعه دینی نباید میان دو انتخابِ «حکومت معصوم» و «حکومت غیرالهی» متوقف بماند. راه سوم، از نظر او، ساختن حکومتی غیرمعصوم اما همسنخ با حکومت معصوم است؛ یعنی حکومتی که خود را با معیارهای قرآن و سنت حکومت علوی بسنجد و در عمل به آن نزدیک شود.
از این منظر، عهدنامه مالک اشتر برای حکیمی صرفاً متن اخلاق سیاسی نیست؛ بلکه معیار آزمون حکومت غیرمعصوم است. حکومت مسانخ، حکومتی است که قدرت را برای عدالت به کار میگیرد، نه عدالت را برای توجیه قدرت؛ محروم را موضوع ترحم صرف نمیبیند، بلکه فقر را مسئله عدالت میداند؛ انسان را وسیله بقای حکومت نمیکند؛ و ارزشهای دینی را بر اشخاص و صاحبان قدرت مقدم میدارد.از همینجا یک نتیجه مهم به دست میآید: در اندیشه حکیمی، حکومت دینی پیش از آنکه یک عنوان باشد، یک مسئولیت است؛ و پیش از آنکه با نام و ساختار خود شناخته شود، باید با میزان عدالتش شناخته شود. و شاید دقیقترین تعبیر برای فهم «مسانخ» همین باشد: حکومت مسانخ، تلاش برای تبدیل معیارهای اخلاقی و عدالتمحور حکومت علوی به معیارهای عینیِ سنجش حکومت غیرمعصوم در عصر غیبت است. #حکومت_مسانخ 📚برگرفته از آثار علامه حکیمی @allamehhakimi
Repost from آیت الله العظمی دوزدوزانی تبریزی
مسئله حجاب با فشار و زور نتیجهای ندارد و بایست کار فرهنگی کرد.
بیانات مهم مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی دوزدوزانی تبریزی، ابتدای درس خارج سال تحصیلی جدید در مسجد اعظم قم :
(بخش دوم)
مطلب دوم: در خصوص حجاب و فساد اجتماعی است.
آیا این موضوع مربوط به دولت است !؟ خیر؛ دولت چه کند!؟
در حدود ۵ سال گذشته، اثر آن عملکرد را دیدیم که در نهایت آن تفکر به بی حجابی ختم شد. آن ندانم کاریها که افراد بیتخصص با آن نوع برخورد موجب این بیحجابیها شدند. بایست برای آن فکری کرد. افراد فهمیده، مطلع، آشنا، تحلیلگر و ... جمع شوند و ببینند مشکل کجاست؟
ما بارها به آن نوع روشها اعتراض کردیم، اما چه شد!؟
طاغوت ۵۰ سال تلاش کرد چادر را حذف کند، نتوانست، اما یک روش اشتباه از سوی ما چه کرد؟! حجاب کامل حذف شد و هر روز بدتر می شود. راهکار چیست !؟ مگر میشود جلوی بیحجابی را با زور گرفت !؟ نتيجه عکس میدهد.
به عقیده بنده بایست بدانیم که این بیحجابی ها از مسئله فرهنگ است، از روش کار فرهنگی بایست جلوی این بیحجابی ها را گرفت، کار فرهنگی، اندیشه ای و کلامی.
۵۰ سال است در این مملکت مسئله گو نیست.
کار فرهنگی را بایست از سنین کوچک و مدارس آغاز کرد و البته زمانبر هم خواهد بود، حضرت به ما امر کردند: علیکم بالإحداث ... و إلا بعد از اینکه آنها بزرگتر شدند، این گفتنها دیگر اثری ندارد.
مرجع عالیقدر در ادامه فرمودند: به عقیده بنده در این مسائل فشار و زور نتیجه ندارد، کار فرهنگی ولو اینکه ۱۰ سال نیز به طول بیانجامد، اما نتیجه دارد.
اساسا این کارها، مربوط به دولت نیست، به آقایان توصیه میکنم که این شعارها را ندهند که دولت باید جلوی بیحجابی را بگیرد. نتیجه و اثر سوء آن برخورد ها را با مسئله حجاب دیدهایم.
🌐 برای مطالعه کامل سخنان معظم له به سایت ایشان مراجعه فرمایید.
سایت | تلگرام | ایتا | اینستگرام | رادیو مرجعیت | عضويت:👇👇 ✅ https://t.me/duzduzani_tabrizi
Repost from آیت الله العظمی دوزدوزانی تبریزی
مسئله حجاب با فشار و زور نتیجهای ندارد و بایست کار فرهنگی کرد.
بیانات مهم مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی دوزدوزانی تبریزی، ابتدای درس خارج سال تحصیلی جدید در مسجد اعظم قم :
(بخش دوم)
مطلب دوم: در خصوص حجاب و فساد اجتماعی است.
آیا این موضوع مربوط به دولت است !؟ خیر؛ دولت چه کند!؟
در حدود ۵ سال گذشته، اثر آن عملکرد را دیدیم که در نهایت آن تفکر به بی حجابی ختم شد. آن ندانم کاریها که افراد بیتخصص با آن نوع برخورد موجب این بیحجابیها شدند. بایست برای آن فکری کرد. افراد فهمیده، مطلع، آشنا، تحلیلگر و ... جمع شوند و ببینند مشکل کجاست؟
ما بارها به آن نوع روشها اعتراض کردیم، اما چه شد!؟
اساسا این کارها، مربوط به دولت نیست، به آقایان توصیه میکنم که این شعارها را ندهند که دولت باید جلوی بیحجابی را بگیرد. نتیجه و اثر سوء آن برخورد ها را با مسئله حجاب دیدهایم.
🌐 برای مطالعه کامل سخنان معظم له به سایت ایشان مراجعه فرمایید.
سایت | تلگرام | ایتا | اینستگرام | رادیو مرجعیت | عضويت:👇👇 ✅ https://t.me/duzduzani_tabrizi
Repost from آیت الله العظمی دوزدوزانی تبریزی
مملکتی با این امکانات، با این ثروت و معادن، تبدیل به یک مملکت فقیر شده است.
بیانات مهم مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی دوزدوزانی تبریزی، ابتدای درس خارج سال تحصیلی جدید در مسجد اعظم قم :
(بخش اول )
آقایان از ما میخواهند در این مسائل حرف بزنیم، دیگر حرف فایدهای ندارد.
حرف زدن آسان است، اما بایست دید با چه کارهایی میتوان جلوی تورم را گرفت که این مسائل در تخصص من و شما [ حوزه و روحانیت ] نیست و افراد متخصص خود را دارد، مملکتی با این امکانات، با این ثروت و معادن، تبدیل به یک مملکت فقیر شده است. این را بایست فکر بکنند.
آیا دزدی زیاد است !؟ آیا عدم کفایت است !؟ یا مسائل دیگری است!؟
🌐 برای مطالعه کامل سخنان معظم له به سایت ایشان مراجعه فرمایید.
سایت | تلگرام | ایتا | اینستگرام | رادیو مرجعیت | عضويت:👇👇 ✅ https://t.me/duzduzani_tabrizi
انا لله و انا الیه راجعون
درگذشت مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی را تسلیت میگوییم.
از بیانات و سفارشات آن مرجع فقید:
امروز در مقابل اختلالاتی که عناصر فاسد از این طرف و آن طرف در مقابل مكتب دارند، منعکس کردن این معارف، بزرگترین تجهیز برای جلوگیری از آنهاست.
بیش از 100 مطلب پیرامون حکومت علوی
🔻جهت مشاهده روی لینک های زیر کلیک کنید👇
🔸حکومت علوی و سیره حکومت ائمه اطهار
🔸مبانی حکومت علوی
🔸آیین کشورداری از دیدگاه امام علی
🔸سیره حکومت علوی
🔗سیره حکومت اسلامی🔗
https://t.me/islamic_state
◇سیره حکومت علوی◇
خودش با دست خالی به خانه برگشت
من عرب را برتر از عجم نمیبینم
به هیچکس بیشتر از حقش نمیدهم
پیروزی را با ظلم بدست نخواهم آورد
آتش را بیشتر از این گنج دوست دارم
اخلاق کارگزاران و ماموران حکومت اسلامی
سنگریزه، نصیب حاکم اسلامی
شکم به خیانت نیالایم و گرسنه بمانم
شهادت بده مالی را نگه نداشتم
شدت عدل علی علیه السلام
فقر حاکم اسلامی و بستگان او
📚برگرفته از الغارات، تالیف قرن سوم قمری
🔗سیره حکومت اسلامی🔗
شکم به خیانت نیالایم!
بکر بن عیسی گوید: علی (علیه السلام) می گفت: ای مردم کوفه اگر در آن روز که از نزد شما می روم جز اثاثۀ خانه ام و ستوران باربرم و غلامم چیز دیگری با خود داشتم بدانید که خائنم. هزینۀ زندگی علی (علیه السلام) از غلّه ای که برای او از مدینه می رسید و آن حاصل مزرعۀ او در ینبع بود تأمین می شد. علی مردم را نان و گوشت می خورانید و خود نان در روغن زیتون ترید می کرد و با خرمای عجوه می خورد. این بود طعام او.
و گویند که دست روی شکم خود می گذاشت و می گفت: سوگند به آنکه دانه را رویانید و جانداران بیافرید که هر چند هیچ نیابم شکم به خیانت نیالایم و گرسنه از ورطۀ خیانت بیرون آیم.
📚الغارات، ترجمه آیتی، ص 36-37
🔗سیره حکومت اسلامی🔗
حبیب بن ابی ثابت گوید که عبد اللّه بن جعفر بن ابی طالب علی علیه السلام را گفت که یا امیر المؤمنین، دستور دهید که چیزی بر آنچه مرا می دهند بیفزایند. به خدا سوگند آن قدر تنگدست شده ام که باید برخی از ستوران خود را بفروشم. علی (علیه السلام) او را گفت: به خدا سوگند چیزی ندارم که تو را بدهم مگر اینکه از عموی خود بخواهی که چیزی بدزدد و به تو دهد.
📚الغارات، ترجمه آیتی، ص 36
🔗سیره حکومت اسلامی🔗
از جعفر بن محمد علیه السلام روایت شده که:عقیل نزد علی(علیه السلام)آمد و علی(علیه السلام)در صحن مسجد کوفه نشسته بود و گفت:سلام بر تو یا امیر المؤمنین و رحمت خدا.علی(علیه السلام)گفت:
علیک السلام ای ابو یزید.پس روی به فرزند خود حسن(علیه السلام)کرد و گفت:برخیز عمّت را به خانه ببر.حسن،عقیل را به خانه برد و نزد پدر بازگشت.علی(علیه السلام)او را گفت:برایش جامه ای نو بخر و ردایی نو و ازاری نو و کفشی نو.دیگر روز نزد علی(علیه السلام)آمد سراپا به نو آراسته و گفت:
سلام بر تو یا امیر المؤمنین.علی گفت:علیک السلام ای ابو یزید.عقیل گفت:یا امیر المؤمنین نمی بینم که جز این سنگریزه ها چیزی از دنیا نصیبت شده باشد.علی(علیه السلام)گفت:ابو یزید چون عطای خویش گرفتم آن را به تو دهم.
📚الغارات، ترجمه آیتی، ص 35
🔗سیره حکومت اسلامی🔗
اخلاق کارگزاران و ماموران حکومت
علی علیه السلام کسی را برای جمع آوری زکات به اطراف کوفه فرستاد و به او فرمود:
«ای بنده خدا! تقوا پیشه کن و دنیایت را بر آخرتت ترجیح نده. و حافظ کاری باش که تو را در مورد آن امین خود دانسته ام. حقوق الهی را رعایت کن تا به آنجا که مأمور شده ای برسی. وقتی بر آنها وارد شدی در محوطه بیرون خانه بایست و به خانه هایشان داخل نشو، سپس با آرامش و وقار به سوی آنها برو تا در میان آنها قرار بگیری، به آنها سلام کن و از اظهار محبت و تحیّت چیزی فروگذار نکن. و بعد از سلام و تحیت به آنها بگو: ای بندگان خدا! ولی خدا و خلیفه اش مرا به سوی شما فرستاده تا حق خدا را که در اموالتان است از شما بگیرم، آیا در اموال شما حقی برای خدا وجود دارد که به ولیش بدهید؟
اگر یکی از آنها گفت: نه، از او مطالبه نکن و اگر کسی گفت: بله، همراه او برو بدون آنکه او را بترسانی، و فقط به او وعده نیکو بده تا به اموالش برسید. بدون اجازه او داخل در اموال او نشو، چون بیشتر آن مال برای خود اوست. و بگو: ای بندة خدا! اجازه میدهی که در اموال تو وارد شوم؟
اگر اجازه داد وارد شو، اما نه مانند کسی که مسلط بر اموال اوست و نه با شدت. سپس مال او را به دو بخش تقسیم کن و از او بخواه که هر بخش را که میخواهد انتخاب کند و برای خودش بردارد. هرکدام را انتخاب کرد به او اعتراضی نکن. پس از آن بقیه را دو بخش کن و به او حق انتخاب بده و پیوسته همین کار را بکن تا آنچه حق خدا از مال اوست باقی بماند و تو آن را بردار. اگر نپذیرفت و خواست که بار دیگر تقسیم کنی، قبول کن و همه را مخلوط کن و مثل دفعه اول تقسیم کن تا حق خدا را از مال او جدا کنی پس از آن، هرچه از هرجا جمع آوری کردی را برای ما بفرست تا در جایی که خدا فرمان داده مصرف کنیم. و آن را به دست مردی مسلمان خیرخواه مشفق و امانت دار بسپار که به ذره ای از آن تجاوز نکند (و برای ما بیاورد).
به کسی که از طرف تو مال زکات را برای ما میآورد سفارش کن که هرگز بین شتر ماده و بچه اش فاصله نیندازد و هرگز آنها را از هم جدا نکند و همه شیر شتر را ندوشد که به بچه شتر زیانی برسد. مبادا بیشتر از طاقت شتر بر آنها سوار شود. باید بین آنها عدالت بورزد و سواری گرفتن را بین آنها تقسیم کند به هر چشمه یا آبی که میگذرد به آنها آب بدهد. در ساعاتی که باید آرامش داشته باشند و بچرند، آنها را از علفزارها به جاده نکشاند و با آنها مدارا کند تا به اذن خدا فربه نزد ما بیایند، نه خسته و از پا افتاده، تا به روش کتاب خدا و سنت پیامبرش تقسیم شوند. این کار اجر تو را زیاد میکند و به هدایت تو نزديك تر است؛ خدا به آن شتران و تو و تلاش و خیرخواهی ات نگاه میکند و کوشش و خیرخواهی تو را در حق کسی که تو را فرستاده و کسی که برای برآوردن نیاز او رفته ای می بیند. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «خداوند عزوجل، هريك از دوستان خود را ببیند که در اطاعت از امامش و يك دلی با او میکوشد، قطعاً آن شخص در جایگاه برین بهشتی با ما خواهد بود. »
📚الغارات، ترجمه زارعی، ص 279-280
🔗سیره حکومت اسلامی🔗
آتش را بیشتر از این گنج دوست دارم!
روزی قنبر به امیرالمؤمنین علیه السلام گفت: «یا امیرالمؤمنین! برخیز که برایت گنجینه ای پنهان کرده ام. » و از آن حضرت خواست که همراه او به خانه اش بروند. امام علیه السلام برخاست و با او به خانه اش رفت. او دو کیسه بزرگ به حضرت نشان داد که پر از جامهایی از طلا و نقره بود و گفت: «یا امیرالمؤمنین! شما همه چیز را بین مردم تقسیم میکنید. من اینها را برای خود شما ذخیره کرده ام. » حضرت فرمود: «اگر آتشی فراوان به خانه من میانداختی بیشتر از این دوست میداشتم. » و شمشیر خود را کشید و بر آن کیسهها زد. جامها تکه تکه و به اطراف پخش شد. سپس فرمان داد که آنها را بین مردم تقسیم کنند.
📚الغارات، ترجمه زارعی، ص 278
🔗سیره حکومت اسلامی🔗
من پیروزی را با ظلم بدست نخواهم آورد!
جمعی از یاران امام علی علیه السلام نزد او رفتند و گفتند: «یا امیرالمؤمنین! این اموال را به مردم بده و در تقسیم آن اشراف عرب و قریش را بر موالی و عجم برتری بده و نیز به کسانی که بیم آن است که به مخالفت تو برخیزند و از نزد تو بگریزند، مالی عطا کن آنها این سخن را از آن جهت میگفتند که معاویه با کسانی که نزد او میرفتند این گونه رفتار میکرد. امیرالمؤمنین علیه السلام به آنها فرمود: «آیا به من میگویید که پیروزی را با ظلم به دست بیاورم؟ به خدا قسم تا خورشید طلوع میکند و ستاره ای در آسمان میدرخشد این چنین نخواهم کرد. والله اگر این مال برای خودم بود، باز هم به صورت مساوی تقسیم میکردم، پس چگونه چنین نکنم در حالی که این مال متعلق به خود آن هاست؟ »
پس از آن مدتی ساکت شد، سپس فرمود: «هرکس مالی در اختیار دارد باید از فساد بر حذر باشد، زیرا دادن مال به کسی که حق او نیست تبذیر و اسراف است. این کار بخشنده را در میان مردم پرآوازه میکند، اما نزد خداوند پست و بی مقدار میکند. هرکس مال خودش را در غیر راه درستش صرف کند یا پیش نااهل بگذارد، خداوند او را از سپاس همان افراد محروم میکند و دوستی آنها را نصیب دیگران میکند. اگر در میان آنها کسی باقی بماند که باز هم به او اظهار دوستی و تشکر کند، یقیناً چاپلوس و دروغگو است که خود را به او نزدیک میکند تا بیشتر از اموالش بهره مند شود. و اگر همین فرد، مسکین شود و به یاری دوستش نیازمند شود و از او بخواهد که بخششهای او را جبران کند او بدترین دوست خواهد بود!
هرکس میخواهد کار درست را در مورد اموالی که خدا به او داده (اموال شخصی اش) انجام دهد، باید خویشاوندانش را دریابد، یا با آن مهمانی خوبی بدهد، یا اسیری را آزاد کند، یا به کسی که بدهی دارد، یا در راه مانده و فقیر و مهاجری کمک کند و خودش در برابر حوادث روزگار مقاومت نماید. دستیابی به این خصلت ها، به دست آوردن خیر دنیا و فضیلتهای آخرت است. »
📚الغارات، ترجمه زارعی، ص 276-278
🔗سیره حکومت اسلامی🔗
من به هیچکس بیشتر از حقش نمیدهم!
امیرالمؤمنین علیه السلام از اینکه عده ای از مردم به سوی معاویه فرار میکردند به مالک اشتر شکوه کرد. مالک اشتر گفت: «یا امیرالمؤمنین! ما با مردم بصره، با نیروی مردم بصره و کوفه جنگیدیم، در حالی که در آن زمان مردم همه هم نظر بودند. اما بعد از آن، میان مردم اختلاف افتاد و دشمنی آغاز شد و نیت و عزم مردم ضعیف شد. تو با عدالت بین آنها حکم میکنی و به حق عمل میکنی و حق فرومایه را از اشراف میگیری و اشراف پیش تو بر دیگران فضل و برتری ندارند. عده ای از اشراف، این شیوه را برنتافتند و از اینکه عدالت تو گریبانشان را میگرفت ناراحت بودند. در مقابل بخششهای معاویه همه به مالداران و اشراف است! مردم به دنیا مشتاق اند و در میان آنها دوستداران دنیا کم نیستند. بیشتر مردم حق را دوست ندارند و باطل در کامشان شیرین است و دنیا را ترجیح میدهند. اگر تو هم بذل مال کنی، مردم در برابر تو سر فرود میآورند و از روی صدق و صفا خیرخواه تو میشوند و خالصانه دوستی میورزند. خدا برایت بسازد یا امیرالمؤمنین، دشمنانت را ذلیل و مغلوب کند و جمعشان را پراکنده کند و مکرشان را سست کند و کارهایشان را نابسامان گرداند که خداوند به آنچه میکنند آگاه است. »
امیرالمؤمنین علیه السلام در پاسخ او پس از حمد و ثنای پروردگار فرمود: «اما آنچه در مورد عمل من به عدالت گفتی، خدا میفرماید: "مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَساءَ فَعَلَيها وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ؛ هركس عمل صالحی انجام دهد سودش به خود او میرسد و هرکس بدی کند زیانش به خود او میرسد و پروردگار تو در حق بندگان ستم نمی کند. " (فصلت (۴۶) و با این همه، ترس من بیشتر از این است که بازهم در امر عدالت کوتاهی کرده باشم!
اما در مورد اینکه گفتی که جمعی نتوانستند حق را تحمل کنند و به خاطر این از ما جدا شدند، خدا میداند که آنها به خاطر ظلم ما از ما جدا نشده اند و اگر رفته اند به سوی عدالت خوانده نشده بودند؛ بلکه آنها چیزی جز دنیا نمی خواستند که از دستشان رفته بود. اما چنان وانمود میکردند که انگار از دنیا دوری میکنند. در روز قیامت از آنها خواهند پرسید که آیا قصدشان دنیا بوده یا برای خدا عمل میکرده اند.
اما در مورد بذل اموال و اصلاح مردم با آن، ما نمی توانیم به هیچ کس بیش از آنچه حق اوست از بیت المال بدهیم.
خدا میفرماید: كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةٌ كَثِيرَةٌ بِإِذْنِ اللهِ وَاللهُ مَعَ الصَّابِرین؛ چه بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار - به خواست خدا - غلبه کند و خدا با صابران است. (بقره (۲۴۹) خداوند پیامبر را مبعوث کرد و او فقط یک نفر بود. پس بر تعداد یاران او افزود و یارانش را بعد از ذلت عزت بخشید. اگر خداوند بخواهد که ما این کار را بر عهده داشته باشیم، ما را در کارهای سخت پیروز میکند و ناهمواریها را هموار میسازد. من از نظرات، تو آنچه را مورد رضایت خداست میپذیرم. تو یکی از امین ترین، مورد اعتمادترین و خیر خواه ترین یاران من هستی. »
📚الغارات، ترجمه زارعی، ص 275-276
🔗سیره حکومت اسلامی🔗
من عرب را برتر از عجم نمیبینم!
دو زن هنگام تقسیم اموال خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام رسیدند که یکی عرب بود و دیگری غیر عرب. حضرت سهم آن دو را از بیت المال به طور مساوی داد؛ هرکدام بیست و پنج درهم و مقداری خوراک.
آن زن که عرب بود به اعتراض گفت: «یا امیرالمؤمنین! من عرب هستم و این زن عجم است! » حضرت فرمود: «من در این غنیمتی که رسیده، برای فرزندان اسماعیل برتری ای نسبت به فرزندان اسحاق نمی بینم. »
📚الغارات، ترجمه زارعی، ص 274-275
🔗سیره حکومت اسلامی🔗
خودش با دست خالی به خانه بازگشت!
شعبی نقل میکند که زمانی که من کودک بودم علی بن ابی طالب علیه السلام را دیدم که بین دو تپه طلا و نقره ایستاده بود. دیدم که آن اموال را بین مردم تقسیم کرد تا هیچ از آن باقی نماند و خودش با دست خالی به خانه برگشت. من پیش پدرم رفتم و گفتم: «نمی دانم که امروز بهترین مردم را دیدهام یا احمق ترین آنها را! » پدرم گفت: «پسرم چه کسی را دیده ای؟ » گفتم: «امیرالمؤمنین علیه السلام را» و آنچه دیده بودم را شرح دادم. پدرم گریست و گفت: «پسرم، بهترین مردم را دیده ای.»
📚الغارات، ترجمه زارعی، ص 274
🔗سیره حکومت اسلامی🔗
شدت عدل علی
برای امیرالمؤمنین علیه السلام مالی از اصفهان رسید. حضرت برخاست تا به کاروان اموال رسید. مردم نیز ازدحام کرده بودند. حضرت چند نخ گرفت و آنها را به هم گره زد و به دور اموال کشید و فرمود: «هیچ کس حق ندارد داخل این محدوده بیاید!» کوفه در آن زمان هفت محله بود و هفت امیر داشت. حضرت سران محلهها را فراخواند و با کمک آنها اموال را به هفت قسمت تقسیم کرد. حتی نانی که در میان اموال بود را نیز شکست و هفت قسمت کرد و بر هر قسمت تکه ای از آن نان را قرار داد. سپس با قرعه کشی هر سهم را به یک محله اختصاص داد.
📚الغارات، ترجمه زارعی، ص 274
🔗سیره حکومت اسلامی🔗
در قیامت شهادت بده مالی را نگه نداشتم!
امیرالمؤمنین علیه السلام هر هفته قبل از رسیدن روز جمعه بیت المال را بین مسلمین تقسیم میکرد و وقتی که جمعه فرا میرسید، محل نگهداری اموال حکومت (بیت المال) را جارو میکرد و آب میپاشید. سپس در آنجا دو رکعت نماز به جا میآورد و خطاب به آن محل میفرمود: «در روز قیامت شهادت بده که من مالی از مسلمانان را در تو نگه نداشتم.»
📚الغارات، ترجمه زارعی، ص 273
🔗سیره حکومت اسلامی🔗
