es
Feedback
عتباتِ کلمات

عتباتِ کلمات

Ir al canal en Telegram

بسكه‌ دايم‌ حبّ اهل‌ بيت‌ دست ‌آويز ماست در پی تسبيح‌ خاك‌ كربلا افتاده‌ایم ... #فانی_كشميری 🔍اشعار کهن ، معاصر : 💌 t.me/HidenChat_Bot?start=113357248

Mostrar más
2 287
Suscriptores
+524 horas
+307 días
+6130 días
Archivo de publicaciones
هر چه می‌بینم سراغی از خیالت می‌دهد هر دو عالم یک‌ سر زانوست محزون تو را #بیدل‌_دهلوی

افکنده‌ام تُرا به زبانها و خوشدلم کز شرمِ آن، نگاه به مردم نمی‌کنی #میلی_مشهدی

#صلی‌الله‌علیک‌یا‌اباعبدالله جسمی که بود خاک رهش بوسه‌گاهِ روح کردند شرحه شرحه به شمشیر و خنجرش #صفایی_جندقی

در بزم او همیشه ملولم که ناگهان افتد به فکرِ او که چرا همنشین ماست #محتشم_کاشانی

زِ بس که داغِ تو دارم چو لاله بر دلِ تنگ دلم به حالِ دلِ هیچکس نمی‌سوزد ... #رهی_معیری

گفتی بسوز در غمِ من، ای به رویِ چشم

جن و ملک بر آدمیان نوحه می‌کنند گویا عزای اشرف اولاد آدم است #محتشم_کاشانی

«سلام ما به حسین و به کربلای حسین»

بر صلح و جنگ اهلِ جهان اعتماد نیست چون صلح می‌کنند مهیّای جنگ باش ... #صائب_تبریزی

همچو دندانی که افتد یادشان بادا به خیر همنشینانی که پهلو خالی از ما کرده‌اند ... #شفیعای‌_شیرازی

خرابِ آن کمر نازکم که چون مه نو به شیوه‌های بلند از میان زین پیداست #بابافغانی

گردن نَهم به خدمت و گوشَت کنم به قول تا خاطرم معلق آن گوش و گردن است ... #سعدی

#صلی‌الله‌علیک‌یا‌اباعبدالله خاکم به باد رفت و نرفت از جبین شوق یک‌ سجده‌وار حسرت آن آستانه‌ام ... #بیدل_دهلوی

مرده‌ام اما همان رقص غبارم تازه است خاک راه‌ کیستم یا رب‌ که می‌نازم هنوز #بیدل_دهلوی

اقرار کن که سنگ‌دلم بعد از آن اگر لب وا کنم به شکوه، به دندان بخا لبم #عرفی_شیرازی

شراب خواستم و عمرم ،شرنگ ریخت به کام من فریبکار دغل ‌پیشه، بهانه‌‌اش نشنیدن بود ... #حسین_منزوی

به روی ما چو دف از ذوق می‌زند سیلی گهی که مادر گیتی کُنَد نوازشِ ما ... #طغری_مشهدی

هر که بپرسد «ای فلان! حالِ دلت چگونه شد؟» خون شد و دم به دم همی از مژه می‌چکانمش #سعدی

خواهم که برافتد زِ جهان رسم دعا هم تا هیچ زبان مَحرم آن نام نگردد ... #اسیر_شهرستانی

#صلی‌الله‌علیک‌یا‌اباعبدالله زِ شوق سجده‌ی خاکِ در تو کاسته‌ام نمانده همچو هلالم به غیر پیشانی ... #سلیم_تهرانی