es
Feedback
کانال اندیشه ورزی ۲

کانال اندیشه ورزی ۲

Ir al canal en Telegram

با نام و یادخدا این کانال دارای محتوایی: اجتماعی،سیاسی،فرهنگی واقتصادی می باشد.

Mostrar más
249
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
🚦با کسی دوست شو که......(۱) @DrRShaefi2 با کسی دوست شو که *کتاب* بخواند. دوستی که در سوگ گُل‌ممدِ *کلیدر* گریسته باشد و در خیالش با *مارال* به خواب رفته باشد. کسی که *همسایه‌هایِ* احمد محمود را بخواهد که بخواند. دوستی که *جای خالی سلوچ*، *کافه پیانو*، *عزاداران بَیَل* را بخواند. کسی که *سولمازِ* آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده و *شازده احتجابِ* گلشیری را بخواند و *سمفونی مردگانِ* معروفی را خوانده باشد. کسی که *تنگسیرِ* صادق چوبک  و *چشم‌هایش* بزرگ علوی  و *در درازنای شبِ* میرصادقی را نظاره کند. *مدیر مدرسه‌اش* جلال آل احمد باشد و *داستان یک شهر* را از زبان احمد محمود شنیده و در *کافه نادری* رضا قیصریه به *ملکوت* بهرام صادقی برسد.

🚦 چهار سبک مذاکراتی @DrRShaefi2 ۱. سبک مذاکراتی «اجتناب‌گرایانه»: در این سبک، نه به منافع خودمان اهمیت می‌دهیم و قاطعانه آنها را دنبال می‌کنیم نه به خواسته‌های طرف مقابل. این سبک مذاکراتی بدترین نوع مذاکره است و معمولا باعث نتیجه باخت-باخت در مذاکره می‌شود. ۲. سبک مذاکراتی «تمکین‌گرایانه»: در این سبک، به شدت به طرف مقابل و خواسته‌ها و منافع او اهمیت می‌دهیم ولی خواسته‌های خودمان را قاطعانه بیان و پیگیری نمی‌کنیم. این سبک مذاکراتی باعث می‌شود طرف مقابل احساس کند به مذاکره با او به شدت نیاز داریم. به همین  دلیل این سبک مذاکره معمولا باعث برد طرف مقابل و باخت ما می‌شود. ۳. سبک مذاکراتی «رقابت‌گرایانه»: این سبک برعکس سبک «تمکین‌گرایانه» است و در آن فقط به منافع خودمان اهمیت می‌دهیم و هیچ ارزشی برای منافع و خواسته‌های طرف مقابل قائل نیستیم. این سبک مذاکراتی هم باعث برد ما و باخت طرف مقابل می‌شود ۴. سبک مذکراتی «مشارکت‌جویانه»: در این سبک هم به منافع خودمان اهمیت می‌دهیم و هم به منافع طرف مقابل و تلاش می‌کنیم با جلب مشارکت او، به گونه‌ای تصمیم‌گیری کنیم که منافع دو طرف به بهترین حالت ممکن تامین شود. این سبک مذاکراتی باعث نتیجه برد-برد می‌شود.

فدات بشم ای یار مه سیما بزرگترین داستان عاشقانه با لایتناهی است . من هیچ تصوری ندارم که زندگی چگونه زیبا می‌تواند باشد . وقتی که ناگهان تو را همه جا پیدا کنم ،وقتی که تو می‌آیی و با من سخن می‌گویی و مرا هدایت می‌کنی، آن وقت است که داستان عاشقانه آغاز شده است . ای سرانگشت تو آغاز گل‌افشانی‌ها فدات بشم قاف قرار من چه نامم من تورا؟ تـو، ختمِ تمامِ دِلبَرانی جانا @DrRShaefi2

و چه مبارک است روزی که با نام زیبای تو‌‌‌ و با توکل بر اسم اعظمت آغاز می گردد ای صاحب کرامت 🌷بسم الله الرحمن الرحیم🌷 گر ماه شوی بر آسمان کم نگرم ور بخت شوی رخت بسویت نبرم زین بیش اگر بر سر کویت گذرم فرمای که چون مار بکوبند سرم مولانای جان آن‌قدر قوی باشید که هیچ چیز ذهنِ‌تان را به هم نریزد آن‌قدر عاشق باشید که هیچ‌کس بین‌ِتان را به هم نزند به تمام موجودات دنیا با لبخند نگاه کنید برایِ ناراحتی صبور برایِ ترس قوی و در برابر خشم متین باشید. اگرچه این‌ها همه‌ درسِ زندگی نیست اما مهم‌ترین درسِ زندگی است. امروز ، روزی ست که انگشتان ما را به سر پنجه آفتاب گره می زنیم،صبح را با دمنوش زندگی سر می کِشیم و تا عمق دوست داشتن آدم ها سرمست می شویم . دست سپید صبح، درِ بیداری به روی زمین گشوده است بر این صبح سپید، هزاران سلام ودرود سلاااااام بر جانان جان مایه هرنقش ودایه هر جان پگاهتان عطرناک هیزم های نیمه سوخته جنگلی، اوقاتتان گرمنوش و نوشا نوش چای هل و آویشن وروزتان کوک به نغمه گر ی آوای دلبرانگی های شور انگیز و روح انگیز وشوق انگیز و دلنواز وجان نواز/🌺🌷🌺🌷🌺🌷 @DrRShaefi2

AnimatedSticker.tgs0.36 KB

🚦مسیر توسعه یافتگی با توجه بر نظریه فوکویاما @DrRShaefi2 فرانسیس فوکویاما اندیشمند شهیر امریکایی در مقاله ای با عنوان: از رابطه میان ابعاد سیاسی و اقتصادی توسعه چه می دانیم؟ توسعه یافتگی را منوط به سه مولفه سیاسی، یک مولفه اقتصادی و یک مولفه اجتماعی می داند. به باور وی (دولت سازی/ حاکمیت قانون/ دموکراسی) عناصر سیاسی، (رشد اقتصادی) مولفه اقتصادی و (تحرک اجتماعی) مولفه اجتماعی این مجموعه می باشند. فوکویاما دو مسیر را برای توسعه یافتگی می گشاید؛ نخستین راه مربوط به کشورهای شرق آسیاست که از یک بوروکراسی چابک، و اجماعی برای رشد اقتصادی برخوردارند. در این کشورها وجود دولت با ظرفیت و حاکمیت قانون موجب رشد اقتصادی شده است. البته افزایش رفاه در ادامه موجب فربه شدن طبقه متوسط می شود که خواست های دموکراسی خواهانه دارند. مسیر دوم مربوط به کشورهایی است که دارای قابلیت پایین حکمرانی هستند. روشن است که در چنین کشورهایی بدون تقویت جامعه مدنی که بتواند بر عملکرد دولت نظارت داشته باشد انبوه سرمایه گذاری های اقتصادی نه تنها توسعه را به ارمغان نمی آورد بلکه موجب اتلاف شدید منابع می شود. بنابراین در این کشورها دموکراسی بر رشد اقتصادی اولویت می یابد تا بتواند حداقلی از شفافیت و پاسخگویی را ایجاد نماید. 👈تحلیل فوکویاما از ابعاد سیاسی/ اقتصادی توسعه چه آموزه هایی برای ایران امروز در بر دارد؟ آیا رشد اقتصادی مقدم بر دموکراسی است  یا برعکس؟ در یک نگاه ساده با توجه به ابعاد نگران کننده فساد، ناکارآمدی و یک بوروکراسی متورم شاید بتوان رای به ترجیح دموکراسی بر رشد اقتصادی داد. ولی به نظر می رسد شرایط ایران به واسطه دیرپایی عدم تحلیل درست مشکلات اقتصادی و رفع تنگناها ، تشدید تحریم ها و ضعف جامعه مدنی پیچیده تر از سایر کشورها باشد. ایران امروز به دلیل فقر فزاینده ناشی از تحریم ها با تحلیل رفتن جامعه مدنی مواجه شده است. افشاگری های فضای مجازی نیز به بسیج نیروهای اجتماعی معطوف به تغییر نینجامیده و پس از مدتی به فراموشی سپرده می شود. هم چنین به دلیل پدید آمدن انسداد سیاسی و انقباض ساخت قدرت، امکان ایجاد تغییرات هر چند اندک از هر زمان دیگری دشوارتر شده است. در چنین وضعیت پیچیده ای است که رفع تحریم ها مهمترین اولویت برای کاهش فشارهای اقتصادی محسوب می شود تا جامعه بتواند اندکی کمر راست کرده و سایر خواست های مدنی را پیگیری نماید. البته پرواضح است که به دلیل عدم همنوایی با اقتضائات امروز چندان نمی توان به تحقق توسعه اقتصادی امید داشت. دلیل دیگر هم این که سیستم، فربه شدن طبقه متوسط را برای آینده سیاسی خود مخاطره آمیز می داند.

🚦 چند مدل مدرسه در کشور داریم؟ @DrRShaefi2 ۱- مدارس دولتی ۲- مدارس غیردولتی ۳- مدارس اتباع خارجی: مدارسی که به وسیله سفارتخانه‌های کشورهای خارجی برای تحصیل فرزندان اتباع خود در ایران، برابر مقررات خاص خود، دایر می‌شود. ۴- مدارس استثنایی ۵- مدارس اقلیت‌های مذهبی: مدارسی که بیشتر دانش‌آموزان آن را فرزندان اقلیت‌های مذهبی تشکیل می‌دهند ۶- مدارس بین‌المللی: مدارسی که برای آموزش و پرورش اتباع خارجی مقیم زیر نظر وزارت آموزش و پرورش(مرکز امور بین‌الملل و مدارس خارج از کشور) اداره می‌شوند. ۷- مدارس بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور: مدارسی که به منظور آموزش و پرورش فرزندان ایرانیان مقیم کشورهای خارجی و دانش‌آموزان مسلمان دیگر کشورها زیر نظر وزارت آموزش و پرورش(مرکز امور بین‌الملل و مدارس خارج از کشور) اداره می‌شوند. ۸- مدارس تطبیقی: مدارسی برای آماده کردن دانش‌آموزان ایرانی که مدتی از عمر و زمان تحصیل خود را خارج از کشور گذرانده، زبان فارسی نمی‌دانند و مایل به ادامه تحصیل در مدارس ایرانی هستند. ۹- مدارس خیّرساز: مدارسی که کل هزینه‌های احداث و تجهیز آن توسط خیّر یا خیّرین تأمین شده باشد و آنان به نوعی تمایل به مشارکت در اداره امور مدرسه و استمرار حمایت مالی را داشته باشند. ۱۰- مدارس خیریه: مدارس غیردولتی که توسط اشخاص حقیقی یا مؤسسات خیریه تأسیس و راه‌اندازی شده و در آن هیچ نوع شهریه‌ای از دانش‌آموزان دریافت نمی‌شود. ۱۱- مدارس شاهد و ایثارگران ۱۲- مدارس شبانه‌روزی ۱۳- مدارس عشایری: ۱۴- مدارس قرآن: مدارسی که در آن دانش‌آموزان مستعد و علاقه‌مند علاوه بر برنامه‌های رسمی و ساعات مقرر در جداول درسی دوره‌ها و رشته‌های تحصیلی، حدود شش ساعت آموزشی شایستگی‌ها و مهارت‌های تکمیلی قرآنی را فرا می‌گیرند. ۱۵- مدارس ماندگار: مدارس یا واحدهای آموزشی قدیمی با بنای تاریخی، حداقل پنجاه ساله به عنوان مدارس ماندگار شناخته شده و به صورت هیأت امنایی اداره می‌شود. ۱۶- مدارس نمونه دولتی ۱۷- مدارس وابسته: مدارسی که توسط سایر وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و مراکز دولتی و نهادهای عمومی تأسیس و اداره می‌شود. ۱۸- مدارس ورزش: مدارسی که در آن دانش‌آموزان مستعد و علاقه‌مند به ورزش، علاوه بر برنامه رسمی دوره‌های مختلف تحصیلی، یک رشته یا مهارت ورزشی را نیز انتخاب و طبق ضوابط و مقررات لازم آن را فرا می‌گیرند. ۱۹- مدارس هیأت امنایی: مدارسی که به صورت هیأت امنایی اداره می‌شود. ۲۰- مدارس ایرانی خارج از کشور: مدارس ایرانی که در کشورهای خارجی برای آموزش و پرورش فرزندان کارگزاران نظام جمهوری اسلامی در آن کشورها تأسیس و بر اساس مقررات ابلاغی از سوی ایران و نیروهای اعزامی از کشورمان اداره می‌شوند. ۲۱- مدارس بزرگسالان یا شبانه ۲۲- مدارس تیزهوشان ۲۳-مدارس آموزش از راه دور

علی را نمی توان نوشت، نمی توان گفت؛ اگرچه باید گفت و نوشت؛ چرا که: آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید علی(ع) بیکران عروج کمال انسان تا اوج عرش خداوندیست.اوآغاز حیرت آدمیست؛ حیرتی عاجزانه و فقیرانه که روح های بزرگ را در برابر عظمت خود به زانو در می آورد.علی، سرافرازترین قله معرفت است که آفتاب جمالش به جویندگان دانایی ،عشق و نور می دهد واز سخاوت آسمانی اش بر دل های مردمان باران رحمت می بارد. علی شکوه اقیانوسی است که از هم آمیختن دریاهایی از ایمان وایثار و شجاعتی  از جنس اخلاص و تقوا، بنیان گرفته و غواصان حکمت و معنا را به تحیر واداشته است. روز میلاد نور، جوانمردی، تنهایی، صداقت، نجابت، شجاعت، نیاکان عشق و ایثاراست. روز میلادت عشق لبخند می زند، کوثر ترانه شادی سر می دهد ومحراب به سجده ات می نشیند.لحظه رویش گل و نور و عشق است، شمیم رویش شوق در دل هستی است.ساقه های نیلوفری از پایه های عرش بالا رفته و سریر ولایت را به عطر وجودی خود آراسته اند تا او بیاید وبر تکیه گاه پوشیده از رازقی آن تکیه زند. این روز را آتش عشق بر می افروزیم، شربت شعف می نوشیم و اشک شوق می ریزیم. میلاد حضرت علی (ع) و همچنین روز پدر  که لطف اوییم تا با بذل نگاهش ، ضمیر خشک وجودمان را سرشار بزمی از شور وشوق و شعف الهی سازد، بر شما تبریک و تهنیت عرض می نمایم. @DrRShaefi2

🚦ارتباط خوشبختی با چگونگی توجه  بین مسائل مختلف @DrRShaefi2 ما به‌جای آنکه تمرکز خود را بر اساس خواسته خود جهت‌دهی کنیم، از صبح تا شب سرمان را در منوهایی که دیگران برای‌مان انتخاب کرده‌اند فرو کرده‌ایم؛ ایمیل‌ها، به‌روزرسانی‌های فیس‌بوک، پیام‌های متنی، گروه‌ها و کانال‌ها، کلیپ‌های ویدئویی وب‌سایت‌ها و هم‌چنین نمایش‌گرهای مختلف در فرودگاه‌ها و ایستگاه‌های قطار. همه‌ این‌ها حریصانه برای جلب توجه ما رقابت می‌کنند. ما بی‌وقفه سرگرم ماجراهای مختلفیم، گاه ملال‌آور و گاه هیجان‌انگیز. این ها دزدی‌اند نه هدیه، باخت‌اند نه برد، بدهی‌اند نه اعتبار. خبرهای فوری بدهی‌اند. ایمیل‌ها در بیشتر موارد بدهی‌اند. زمانی‌که آن‌ها را می‌خوانیم درحال پرداخت هزینه هستیم؛ تمرکز، زمان یا حتی پول. تمرکز، زمان و پول سه منبع ارزش‌مند ما هستند. دوتای آخر بیشتر به گوش‌مان خورده. اما تمرکز علی‌رغم این‌که بین منابع سه‌گانه از همه ارزشمندتر است و در موفقیت و خوش‌بختی ما نقش حیاتی‌تری دارد، کمتر مورد توجه بوده است. متاسفانه ما عادت داریم زمانی‌ که پای تمرکز در میان است، خطاهای سیستماتیکی مرتکب شویم. ما چند راه کلیدی برای دوری از این خطاها ذکر می‌کنیم: چیزهای جدید را با چیزهای به‌دردبخور اشتباه نگیرید. هرچه جهان پرسروصداتر باشد، آن چیز نوظهور باید بلندتر فریاد بکشد تا شنیده شود. این صداها را خیلی جدی نگیرید. بیشتر چیزهایی که به اسم تحول ستایش می‌شوند، به‌دردنخورند. از هر محتوا یا فناوری رایگان دوری کنید. آن‌ها به‌معنای واقعی کلمه، تله‌ تمرکز هستند. چراکه با گنجاندن تبلیغات در محصول‌شان هزینه‌های خود را تامین می‌کنند. چرا باید داوطلبانه وارد یک تله شوید؟ فاصله‌ ایمنی خود را با هر پدیده‌ چندرسانه‌ای حفظ کنید. عکس‌ها، تصاویر متحرک و در آینده هم واقعیت مجازی، سرعت سرسام‌آوری به احساسات شما می‌دهند و کیفیت تصمیم‌گیری شما را به‌طرز محسوسی کاهش می‌دهند. توجه داشته باشید که تمرکز، برخلاف زمان و پول، تقسیم‌کردنی نیست. توجهی که به صفحه‌ اپلیکیشن روی موبایل می‌کنید، همان توجهی است که از کسی‌که در برابرتان نشسته دریغ می‌کنید. از موضع قدرت برخورد کنید نه ضعف. زمانی‌که یک‌نفر بدون اجازه توجه‌تان را به موضوعی جلب می‌کند، شما ناخودآگاه در موضع ضعف قرار می‌گیرید. یک زاویه‌ دید دیگر تمرکز و احساس رضایت است. خوشبختی شما به این بستگی دارد که چه‌طور توجه خود را بین مسائل مختلف توزیع کنید. اتفاقات زندگی چه مثبت و چه منفی، می‌تواند تاثیری شدید یا ناچیز روی احساس رضایت شما بگذارد، یا شاید اصلا بی‌اثر باشد. این به میزان توجه شما به این مسائل بستگی دارد. 👈فارغ از این‌که سلول‌های بدن‌تان کجا باشند، شما همیشه جایی هستید که ذهن‌تان روی آن متمرکز شده است. وقتی که مسئله تمرکز و دریافت اطلاعات در میان است، جدی، سخت‌گیر و دقیق باشید.

🚦رابطه علم و دین(۳) @DrRShaefi2 👈نقد و تحلیل این سه راه: آنها که می گویند قلمرو علم و دین از هم جداست در حقیقت و واقع همه ابعاد دین را بررسی نکردند، و الا دین و علم را از هم تفکیک نمی کردند. و چون حقیقت علم را نشناختند، قلمرو آن دو را از هم جدا کردند، زیرا دین اعم از آن چه که در قرآن کریم آمده و یا در سخنان معصومین (ع) وارد شده، بسیاری از مسائل را به صورت قانون کلی بیان کرده و تشریح و تبیین آن را به اجتهاد کارشناسان واگذار کرد. چنان که در بحث های فقهی و حقوقی و اخلاقی فقط خطوط کلی بیان شده و تفسیر و تشریح آن به اجتهاد و استنباط مجتهدان و حقوقدانان و عالمان اخلاق واگذار شده است در مسائل علمی هم، دین خطوط کلی را بیان کرده و تفریع و تفصیل آن را به کارشناسان سپرده است. و همان طوری که اگر کسی یا گروهی در بخش های فقهی زحمت می کشند بعد معلوم می شود اشتباه کرده اند در مسائل علمی نیز چنین است. گاهی انسان چیزی را به دین اسناد می دهد، ولی در حد مظنه است اما بعد معلوم می شود که فتوای دین چیز دیگری است. بنابراین نمی توان گفت محدوده علم غیر از محدوده دین ومحدوده دین غیر از محدوده علم است. گستردگی قلمرو دین در باید و نبایدها و اسماء حسنای الهی البته دین چیزهایی دارد که علم درباره آن سخنی ندارد. بسیاری از مسائل است که مربوط به بایدها و نبایدهاست و علم درباره آنها نظری ندارد یا مسائلی مربوط به اسماء حسنای حق تعالی است ولی علوم تجربی در آن باره کارآمد نیست. ولی در بسیاری از مسائل مشترک هستند، وقتی مرز مشترک داشتند بحث می شود که آیا معاند یکدیگرند یا معاون همدیگر؟ بنابراین در اصل، علم و دین با هم توافق و هماهنگی دارند گرچه ممکن است دلیل عقلی با دلیل نقلی با هم موافق نباشند. یعنی ممکن است ظاهر یک حدیثی مطلبی را بفهماند که تجارب علمی آن را تایید نکند یا محصول تجارب علمی چیزی باشد که ظاهر آیه ای آن را تایید نکند، در این صورت نمی توان گفت علم با دین مخالف است بلکه باید گفت دلیل عقلی دین با دلیل نقلی دین موافق نیستند.

4_5841503371961305144.mp42.15 MB

    🚦جامعه اضطرابی(۱) @DrRShaefi2    آمارها می گویند در 5 سال گذشته میانگین قیمت مسکن و اجاره بها در ایران بیش از 1000 درصد رشد داشته. این نوسانهای شدید در سایر حوزه ها هم وضع وجود دارد. این نوسانها با نظم حقوقی و سپس با جامعه چه می کند؟    تولید و تثبیت نظم مستلزم ثبات و استمرار است. وقتی رفتار خاصی برای مدتی طولانی تکرار می گردد، به یک عادت مبدل می شود. ما به آن رفتار عادت نموده و در کارها با آرامش خاطر عمل می کنیم و نگرانی سراغمان نمی آید. اگر  وضعیت بی ثباتی در سطوح مهمتر، کلانتر، عمومی تر و اساسی تر رخ بدهد با موقعیت بسیار دشوار و بغرنجی مواجه می شویم.    صاحبان هر شغل و حرفه خصوصی کوچک و بزرگ زمانی با تغییرات مستمر و غیرقابل پیش بینی اقتصادی قادر به کار پایدار نیستند. نمی توانند با اطمینان و آرامش به کار خود برسند. حقوق بگیرانی هم که درآمد ثابت دارند با همین گرفتاری مواجهند؛ دخلشان ثابت است ولی نمی توانند خرج خود را پیش بینی کنند. نوعی اضطراب یقۀ همه را می گیرد. باید چه کنند؟ نمی دانند. در حوزه های مختلف اقتصادی، فرهنگی، آموزشی، اجتماعی، سیاسی و .... تغییرات مستمر وجود دارد و وضعیتی پر نوسان، بلاتکلیف و غیرقابل پیش بینی در جامعه می آفریند. براثر بی ثباتی آرامش شدیداً کاهش یافته و اضطرابی آشکار و پنهان در افراد و جامعه توسعه پیدا می کند. "فردا" یعنی نگرانی.

🚦صفات شخصیتی(Big 5) (۵) @DrRShaefi2 ۵- روان‌رنجوری (neuroticism) افرادی که صفت شخصیتی روان‌رنجوری  در آن‌ها زیاد است، معمولاً اینگونه هستند: _استرس زیادی را تجربه می‌کنند _در مورد چیزهای مختلف، نگران هستند _  به راحتی غمگین می‌شوند _  تغییرات و نوسانات خُلقی زیادی دارند _ احساس اضطراب دارند افرادی که صفت شخصیتی روان‌رنجوری در آن‌ها کم است، معمولاً اینگونه هستند: _ ثبات عاطفی زیادی دارند _ با استرس، به خوبی کنار می‌آیند _ به ندرت احساس ناراحتی یا افسردگی می‌کنند؛ _  زیاد نگران نیستند _ خیلی ریلکس هستند و آرامش دارند

فدات بشم نازنینا دریای عشق در سال ۱۸۰۹ بتینا برای گوته نوشت: "تمایل شدیدی دارم که شما را برای همیشه دوست بدارم" این جمله‌ به‌ظاهر پیش پا افتاده را به دقت بخوان. از کلمه‌ عشق مهم‌تر، کلمه‌های "همیشه" و "تمایل" است. آنچه بین آن دو جریان داشت، عشق نبود،جاودانگی بود . وصال او ز عمر جاودان به .... فدات بشم دلبرا، جانا، نگارا برگردیم به زمان های قدیم به ما تکنولوژی نیامده جآنم برایت نامه می نویسم از مبدا معلوم ، به مقصد نامعلوم   جانانم ، سلام کلام را کوتاه می کنم برای همه وقت‌هایی که به حرف‌هام گوش می دی..ممنونم....   همین.. "دلتنگ همیشگی تو.." "من" @DrRShaefi2

سَمَن بویان غبارِ غم چو بنشینند، بنشانند پری رویان قرار از دل چو بستیزند، بستانند به فِتراکِ جفا دل‌ها چو بربندند، بربندند ز زلفِ عَنبرین جان‌ها چو بگشایند، بفشانند لسان الغیب حافظ تصور كنيد تلسكوپی در دست داريد. اگر از عدسی كوچك آن نگاه كنيد،‌ اشياء دور را نزديك می‌بينيد و اگر از عدسی بزرگ آن نگاه كنيد اشياء نزديك دور می‌شوند. نگرش شما به دنيا مانند همين تلسكوپ است. انتخاب با شما است كه از كدام عدسی به جهان پيرامون‌تان نگاه كنيد. مي‌توانيد مشكلات را بزرگ ببينيد و شادي‌ها را كوچك يا شادي‌ها را بزرگ ببينيد و مشكلات را كوچك؛ اين به طرز فكر شما بستگي دارد. رومن دالور  می‌گه: زمانی خواهد رسید که باور خواهی کرد همه چیز تمام شده است و آن هنگام‌ شروع دوباره تو خواهد بود ... شروع هر روز فرصتی دوباره است ... به رسم آغاز سلام با عشق و تبسم و به آواز سلام سلااااام بر جانان جان سپهر غرق مهر وطنین انداز شور و سرور ناقوس های هفت اقلیمای جهان پگاهتان عطرآگین گلها و نقشی ماندگار از شکوفه های برف و گلبرگ های باران ، اوقاتتان آراسته به شراره های ارغوانی وروزتان بلورین ولبالب از گرمنوش مهربانی و شکوفا در گلستان عشق/🌺🌺🌺🌺🌺 @DrRShaefi2

AnimatedSticker.tgs0.41 KB

🚦 ترور یعنی پایان @DrRShaefi2 هر فرد یا گروهی که به نقطه ترور و «خشونتِ کور» برسد دارد به پایان خویش اعتراف می‌کند. همین که تصمیم به خشونت کور گرفتی یعنی ذهن تو و روان تو به بن‌بست رسیده است: بن‌بست در اندیشیدن و راهی عقلانی یافتن، بن‌بست در اخلاقی زیستن و انسان ماندن، و بن‌بست در تاب‌آوری روانشناختی و از هم نگسیختن. درواقع جهان و زندگی و جامعه به بن‌بست نرسیده است تو به بن‌بست رسیده‌ای و آن هم دو بن‌بست: بن‌بستی در خویش و بن‌بستی با بیرون خویش. کسی که با خویش در آشتی است و هنوز در درونش جوانه امید و عطر معنا برای زندگی هست، در بدترین فشارهای بیرون نیز از خویشتنِ خویش انرژی می‌گیرد و زیستِ درونی عقلانی و شادمانه‌ای دارد. و کسی که با بیرون خویش در آشتی است، در سخت‌ترین فرسودگی‌ها و تلاطمات درونی نیز این فرصت را دارد که از بیرون (جامعه و هستی) انرژی بگیرد و تنها نماند و به نقطه استیصال نرسد. تنها کسانی که هم در درون خویش و هم با بیرون خویش به بن‌بست رسیده‌اند، دست به خشونت کور می‌برند؛ فرقی نمی‌کند فرد باشد یا گروه یا فرقه یا حزب یا حتی یک حکومت. حتی وقتی یک ایدئولوژی فرمان به خشونت کور می‌دهد، درواقع دارد به غیرانسانی بودن خود و به بن‌بست رسیدن خود و به پایان یافتن خود اعتراف می‌کند. پس آن‌که در خشونتِ کور می‌کُشد، خواه خود را خواه دیگری را، او در دو بن‌بست گیرافتاده است و با این کار پیام می‌دهد که به نقطه پایان خویش رسیده است، گرچه هنوز ظاهراً زنده باشد و در دستش بمب یا اسلحه باشد و ظاهراً هنوز قدرت کشتن داشته باشد. 👈خشونت کور البته پیام دیگری هم دارد: چیزهایی سرجای خودش نیست و احتمالا خیلی وقت است که سرجایش نبوده است و باید گشت و یافت و اصلاح کرد آن‌چه را که سرجای خودش نیست و باعث شده است که برخی به بن‌بست کشیده شوند و تصمیم بگیرند با خیال پایان دیگران، پایان خویش را رقم بزنند. و اما این غصه‌هایی که این روزها از درون و بیرون، غزه یا کرمان یا هرجایی که بی‌گناهی کشته می‌شود، بر دلمان می‌بارد، و این مصیبت‌هایی که پی‌در‌پی برسرمان آوار می‌شود، اگر نکشدمان، قوی‌ترمان می‌کند. به مردم کرمان، به مردم ایران و به همه انسان‌های صلح‌جوی جهان تسلیت می‌گوئیم که کشته شدن ظالمانه حتی یک انسان بی‌گناه خبر بدی است برای همه آنانی که امید دارند در جهانی انسانی‌تر زیست کنند.

🚦غم تولد @DrRShaefi2 در روان‌شناسی اصطلاحی داریم به نام "birthday blues" یا "غم تولد"، که به حس و حال غم‌انگیز روز تولد اشاره دارد. به‌طوری که آدم درروز تولدش، به جای خنده، دلش گریه می خواهد و به‌جای شادی، غم عجیبی در دلش پنهان بوده و خیلی در حس و حال جشن و تولد گرفتن نیست. فارغ از شرایط اجتماعی فرهنگی، "غم تولد" یک پدیده جهانیست و در یک برهه‌های خاصی از زندگی (مثلا نزدیک دهه‌های 20، 30، 40 و 50 سالگی) بیشتربه سراغ آدم‌ها آمده و یک ماجرای کاملا جدیدی است. اما دلایل بروز آن: دلیل اولِ: احساس می‌کنیم؛ همانطور که بچگی نکرده بزرگ شدیم، جوانی نکرده داریم پیر می شویم و "هرچقدر که نفهمیدیم چجوری بزرگ شدیم، قشنگ می فهمیم که چجوری داریم پیر می شویم" دلیل دوم: تراکم نرسیدن‌هاست؛ مواجه شدن با این واقعیت که "هرچی بزرگتر می شویم آرزوها کوچکتر می شوند" و "عمریست دویدیم و به مقصد نرسیدیم" با یک حس ناکامی غم‌آلود همراه است... دلیل سوم: نزدیک شدن به غروب زندگیست؛ نزدیک شدن به مرگ و ترس از زندگی نزیسته و کلی کار نکرده، در کنار تلاشی سخت برای رسیدن به چیزهایی که بودنشون دیگر آن حس و حال سابق را ندارد دلیل چهارم: فشارهای اجتماعی؛ اینکه سنت رفته بالا و راه و بیراه باید جواب پس بدی که؛ پس کی قراره ازدواج کنی؟ بچه‌دار نشدی هنوز؟ چقدر دیگه مونده درست رو تموم کنی؟کار چی شد؟ پس سنت داره میره بالاها... دلیل پنجم: کسی حواسش به من هست اصلا؟ با نزدیک شدن به روز تولد، آدم دلش حمایت اجتماعی می‌خواهد و فکر اینکه "اصلا کسی را دارم که در این روز حواسش به من باشد؟خودش غم‌انگیزه... و در نهایت اینکه؛ از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود.. هرچی سنت میره بالا، بیشتر از دست میدی و وقتی از دست میدی بحران معناها یقه‌شما را می‌گیرند که؛ آخرش که چی؟، این بود زندگی؟. آنجاست که غم دنیا در دلت آوار میشه.

🚦توسعه وتله فساد @DrRShaefi2 فساد می تواند در اقتصادهای در حال توسعه بسیار فراگیر شود و حتی خود را باز تولید کند،بطوریکه خروج از تله فساد بسیار سخت شود. فساد انگیزه سرمایه گذاری را کاهش می دهد. هر کس که پیشرفت کند بسرعت در تیررس افراد و سازمان های فاسد قرار می گیرد. به این صورت با افزایش عدم قطعیت، همه به فکر منفعت مقطعی و سریع هستند چون آینده قابل پیش بینی نیست. همچنین وقتی فساد کم باشد پیدا کردن و تنبیه آن آسان است اما وقتی همه گیر شود نه تنها متوقف کردن آن مشکل است، بلکه فساد دیگر خود نحوه ای از زندگی و عادی است. عدالت و حقوق فردی مستقل از فرایند توسعه نیستند بلکه پیش زمینه و لازمه توسعه هستند. مردم باید در مورد جان،آزادی و اموال خود امنیت داشته باشند. مردم لازم دارند بدانند اگر در زمینه ای تلاش و سرمایه گذاری کنند،سود آن نصیب خودشان می شود. توجه کنید در اینجا عدالت در واقع تنبیه خطاکار نیست بلکه افراد بیگناه بدانند در عرصه عمومی دارای آزادی هستند.