es
Feedback
• لذت متن | ابراهیم سلطانی •

• لذت متن | ابراهیم سلطانی •

Ir al canal en Telegram

آیا لذت نویسنده، لذت خواننده را تضمین می‌کند؟ هرگز. نویسنده فقط می‌تواند امیدوار باشد که مکانی «برای دیالکتیکِ اشتیاق»، برای «سرخوشی پیش‌بینی‌ناپذیر» بیافریند.

Mostrar más
2 448
Suscriptores
Sin datos24 horas
+47 días
+6330 días
Atraer Suscriptores
junio '26
junio '26
+69
en 3 canales
mayo '26
+27
en 3 canales
Get PRO
abril '26
+7
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+1
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+25
en 2 canales
Get PRO
enero '26
+36
en 9 canales
Get PRO
diciembre '25
+31
en 2 canales
Get PRO
noviembre '25
+22
en 2 canales
Get PRO
octubre '25
+29
en 4 canales
Get PRO
septiembre '25
+43
en 5 canales
Get PRO
agosto '25
+26
en 1 canales
Get PRO
julio '25
+18
en 0 canales
Get PRO
junio '25
+16
en 3 canales
Get PRO
mayo '25
+46
en 1 canales
Get PRO
abril '25
+39
en 4 canales
Get PRO
marzo '25
+60
en 8 canales
Get PRO
febrero '25
+67
en 5 canales
Get PRO
enero '25
+57
en 2 canales
Get PRO
diciembre '24
+67
en 7 canales
Get PRO
noviembre '24
+43
en 2 canales
Get PRO
octubre '24
+50
en 7 canales
Get PRO
septiembre '24
+102
en 6 canales
Get PRO
agosto '24
+138
en 7 canales
Get PRO
julio '24
+74
en 9 canales
Get PRO
junio '24
+117
en 7 canales
Get PRO
mayo '24
+201
en 16 canales
Get PRO
abril '24
+59
en 4 canales
Get PRO
marzo '24
+59
en 3 canales
Get PRO
febrero '24
+92
en 5 canales
Get PRO
enero '24
+169
en 7 canales
Get PRO
diciembre '23
+121
en 5 canales
Get PRO
noviembre '23
+116
en 7 canales
Get PRO
octubre '23
+101
en 5 canales
Get PRO
septiembre '23
+82
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+105
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+98
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+79
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+111
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+103
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+62
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+96
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+75
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+27
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+73
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+24
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+18
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+58
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+27
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+61
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+19
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+89
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+23
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+12
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+5
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+672
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
23 junio+1
22 junio+1
21 junio0
20 junio0
19 junio+2
18 junio0
17 junio+2
16 junio+4
15 junio+4
14 junio+5
13 junio+24
12 junio+2
11 junio+1
10 junio+1
09 junio0
08 junio+2
07 junio+3
06 junio+5
05 junio+7
04 junio+2
03 junio+2
02 junio+1
01 junio0
Publicaciones del Canal
شاعران و نویسندگانِ فرهنگ‌های گوناگون، در طول تاریخ، «غم» را به کوه، به دریا، به آسمان، به بیابان،…تشبیه کرده‌اند. انگار اندوه‌ِ انسان‌ها آن‌قدر «گسترده» و «طبیعی» و «ناگزیر» بوده است که فقط این پاره‌های بزرگِ طبیعت می‌توانسته‌اند اندازه، جنس، و پیامدهای آن را نشان دهند. #ابراهیم_سلطانی @ThePleasureOftheText

2
کودک، ذهن و زبانِ پرورده‌ای ندارد. به همین خاطر، رنج‌های کودکی، پیشازبانی هستند: بی‌زبان‌اند. رسیدگیِ بالغانه به رنج‌های کودکی، در واقع، زبان بخشیدن به آن‌ رنج‌هاست. و این یکی دیگر از معجزاتِ زبان است: راهی به رهایی از رنج‌های روزگارِ سپری‌شده. #ابراهیم_سلطانی @ThePleasureOftheText
659
3
تحمل کردنِ درد و رنج آن‌قدر دشوار است که آدم برای پرهیز از دردهای خودش، گاه خواسته و گاه ناخواسته، مایه‌ی درد و رنج دیگران می‌شود. انگار درد و رنج از منافذِ پیدا و پنهانِ مناسباتِ آدم‌ها نفوذ می‌کند. به کجا؟ مقصدِ نهایی: نامعلوم. #ابراهیم_سلطانی @ThePleasureOftheText
1 898
4
احساساتی مثل شادمانی یا اندوه یا دلتنگی، به آب شبیه‌اند: در سایر احساساتِ آدم نفوذ می‌کنند و آن‌ها را به رنگ خودشان درمی‌آورند. اما «نگرانی»های شدید (: چه خواهد شد؟ چه بلایی بر سر عزیزان من خواهد آمد؟…) مثل سیل‌اند: سایر احساسات را می‌شویند و می‌بَرَند و یک زمینِ بایر و ترک‌خورده برجا می‌گذارد. نگرانی شدید، توجهِ ما را به سوی خطرهای احتمالی می‌کشاند و بخش بزرگی از ظرفیت ذهن‌مان را اشغال می‌کند. نگرانیِ مزمن، نوعی اجتناب از رویاروییِ مستقیم با احساساتِ عمیق‌تر هم هست؛ گویی ذهن با اشتغال به «چه خواهد شد؟» از «چه احساسی دارم؟» می‌گریزد. نگرانیِ مداوم، روان را فرسوده می‌کند و انسانی خسته و ناخرسند برجا می‌گذارد. #ابراهیم_سلطانی @ThePleasureOftheText
1 558
5
بعضی آدم‌ها در ثبات و تداوم است که خودشان را تعریف می‌کنند: انگار در سرزمین‌های‌ِ ثبات، شادتر و چه بسا خلاق‌ترند. یک‌جا می‌مانند و می‌بالند. و بعضی آدم‌ها در پراکندگی‌های کولی‌وارشان، سفرِ بی‌سامانِ زندگی را به پایانِ بی‌پایان‌اش می‌رسانند: هیچ‌جا نمی‌مانند. سرگردانی، ساده‌ترین نام برایِ بی‌قراری‌های‌شان است. هیچ‌کدام لزوماً بهتر نیست؛ دو جور «بودن-در-جهان» است. اما در «دومی» چیزی هست که در اولی نیست: به رسمیت شناختنِ بی‌ثباتی، زیستن با بی‌قراری، و دل‌کندن از احتمالِ پایداری. بچه که بودم، بادبادک‌باز بودم. بادِ تند که می‌وزید، گاهی هوس می‌کردم نخِ نازکِ بادبادک را رها کنم. «دومی» مثل رها کردنِ نخِ نازکِ بادبادک است. #ابراهیم_سلطانی @ThePleasureOftheText
1 916
6
یادتان هست؟ آدم‌هایی را که روزگاری از مهم‌ترین آدم‌های زندگی‌مان بودند. حواس‌تان هست؟ حتی نمی‌دانیم حالا کجا هستند، چه می‌کنند، آیا یادشان هست که روزگاری ما از مهم‌ترین آدم‌های زندگی‌شان بودیم. تصورِ «زندگی-بدون-آن‌ها» ناممکن بود. حالا زندگی هست، آن‌ها نیستند…هستند، اما اهمیتی ندارند…حداقل برای ما اهمیتی ندارند. اهمیتی غایب. غیبتی بی‌اهمیت. غیبتی که حتی اندوهگین‌مان نمی‌کند. خاکستری که هیچ آتشی زیر آن نیست. #ابراهیم_سلطانی @ThePleasureOftheText
3 625
7
«سرنوشت» در فرهنگ‌های گوناگون مفهومی‌ست که اغلب در سایه‌‌سارِ الهیاتِ دینی بالیده است. آن‌چه رخ می‌داد و آن‌چه رخ نمی‌داد، به تقدیری ازلی نسبت داده می‌شد؛ روایتی از نیروهای ناپیدای جان و جهان که گویی از پیش در تار و پودِ هستی تنیده شده‌اند. به تعبیر حافظ: «کاین چنین رفته‌ست در عهد‌ِ ازل تقدیر ما.» در جهانِ تراژدی‌های یونانِ باستان نیز، «سرنوشت» حضوری سهمگین دارد؛ همان جهانی که سوفوکل در آن نشان می‌داد انسان‌ها در تلاش برای گریز از تقدیر، به سوی آن گام برمی‌دارند. اما می‌توان خوانشی عرفی‌تر از سرنوشت نیز داشت: شاید «سرنوشت» نه برنامه و فرمانی فراجهانی، بلکه نامی باشد برای تجربه‌ی انسانیِ «درماندگی در برابر پیچیدگی جهان.» جهان آن‌قدر درهم‌تنیده است، و نیروهای بزرگ آن‌چنان فراتر از اراده‌ی فردیِ ما عمل می‌کنند، که انسان گاه خود را نه بازیگر، که بازی‌خورده‌ی صحنه‌ای عظیم‌تر می‌یابد. همین جنگ‌ِ بزرگِ ویران‌گر علیه ایران را ببینید: جنگی که ابرهای وقوع‌اش دهه‌ها آسمانِ سیاستِ ایران را تیره کرده بود، بسیاری آن را نمی‌خواستند، و با این حال رخ داد و زندگی میلیون‌ها نفر را زیر و‌ رو کرد: و هیچ چیز به قرارِ پیشین نماند؛ هیچ چیز. در این معنا، «سرنوشت» قصه‌ای از پیش نوشته‌شده نیست، نامِ ناکامی‌های ماست. «قتلِ این خسته، به شمشیرِ تو، تقدیر نبود.» نمُردیم اما «سرنوشت»، زندگی‌مان را دگرگون کرد. نمُردیم اما شکلی از مرگ را برای چندمین بار تجربه کردیم. #ابراهیم_سلطانی @ThePleasureOftheText
1 672
8
پیکاسو شاهکار ِ ضدِ جنگِ خود، گوئرنیکا، را در سال ۱۹۳۷ در واکنش به بمبارانِ این شهر آفرید. در گوشه‌‌ی راستِ این تابلوی آشوبنا
پیکاسو شاهکار ِ ضدِ جنگِ خود، گوئرنیکا، را در سال ۱۹۳۷ در واکنش به بمبارانِ این شهر آفرید. در گوشه‌‌ی راستِ این تابلوی آشوبناک، انسانی فریاد می‌زند؛ اما صدای فریادش شنیده نمی‌شود. شانه‌هایش زیرِ فشارِ جنگ فروافتاده: جنگ، از او پیکری کژ و کوژ، نامتقارن و نامتعادل برجا گذاشته است. در این اثر، خبری از سرباز و سرزمین و پرچم و قهرمان نیست. آن‌چه دیده می‌شود تن‌های درهم‌شکسته، چشم‌های وحشت‌زده، کودکانِ مرده در آغوش مادران، و اسبی زخمی‌ست. و تابلو در نوری سرد و بی‌رحم غوطه‌ور است. گوئرنیکا، تصویرِ خلاقانه‌ی جنگی ویرانگر در اروپای میانه‌ی قرن بیستم نیست. تصویرِ ایرانیانی‌ست که زیرِ بارِ ترس، ناامنی و انتظاری کشنده، خمیده و ناتمام‌‌ شده‌اند و صدای‌شان به گوش کسی نمی‌رسد.
1 643