آیماه.
Ir al canal en Telegram
اینجا هیچ مخاطبی جز خودم ندارد. ″با اسم آیما کپی کنید″
Mostrar másIrán141 419La categoría no está especificada
1 776
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
1 776
بابا این آدمی که انقد بی فکر حرف میزنه رو میخوای چیکار بچه جان
آدمی که بلد نیست حرف بزنه و بدون فکر حرف میزنه رو براش خودتو اذیت میکنی؟
نمیدونم ایما
ولی اونم خیلی تنهاست خیلی
1 776
به این فکر نمیکنه چند شب باید بیدار بمونی تا اون حرف رو هضم کنی؟ حالا اینو گفتی مثلاً خیلی دارک و شاخی؟
1 776
بابا این آدمی که انقد بی فکر حرف میزنه رو میخوای چیکار بچه جان
آدمی که بلد نیست حرف بزنه و بدون فکر حرف میزنه رو براش خودتو اذیت میکنی؟
1 776
از بیست تا سی سال دیگه سن عاشقیتون خیلی میاد پایین از بالای سی دیگه کلا میره به زیر پنجاه درصد.
چرا؟ چون یا خیلیا ازدواج کردن، یا خیلیا تو رابطه پایدارن، یسریا مهاجرت کردن یا تو فکر مهاجرتن یا اینکه اونام دیگه خسته ان برای عاشقی.
1 776
این اطمینان رو داری؟ که عاشق نمیشه؟ میگه که عشق بیخبر میاد، ما علم غیب نداریم جانم.
اگر کسی اون جوشش عشق و احساسات رو بیدار کنه چرا نباید کسی عشق رو قبول نکنه؟
اوهوم بهم گفت کهه فکر کردی از رفتنت میترسم
من دیگه کسی واسم مهم نیست
1 776
https://t.me/whyamiherex/12887
حس میکنم این دلسوزی کافی نیست
مثل یه فردی که کنار خیابون ببینمش که نیاز به کمک داره ولی بر خلاف میلم چون میترسم برم نزدیک، کمکش نمیکنم
میترسم تو تاریکی غرق شم
1 776
ولی دلم خواست یهو بگم اینو..
اما یادتون باشه اگه این عشق رو از دست بدید شاید دیگه عاشق نشید و این آخرین تجربه عشقیتون باشه ...
1 776
تو این جاده همیشه تنهاییم عزیز من.
این وسط یسریا میان که مسیرشون رو تنها نباشن بعد باز میرن.
1 776
https://t.me/whyamiherex/12881
داریم در خفا ادامه میدیم و دست بر قضا هربار هم میشکنیم. دوراهی بین گفتن و نگفتن رو رد کردم و گفتم بهش. حالا موندم تو یه مسیری که در و دیوارش تصویر اون و خاطراتمونه و من تو این جاده تنهام.
1 776
این اطمینان رو داری؟ که عاشق نمیشه؟ میگه که عشق بیخبر میاد، ما علم غیب نداریم جانم.
اگر کسی اون جوشش عشق و احساسات رو بیدار کنه چرا نباید کسی عشق رو قبول نکنه؟
1 776
من خودم از یه رابطه تاکسیک که اتفاقاً تموم سمی بودنش رو میتونستم عین سرمه به چشمام بکشم و انقد همون تاکسیک بودن رو دوست داشتم بودم.
نه تنها اون یکسال و خورده ای خودمو نابود کردم، بلکه تا سه سال که هنوزم ادامه داره بعد جدا شدنم هنوز دارم احساساتی که خورد شده رو احیا میکنم و کلی زخم هست که باید تیمارشون کنم و کلی اثر بد روم گذاشته، از جمله استرس و کمبود اعتمادبهنفس و کلی چیزای دیگه.
دارم میگم چرا قبل اینکه نه تنها عشقی نمونه برات بلکه احساسی هم نمونه برات نمیری تو خفای خودت؟
1 776
میدونم که دست خود آدم نیست.
دارم میگم که خب اگر اون فرد نمیدونم براش نمیخوای تلاش کنی چون اون احساس احمق بودن بهت میده یا حس میکنی که اینجوریه
چرا یبار دل نمیکنی و تو خفا احساساتت رو ادامه نمیدی؟ بهتر نیست تا اینکه هر روز شکسته بشی و کلا احساسی برات نمونه؟
