331
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
331
وقتی داشتن بازی میکردن باید از یك جای ترسناك رد میشدن ، بعد وقتی تموم شد جونگوون به جی گفت ’ هیونگ تو میترسیدی ولی بخاطر من تظاهر میکردی اوکیای نه ؟ ’
331
وقتی بازی میکردن باید از یك جای ترسناك رد میشدن ، وقتی تموم شد جونگوون به جی گفت ’ هیونگ تو میترسیدی ولی بخاطر من تظاهر میکردی اوکیای نه ؟ ’
331
وقتی بازی میکردن باید از یك جای ترسناك رد میشدن بعد وقتی تموم شد جونگوون به جی گفت ’ هیونگ تو میترسیدی ولی بخاطر من تظاهر میکردی اوکیای نه ؟ ’
331
توی کامبك شو وقتی بازی میکردن باید از جای ترسناك رد میشدن بعد وقتی تموم شد جونگوون به جی گفت ’ هیونگ تو میترسیدی ولی بخاطر من تظاهر میکردی اوکیای نه ؟ ’
331
قرار بود تو کامبك شو اعضا هرکی رو میخواستن صدا کنن و هرچی که دوست داشتن بهشون بگن [ غر بزنن و ... ] ؛ بعد جی کل انهایپنو صدا کرد و گفت ’ ما وقتی به المان رفتیم ، یك سر به duty free store هم رفتیم و من شکلات خریدم ، بعد یك روز میخواستم برم شکلاتامو بخورم ولی وقتی در کابینتو باز کردم اونجا فقط یك تیکه شکلات بود ، باز خداروشکر یکم برام نگه داشته بودن ’ 😭
331
قرار بود تو کامبك شو اعضا هرکی رو میخواستن صدا کنن و هرچی که دوست داشتن بهشون بگن [ غر بزنن و ... ] ؛ بعد جی کل انهایپنو صدا کرد و گفت ’ ما وقتی به المان رفتیم ، یك سر به duty free store هم رفتیم و من شکلات خریدم ، بعد یك روز میخواستم برم یکم شکلات بخورم بعد در کابینتو باز کردم و اونجا فقط یك تیکه شکلات بود ، باز خداروشکر یکم برام نگه داشته بودن ’ 😭
