es
Feedback
خاموش‌خانه

خاموش‌خانه

Ir al canal en Telegram

سال‌ﮔَﺸﺘﮕﯽﺳﺖ ﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﺭﭘﻴﭽﯽ ﺍﺑﺮﻭﺍﺭ ﺑِﻐُﺮّﯼ ﺑﯽﺁﻧﮑﻪ ﺑﺒﺎﺭﯼ؟

Mostrar más
Irán131 131La categoría no está especificada
202
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-130 días

Carga de datos en curso...

Atraer Suscriptores
abril '26
abril '260
en 0 canales
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+2
en 0 canales
Get PRO
enero '260
en 0 canales
Get PRO
diciembre '25
+13
en 0 canales
Get PRO
noviembre '250
en 1 canales
Get PRO
octubre '250
en 0 canales
Get PRO
septiembre '25
+17
en 0 canales
Get PRO
agosto '250
en 2 canales
Get PRO
julio '25
+5
en 0 canales
Get PRO
junio '250
en 1 canales
Get PRO
mayo '25
+11
en 4 canales
Get PRO
abril '250
en 0 canales
Get PRO
marzo '250
en 0 canales
Get PRO
febrero '250
en 0 canales
Get PRO
enero '250
en 0 canales
Get PRO
diciembre '240
en 0 canales
Get PRO
noviembre '240
en 0 canales
Get PRO
octubre '240
en 0 canales
Get PRO
septiembre '240
en 0 canales
Get PRO
agosto '240
en 0 canales
Get PRO
julio '24
+6
en 0 canales
Get PRO
junio '24
+2
en 0 canales
Get PRO
mayo '24
+1
en 0 canales
Get PRO
abril '24
+5
en 0 canales
Get PRO
marzo '24
+4
en 0 canales
Get PRO
febrero '24
+189
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
18 abril0
17 abril0
16 abril0
15 abril0
14 abril0
13 abril0
12 abril0
11 abril0
10 abril0
09 abril0
08 abril0
07 abril0
06 abril0
05 abril0
04 abril0
03 abril0
02 abril0
01 abril0
Publicaciones del Canal
Repost from آن؛
‏«فشار برای نرمال بودن در موقعیتی که نرمال نیست، می‌تواند خودش آسیب‌زا باشد. ‏گاهی سالم‌ترین واکنش، ناتوان بودن است.» ‏- دونالد وینیکات. @monadchannel

2
AUDسوگند به خون همرهانم20221110122605.mp3
139
3
راستش حالت محبوبم بین تمام حالات انسانی وقتی است که درد بیماری را پشت سرگذاشته‌ای ولی هنوز به قدر کافی انرژی نداری که مسوولیتی قبول کنی. (هرچه باداباد، تولتز، خاکسار) @hafezbajoghli
129
4
با چقدر دلتنگی توی قلبت برای ایران، برای همیشه چشم بستی، آقای بیضایی؟
102
5
استادم حالم را پرسید گفتم خوبم اما چنین است و چنان است و اوضاع بر وفق مراد نیست این استادم اندیشه‌های رواقی دارد حرف‌هایش کمی آرامم کرد شاید شما را هم آرام کند: «با آرامش همه‌چیز درست میشه هر چیزی زمانی داره در زمان خودش درست خواهد شد اشکالی نداره باید یاد بگیری صبور باشی باید روزی تو بشه شاید الان روزی تو نیست خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی پس باهاش کنار بیا»
202
6
پرنس مویشکین در ابله داستایوفسکی قرار بوده تصویری باشد از انسانی زیاده انسانی. آدمی که پرده‌پوشی و سیاست در کارش نیست، آدم‌ها و خطاهایشان را به راحتی می‌بخشد، در هر انسانی خوبی‌هایش را می‌بیند و رقیق القلب است، زود دل می‌بندد و شیفته می‌شود. پرنس عزیزم، تو برای این دنیا زیادی ساده و ابلهی.
166
7
https://t.me/BiChatBot?start=sc-51652f95fa معاشرت کنیم؟
34
8
‌ من به تنهایی معتاد بودم. اگر هر روز کمی با خودم خلوت نمی‌کردم ضعیف‌تر می‌شدم. چیزی نبود که به آن افتخار کنم اما وابسته‌اش شده بودم، تاریکی داخل اتاق، برایم مثل نور آفتاب بود. ‌ ‌
196
9
تو ۲۶ سالگی یه قدرت عجیبی پیدا کرده‌م. یه مدل خودخواهی و اهمیت دادن به خود که تا حالا کم‌سابقه بوده. قبلاً اگر از کسی خوشم می‌اومد تو لوپ بازی قدرت گیر می‌کردم و مدت‌ها خودم رو آزار می‌دادم. الان میرم با افتخار اعتراف می‌کنم و میگم در دسترس باش، اجازه بده بشناسمت و حالم ازت بهم بخوره. بله عزیزم، ایمان بیاوریم به قدرت نهفته در ضعف.
203
10
افسوس که بی‌فایده فرسوده شدیم وَز داسِ سپهرِ سرنگون سوده شدیم دردا و ندامتا که تا چشم زدیم نابوده به کامِ خویش، نابوده شدیم
181
11
Sin texto...
1
12
عاشق تصویرهای این قطعه‌ام. رودخونه، پرتقال و چای، لمس بدن دیگری با ذهن و سوزان که کمی خل و چله اما این دقیقاً همون دلیلیه که دوستش داری.
194
13
Leonard-Cohen-Suzanne-Audio_1289705.mp3
186
14
داشتم Bugonia رو می‌دیدم و با خودم گفتم به‌به! این فیلم رو باید به فلان دوستم که توهم توطئه داره معرفی کنم! که بفهمه که از بیرون چقدر مضحک و عجیبه. خدا رحم کرد قبل پیام دادن فیلم رو تا آخر دیدم :)))
194
15
من عاشق توصیف غذاها در رمان‌ها و داستان‌ها هستم. وقتی کسی در کتابی چیزی می‌خورد انگار گوشت می‌شود و به جان من می‌چسبد :)
213
16
روزنامه‌ای پهن کرد. مخلفات ساندویچ آورده بود. گوجه‌فرنگی و خیار را ورقه زد. خمیرهای نان باگت را بیرون آورد و بعد ورقه‌های کالباس و خیارشور و گوجه‌فرنگی چید و ردیفی برگ‌های سبز جعفری گذاشت و نمک زد. بعد باگت را در دیس ملامین گذاشت. دیس گل‌های آبی و سفید داشت و رنگ‌های سرخ و سبز گوجه‌فرنگی و سبزی سیر جعفری به چشم می‌آمد. باگت را با کارد میوه‌خوری برید و هر قسمت را لفاف زرورق گرفت و تعارف کرد. برای این باید همه‌ی آن چیزها را نوشت که بوی عطر جعفری و گوجه‌فرنگی، بخشی از آن روز را می‌سازند. مثلاً لحظاتی که او با آن دندان‌های صدفی به ساندویچش گاز می‌زد و همان‌طور که غذایش را می‌جوید، می‌خندید و می‌پرسید: «گرسنه شده بودی، هان؟» اسفار کاتبان ابوتراب خسروی
258
17
بدبختی‌اش چنان شدید بود که شاید نظیرش پیدا نمی‌شد. به عنوان دیوانه او را مداوا می‌کردند، درحالیکه به‌نظر من دیوانه نبود، بلکه مردی بود که به‌طرز دردناکی رنج می‌برد؛ همه‌ی بیماری‌اش همین بود. ابله داستایوفسکی
169
18
وقتی این زنجیره را شروع کردم که حالم اصلا خوب نبود و در سیاهی مطلق بودم. شروع کردن و ادامه دادن دولینگو برای من دستاویز کوچکی
وقتی این زنجیره را شروع کردم که حالم اصلا خوب نبود و در سیاهی مطلق بودم. شروع کردن و ادامه دادن دولینگو برای من دستاویز کوچکی به نور و امید و تلاش بود. البته که راه مناسبی برای یادگیری واقعی نیست و توهمی از تلاش و یادگیری ایجاد می‌کند اما طبیعتاً از هیچی بهتر است. برای من که مشکل تعهد و تمرکز دارم، چهارصد روز مداومت دستاورد ارزشمندی است. بیش باد.
182
19
نه آخه تصور کن! آبگوشت، نون سنگک، پیاز، سیر ترشی، دوغ نون تیلیت کردن، گوشت‌کوبیده درست کردن، در آوردن مغز قلم مگه میشه غذایی با این‌همه آداب و آیین رو دوست نداشت؟
160
20
به سنی رسیدم که از آبگوشت بیشتر از پاستا لذت می‌برم :))
167