FROMSOFTWARE
Ir al canal en Telegram
Everything About FromSoftware Firelink Shrine: @FromSoftware_Gp Our support team: Elden Ring: @satan_slayer Dark Souls Series & Bloodborne @satan_slayer Sekiro @FarhadSoofl Demon's Souls @FarhadSoofl NieR Channel: https://t.me/NieR_Automata
Mostrar más1 704
Suscriptores
-524 horas
-167 días
-1930 días
Archivo de publicaciones
1 704
به هر قیمتی که شده...
اصولا اساس دنیا خیلی شگفت انگیزه! درباره ویژگی های طبیعی و اتفاقات فصلی و ایناها حرف نمیزنم، در واقع هدف از گفتن این موضوع، چیزیه که دیده نمیشه اما مثل نور تابان واضح و آشکاره و بقیه - گاهی اوقات عمدا - بهش توجه نمیکنن....
عشق بیش از حد و شیفته یک چیزی بودن، آدم و عزت نفسش رو، خورد خورد، از بین میبره. حالا این شیدایی میتونه راجع به هر چیزی باشه. پول، خونه زیبا و بزرگ تو بهترین جای شهر، معشوقه دختر یا پسر، ترقی تو محل کار.... یا هر چیز دیگه ای از این قبیل که قطططعا هر کسی تو زندگیش داره. بی شک!
اما طبق معمول این ژاپنی ها هستند که میان در قالب بازی و افسانه، این درس زندگی و معنوی بسیار زیبا رو منتقل میکنند - چیزی که من صدها میلیون بار آرزو میکنم توی کشور ما هم رخ میداد و بده، اما اگرم باشه چنین محصولاتی، تعدادش شاید نهایتا انگشت شمار باشه...
مانک های واقع در منطقه (Fountainhead Palace) در بازی سکیرو، این مطلب رو به وضوح و قشنگی هر چه تمام تر به ما نشون میدن. این ها کسایی بودن که مثلا باید راه و روش ('بودا') رو به مردم توصیه و آموزش میدادن، اما در عوض به همه - همه که چه عرض کنم، بهتره بگیم فقط سکیرو - سستی و پلیدی ابدی درونی خودشون رو به نمایش گذاشتن که نه تنها از مردم و اعتمادشون سوء استفاده کردن، بلکه مثل راه پله ازشون بالا رفتن تا به اینجا رسیدن...
وقتی تو بازی باهاشون برخورد میکنیم، چیزی بجز موجوداتی کرم مانند و چندش نیستن و به قدری ضعیف و ناتوان شدن که حتی به زور میتونن راه برن!
این که میگم از مردم بالا رفتن، بخاطر اینه که توی معبد به اون بزرگی، هیچ فرد عادی پیدا نمیکنید، و حتی طبق لور پیچیده و طولانی مربوط به باس (Corrupted Monk) و ماهی بزرگ منطقه آخر بازی(1)، این مانک ها و پریست ها، سر این مردم ضد خِرَد و تفکر رو شیره میمالیدن تا به اهداف شوم خودشون برسند.
موضوعی بسیار کلاسیک در عناوین سولزبورن....
اما، نکته اینجاست که چقدر دردناک و ناراحت کننده ست. وقتی سرانجام، توی اون اتاق تاریک، بدبو و ویران پریست اصلی واقع در کنار بزرگ ترین آبشار منطقه آخر بازی، همون تعداد اندک پریست ها به این پی میبرن که : ما این زندگی رو نمیخواستیم. زندگی جاودانه ای که بخواد تا آخر عمر - که شما صرفا این تیکه رو بصورت کنایی برداشت کنین چون آخر عمری براشون وجود نداره :) - به این فلاکت سپری بشه، همون بهتر که نباشه. پس عده ای از اون ها یا به احتمال زیاد سپوکو انجام دادن - که شدیدا غیر قابل تایید بنظر میرسه راستشو بخواین - یا پریست های دیگه چون دیدن فرد دیگه ای نیست که از جوونیش بمکن تا زنده بمونن، به بقیه پریست های توی اتاق رو آوردن، که البته هیچ فایده ای نداشت متاسفانه.
جالب اینجاست که کارما، بلایی که سر مردم روستای میبو آوردن رو عینا سر خودشون درآورد... (2)
نکته کاملا متضاد این ماجرا، خود شخصیت سکیروئه. میدونین، ایشون مثل یک آدم فوق العاده (Chad) صرفا برای نگهداری و محافظت از ارباب جوانش، زندگی سگی و پر از رنج خودش رو پشت سر میگذاشت. تا اینکه بطور کاملا ناخواسته و تصادفی، جاودانه شد...
این بنظرم بسیار زیباست.
میازاکی میخواد به ما بفهمونه، اگه در جستجوی عشق و شهوت و چیزهای چرت و پرت باشیم، آخر عاقبت خوبی در پی نخواهیم داشت. ولی اگر مثل یک انسان درست، به وظایفمون عمل کنیم و با عقل و شعور رفتار کنیم و از این دو عنصر پیروی، پس قطعا جلال و عزت در انتظارمونه حتی اگه به ذهنمون هم خطور نکنه که از کجا و چطوری قراره برامون پیش بیاد...
ممنون بابت وقتی که گذاشتید :)
شب خوش ❤️
پ. ن :
1-2 : این که به این لور ها اشاره کردم و هنوز مفصل تو چنل توضیح ندادم رو میبخشید، سعی میکنیم در اسرع وقت، یا خودم یا بقیه ادمینا در خدمتتون قرارش بدیم.
ممنون از همراهیتون 🙏❤️
@FromSoftware
1 704
پادکست بازیهای شاخص و مطرح سال 2005 .
اوایل این پادکست ما علت انتشار این پادکست رو گفتیم و در ادامه یک به یک از عناوین اسم بردیم و در مورد اشون صحبت کردیم تا به این نکته پی ببریم که عجب سال عجیب و طلایی بوده برای گیمران، سال 2005.
#پادکست
@HUNTED_BY_SOULS
1 704
Repost from HUNTED_BY_SOULS
با پادکستای منحصر به فرد در خدمتتون هستیم. در این پادکست صوتی ما سراغ بازیهای سال 2005 رفتیم و از بین 692 بازی که اون سال منتشر شد عناوین شاخصتر رو انتخاب کردیم و براتون نام بردیم.
#پادکست
@HUNTED_BY_SOULS
1 704
این اسپیدران رو قبلا رفتم
اما به مناسبت ۸ ساله شدن بلاد، گفتم دوباره با شما به اشتراک بذارمش
1 704
Happy 8th birthday to Bloodborne!
#Bloodborne #fromsoftware
https://www.instagram.com/reel/CqLrJXIu_Xb/?igshid=MDJmNzVkMjY=
1 704
Happy 8th birthday to Bloodborne!
#Bloodborne #fromsoftware
https://www.instagram.com/reel/CqLrJXIu_Xb/?igshid=MDJmNzVkMjY=
1 704
دفعه پیش قرار گذاشتیم تا یخورده از شباهت های مانگای برزرک با دنیای سولز بورن رو تفسیر کنیم ولی توی این پست میخواستم صرفا به یه بخش ریز و انحراف انگیز بپردازم از جمله :
هدف کار تیمی، عزت نفس، و این که چه زمانی و کدوم یکی بهتره که بهش پرداخته بشه...
نمیدونم چند درصد از شماهایی که این متن رو میخونین مانگای برزرک رو تموم کردین ولی به هر حال؛ ما توی اون داستان بطور غیر محسوس میبینیم گاتز (شخصیت اصلی داستان) معمولا تنهاست، کارهای سخت رو تنهایی انجام میده و یا اصلا بهش محول میشه...
این فقط زمانی رخ میده که آدم دلش بخواد همچنین اتفاقی بیافته. اگر این شخص واقعا آدمی باشه که دائما به این و اون تکیه کنه و یذره بیش از حد، ترس بیهوده داشته باشه، ممکن بود از کس دیگه ای هم با التماس کمک بگیره و هیچوقت پیشرفت چشمگیری نداشته باشه!
اما هیچ وقت توی این داستان (یه غیر از اواخر داستان که بهش میرسم) اینکارو نمیکنه که دلیل داره.
از لحاظ روانشناسی نمیدونم، ولی وقتی از بچگیش کسی رو نداشته که همراهش باشه و مجبور بوده خودش مادر و پدر خودش باشه، پس قطعا هیچ وقت به کمک غیر خودش اکتفا نمیکنه، در واقع مشکل اینجاست که اصلا تو مسئولیتی که بهش محول میشه فرد دیگه ای رو لایق و آدم حساب نمیکنه و خودش رو برتر میدونه..
نکته ارزشمند مشترک این داستان با عناوین سولز همینجاست، که برای آدم تعریف و تفسیر نمیکنن، در قالب فلش بک های آبکی یا یک پیری بیاد بهشون نصیحت های طویل بکنه و...
نکته رو باید به زحمت از این قصه کشید بیرون.
حالا از اون که بگذریم، ما در هر قسمت داستان میبینیم که اگر در هر مورد و موقعیت حیاطی گاتز، حتی یک نفر نبود (حتی اگر کار کوچک و خردی انجام داده باشه) ممکن بود براحتی جون خودش رو از دست بده.
وقتی که جوون (از لحاظ شعوری) و کم عقل بود، عمرا این موضوع رو ابراز نمیکرد یا اصلا بهش توجهی نمیکرد. ولی وقتی اون حوادث براش پیش اومد و جهان، چشمش رو به اساس و واقعیت همه چیز باز کرد... نظرش عوض شد. اینجا بود که روی کمک همه حساب میکرد، حتی دنبال اعضای گروه کوچیک خودش میرفت و پیگیرشون میشد چون فهمیده بود، بدون کمک بقیه، هیچ گونه پیشرفتی حاصل نمیشه.
توی بازی سولزبورن هم میتونیم این رو در درجه کمتری ببینیم.
درسته میشه تک نفره توی صرفا چند ساعت، بازی مثلا دارک 2 رو تموم کرد که این حجم از اعتماد و عزت نفس واقعا معرکه ست، اما گاهی، کمک گرفتن و لمس ساین بقیه پلیر ها که روی زمین، دم در اتاق باس، یا هر جای دیگه ای نوشته شده... ابدا خالی از لطف نیست و این گنجایش و ظرفیت آدم رو بالا میبره چون هرکسی یک کاری (حتی شاید خیییلی کوچیک) از پسش بر میاد و کار گروهی از لحاظ ارتقای شخصیت، فوق العاده ست..
اما اینکه یک درصد و برای یک لحظه از سر خود بزرگ بینی، فکر کنیم که از پس همه چیز به تنهایی برمیایم، صرفا یک دروغ شیرینه که غرور اونو برای ما پدید آورده.
آدم خوبه توی این زمینه از طبیعت هم تاثیر بپذیره و مثل اعضای یک دسته گرگ عمل کنه.
درسته گرگ ها دسته ای حمله میکنن، ولی هر یک از گرگ ها جوری رفتار میکنن که همزمان هم بقیه رو در نظر میگیرن، هم اینکه انگار هیچ گرگ دیگه ای اطراف نیست و خودشون تنهان...
پ. ن : البته این موضوع پک گرگارو من جایی خوندم که اگه واقعا همچین کاری بکنن واقعا اتفاق خفنیه دمشونم گرم...
دم شما هم گرم :)
@FromSoftware
