1 556
Suscriptores
Sin datos24 horas
-67 días
-1230 días
Archivo de publicaciones
1 557
"دوست دارم مهرههای تنت را حس کنم و استخوانهایش را
و آن نرمیسفتیلرزانی
که بارها و بارها و بارها
بوسه خواهمش داد،
بوسیدنِ این و آنات را دوست دارم.
دوست دارم، نوازش کندِ کرکِ شوکآور موی برقدارت را
و آن هرچه را که میدمد از تنِ گشودهی تو..
چشمم به جیرهی محبت تو
من دوست دارم به زیر خود تبوتابِ تنِ یکسر بدیعات را"
ادوارد استلین کامینگز
ترجمه؛ محمدرضا فرزاد
1 557
"لبت کجاست؟
صدای روز بلند است اما کوتاه است دنیا..'
-----
روزِ جهانی بوسه
سکانسی از فیلمِ cinema paradiso 1988
1 557
سرش را زیر انداخت و باز چشمهام را دید و بعد صورتم را که گلبهیرنگ بود، یا نرمه گوشم را که او مدام با زبان قلقلک میداد و من مورمورم میشد. یک مداد کنته برداشت، گفت: "بگذار خالِ روی لبهات را تکرار کنم.."
خال سیاه کوچکی طرفِ راستِ بالای لبم بود، آیدین یکی هم طرفِ چپ گذاشت..
سمفونی مردگان
عباس معروفی
------
من شیفتهی جزئیاتم..
1 557
"سرشار از بوی تنش بودم، طعمِ دهن و جای دستهاش در وجودم مثلِ نبض میزد، میکوبید، چیزی جادویی، آن جادوی اَبدی که تمام زشتیها بدیها و کژیهای دنیا را از یادم میبرد، خالص میشدم، شیشه میشدم و تنِ خود را در تنِ او میدیدم و او را از خودم عبور میدادم.."
سال بلوا
عباس معروفی
1 557
هرجا و هروقت که بود "زندگی و دوستداشتن" رو جار زدم.
از اِغما اگر حتی فقط بینِ دو نفر عشق و دوستداشتنی رد و بدل شده باشه برای من کافیه..
دوستون دارم.
زن مرد زندگی آزادی و وطنمون ایرانشهر
همواره در تاریخ خواهند ماند..♥️
1 557
"و لبهایی که رنگ و گوشتِ گیلاسهای گلبهی را دارند و گودی زیر گلویش که پرندهای طلایی پایین آن آویزان است و زنجیر ظریفش مثل خطِ برشی گرداگرد به پوست گلویش چسبیده.
پشت پلکهایش مثل گلبرگ اطلسی است. سفیدیِ زیر ابروهایش سفیدیِ یاس است در شب مهتابی. لبهایش چه برگشتگی رندانهای دارند به سوی چشمی که از کمی بالاتر به آنها نگاه کند و گونههایش را باش، انعکاسِ گل سرخ بر برف.."
شهریار مندنی پور
شرق بنفشه
---------
من شیفتهی جزئیاتم..
1 557
"_جهان و هرچه را در او هست دوست دارم و از جمله شانۀ چپ تو را، نه، اول شانۀ راستت بود و به همین خاطر میبوسمش؛ میبوسمش هرگاه که بخواهم؛ هرگاه که با من به مهر بیایی و بلوزت را کمی کنار بزنی.."
فرانتس کافکا
نامههایی به ملینا
