گنجینه ایی از کتابها و فایلهای صوتی و تصویری کمیاب📚
Ir al canal en Telegram
933
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-730 días
Archivo de publicaciones
📕ترانه های خیام
✍️صادق هدایت
ترانه های خیام نام کتابی است که صادق هدایت به تصحیح رباعیات خیام منتشر کرده و با مقدمه زیبا و محکم خود دلایلی مهم برای نظرات خود آورده. شاید کمتر کتابی در دنیا مانند مجموعهی ترانه های خیام تحسین شده، مردود و منفور بوده، تحریف شده، بهتان خورده، محکوم گردیده، حلاجی شده، شهرت عمومی و دنیاگیر پیدا کرده و بالاخره ناشناس مانده.
هدایت در سال ۱۳۱۳ این مجموعه را گردآوری کرد، که شامل ۱۴۳ رباعی از خیام است که خود در مقدمه کتاب مینویسد که تمام این رباعیات با دلیل و برهان مربوط به خیام است.
🎚️ دانا، نادان را می شناسد
چرا که خود زمانی نادان بوده است.
اما نادان، دانا را نمی شناسد،
چرا که هرگز دانا نبوده است.
🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩
🚩🚩🚩🚩
✈️ @alferedobook
جیمز هالیس در کتاب مرداب روح، به بررسی جایگاه و نقش تاثیرگذار رنجها و سختیها در رشد روحی انسان میپردازد و نشان میدهد در گذر از این رنجهاست که هدف، شان و عمیقترین معنای زندگی بر انسان نمایان میشود.
شما در مسیر عمر خود بارها و بارها به دلایل متعدد و پر شاخ و برگ، روزگار غمگینی را تجربه میکنید که گاه دورهاى بسیار طولانى و دشوار است. دامنهی این احوال از غم و خشم تا افسردگى، اضطراب و ضربههاى روحى را شامل میشود.
جنگ تمام شد،
اما مرگ نه.
جوانان را جنگ برد،
و بازماندگان را صلح.
یکی با گلوله میکشد،
دیگری با خاطره،
با فقر،
با دلتنگی،
با زخمهایی که هرگز درمان نمیشوند.
حالا چه فرقی میکند
جنگ باشد یا صلح،
وقتی هر دو
به نوبت
آدم میکشند.
فرشید_فرانسه
۱۷.۰۶.۲۰۲۶
شب است،
و
چهره ام بیشتر به جنگ رفته است
تا به مادرم!
اگر لازم است کسی را متقاعد کنید که دوستتان داشته باشد، هرگز شما را دوست نخواهد داشت. اگر لازم است به کسی باج بدهید تا به شما احترام بگذارد، هرگز به شما احترام نخواهد گذاشت. اگر لازم است کسی را متقاعد کنید تا به شما اعتماد کند، در حقیقت هرگز به شما اعتماد نخواهد کرد.
باارزشترین و مهمترین چیزها در زندگی، ذاتاً ماهیتی غیرمعاملاتی دارند و تلاش برای مذاکره سرِ آنها بلافاصله نابودشان میکند.
نمیتوانید برای رسیدن به خوشبختی توطئهچینی کنید؛ غیرممکن است.
📕 اوضاع خیلی خراب است
✍🏻 #مارک_منسن
📕شیر و خورشید نشان سه هزار ساله
🖋ناصر انقطاع
به بررسی تاریخ و ریشههای نماد شیر و خورشید در ایران میپردازد.
نویسنده با استناد به منابع تاریخی و اسطورهای، قدمت این نشان را چند هزار ساله میداند.
همچون اسبی نیمهاهلی در دشت،
سرگردان میان باد و سکوت
کمانچهنوازی،
چون کلهر،
برایم از درد مینوازد…
و من،
میان نتهای شکسته،
اشک میریزم
بیآنکه بتوانم
وسعت غمم را اندازه بگیرم
بیزبان،
با باری از اندوه بر شانهها
راهیِ دشت میشوم
شاید
غمم را
به وسعت او بگویم.
فرشید. فرانسه
و احمد خدایی (همسر صالحه اکبری) هم به زندگی خودش پایان داد
زن رو کشتن، به بدن بی جان تعرض میکنن، عکس و فیلم و صوت میگیرن برای همسرش میفرستن به هدف شکنجه و آزار روحی.
با چه موجودات وحشی، خونخوار، اهریمنی و فریبکار گیر افتادیم که از یه سمت اینطور عیان جنایت میکنن و از سمت دیگه کاری میکنن که باید تلاش کنی جنایاتشون ثبت بشه. جلوی ساکت کردن صدا، ترندهای پوششی و انکار جنایت رو بگیری.
شما اگر این جنایات رو انکار یا توجیه کنی که معلوم الحال و از خود قاتلانی.
اگر هم خیر، تریبونی داری و تونستی آنلاین بشی و پست بذاری ولی چنین جنایاتی رو علنی و صریح محکوم نکنی (بله - حتی اگر شناس و داخل ایران هم باشی). شما هم همدست قاتلان مردم ایران هستی چرا که توی ایجاد ترندهای پوششی و متعاقبا فراهم سازیِ امکانِ انکارِ جنایت و ساکت کردن صدای جامعه نقش مهمی بازی میکنی.
این موضوع برای شما بی هزینه نخواهد بود و عواقب جدیی براتون خواهد داشت
(حتی شما -سابقا- دوست عزیز)
نسیم دگرگونی: آینده دموکراسی در ایران (به انگلیسی: Winds of Change: The Future of Democracy in Iran) کتابی از رضا پهلوی است که نخستینبار در سال ۲۰۰۲ میلادی در واشینگتن، دی.سی. توسط انتشارات رگنری منتشر شد.[۱][۲] این اثر بهصورت «مانیفست/طرح سیاسی» ارائه شده و در آن نویسنده از اصول آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و گذار از جمهوری اسلامی به نظامی دموکراتیک دفاع میکند.
🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩
🚩🚩🚩🚩
✈️ @alferedobook
📚Anton Chekhov
در کتاب
تفنگچخوف
میگفت: اگر در پردهی اول، تفنگی را روی دیوار آویزان کنی، در پردههای بعدی… آن تفنگ شلیک خواهد کرد.
این فقط یک قانون سادهی نویسندگی نیست، یک حقیقت تلخ دربارهی جهان ماست.
جمهوری اسلامی ،
چهل وهفت سال کشور را با تفنگ تزئین کرد.
و من، در همان کشور، فقط دنبال یک زندگی ساده بودم.
اما وقتی صدای شلیک جای سکوت را گرفت، تعجبی نداشت…
چهل و هفت سال، جمهوری اسلامی با تفنگ زندگی کرد، با جنگ نفس کشیدید، و با خون، زندگی وحکومت را ساخت.
و حالا… از همان دیواری که همیشه تفنگ روی آن بوده، از مردم انتظار آرامش دارید؟
نه… جنگ، کار خودش را میکند.
مسئله این نیست که امروز چه کسی شلیک کرد،
مسئله این است که چه کسی از همان ابتدا، تفنگ را به دیوار آویخت.
مردم ایران، هیچوقت اسلحهای نداشتیم، با صدای گلوله بزرگ نشدیم، و خشونت را بلد نیستم…
اما جمهوری اسلامی، از همان آغاز، تفنگ در دستانشان بود.
کشت وکشتار کردند
خون ریختند
و حالا… تفنگی که سالها روی دیوارش بود، بالاخره… شلیک کرد.
جمهوری اسلامی بود که همیشه به دنبال جنگ بود
بدنبال دشمن خیالی بود، بدنبال آوارگی وقتل وجنایت ، وبا همه جهان در جنگ بود… کسیکه به خردسال وکودک وجوان و زن و مرد رحمنکرد
کسی که مردم خودش را آوارهکرده
وهزاران هزار مسله دیگر...
حالا من شدم جنگطلب؟ من شدم وطنفروش؟
پ ن؛
منم دوست ندارم کشورمویران شود بمباران شود مثل تو هموطن .
عید نوروز شد
و غمم دوچندان شد…
وطنم در بند
هموطنم در زندان
و من…
در غربتی سرد و بیصدا
اما نوروز آمد
با نویدِ حرکت
با بویِ آزادی
ما در مسیر رهایی هستیم
و روزی…
همه در آزادی نفس خواهیم کشید 🌱
فرشید- فرانسه
چهل روز گذشت…
چهل روز با داغی که خاموش نشد،
با زخمی که هنوز تازه است،
با بغضی که در گلوی یک ملت مانده.
چهل روز است که با اندوه نفس میکشیم،
اما همین نفسها
به امیدی گره خوردهاند؛
امیدی برای آزادی،
برای رهایی ایران از سایهی استبداد،
برای روزی که عدالت،
جای ترس را بگیرد.
این امید،
رمز ایستادن ماست.
رمز یکی شدن صداهایمان
در هر گوشهی جهان.
ما دور هم جمع میشویم
نه برای زنده کردن کینه،
بلکه برای زنده نگه داشتن یادِ
تکتک جانهای از دسترفتهی ایران عزیزمان.
ما عهد میبندیم:
نه فراموش کنیم،
نه تسلیم شویم،
نه از خواستنِ آزادی دست بکشیم.
چهل روز گذشت…
اما داستان ما تمام نشده.
ما ایستادهایم،
با قلبهایی زخمی
و امیدی که هنوز میتپد.
Paroles sincères d’Alferedo – Authentique et original
#chezalferedo
در این دوازده سال
اینقدر برای ایران و ایرانیها دلتنگ نشده بودم.
چهار روز بیخبریِ مطلق…
از شماها،
از تکتکِ شماهایی که حتی نمیشناسمتان،
اما انگار سالهاست با من زندگی میکنید.
بیخبری،
آدم را معلق میکند میان بودن و نبودن.
نه میدانی باید امیدوار باشی،
نه جرأت داری ناامید شوی.
چه بلاتکلیف شدهام…
نه اینجا آرامم،
نه آنجا دستم به کاری میرسد.
چه غریب شدهام…
غریب از خیابانهایی که بلدشان بودم،
از صداهایی که لهجهشان شبیه قلبم بود،
از مردمی که اسمشان را نمیدانم
اما دردشان را چرا.
دلتنگی فقط نبودن نیست؛
ترسِ ندانستن است.
ترسِ اینکه نمیدانی الان
کدام نفس،
آخرین نفس است.
و من اینجا،
دور،
با قلبی که مدام برمیگردد
به جایی که از آن آمده
و هنوز
تمامِ من
در آن جا مانده است.
فرشید. فرانسه
۱۱.۰۱.۲۰۲۶
