کانال دکتر محمدرضا منجذب
Ir al canal en Telegram
آثار، نوشتارها، کتب، مقالات، کنفرانس ها، و سوابق دکتر منجذب دانشیار دانشگاه، رزومه: 💠https://t.me/rezomemonjazeb/3
Mostrar más4 404
Suscriptores
-324 horas
-47 días
+930 días
Archivo de publicaciones
🔴ذخایر استراتژیک نفت آمریکا (SPR) به سرعت در حال کاهش است
🔴 دکتر محمدرضا منجذب
🛢 آمریکا در واکنش به بحران نفتی ناشی از درگیری در تنگه هرمز، در تاریخ ۱۱ مارس ۲۰۲۶ (۲۰ اسفند ۱۴۰۴) رسماً آزادسازی بیسابقهای به میزان ۱۷۲ میلیون بشکه از SPR خود را آغاز کرد . این روند برداشت، ذخایر را به سرعت به سمت سطوح هشداردهنده سوق داده است.
* وضعیت کنونی (اوایل ژوئن 2026): بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، ذخایر SPR تا تاریخ ۲۹ مه ۲۰۲۶ (۸ خرداد ۱۴۰۵) به ۳۵۷.۱ میلیون بشکه کاهش یافته است . این پایینترین سطح از ژانویه ۲۰۲۴ محسوب میشود.
* آستانههای تحمل (Thresholds): دو سطح آستانه مهم برای SPR تعریف شده است:
1. سطح هشدار عملیاتی: تحلیلگران استاندارد چارترد (Standard Chartered) و مؤسسه نفت آمریکا (API) سطح حدود ۳۵۰ میلیون بشکه را به عنوان نقطهای اعلام کردهاند که در آن زنگهای هشدار واقعی به صدا درمیآید . این سطح در روزهای آینده و با ادامه روند برداشت فعلی، به سرعت لمس خواهد شد.
2. کف عملیاتی (Operational Floor): مهمترین آستانه، حداقل ذخیره الزامی برای حفظ عملیات است. بر اساس قانون (42 USC 6241)، سقف مجاز برای برداشت در شرایط اضطراری داخلی، سطح ۲۵۲.۴ میلیون بشکه تعیین شده است . علاوه بر این، مؤسسه نفت آمریکا هشدار میدهد که برای حفظ فشار و جریان در خطوط لوله و پالایشگاهها، حدود ۷۰ میلیون بشکه نفت باید در مخازن باقی بماند که عملاً به عنوان "کف سخت" یا "نقطه شکست سیستم" در نظر گرفته میشود .
رفتار آمریکا: قبل و بعد از رسیدن به آستانه
رفتار دولت آمریکا در قبال این بحران و مدیریت SPR دو مرحله مجزا داشته است: "آزادسازی گسترده برای مهار قیمتها" و "برنامهریزی برای بازسازی و کاهش خطر".
🔴 قبل از آستانه (و در حین رسیدن به آن): آزادسازی بدون سابقه برای کنترل بازار
قبل از اینکه ذخایر به سطوح هشدار برسد و در حالی که بحران ادامه دارد، استراتژی اصلی آمریکا بر پایه "تزریق حجم عظیم نفت به بازار برای جلوگیری از شوک قیمتی" بوده است.
* آزادسازی تاریخی: مشارکت در آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکهای آژانس بینالمللی انرژی (IEA) با سهم ۱۷۲ میلیون بشکهای، بزرگترین اقدام از این دست در تاریخ است .
* سرعت و حجم بالا: برداشتها با حداکثر سرعت ممکن (گزارش شده تا ۱.۲۲ میلیون بشکه در روز) انجام شده است . قرار است این نفت بین ژوئن تا آگوست (خرداد تا مرداد) وارد بازار شود تا همزمان با فصل اوج مصرف تابستان، قیمت بنزین کنترل شود .
* هدف: کنترل قیمتهای فزاینده نفت و بنزین و جلوگیری از "تأثیر منفی عمده بر اقتصاد ملی" که مبنای قانونی برای چنین اقداماتی است .
🟢 بعد از آستانه (و نزدیک شدن به کف ذخایر): تغییر جهت به سمت بازسازی و کاهش ریسک
همزمان با نزدیک شدن ذخایر به سطوح بحرانی، لحن و رفتار مقامات آمریکایی به شدت تغییر کرده است. آنها اکنون بر "پایان پذیری" این ابزار و ضرورت بازسازی آن تأکید میکنند.
1. هشدار و اعلام پایان مسیر: مدیران ارشد صنعت نفت (API) به صراحت اعلام کردهاند که "زنگهای خطر واقعی" به صدا درآمده و این وضعیت دیگر یک هشدار ساده نیست . تحلیلگران ارشد شرکتهایی مانند اکسون موبیل نیز اعلام کردهاند که جهان به "سطح بیسابقهای از موجودی نفت" نزدیک میشود. 2. اولویت یافتن راهحل: در این مرحله، تأکید اصلی بر یافتن راهحل برای بازگشایی تنگه هرمز است. مایک سامرز، مدیرعامل مؤسسه نفت آمریکا، صراحتاً اعلام کرده که "تنها راهحل قابل قبول کوتاهمدت برای مشکل تأمین، بازگشایی هرچه سریعتر تنگه هرمز است" و افزایش تولید داخلی نمیتواند جایگزین آن شود .
3. برنامهریزی برای بازسازی (Refill): دولت آمریکا هماکنون اعلام کرده که به محض پایان درگیری، فرآیند بازسازی SPR را آغاز خواهد کرد.
* وزیر انرژی آمریکا، کریس رایت، تصریح کرده که پس از پایان بحران ایران، ۴۰ میلیون بشکه به SPR اضافه خواهد شد .
* دولت متعهد شده که با استفاده از مکانیسمهای مبادله (swap) و قراردادهای بلندمدت، بیش از آنچه برداشت شده (حدود ۲۰۰ میلیون بشکه)، ذخایر را جایگزین کند .
💎 جمعبندی
آمریکا در حال عبور از یک نقطه عطف حیاتی است. ذخایر استراتژیک آن در می ۲۰۲۶ (اردیبهشت ۱۴۰۵) با سرعتی بیسابقه در حال نزدیک شدن به آستانه هشدار ۳۵۰ میلیون بشکهای است. رفتار واشنگتن نیز متناسب با این شرایط تغییر کرده است: از یک "آزادسازی عظیم و فعال برای تزریق نفت و کاهش قیمتها" در مرحله اول، به "هشدار در مورد اتمام ظرفیت و تغییر اولویت به سوی دیپلماسی برای بازگشایی تنگه هرمز و برنامهریزی برای بازسازی استراتژیک ذخایر" در مرحله فعلی.
🔴 کانال دکتر منجذب
🔴 مقاله: بررسی شکاف مالیاتی استانهای کشور
🔴دکتر محمدرضا منجذب و همکاران
🧠 موضوع اصلی مقاله
بررسی عوامل مؤثر بر درآمدهای مالیاتی استانهای ایران و اندازهگیری شکاف مالیاتی (تفاوت بین مالیات واقعیِ دریافتشده و مالیات بالقوه) بین استانها در بازهٔ زمانی ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۰ با استفاده از اقتصادسنجی فضایی.
🔴 روش تحقیق
- مدل: پانل فضایی (Spatial Panel)
- مدل نهایی انتخابشده: مدل خطای فضایی (SEM) – یعنی اثرات فضایی از طریق جملهٔ اخلال (خطا) منتشر میشود.
- ماتریس وزنی: بر اساس همسایگی (مجاورت جغرافیایی) استانها
📌 مهمترین یافتهها
🔴 شکاف منفی یعنی مالیات وصولشده کمتر از حد انتظار است:
- سیستان و بلوچستان، کردستان، کهگیلویه و بویراحمد، خوزستان، خراسان جنوبی، کرمانشاه، ایلام، بوشهر
🟢 شکاف مثبت یعنی فشار مالیاتی بالاتر از حد معمول:
- آذربایجان غربی، قم، مازندران، گلستان، گیلان، چهارمحال و بختیاری، البرز
⚪️ شکاف غیرمعنیدار سیستم مالیاتی تقریباً متعادل:
- زنجان، یزد، تهران، اصفهان، فارس، کرمان و ...
💡 توصیههای سیاستی مقاله
1. توسعهٔ بخش صنعت در استانها (بهویژه استانهای با شکاف منفی)
2. کنترل تورم – چون تورم هم باعث تأخیر در پرداخت مالیات میشود و هم انگیزهٔ فرار مالیاتی را افزایش میدهد.
3. توسعهٔ تجارت و بهبود فضای کسبوکار برای کاهش شکاف مالیاتی
4. شفافیت در بخش نفت، گاز و صنایع بزرگ (بهویژه در استان خوزستان)
5. استفاده از فناوریهای دیجیتال برای ثبت معاملات و شناسایی مشاغل غیررسمی
6. کمپینهای آگاهیبخشی برای افزایش فرهنگ مالیاتی
🧩 نتیجهگیری اصلی
- استانهایی که اقتصادشان وابسته به یک بخش خاص (مثل نفت در خوزستان و بوشهر) است، شکاف مالیاتی منفی دارند.
- استانهایی با تنوع اقتصادی بیشتر (مثل مازندران و البرز) شکاف مثبت یا عملکرد بهتر دارند.
- شکاف مالیاتی به استانهای همسایه سرایت میکند (اثر فضایی).
- برای استانهای با شکاف منفی، توسعهٔ خدمات و صنعت اولویت دارد؛ برای استانهای با شکاف مثبت، کاهش فشار مالیاتی توصیه میشود.
لینک دانلود مقاله
🔴 کانال دکتر منجذب
🔴 نفت ۱۱۰ دلاری و تاب آوری اقتصاد در آمریکا
🔴 دکتر محمدرضا منجذب
برخلاف تصور رایج، نفت ۱۱۰ دلاری خط قرمز آمریکا محسوب نمیشود. دولت آمریکا در واکنش به افزایش قیمتها، پیشازاینکه قیمت به این سطح برسد، دست به اقدام بیسابقهای زده است:
1. آستانههای هشدار بالاتر هستند: تحلیلهای مؤسسه Vanguard و اقتصاددانانی مانند مارک زندی از Moody's نشان میدهد که آستانه آسیب جدی به اقتصاد آمریکا و ورود به رکود، قیمتهای ۱۲۵ دلار (برای منطقه یورو) و ۱۵۰ دلار (برای آمریکا) به ازای هر بشکه است . مؤسسه UBS نیز در گزارشی، مرز ۱۵۰ دلار را نقطهای برای ایجاد تنش سیستمیک در بازارهای مالی جهانی معرفی کرده است .
2. آمریکا قبلاً ذخایر خود را باز کرده است: واقعیت این است که آمریکا نه در قیمت ۱۱۰ دلار، بلکه خیلی زودتر از آن وارد عمل شده است. در پی درگیریهای خاورمیانه و افزایش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار، دولت آمریکا از اواسط مارس ۲۰۲۶ یک رکوردشکنی تاریخی انجام داد و آزادسازی ۱۷۲ میلیون بشکه نفت از ذخایر استراتژیک (SPR) را آغاز کرد . این بزرگترین مداخله یک کشور در تاریخ بود.
بنابراین، پاسخ عملیاتی آمریکا به جهش قیمت نفت، در سطوح پایینتر از ۱۱۰ دلار آغاز شده و هدف آن جلوگیری از رسیدن قیمت به آستانههای خطرناک ۱۲۵ تا ۱۵۰ دلار است .
📊 کشش قیمتی کالاهای مصرفی در آمریکا
کشش قیمتی به این معناست که با افزایش قیمت نفت و بنزین، مصرفکنندگان آمریکایی تا چه حد میزان خرید خود را تغییر میدهند. تصویر فعلی پیچیده است:
کمکشش اما در حال تغییر: در کوتاهمدت، تقاضا برای بنزین «بیکشش» است، یعنی مردم چارهای جز پرداخت هزینه بیشتر ندارند و برای رفتن به سر کار همچنان به خودرو نیاز دارند . بااینحال، شواهد قوی از تغییر رفتار مصرفکنندگان وجود دارد.
«پایینخریداری» (Trading Down): مصرفکنندگان، بهویژه در گروههای کمدرآمد، به سمت خرید محصولات ارزانتر و برندهای خصوصی (ژنریک) حرکت کردهاند . همچنین رفتارهای صرفهجویانه مانند پر کردن بیشتر ماشین لباسشویی برای کاهش مصرف مواد شوینده گزارش شده است .
فشار بر درآمد قابل تصرف: مؤسسه Goldman Sachs پیشبینی خود از رشد «درآمد نقدی قابل تصرف» (پول پس از پرداخت قبضها) را در سال ۲۰۲۶ به ۳.۷٪ کاهش داده است که نسبت به برآورد اولیه ۵.۱٪ کاهش قابل توجهی دارد .
حساسیت قیمت در گروههای کمدرآمد بسیار بالاتر است. طبق تحلیل Goldman Sachs، افزایش قیمت بنزین، گروه کمدرآمد را چهار برابر بیشتر از گروه پُردرآمد تحت تأثیر قرار میدهد، بهطوریکه رشد قدرت خرید آنها در سال جاری تنها ۰.۸٪ پیشبینی میشود .
🔴 تابآوری مردم آمریکا
«تابآوری» کلیدواژه اصلی توصیفکننده وضعیت فعلی مصرفکننده آمریکایی است، اما این تابآوری در حال فرسایش است:
تابآوری نسبی: برخلاف تصور رایج که اقتصاد آمریکا را شکننده و وابسته به ثروتمندان میداند، دادههای معاملات کارتهای اعتباری نشان میدهد که هزینهکرد مصرفکننده در گروههای درآمدی مختلف، بهطور شگفتآوری مقاوم بوده است . اقتصاد آمریکا سه شوک بزرگ قیمتی (تورم پساکرونا، تعرفههای تجاری و حالا گرانی انرژی) را نسبتاً خوب تحمل کرده است .
اما فشار در حال افزایش است: هزینه سوخت بهطور میانگین ۲٪ از مخارج شخصی آمریکاییها را تشکیل میدهد. افزایش اخیر قیمت بنزین، سالانه حدود ۱,۰۰۰ دلار برای یک خانواده متوسط آمریکایی هزینه اضافی ایجاد کرده است . اگر قیمت نفت به ۱۵۰ دلار برسد، این فشار به کاهش ۲ درصدی کل مخارج مصرفکننده منجر میشود که خطر ورود به رکود ملایم را ایجاد میکند .
دو نرخی شدن اقتصاد: بار سنگین افزایش قیمتها به طور نامتناسبی روی دوش قشر کمدرآمد است. این گروه نهتنها سهم بیشتری از درآمد خود را صرف انرژی میکنند، بلکه همزمان تحت تأثیر کاهش کمکهای دولتی (مانند SNAP و Medicaid) نیز قرار گرفتهاند .
جمعبندی نهایی:
نفت ۱۱۰ دلاری: نگرانکننده است، اما خط قرمز نیست. آمریکا از قبل با آزادسازی ذخایر خود وارد عمل شده است.
نفت ۱۲۵ تا ۱۵۰ دلاری: منطقه هشدار جدی است. در این محدوده، اقتصاددانان ورود به رکود را محتمل میدانند .
نفت بالای ۱۵۰ دلار: نقطه بحران سیستمیک است که میتواند ترکیب خطرناک «رکود-تورمی» (Stagflation) را ایجاد کند و تابآوری مصرفکننده آمریکایی را به شدت بشکند .
🧠اثرات افزایش قیمت نفت بر اقتصاد جهانی
دکتر محمدرضا منجذب
اول: اثر تورمی
افزایش قیمت نفت باعث افزایش هزینه حملونقل و تولید و این موجب تورم می شود. در اینصورت تقاضا و مصرف کاهش مصرف یافته و کاهش رشد اتفاق می افتد (رکود تورمی).
دوم: کاهش قدرت خرید
در کشورهای واردکننده، مردم پول بیشتری برای انرژی میپردازند و لذا مصرف سایر کالاها کم میشود
سوم: سیاستهای پولی
بانکهای مرکزی مثل فدرال رزرو یا ECB ممکن است برای کنترل تورم نرخ بهره را بالا ببرند و این موجب می شود رشد کندتر شود.
چهارم: اثر مثبت برای صادرکنندگان
افزایش قیمت نفت موجب افزایش درآمد دولت شده و این افزایش سرمایهگذاری و مخارج عمومی را بدنبال دارد.
در کل با افزایشی حدود 10 دلاری در قیمت نفت اتفاقات اقتصادی در جدول پیش بینی می شود.
🔵 کانال دکتر منجذب
🔴 تحلیل تاریخی مقاطع اثرگذار بر تورم ۱۳۱۶-۱۴۰۴
❄️دکتر محمدرضا منجذب
روند تورم در ایران که بیشتر تحت تأثیر شوکهای سیاسی بوده است، به چندین مقطع کلیدی تقسیم میشود که در جدول زیر خلاصه شده است:
۱۳۲۰-۱۳۲۲ اشغال ایران در جنگ جهانی دوم حدود ۱۴۰٪ (سال ۱۳۲۲) چاپ پول بدون پشتوانه برای هزینههای ارتشهای اشغالگر، قحطی، ناامنی و کمبود کالا.
۱۳۳۷ ثبات نسبی ۳.۲۷٪- پایینترین نرخ تورم ثبت شده در تاریخ معاصر (بر اساس برخی منابع).
۱۳۴۰-۱۳۵۰ دهه رشد پایدار با تورم تکرقمی و ثبات اقتصادی نسبی و رشد تولید.
۱۳۵۰-۱۳۵۷ سالهای پایانی پهلوی تورم ۱۰٪ تا ۲۵٪ دلایل: بدلیل شوک نفتی ۱۹۷۳، تزریق بیرویه درآمدهای نفتی به اقتصاد بدون زیرساخت، ناکارآمدی ساختاری.
۱۳۵۷-۱۳۶۷ با شروع جنگ تحمیلی تورم ۱۷٪ تا ۲۹٪ دلایل: خروج سرمایه، ملی شدن صنایع، کاهش شدید تولید و درآمدهای نفتی، کسر بودجه جنگی.
۱۳۷۴ دولت سازندگی افزایش تورم تا رقم ۴۹.۳٪ در سال 1374 دلایل: اجرای سیاستهای تعدیل اقتصادی و آزادسازی قیمتها، رشد نقدینگی پس از جنگ.
۱۳۸۴-۱۳۹۲ دولت احمدینژاد تورم حدود ۲۰٪ تا ۳۵٪ دلایل: سیاستهای پولی انبساطی، طرح مسکن مهر و تزریق گسترده نقدینگی (چاپ پول). تحریمها از 1390 موجب افزایش تورم شد.
1392 ایام ورود به مذاکرات تورم کاهش و تک رقمی شد.
۱۳۹۷-1400 خروج از برجام و فشار حداکثری تورم ۴۰٪ تا ۵۰٪ دلایل: کاهش شدید صادرات نفت، کسر بودجه مزمن، سقوط ارزش ریال و ناتوانی در کنترل نقدینگی.
۱۴۰۳-۱۴۰۴ تداوم بحران و ناترازی تورم بیش از ۴۰٪ (پیشبینی) + رشد ۷۲ درصدی قیمت مواد غذایی (۱۴۰۴)، ناترازی بانکها، خشکسالی و افزایش هزینه های نظامی.
جمع بندی: پارامترهای اقتصادی مهمی ریشه در افزایش یا تحدید تورم دارند (اینجا را ببینید)، لیکن عوامل سیاسی و ادوار تجاری سیاسی ایران هم از جمله عوامل مهم و تاثیرگذار طی شده اخیر در اقتصاد ایران قابل ذکر است.
🔵 کانال دکتر منجذب
🔵 چرا رشد بهره وری نداریم؟ 🔵 دکتر محمدرضا منجذب
👈 اینفوگرافی مطلب
🔵 کانال دکتر منجذب
🔴 تمامی عوامل تولید تاثیرگذار بر تولید در دوران پساظهور به حد تمام و کمال خود می رسد و تولید گسترش شگفت انگیز خواهد داشت. باید گفت در کنار این امر، رشد بهره وری هم به حد تمام و کمال خود می رسد. برای اثبات این امر با استفاده از مستنداتی که ذکر گردید، دلایل زیر ارایه می گردد:
اول، برطرف شدن ضعف ها و بیماری های همه مردم، و جایگزین شدن قدرت و صحّت به جای ضعف و بیماری، بنابراین سلامتی و صحت بهره وری تولید را افزایش می دهد.
دوم، در دوره پساظهور همگان از امکانات و نعمت های الهی بهره مند می شوند. زمینه تلاش و فعالیت اقتصادی در دسترس همگان است. انحصار در تولید از بین می رود و الگوی عدالت اجتماعی برپا می شود.
سوم، در دوره حکومت حضرت مهدی (ع) خود و یارانش از پایین ترین درجه از نعمت های مادی بهره مند هستند. از سوی دیگر مردم آن زمان در رفاه، آرامش و آسایش بسر می برند. شرایط استفاده از مواهب طبیعی برای همگان یکسان است. این موجب افزایش رضایت خاطر همگان می شود و این رضایت خاطر بهره وری را افزایش می دهد.
چهارم، در سطح زمین، قطعه ای خراب و ویران نباشد مگر این که آن را آباد سازد و زمین هرچه را که از انواع گیاه دارد بیرون آورده و رویش می دهد و مردم در زمان آن حضرت چنان متنعم می شوند که هرگز بدان گونه از نعمت های الهی برخودار نشده باشند.
پنجم، دوران پس از ظهور، دوران برقراری عدل و داد بدست حضرت مهدی (ع) در سرتاسر عالم است. جلوگیری از ستم فراگیر، پایان دادن به ظلم های اقتصادی، پیشگیری از تاراج های بین المللی، پایان جنگ افروزی از سطح جهانی تا بین خانواده، و ...همگی اتفاقات مثبتی است که در عرصه اقتصاد و غیراقتصاد روی می دهد. ایجاد زیرساخت های اجتماعی در زمینه اجرای عدالت همگانی بهره وری را افزایش می دهد.
ششم، یاران حضرت مهدی (ع) کسانی هستند که مانند آنان در تاریخ بشر کمتر پیدا می شود. افرادی که در اوج تدین و اوج تخصص از کارایی بالایی برخوردارند. در اقتصاد از آن بعنوان بهره وری و افزایش بهره وری یاد می شود. در اینصورت در دوران پس از ظهور بهره وری در حداکثر و در سطح بهینه خود قرار دارد. از این رو تولید بحد توان و بالقوه خود می رسد.
هفتم، ظهور حضرت مهدی (ع) همراه با عدالت گسترده و نابودی همه ظالمان و فاسدان خواهد بود. بیدادی و ستم برچیده می شود و امنیت برقرار می شود. امنیت همراه با امنیت اقتصادی و عدالت یکی از پایه های رشد و توسعه اقتصادی است. در سایه امنیت، ریسک سرمایه گذاری کاهش می یابد و با گسترش آن رشد و توسعه اقتصادی سرعت می گیرد. تقویت زیرساخت اجتماعی موجب تقویت بهره وری می شود.
هشتم، مصرف بهینه می شود، و مصارف در میزانی خواهد بود که سلامت جسم و تعالی روح بشر را بدنبال خواهد داشت. انسان سالم (تر) موجب افزایش بهره وری است.
نهم، علم و فناوری پیشرفته در خدمت انسان متعالی در عصر ظهور قرار خواهد گرفت. در حالی که تا ظهور دو باب از بیست و هفت باب علم گشایش یافته، پیشرفت چهارده برابری علم در دوره پساظهور فناوری را گسترش چشمگیری می دهد.
دهم، دو ویژگی که همه از آن برخوردار هستند ، سبب گشوده شدن درب های آسمانی می شود و برکات الهی را از زمین و آسمان برای آنان و همه موجودات در سراسر گیتی به ارمغان می آورد. این دو ویژگی همان ایمان و تقوی است.
در آن روزگار، این دو خصلت عظیم معنوی اختصاص به گروه خاصّی ندارد و همگان از آن بهره مند خواهند بود. همگانی شدن این دو خصلت سبب گشوده شدن نعمت های الهی می شود که واقعاً شگفت انگیز و بهت آور است.
یازدهم، رشد عقول انسان ها در دوران پساظهور، راهنمای خوبی در استفاده بهینه از امکانات موجود در زمینه گسترش امکانات مادی در اختیار برای تعالی معنوی بشر خواهد بود.
دوازدهم، تربیت و آموزش در همه زمینه ها و بازپروری نیروهای بکار رفته در فرایند تولید، و رعایت اصول اخلاقی و اکوسیستم، آشتی با طبیعت و حیوانات ، و ... همگی سایر عوامل موثر بر بهره وری را دربر می گیرد و در زمان و دوران امام زمان (ع) اتفاق می افتد. البته درک این مطالب برای ما مشکل هست، چون تاکنون تجربه نکرده ایم.
✅ بخشی از کتاب اقتصاد آخرالزمان
🔵 کانال دکتر منجذب
🔴 تأمین مالی تورمی
🔴 دکتر محمدرضا منجذب
(Inflationary Financing) به فرایندی اشاره دارد که در آن یک دولت، برای تأمین هزینههای خود، بهجای افزایش مالیات یا استقراض از بازار، به چاپ پول بدون پشتوانه یا استقراض از بانک مرکزی متوسل میشود.
این عمل باعث افزایش حجم نقدینگی در اقتصاد میشود و درصورتیکه با رشد تولید همراه نباشد، منجر به افزایش سطح عمومی قیمتها (تورم) میگردد. در واقع، دولت از طریق ایجاد تورم، بهصورت غیرمستقیم منابع مالی را از جیب مردم (کاهش قدرت خرید پول) به سمت خود منتقل میکند.
مکانیسم تأمین مالی تورمی:
1. کسری بودجه دولت: دولت به دلایل مختلف (مانند هزینههای اجتماعی، پروژههای عمرانی، یا جنگ) با کسری بودجه مواجه میشود.
2. چاپ پول یا استقراض از بانک مرکزی: به جای انتشار اوراق قرضه در بازار یا افزایش مالیات، دولت پول جدید بدون پشتوانه تولید میکند یا از بانک مرکزی وام میگیرد.
3. افزایش نقدینگی: این پول جدید وارد اقتصاد میشود (معمولاً از طریق پرداختهای دولت).
4. عدم تعادل بین عرضه و تقاضا: با افزایش تقاضا (به دلیل پول بیشتر) و بدون افزایش متناسب عرضه کالاها و خدمات، قیمتها بالا میروند.
5. کاهش ارزش پول: قدرت خرید مردم کاهش مییابد و در واقع بخشی از ثروت آنان به دولت منتقل میشود (مانند یک مالیات پنهان).
پیامدهای منفی:
- تورم بالا و بیثباتی قیمتها: کاهش ارزش پول ملی.
- توزیع ناعادلانه درآمد: اقشار کمدرآمد که پسانداز نقدی دارند بیشتر آسیب میبینند.
- کاهش سرمایهگذاری مولد: زیرا نااطمینانی افزایش مییابد.
- افزایش نرخ بهره (در پاسخ به تورم).
- فرار سرمایه به سمت داراییهای مشهود (طلا، ارز، مسکن) یا فرار سرمایه به خارج.
نمونههای تاریخی:
- آلمان پس از جنگ جهانی اول (ابر تورم دهه ۱۹۲۰).
- زیمبابوه در دهه ۲۰۰۰.
- ونزوئلا در سالهای اخیر.
- ایران نیز در دورههایی (بهویژه تحتتأثیر تحریمها، کاهش درآمدهای نفتی و کسری بودجه) تا حدی از این مکانیسم استفاده کرده است.
جایگزینهای سالم تأمین مالی:
- افزایش مالیات (با ملاحظات عدالت اجتماعی).
- استقراض از بازار داخلی از طریق انتشار اوراق.
- جذب سرمایه خارجی.
- کاهش هزینههای غیرضروری دولت.
- افزایش بهرهوری و رشد اقتصادی برای افزایش درآمدهای واقعی.
تأمین مالی تورمی معمولاً بهعنوان یک راهحل کوتاهمدت و پرخطر شناخته میشود که در بلندمدت میتواند به بیثباتی اقتصادی و اجتماعی منجر شود. اقتصاددانان معمولاً تنها در شرایط بسیار خاص (مانند رکود عمیق با نرخ بهره صفر) و بهصورت محدود، سیاستهای افزایش نقدینگی را توصیه میکنند، اما تأکید بر آن است که این اقدام باید با نظارت دقیق و خنثیسازی اثرات تورمی همراه باشد.
🔵 کانال دکتر منجذب
🔴 بودجه سال آتی موجب انتقال منحنی فیلیپس ایران بسمت راست و تشدید تورم رکودی است. 🔴محمدرضا منجذب
+2
🔵 آیا تورم رکودی تشدید می شود؟
▫️دکترمحمدرضا منجذب
▫️اقتصاد ایران وارد رکود تورمی شده است. رشد بودجه دولت کمتر از تورم در 1405، رشد مالیات بیشتر از تورم (اگر بر مبنای تعریف پایه های جدید مالیاتی نباشد و یا کامل تامین نشود) ، تاثیرات جنگ 12 روزه، کاهش سرمایه گذاری و مصرف (نمودارها را ملاحظه کنید) موجب کاهش تقاضای کل و عرضه کل می شود یعنی موجب تشدید تورم رکودی می شود. راه حل کوتاه مدت حرکت بسمت برداشتن تحریم ها است.
مطلب مرتبط: دلایل تورم رکودی در ایران
🔴 کانال دکتر منجذب
🔴 چرا قیمت گذاری توصیه نمی شود؟ راهکار جایگرین چیست؟/تدوین دکتر محمدرضا منجذب
🔵 مشکلات اقتصاد ایران و راهکارهای آن در یک نگاه /تدوین دکتر محمدرضا منجذب
🔴 دلاری شدن در اکوادور: تحلیل جامع (2000–2024)
🔴دکتر محمدرضا منجذب دلاری شدن اکوادور در سال 2000، اقدامی بود که از سر «ناچاری» در بحبوحه یک بحران عمیق مالی و اقتصادی اتخاذ شد. این سیاست، با وجود مخالفتهای اولیه و عدم وجود پیششرطهای لازم به تشخیص صندوق بینالمللی پول، توانست با موفقیت تورم افسارگسیخته را مهار کرده و ثبات اقتصاد کلان را به ارمغان آورد. نتایج کلیدی این سیاست شامل کاهش چشمگیر میانگین تورم سالانه از حدود 40% به 3.2% و افزایش رشد واقعی تولید ناخالص داخلی از 2.5% به 3.6% است. با این حال، این دستاوردها هزینههای قابلتوجهی به همراه داشته است. اکوادور با واگذاری حقالضرب (Seigniorage)، مبلغی معادل 20 میلیارد دلار به خزانهداری ایالات متحده پرداخت کرده و در معرض مالیات تورمی ناشی از سیاستهای پولی آمریکا قرار گرفته است. مهمتر از آن، استفاده از دلار به عنوان ارز رسمی، کشور را به مرکزی جذاب برای کارتلهای مواد مخدر و جرایم سازمانیافته تبدیل کرده و به افزایش شدید نرخ قتل منجر شده است.
🔴دلایل دلاری شدن و آثار آن چه بود؟
بحران مالی و اقتصادی اکوادور (1999)شامل:
تورم به قیمت سوکره (درصد سالانه) 60.7
ارزش بازار سهام کیتو 2.7 درصد از GDP
سوکره بهازای هر دلار آمریکا (کاهش ارزش سالانه) 176
پایه پولی بهعنوان درصدی از GDP (درصد تغییر) 57
بدهی عمومی و تضمینشده دولتی 99 درصد از GDP
تولید ناخالص داخلی واقعی (درصد تغییر) -7.3
نرخ ارز مؤثر واقعی (کاهش ارزش) 13.5
مصرف خصوصی سرانه واقعی (درصد تغییر) -15.4
🔴هزینههای اقتصادی و ریسکهای دلاری شدن عبارت بود از:
هزینه عملیاتی دلاری شدن شامل دو بخش است: کسب حقالضرب جدید و مالیات تورمی بر ذخایر دلاری انباشتهشده.
حقالضرب جدید 629
مالیات تورمی (بر اساس تورم 3.2% آمریکا) 616
ریسکهای اجتماعی و امنیتی:
یکی از جدیترین پیامدهای منفی دلاری شدن، جذابیت آن برای فعالیتهای مجرمانه بوده است.
برگشتناپذیری دلاری شدن: باوجود انتقادها، خروج از نظام دلاری بسیار دشوار و پرهزینه است.
🔴دیدگاههای نظری:
* رابرت ماندل (Robert Mundell): ماندل استدلال میکند که یک ارز مشترک بهعنوان یک «ضربهگیر» عمل میکند. این ارز با تضمین قابلیت تبدیل و حذف ریسک کاهش ارزش پول، بهاشتراکگذاری برابر ریسکهای اقتصادی (مانند نوسانات برداشت محصول) بین مناطق مختلف کمک میکند.
* میلتون فریدمن (Milton Friedman): فریدمن معتقد بود که برای یک کشور کوچک، بهترین سیاست «یکسانسازی واحد پول خود با ارز یک کشور بزرگ و نسبتاً باثبات توسعهیافته» است. به گفته او، سیاست پولی یک کشور بزرگ مانند ایالات متحده، ثبات بسیار بیشتری را نسبت به آنچه یک کشور کوچک بهتنهایی میتواند ایجاد کند، فراهم میآورد.
🔴نتیجهگیری
دلاری شدن اکوادور پاسخی به یک بحران عمیق بود که در شرایط عدم قطعیت و بدون وجود پیششرطهای ایدهآل اجرا شد. این سیاست یک موازنه پیچیده را به نمایش میگذارد: از یک سو، ثبات اقتصاد کلان، کنترل تورم و رشد اقتصادی را به ارمغان آورده و از سوی دیگر، هزینههای اقتصادی سنگینی مانند ازدستدادن حقالضرب و مالیات تورمی را تحمیل کرده و کشور را با چالشهای امنیتی بیسابقهای مواجه ساخته است. تجربه اکوادور نشان میدهد که برای موفقیت در دلاری شدن رسمی، یک کشور باید ذخایر دلاری کافی داشته باشد یا بتواند آنها را قرض بگیرد تا هم بتواند پول قدیمی را بازخرید کند و هم هزینههای خود را به دلار بپردازد. باوجود تمام خطرات، این سیاست به دلیل هزینههای بالای خروج، به یک ویژگی پایدار در اقتصاد اکوادور تبدیل شده است.
🔴 کانال دکتر منجذب
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
