کانال دکتر محمدرضا منجذب
Ir al canal en Telegram
آثار، نوشتارها، کتب، مقالات، کنفرانس ها، و سوابق دکتر منجذب دانشیار دانشگاه، رزومه: 💠https://t.me/rezomemonjazeb/3
Mostrar más4 427
Suscriptores
+324 horas
+37 días
-530 días
Archivo de publicaciones
قیمت گذاری دستوری باعث تورم است❗️ دکتر محمدرضا منجذب
🔵 چرا قیمتگذاری دستوری شکست میخورد؟
شکست این سیاست ریشه در نادیده گرفتن قوانین پایهای عرضه و تقاضا دارد. زمانی که دولت قیمتی پایینتر از قیمت تعادلی بازار تعیین میکند، چند اتفاق همزمان رخ میدهد:
1. ایجاد کمبود و صفهای طولانی: قیمت پایینتر از تعادل، تقاضا را بهشدت افزایش و انگیزه تولید را کاهش میدهد. نتیجه، کمبود کالا و تشکیل صفهای طولانی برای خرید است.
2. پیدایش بازار سیاه و رانت: اختلاف بین قیمت رسمی و قیمت واقعی بازار، فرصت طلایی برای سوداگران فراهم میکند. کالا از مسیر رسمی خارج شده و در بازار سیاه با قیمتهای چند برابر به فروش میرسد. این پدیده، رانت گستردهای برای واسطهها ایجاد میکند، نه حمایت از مصرفکننده.
3. افت کیفیت و کاهش تنوع محصول: تولیدکنندهای که مجبور است محصول خود را زیر قیمت تمامشده بفروشد، برای بقا به کاهش کیفیت مواد اولیه، حذف امکانات و یا تغییر ترکیب محصول روی میآورد. این مسئله در بلندمدت به زیان مصرفکننده تمام میشود.
4. کاهش انگیزه سرمایهگذاری و تولید: زیان انباشته و عدم امکان سرمایهگذاری، موتور تولید را کند میکند. صنایعی مانند خودرو در ایران نمونه بارز این وضعیت هستند؛ جایی که قیمتگذاری دستوری به زیان سنگین، بحران بدهی و افت سرمایهگذاری منجر شده است.
🔵 چرا قیمتگذاری دستوری تورم ایجاد میکند؟
مهمترین نکته این است که قیمتگذاری دستوری تورم را مهار نمیکند، بلکه آن را پنهان کرده و در نهایت به شکل شدیدتری آزاد میکند. این فرایند از چند مسیر اصلی اتفاق میافتد:
انباشت فشارهای قیمتی و جهش ناگهانی: سرکوب قیمتها مانند سد کردن یک رودخانه است. فشار تقاضا و هزینهها در پشت سد انباشته میشود. لحظهای که کنترلها برداشته شود یا دولت نتواند به تعهداتش پایبند بماند، قیمتها با یک جهش شدید به سطح تعادلی خود باز میگردند و تورم را منفجر میکنند.
افزایش کسری بودجه و خلق نقدینگی: یکی از پیامدهای پنهان قیمتگذاری دستوری، تحمیل بار مالی سنگین به دولت است. دولت برای جبران زیان تولیدکنندگان یا واردات کالا با ارز یارانهای، مجبور به استقراض یا چاپ پول میشود. این اقدام، مستقیماً نقدینگی را افزایش داده و به عنوان عامل اصلی تورم عمل میکند.
تورم انتظاری و رفتار سوداگرانه: وقتی مردم و بنگاهها پیشبینی کنند که قیمتهای دستوری در آینده افزایش خواهند یافت یا کالا کمیاب میشود، رفتار خود را تغییر میدهند. این پیشبینی باعث احتکار و خریدهای سوداگرانه میشود که خودش تقاضای کاذب ایجاد کرده و کمبود را تشدید میکند و به تورم دامن میزند.
تضعیف سیاستهای پولی: قیمتگذاری دستوری، سیگنالهای قیمتی را مخدوش میکند و تشخیص روند واقعی تورم را برای بانک مرکزی دشوار میسازد. این مسئله، اجرای مؤثر سیاستهای پولی برای کنترل تورم را با اختلال جدی مواجه میکند.
🔵 تجربه ایران: چرخهای تکراری از شکست
تجربه اقتصادی ایران، گنجینهای از نمونههای شکست این سیاست است. از ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی که به رانتهای کلان و هدررفت منابع ارزی منجر شد، تا قیمتگذاری دستوری در صنعت خودرو که زیان انباشته و بازار سیاه را نهادینه کرد، همه نشاندهنده یک الگوی تکراری هستند. اسناد رسمی سازمان برنامه و بودجه نیز برای نخستینبار، قیمتگذاری دستوری را نه یک سیاست ناکارآمد، بلکه عاملی برای بروز بحران در بخشهای مختلف اقتصاد معرفی کردهاند.
🔵 جمعبندی و راهکارها
قیمتگذاری دستوری به این دلیل شکست میخورد و تورم ایجاد میکند که با علائم تورم (یعنی قیمتها) مبارزه میکند، نه با ریشههای آن. ریشه تورم در اقتصاد ایران را باید در کسری بودجه مزمن، رشد نقدینگی، ناترازی بانکها و وابستگی به درآمدهای نفتی جستجو کرد. تا زمانی که این ریشهها خشک نشوند، هر بار سرکوب قیمتها فقط به پنهان کردن تورم، ایجاد رانت و فساد و در نهایت انفجار تورمی بزرگتر در آینده منجر خواهد شد.
راهکارها:
- مبارزه با ریشه تورم، نه قیمتها: کنترل نقدینگی، کاهش کسری بودجه و توقف چاپ پول.
- حذف تدریجی قیمتگذاری دستوری: آزادسازی پلکانی قیمتها، با اعلام قبلی و جلوگیری از شوک یکشبه.
- حمایت هدفمند از آسیبپذیران: به جای یارانه عمومی و رانت ارزی، یارانه نقدی مستقیم به دهکهای پایین.
- اصلاح نظام ارز و تجارت: حرکت به سمت ارز تکنرخی و حذف رانتهای ارزی.
- تقویت رقابت و شفافیت: مبارزه با انحصار، رفع موانع تولید و نظارت به جای تعیین قیمت.
- استقلال بانک مرکزی و انضباط مالی: قاعدهمند کردن سیاست پولی و اصلاح ناترازی بانکها.
🔴 کانال دکتر منجذب
🔴 ارزپاشی و تبعات آن دکتر محمدرضا منجذب
🟡 بر اساس اظهارات دکتر عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، سیاست «ارزپاشی» یا تزریق گسترده ارز به بازار با هدف کنترل نوسانات نرخ ارز اتخاذ شده است. همتی جهش نرخ ارز را ناشی از کمبود منابع ارزی ندانسته و آن را عمدتاً نتیجه انتظارات تورمی، فضاسازی روانی و خروج سرمایه معرفی کرده است. او تأکید کرده که بانک مرکزی برای اثبات توانایی خود، ۲ میلیارد دلار ارز در بازار توزیع کرده است.
در ادامه، نقاط قوت و ضعف این سیاست بر اساس تحلیلهای کارشناسی بررسی میشود:
🟡 نقاط قوت (مزایا)
کاهش التهاب و نوسانات کوتاهمدت بازار: تزریق حجم بالای ارز (۲ میلیارد دلار) میتواند در کوتاهمدت از شدت هیجانات بازار کاسته و از روند بیوقفه افزایش قیمت دلار جلوگیری کند. این اقدام با افزایش سمت عرضه، بخشی از تقاضای سفتهبازانه را وادار به عقبنشینی میکند.
ایجاد ثبات نسبی و اثر روانی: همتی اعلام کرده که پس از ورود بانک مرکزی به بازار، ثبات نسبی برقرار شده است. این موضوع میتواند به عنوان یک ابزار روانی، انتظارات منفی را کاهش دهد و فضای بازار را آرامتر کند.
ابزار استاندارد بانکهای مرکزی: مداخله در بازار ارز و استفاده از ذخایر، یکی از ابزارهای متعارف بانکهای مرکزی جهان در شرایط بحرانی و برای مقابله با نوسانات شدید است.
🟡 نقاط ضعف (معایب)
اثر موقت و کوتاهمدت (مسکن نه درمان): تجربه اقتصادی ایران نشان داده که ارزپاشی به تنهایی درمان پایدار بازار ارز نیست. عرضه بیشتر دلار تنها زمانی اثر ماندگار دارد که در کنار آن، کسری بودجه، رشد نقدینگی، انتظارات تورمی و ضعف تولید نیز کنترل شود. در غیر این صورت، پس از مدتی همان دلار دوباره گرانتر خواهد شد.
فرسایش ذخایر ارزی و انتقال بحران به آینده: تداوم این سیاست باعث مصرف تدریجی و فرساینده ذخایر ارزی کشور میشود. اگر تقاضا همچنان قوی بماند، بانک مرکزی برای دفاع از نرخ هدف ناگزیر به تزریق مداوم ارز خواهد بود که خط مشی کلان را از «مدیریت هوشمند بازار» به «حراج ذخایر ملی» تبدیل میکند. این وضعیت مانند فشردن یک فنر است که با کوچکترین شوک بیرونی، جهش قیمتی بزرگتری ایجاد میکند.
تشدید شکاف طبقاتی و بیعدالتی: یکی از جدیترین انتقادات به طرح فروش ۱۰ هزار دلار به هر کد ملی این است که این ارز عمدتاً به دست قشر متمکن جامعه میرسد و قشر متوسط و ضعیف توانایی خرید آن را ندارند. این اقدام باعث انباشته شدن بیش از پیش ثروت ثروتمندان و افزایش فاصله طبقاتی میشود.
تضعیف اعتماد به سیاستگذار پولی: ناکامی در مهار پایدار نرخ ارز و تکرار وعدههای بینتیجه میتواند اعتماد مردم به سیاستهای پولی و ارزی دولت را به شدت کاهش دهد. مردم به جای وعده و اعلام رقم ۲ میلیارد دلار، به دنبال ثبات، پیشبینیپذیری و نتیجه عملی هستند.
🟡 جمعبندی
سیاست ارزپاشی که آقای همتی از آن دفاع میکند، یک ابزار کوتاهمدت برای مدیریت التهاب و نوسانات شدید بازار است. این سیاست میتواند مسکن موقت باشد، اما درمان قطعی نیست. نقاط ضعف اصلی آن، فرسایش ذخایر ارزی، انتقال بحران به آینده، تشدید شکاف طبقاتی و ایجاد رانت است. پایداری نرخ ارز در بلندمدت مستلزم اصلاحات ساختاری در اقتصاد کلان، از جمله کنترل تورم، کاهش کسری بودجه، و تقویت تولید و سرمایهگذاری مولد است.
🔴
🔴
🔴 کانال دکتر منجذب
🟢 رابطه میان افزایش قیمت بنزین/سوخت و کاهش سهم رای حزب حاکم (و به تبع آن، افزایش رای حزب مخالف) 🟢دکتر محمدرضا منجذب
🔹 در ادبیات تجربی، معمولاً از مفهوم کشش صریح استفاده نمیشود، بلکه نرخ تغییر سهم رای (یا احتمال شکست حزب حاکم) بهصورت تغییرات درصد نقطهای (Percentage Points) به ازای هر ۱ درصد یا ۱۰ درصد افزایش قیمت بنزین کالیبره میشود.
🔴 یافتههای کلیدی و ضریب اثرگذاری
کاهش سهم رای حزب حاکم:
مطالعات متعددی مانند پژوهش بانک جهانی با عنوان Reversal of Fortune for Political Incumbents: Evidence from Oil Shocks نشان میدهند که بهطور متوسط در دمکراسیها (از جمله ایالات متحده)، افزایش ۱۰ درصدی در شاخص قیمت سوخت/نفت در سال قبل از انتخابات، حدود ۰.۴ تا ۰.۵ درصد نقطه از نظرسنجیها و سهم رای حزب حاکم میکاهد و این میزان مستقیماً به حزب مخالف منتقل یا تبدیل به ریزش رای میشود.
احتمال چرخش ایالتی (Probability of Losing a State):
در مقالهای کلاسیک تحت عنوان Do Increases in Petroleum Product Prices Put the Incumbent Party at Risk in US Presidential Elections?، پژوهشگران نشان دادند که رشد قیمت فرآوردههای نفتی (که عمده آن بنزین است) احتمال پیروزی حزب حاکم در ایالتهای مصرفکننده انرژی را به شدت کاهش داده و شانس برد حزب مخالف را به صورت معنادار آماری افزایش میدهد.
🔴 کانال اثرگذاری (Inflation Visibility Channel):
قیمت بنزین به دلیل تابلوهای بزرگ رقمی در خیابانها، «مشهودترین شاخص تورمی» برای خانوار آمریکایی است. طبق تحلیلهای اقتصادی مطرحشده در گزارشهای Bloomberg و CBS News، همبستگی بین افزایش قیمت بنزین و افت محبوبیت حزب حاکم (و تمایل به رای دادن به حزب مخالف) در نظرسنجیهای عمومی بیش از ۰.۸- تا ۰.۹- گزارش شده است. در حال حاضر قیمت بنزین حدود چهل درصد افزایش داشته و لذا رای حزب حاکم حدود سی و شش درصد کاهش داشته است.
🔴 کانال دکتر منجذب
🔴 عوامل اصلی که باعث کوتاهتر شدن دورههای سقفشکنی دلار شده است
دکتر محمدرضا منجذب
۱. کسری بودجه مزمن و خلق پول: دولت برای جبران کسری، نقدینگی را افزایش میدهد و تورم و کاهش ارزش پول را تشدید میکند.
۲. تحریم و شوکهای سیاسی: عرضه ارز را محدود و هر تنش را به جهش سریع نرخ ارز تبدیل میکند.
۳. انتظارات تورمی و دلاریشدن اقتصاد: مردم برای حفظ ارزش دارایی به دلار پناه میبرند و این چرخه، جهشها را زودتر تکرار میکند.
۴. دلاریشدن تدریجی اقتصاد و انتظارات خودتحققیابنده
دلار در اقتصاد ایران از یک ابزار مبادله به یک دارایی تبدیل شده است. برآوردها نشان میدهد بین ۲۰ تا ۵۰ میلیارد دلار ارز خانگی در گاوصندوقها و پستوها حبس شده است. وقتی ارز «کالا» میشود، تقاضا برای آن دیگر تابع نیازهای وارداتی نیست، بلکه تابع ترس از آینده و انتظارات تورمی است. این پدیده یک حلقه بازخورد ایجاد میکند: افزایش نرخ ارز، انتظارات تورمی را تشدید میکند؛ انتظارات تورمی تقاضا برای ارز را بالا میبرد؛ و تقاضای بیشتر، فشار بر بازار ارز و جهش بعدی را رقم میزند.
۵. کوتاه شدن دورهها؛ نتیجه چرخه تشدیدشونده
نمودار نشان میدهد که عمق اصلاحات (پس از هر سقف) از حدود -۱۴۳ به -۱۱۰۴ واحد رسیده و فواصل زمانی میان سقفشکنیها نیز بهطور محسوسی کوتاهتر شده است. این الگو دقیقاً با آنچه در ادبیات اقتصاد ایران «چرخه تشدیدشونده» نامیده میشود، مطابقت دارد: هر شوک ارزی نهتنها اثر بزرگتری بر جای میگذارد، بلکه فاصله تا شوک بعدی را نیز کاهش میدهد. در واقع، هر جهش، ذخایر ارزی و اعتبار سیاستگذار را بیشتر فرسوده میکند و اقتصاد را برای جهش بعدی آسیبپذیرتر میسازد.
🔴 در مجموع، کوتاهتر شدن دورههای سقفشکنی دلار نه یک اتفاق گذرا، بلکه نتیجه انباشت ناترازیهای ساختاری (کسری بودجه، نظام ارزی ناکارآمد، تحریم و دلاریشدن تدریجی) است که هر یک دیگری را تقویت میکند. تا زمانی که این ناترازیها اصلاح نشوند، میتوان انتظار داشت که فاصله میان جهشها همچنان کوتاهتر و عمق اصلاحات نیز بیشتر شود.
🔴 دعوا سر لحاف ملاست (پشتپرده تقابل ترامپ با ایران)‼️ 🌐دکتر محمدرضا منجذب:
🔹در یک شب سرد زمستانی، ملانصرالدین در رختخواب گرم خود خوابیده بود که صدای داد و فریاد از کوچه بلند شد.
به اصرار همسرش، ملا برای باخبر شدن از ماجرا از جا برخاست.
چون هوا خیلی سرد بود، لحاف را به دور خود پیچید و به کوچه رفت.
در همین حین، دزدی که متوجه او شده بود، در تاریکی به ملا نزدیک شد، لحافش را کشید و فرار کرد.
وقتی ملا بدون لحاف به خانه برگشت و همسرش پرسید ماجرا چه بود، با خونسردی گفت: «هیچ، دعوا سر لحاف ملا بود!» شواهد از این فرضیه حمایت میکند که ترامپ مسئله هستهای را بهانه کرده و در پی کنترل نفت و منابع ایران است.
🔴 خلاصه دلایل:
🔷 اظهارات خود ترامپ: بارها گفته دوست دارد نفت ایران را تصاحب کند و به الگوی ونزوئلا اشاره کرده است.
🔹سیاست فشار حداکثری: هدف اعلامشدهاش به صفر رساندن صادرات نفت ایران بود.
🔹هستهای به مثابه بهانه: تحلیلگران میگویند برنامه هستهای بیشتر ابزاری برای مشروعیتبخشی به اقدامات خصمانه است، نه هدف نهایی.
🔹اهمیت استراتژیک ایران:سومین ذخایر بزرگ نفت جهان، کنترل تنگه هرمز و اهرم فشار بر چین.
🔹انگیزههای اقتصادی و سیاسی: تسلط بر انرژی جهانی، منافع مالی و انحراف افکار عمومی از بحرانهای داخلی.
🔴 نتیجه: اگرچه اهداف اعلامشده مثل جلوگیری از سلاح هستهای مطرح میشود، اما ترکیب اظهارات ترامپ، منافع نفتی و موقعیت ایران نشان میدهد انگیزه اصلی احتمالاً کنترل منابع نفتی ایران و تسلط بر انرژی جهان است.
🟡 ویدیوی مطلب را از اینجا ملاحظه کنید
🔴 کانال دکتر منجذب
🔴 چرا تولید سرانه ایران از ونزوئلا پیشی گرفت؟
⭕️دکتر محمدرضا منجذب
🔹پیش افتادن تولید سرانه (GDP per capita) ایران از ونزوئلا در سالهای اخیر، بیش از آنکه حاصل یک جهش بزرگ اقتصادی در ایران باشد، ناشی از فروپاشی و انقباض بیسابقه و تاریخی اقتصاد ونزوئلا و در مقابل، تابآوری ساختاری و تنوع نسبی اقتصاد ایران در برابر شوکهای بیرونی است.
تحلیل عوامل اصلی این فاصله گرفتن اقتصادی را میتوان در چند محور ساختاری بررسی کرد:
۱. درجه تنوع ساختاری و بخش غیرنفتی (Diversification)
ونزوئلا: تا پیش از بحران، بیش از ۹۵ درصد درآمدهای صادراتی و بخش عمده بودجه ونزوئلا مستقیماً به نفت وابسته بود. با افت تولید نفت، کل تابع تولید این کشور متوقف شد و سایر بخشها (کشاورزی و صنعت) به دلیل سنوات متوالی بیماری هلندی و قیمتگذاری دستوری عملاً از بین رفته بودند.
ایران: ایران با وجود وابستگی نفتی، دارای یک بخش غیرنفتی گسترده شامل صنایع مادر (پتروشیمی، فولاد، مس)، بخش کشاورزی، خدمات و صنایع کارخانهای است. در دوران تحریم، بخش غیرنفتی ایران توانست تا حدی جبرانکننده افت درآمدهای نفتی باشد و سطح پایهای از تولید ناخالص داخلی را حفظ کند.
۲. نوع نفت، فناوری پالایشی و زنجیره ارزش
ونزوئلا: نفت ونزوئلا از نوع بسیار سنگین (Super Heavy) در کمربند اورینوکو است که برای استخراج، پالایش و انتقال نیازمند مخلوط کردن با میعانات سبک و سبُککنندههای وارداتی است. تحریمهای آمریکا صادرات این سبککنندهها به ونزوئلا را بلوکه کرد و تولید نفت این کشور از حدود ۳ میلیون بشکه در روز به زیر ۵۰ structure تا ۷۰۰ هزار بشکه سقوط کرد.
ایران: نفت ایران تنوع بیشتری دارد و زیرساختهای پالایشی و پتروشیمی داخلی (مانند پالایشگاه ستاره خلیج فارس) امکان تبدیل نفت خام و گاز به فرآوردههای دارای ارزش افزوده و بنزین را فراهم کرد. این موضوع نهتنها کشور را از واردات سوخت بینیاز کرد، بلکه صادرات فرآوردههای نفتی و پتروشیمی به یک منبع درآمدی ارزی جدید تبدیل شد.
۳. جغرافیای اقتصادی و تجارت منطقهای (Trade Network)
ونزوئلا: به لحاظ جغرافیایی در آمریکای لاتین ایزوله است و همسایگان بلاواسطه آن (مانند کلمبیا و برزیل) عموماً همسو با سیاستهای تحریمی آمریکا بودند. بنابراین امکان دور زدن تحریمها و تجارت خرد مرزی برای ونزوئلا بسیار محدود بود.
ایران: قرار گرفتن در منطقهای استراتژیک با ۱۵ همسایه خاکی و آبی، بازار ۳۰۰ میلیونی منطقهای (عراق، ترکیه، کشورهای خلیج فارس، آسیای مرکزی و پاکستان) و امکان مبادله تجاری غیررسمی، تهاتری و ارزی را فراهم کرد. این شبکه مویرگی تجارت منطقهای، مانع از انسداد کامل مبادلات تجاری ایران شد.
۴. اجتناب از ابرتورم مطلق و حفظ کارکرد سیستم پولی
ونزوئلا: ونزوئلا وارد نرخهای ابرتورم نجومی (بالای ۱,۰۰۰,۰۰۰ درصد) شد که رسماً واحد پول ملی (بولوار) را نابود کرد، سیستم بانکی و اعتباری را از کار انداخت و تولید را کاملاً فلج ساخت. (کاهش بیش از ۷۰ درصدی حجم اقتصاد ظرف چند سال).
ایران: اگرچه ایران تورمهای بالا و مزمن (در محدوده ۳۰ تا ۵۰ درصد) را تجربه کرده، اما با وجود شوکهای ارزی، موفق شد از ورود به دامنه «ابرتورم مهارنشدنی» جلوگیر کند. سیستم بانکی و شبکه پرداخت کشور باقی ماند و مبادلات اقتصادی داخلی متوقف نشد.
۵. امنیت غذایی و تامین کالاهای پایه
ونزوئلا: فروپاشی کامل بخش کشاورزی باعث شد این کشور برای تامین ابتداییترین کالاهای غذایی به واردات وابسته شود. با افت درآمد ارزی، بحران حاد انسانی و کمبود شدید غذا رخ داد که به خروج بیش از ۷ میلیون نفر (حدود یکچهارم جمعیت) منجر شد.
ایران: وجود بخش کشاورزی داخلی و سیاستهای حمایت از تولید کالاهای اساسی، توانست حداقل امنیت غذایی و تامین سفره پایه جامعه را تضمین کند و از فروپاشی معیشتی در سطح مطلق جلوگیری نماید.
در مجموع، شاکله صنعتی پیشین، زنجیره ارزش داخلی، تنوع صادرات غیرنفتی و دسترسی به بازارهای منطقهای، به عنوان یک «کف حمایتی» عمل کردند که مانع از سقوط آزاد GDP ایران به سطح ونزوئلا شد.
🔴 ویدیوی مقایسه تولید سرانه دو کشور طی زمان
🔴 کانال دکتر منجذب
🔴 تورم هسته و تغییرات آن در دهههای گذشته
🔴دکتر محمدرضا منجذب
تورم هسته (Core Inflation) به تغییرات سطح عمومی قیمتها پس از کسر اقلام پرنوسان گفته میشود و نشاندهنده تورم ساختاری و ریشهای در اقتصاد است. بررسی روند تورم هسته در اقتصاد ایران گویای چند تغییر بنیادین است:
چسبندگی فزاینده به سمت بالا: در دهههای ۷۰ و ۸۰، حتی زمانی که تورم کل به واسطه سرکوب قیمت کالاهای اساسی یا ارز یارانهای بهطور موقت کاهش مییافت، تورم هسته به ندرت از هسته سخت ۱۵ تا ۲۰ درصد پایینتر میآمد. این نشان میدهد موتور خلق نقدینگی و کسری بودجه بهطور مستمر روشن بوده است.
شکاف بین تورم کل و هسته در اثر سیاستگذاری: در دورههایی که دولتها اقدام به تثبیت دستوری قیمت انرژی و خوراکیها میکردند (مانند دهه ۸۰)، تورم هسته غالباً بالاتر یا نزدیک به تورم کل بود که نشان میداد ریشه پولی تورم در حال بزرگ شدن است. بالعکس، با آزادسازی قیمتها (مانند حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی در اوایل دهه ۱۴۰۰)، تورم کل به دلیل جهش قیمت خوراکیها به شدت از تورم هسته فاصله گرفت و بالاتر رفت.
انتقال به کانالهای جدید در دهه ۹۰ و ۱۴۰۰: تورم هسته که در دهههای گذشته در کانال ۲۰ درصد نوسان میکرد، در نیمه دوم دهه ۹۰ و ورود به دهه ۱۴۰۰ با یک شیفت ساختاری به کانال ۳۰ تا ۴۰ درصد منتقل شده است. رشد مداوم نقدینگی، ناترازی شبکه بانکی و انتظارات تورمیِ نهادینه شده، باعث شده تا تورم هسته در ایران کاملاً ساختاری شود و مهار آن نیازمند اصلاحات بسیار عمیق دارد.
تورم هسته معیاری است که نوسانات مقطعی و پرنوسان قیمتها (مانند مواد غذایی و انرژی) را حذف میکند تا روند پایدار و بلندمدت تورم را نشان دهد. بر اساس دادههای موجود، تورم هسته در ایران طی سالهای اخیر به شدت افزایش یافته و از حدود ۱۵ تا ۱۶ درصد به حدود ۲۵ درصد رسیده است. این افزایش عمدتاً ناشی از عوامل ساختاری و شوکهای بیرونی است.
چرا تورم هسته افزایش یافته است؟ افزایش تورم هسته در ایران ریشه در چند عامل کلیدی دارد:
۱. شوکهای خارجی و تحریمها
۲. انتظارات تورمی و تورم خدمات
۳. شوکهای ارزی
۴. عوامل ساختاری
بر اساس دادههای موجود، پیشبینی دقیق تورم هسته ایران برای چند سال آینده دشوار است، اما روندهای فعلی نشان میدهد که این شاخص در کوتاهمدت کاهش چشمگیری نخواهد داشت. تحلیلها حاکی از آن است که تورم هسته در سطوح بالا ماندگار شده و مسیر آن به شدت به تحولات سیاسی و ژئوپلیتیک گره خورده است.
🔺 چرا تورم هسته ماندگار است؟
فشارهای ساختاری + شوکهای ارزی و تجاری + وابستگی به تنشهای سیاسی
سناریوهای پیشرو برای تورم کل
| سناریو | فرض میانگین تورم ماهانه | تورم نقطهای اسفند ۱۴۰۵ |
| تداوم تنشها | ۶.۴٪ | حدود ۹۹٪ (آستانه سهرقمی) |
| نه جنگ، نه صلح | ۴.۸٪ | حدود ۸۰٪ |
| تفاهم و تنشزدایی | ۳.۲٪ | حدود ۶۲٪ |
🔺پیشبینی نهادهای بینالمللی
صندوق بینالمللی پول (IMF) نیز پیشبینی کرده که تورم ایران در سال ۲۰۲۶ به حدود ۶۸.۹٪ برسد و سپس در سال ۲۰۲۷ به ۳۹.۶٪ کاهش یابد. این پیشبینی نیز کاهش تدریجی را نشان میدهد، نه فروکش سریع فشارهای تورمی.
در مجموع، تورم هسته ایران در کوتاهمدت و میانمدت به احتمال زیاد در سطوح بالا باقی میماند. مسیر دقیق آن به تحولات سیاسی، ثبات ارزی و اصلاحات ساختاری بستگی دارد که در حال حاضر چشمانداز روشنی برای آن متصور نیست.
🔴 کانال دکتر منجذب
🔵 دلایل و آثار افزایش نرخ بهره در آمریکا
🔴 دکتر محمدرضا منجذب
💬 بر اساس آخرین تحولات، در سپتامبر ۲۰۲۶، فدرال رزرو آمریکا برای اولین بار از سال ۲۰۲۳ نرخ بهره را افزایش داد و آن را به محدوده ۳.۷۵ تا ۴.۰۰ درصد رساند. این تصمیم در پاسخ به ترکیبی از عوامل اقتصادی و ژئوپلیتیکی اتخاذ شد.
🔺 دلایل اصلی افزایش نرخ بهره
مقابله با تورم چسبنده (اصلیترین دلیل): تورم در آمریکا همچنان بسیار بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو است. شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) در ماه اوت ۲۰۲۶ رشد سالانه ۳.۴ درصدی را ثبت کرد. همچنین شاخص تورم مورد ترجیح فدرال رزرو (PCE) رشد سالانه ۳.۷ درصدی را نشان داد. بله، مقابله با تورم دلیل اصلی این افزایش نرخ بهره است.
شوک قیمت انرژی ناشی از تنشهای ژئوپلیتیکی: تشدید تنشها و جنگ در خاورمیانه (بهویژه با ایران) باعث اختلال در عرضه نفت خام و جهش قیمت جهانی انرژی شده است. قیمت نفت برنت از بشکهای حدود ۷۰ دلار به بالای ۱۰۰ دلار رسید. این افزایش قیمت انرژی مستقیماً هزینههای تولید و حملونقل را بالا برده و به تورم دامن زده است.
🔺 فشارهای تورمی ساختاری و داخلی:
تعرفههای جدید: اعمال تعرفههای تجاری، هزینه واردات را افزایش داده و بهعنوان یک عامل تورمی عمل میکند.
تقاضای ناشی از هوش مصنوعی: سرمایهگذاری گسترده در زیرساختهای هوش مصنوعی، تقاضا برای تراشههای کامپیوتری، تجهیزات فناوری و برق را بهشدت افزایش داده و زنجیره تأمین را تحت فشار قرار داده است.
حفظ اعتبار و استقلال فدرال رزرو: با توجه به تورم بالای موجود، عدم اقدام فدرال رزرو میتوانست به اعتبار سیاستگذاری آن آسیب بزند و انتظارات تورمی را بیشتر کند. این تصمیم همچنین بهعنوان آزمونی برای استقلال این نهاد در برابر فشارهای سیاسی (مانند درخواستهای دونالد ترامپ برای کاهش نرخ بهره) تلقی میشود.
🔺 آیا رکود اقتصادی به وجود میآید؟
افزایش نرخ بهره با هدف کاهش تورم، معمولاً از طریق کاهش مصرف و سرمایهگذاری، رشد اقتصادی را کند میکند و میتواند ریسک رکود را افزایش دهد. در مورد آمریکا، ارزیابیها حاکی از آن است که احتمال رکود افزایش یافته اما همچنان قطعی نیست:
افزایش احتمال رکود: مؤسسه RSM احتمال رکود در ۱۲ ماه آینده را ۳۰٪ برآورد کرده که نسبت به قبل از جنگ (۲۰٪) افزایش یافته است. این شرایط بهعنوان یک "رکود تورمی خفیف" (Stagflation Light) توصیف شده است؛ یعنی ترکیبی از رشد کند، تورم بالا و افزایش بیکاری.
پیشبینی کاهش رشد: پیشبینی رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) آمریکا برای سال ۲۰۲۶ از ۲.۴٪ به ۱.۷٪ کاهش یافته است.
🔺 دیدگاههای متفاوت: برخی مؤسسات مانند گلدمن ساکس احتمال رکود را کمی کاهش داده و به ۲۵٪ رساندهاند، که نشاندهنده مقاومت نسبی اقتصاد آمریکا است. با این حال، این رقم همچنان بالاتر از سطوح قبل از تنشهای اخیر است.
🔺جمعبندی: افزایش نرخ بهره آمریکا اقدامی برای مهار تورم بالایی است که عمدتاً ریشه در شوکهای عرضه (انرژی و تعرفهها) و تقاضای قوی (هوش مصنوعی) دارد. این سیاست انقباضی، ریسک رکود را افزایش داده و اقتصاد را در مسیر رشد کندتر و همراه با تورم بالا (رکود تورمی خفیف) قرار میدهد. با این حال، به دلیل ماهیت عمدتاً عرضهمحور تورم فعلی، تأثیر افزایش نرخ بهره بر مهار کامل آن ممکن است محدود باشد.
🔴 کانال دکتر منجذب
🔵 ۱۴ دلیل اصلی پیشی گرفتن ترکیه از ایران
🔴 دکتر محمدرضا منجذب
1. تعامل بینالمللی هوشمندانه و تنشزدایی: ترکیه بر مبنای منافع ملی، روابطی متوازن با طیف گستردهای از کشورها (از آمریکا و اسرائیل تا روسیه و کشورهای مسلمان) برقرار کرد.
2. جذب سرمایههای سرگردان و تولیدکنندگان: ترکیه با شناسایی نقاط ضعف همسایگان، بهویژه جذب سرمایه و تولیدکنندگان ایرانی که تحت تأثیر تحریمها دچار مضیقه بودند، به رشد اقتصاد خود کمک کرد.
3. تسهیل جذب سرمایه و گردشگری: ایجاد قوانین تسهیلکننده، اعطای شهروندی و اقامت آسان، و تقویت زیرساختهای گردشگری، سرمایههای قابل توجهی را به این کشور سرازیر کرد.
4. اقتصاد چندمنبعی و متنوع: برخلاف اتکای ایران به نفت، اقتصاد ترکیه بر سه ستون صنعت (خودرو، نساجی و...)، کشاورزی و گردشگری استوار شده است.
5. تسلط بر صادرات صنعتی: ترکیه با تمرکز بر تولید و صادرات محصولات صنعتی، به رکوردهای تاریخی در این زمینه دست یافت و به پنجمین صادرکننده بزرگ نساجی جهان تبدیل شد.
6. گسترش بخش خصوصی و افزایش رقابت: دولت ترکیه با کاهش تصدیگری و واگذاری امور به بخش خصوصی، بستری برای افزایش بهرهوری و رقابتپذیری اقتصاد فراهم کرد.
7. باز کردن بازار به روی تجارت جهانی: ترکیه با ادغام در اقتصاد جهانی و پیوستن به زنجیره ارزش، توانست بدون اتکا به درآمدهای نفتی، شکاف درآمد سرانه خود را با کشورهایی مانند عربستان کاهش دهد.
8. ایجاد ثبات سیاسی و اقتصادی: کاهش تورم به زیر ۵ درصد در دورههایی و ایجاد ثبات سیاسی، اعتماد شهروندان و سرمایهگذاران را جلب کرد.
9. داشتن برنامه توسعه بلندمدت: ترکیه از برنامههای توسعه اقتصادی بلندمدت و پیوسته برخوردار بود که تداوم سیاستها را تضمین میکرد.
10. گماردن افراد کاربلد در راس امور اقتصادی: مدیریت اقتصادی کشور در دورههای کلیدی به افراد متخصص و کارآمد سپرده شد.
11. حمایت از بنگاههای کوچک و متوسط: سیاستهای حمایتی از کسبوکارهای کوچک، به عنوان موتور محرکه اشتغال و رشد، در دستور کار قرار گرفت.
12. سرمایهگذاری در زیرساختها (مانند سدسازی): ساخت زیرساختهای عظیم مانند سدها، به گسترش کشاورزی و تأمین امنیت غذایی و صادرات محصولات غذایی کمک کرد.
13. مدیریت سریع بحرانهای اقتصادی: دولت ترکیه توانست بحرانهای اقتصادی دورهای را به سرعت مدیریت و سرکوب کند تا از تبدیل شدن آنها به بحرانهای ساختاری جلوگیری شود.
14. استفاده از موقعیت ژئوپلیتیک: موقعیت جغرافیایی ترکیه به عنوان پل ارتباطی بین اروپا و آسیا، به توسعه ترانزیت، تجارت و گردشگری آن کمک شایانی کرد.
💎 جمعبندی و مقایسه آماری
همانطور که اشاره شد، تا سال ۱۹۸۰ درآمد سرانه ایران بیشتر از ترکیه بود، اما از آن سال به بعد این روند معکوس شد. امروزه این شکاف بهطرز چشمگیری افزایش یافته است.
رشد یک دهه: در فاصله سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۳، درآمد سرانه ترکیه ۹۰ درصد رشد کرد، در حالی که این شاخص برای ایران تنها ۱۳.۵ درصد افزایش یافت.
این عوامل در کنار هم، ترکیبی از تعامل هوشمندانه جهانی، ثبات اقتصادی، تنوعبخشی به اقتصاد و مدیریت کارآمد را نشان میدهد که ترکیه را در مسیر رشد پایدار قرار داد، در حالی که ایران با چالشهایی مانند تحریمها، انزوای اقتصادی و اتکای بیش از حد به نفت دست و پنجه نرم کرد.
🔴 کانال دکتر منجذب
🔴 بنزین با کشش قیمتی کم دکتر محمدرضا منجذب
🔹 تقریباً تمام این مطالعات نشان میدهند که تقاضا برای بنزین در ایران در کوتاهمدت کمکشش است، یعنی افزایش قیمت تأثیر محدودی بر کاهش مصرف دارد. این موضوع عمدتاً به دلیل وابستگی شدید به خودروی شخصی و قیمتهای پایین و یارانهای است.
🔷 نتایج مطالعات کلیدی
ارقام دقیق کشش قیمتی بسته به روش مطالعه و دوره زمانی متفاوت است، اما همگی بر کمکشش بودن تقاضا تأکید دارند.
مطالعه دادههای تراکنش (دانشگاه صنعتی شریف) | ۰٫۱۲۷- | با استفاده از دادههای خرد و یک شوک قیمتی واقعی، این مطالعه معتقد است که برآوردهای قبلی (مثل ۰٫۳-) که با دادههای تجمیعی انجام شدهاند، دارای سوگیری هستند.(اینجا را ببینید)
گزارش سازمان برنامه و بودجه | ۰٫۳۶۶- | پس از شوک قیمتی سال ۱۳۹۸ برآورد شده و نشان میدهد افزایش قیمت، واکنش محدودی در کاهش مصرف دارد.(اینجا را ببینید)
مدل AIDS (مقاله ۲۰۲۳) | ۰٫۴۸- تا ۰٫۹۴- | جالبترین یافته این است که کشش برای گروههای مصرفی مختلف متفاوت است. برای مثال، کشش برای گروههای با مصرف ۶۰ تا ۸۰ لیتر در ماه (۰٫۹۴-) بیشتر از گروههای با مصرف بالای ۱۲۰ لیتر (۰٫۴۸-) است.(اینجا را ببینید)
مطالعه بلندمدت (۲۰۱۶) | ۰٫۳۶۱- (بلندمدت) | کشش در بلندمدت بیشتر از کوتاهمدت است، اما همچنان کمتر از ۱- است، یعنی کمکشش.
🔷 نقطه شروع حساسیت قیمتی
مطالعات نشان میدهند که بنزین در یک نقطه یا قیمت مشخص ناگهان کششپذیر نمیشود، بلکه این موضوع به تغییرات قیمت واقعی (نسبت به تورم) و سطح مصرف افراد بستگی دارد.
قیمت واقعی، نه اسمی: کارشناسان بر این باورند که اثر بازدارندگی افزایش قیمت، به افزایش اسمی آن نیست، بلکه به افزایش قیمت واقعی بستگی دارد. در شرایط تورمی، اثر افزایش قیمت اسمی به سرعت خنثی میشود و تأثیر آن بر کاهش مصرف از بین میرود.
نقاط اشباع: برخی تحلیلها نشان میدهد که افزایش قیمت از یک حدی به بعد، تأثیر چندانی در کاهش مصرف ندارد و عمدتاً به یک مالیات پنهان تبدیل میشود. برای مثال، اشاره شده که افزایش قیمت از ۸,۵۰۰ تومان به ۱۰,۰۰۰ تومان، اثر بازدارندگی اضافی بر مصرفکننده نخواهد داشت.
🔷 راز تفاوت در کشش: مصرف شما چقدر است؟
جالبترین نکته آن است که حساسیت به قیمت برای همه یکسان نیست. بر اساس یک مطالعه معتبر، میتوان انتظار داشت:
مصرفکنندگان با حجم متوسط (۶۰ تا ۸۰ لیتر در ماه): بالاترین کشش قیمتی را دارند (۰٫۹۴-). یعنی این گروه بیشتر از دیگران در واکنش به افزایش قیمت، مصرف خود را کاهش میدهند.
مصرفکنندگان پرمصرف (بالای ۱۲۰ لیتر در ماه): کمترین کشش را دارند (۰٫۴۸-). یعنی حتی اگر قیمت افزایش یابد، این گروه به دلیل وابستگی شدیدتر، کمترین تغییر را در میزان مصرف خود خواهند داد.
🟣 جمعبندی نهایی:
تحقیقات نشان میدهد بنزین در ایران کالایی «بیکشش» است و افزایش قیمت بهتنهایی، ابزار چندان مؤثری برای کاهش قابلتوجه مصرف نیست. این موضوع به عوامل ساختاری مانند مالکیت خودرو وابسته است و اثر آن در گروههای مختلف مصرفکننده و در سطوح مختلف قیمت واقعی، متفاوت خواهد بود.
🔴 کانال دکتر منجذب
🔵 آستانه ۱۰۰ دلاری برای قیمت نفت، یک مرز روانی و اقتصادی مهم برای آمریکا و دولت ترامپ
دکتر محمدرضا منجذب
🔴یک مرز روانی قدرتمند
قیمت ۱۰۰ دلار برای نفت، بیش از یک عدد، یک "آستانه روانی" در بازارهای جهانی است. زمانی که نفت به این سطح میرسد، به عنوان یک سیگنال هشداردهنده از بروز مشکلات عمیقتر در اقتصاد جهانی تلقی میشود و توجه همگان را به خود جلب میکند. این موضوع باعث ایجاد نگرانی در میان سرمایهگذاران و مصرفکنندگان شده و میتواند به سرعت انتظارات تورمی را افزایش دهد.
🔴 تهدید برای اقتصاد و سیاست داخلی آمریکا
افزایش تورم و فشار بر مصرفکننده: افزایش قیمت نفت مستقیماً به گرانی بنزین و سایر محصولات انرژی منجر میشود. این موضوع مانند یک مالیات پنهان بر خانوارها و کسبوکارها عمل کرده و توان خرید آنها را کاهش میدهد. حتی اقتصاددانان همفکر با ترامپ نیز هشدار دادهاند که اقتصاد آمریکا برای تحمل نفت ۱۰۰ دلاری به اندازه کافی قوی نیست و تورم را بدتر از قبل خواهد کرد.
خطر رکود و پیامدهای انتخاباتی: افزایش پایدار قیمت انرژی، هزینههای تولید و حملونقل را بالا میبرد، حاشیه سود شرکتها را تحت فشار قرار میدهد و در نهایت میتواند به کاهش رشد اقتصادی و حتی رکود منجر شود. چنین فضای اقتصادی برای هر دولتی نامطلوب است، اما برای ترامپ که انتخابات میاندورهای در پیش دارد و نرخ محبوبیت پایینی دارد، میتواند یک فاجعه سیاسی باشد و شانس حزب او را به شدت کاهش دهد.
🔴 ابزارهای پاسخ، تمام شدهاند
نکته کلیدی این است که به گفته تحلیلگران، دولت ترامپ برای مقابله با افزایش قیمت نفت، تقریباً هیچ اهرم فشار مؤثری در اختیار ندارد.
ذخایر استراتژیک نفت (SPR): این ذخایر در دور قبلی تنشها تا حد زیادی تخلیه شده و دیگر کاربردی ندارند.
تولید داخلی: تولیدکنندگان و پالایشگاههای آمریکایی در حال حاضر با حداکثر ظرفیت خود کار میکنند و امکان افزایش چشمگیر تولید وجود ندارد.
تعطیلی مالیات بنزین: این طرح نیاز به تأیید کنگره دارد که در شرایط فعلی بسیار بعید به نظر میرسد.
🔴 بحران ژئوپلیتیک و تنگه هرمز
دلیل اصلی نزدیک شدن قیمت نفت به ۱۰۰ دلار در این مقطع، تشدید مناقشه نظامی با ایران است. تهدید یا اختلال در تنگه هرمز که یکی از مهمترین آبراههای جهان برای انتقال نفت است، مستقیماً قیمتها را افزایش میدهد.
تحلیلگران معتقدند در این شرایط، دولت ترامپ با یک معادله دشوار روبروست: یا باید تنشها را تشدید کند که میتواند نفت را به مرزهای بسیار بالاتری (حتی تا ۱۲۴ دلار) برساند، یا اینکه عقبنشینی کند و کنترل تنگه را به ایران واگذار نماید. برخی از ناظران این دوراهی را با اصطلاح "TACO" (مخفف "ترامپ همیشه جا میزند") توصیف میکنند که نشان میدهد بازارها بر این باورند که فشار اقتصادی در نهایت باعث خواهد شد ترامپ از تشدید تنش دست بکشد.
به طور خلاصه، آستانه ۱۰۰ دلار برای دولت ترامپ نقطهای است که در آن هزینههای سیاسی و اقتصادی یک بحران نفتی، به مراتب بیشتر از هر دستاورد نظامی یا ژئوپلیتیک احتمالی خواهد بود.
🔴 شاخص سکوت یا گفتار سیاستگذار چیست؟
🔴دکتر محمدرضا منجذب
چرا یک مقام ارشد دولتی باید درباره کمبود ارز بهصورت صادقانه و شفاف صحبت کند، در حالی که این کار ممکن است به بازار ارز سیگنال منفی بدهد و انتظارات تورمی را تشدید کند.
برای پاسخ به این پرسش، باید بین سیاستگذاری ارتباطی در کوتاهمدت و اعتبار نهادی در بلندمدت تفاوت قائل شد. توصیه من به سیاستگذار ایرانی در خصوص نشر اخبار مثبت و منفی، مبتنی بر چهار اصل زیر است:
۱. تفکیک «صداقت» از «مدیریت انتظارات»
- صداقت بهمعنای افشای هرگونه دادهٔ خام و لحظهای نیست. بلکه بهمعنای شفافیت هدفمند است.
- اگر کمبود ارز واقعیت دارد، سکوت یا انکار آن معمولاً پس از چند هفته با رفتار متغیرهای دیگر (مانند نرخ نیما، حواله در بازار آزاد یا اظهارات بازیگران غیررسمی) لو میرود و در آن زمان، اعتماد عمومی با افت شدیدتری مواجه میشود.
- توصیه: اخبار منفی را با بستهٔ راهکار اعلام شود (مثلاً «با وجود محدودیت منابع ارزی در بهمنماه، برنامهٔ تأمین از طریق مذاکرات بانکی و آزادسازی منابع بلوکهشده در دست اجراست»). این روش، هم راستگویی است و هم امیدوارکننده.
۲. زمانبندی و کانال انتشار، مهمتر از خود خبر است
- در بازارهای مالی، «تعجب» گرانترین هزینه را دارد. اعلام خبر منفی در روز تعطیلی بازارهای جهانی یا پس از بسته شدن بازار داخلی، یا از طریق مصاحبهٔ غیررسمی با یک خبرگزاری خاص، اثر تخریبی کمتری نسبت به اظهارنظر ناگهانی در یک نشست عمومی دارد.
- توصیه: از تدریج در افشاسازی و کانالهای غیرمستقیم (مانند گزارشهای دورهای بانک مرکزی) برای اخبار منفی استفاده شود و اخبار مثبت (مانند افزایش ذخایر یا توافقات جدید) با لحن قاطع و از بالاترین سطح رسمی اعلام گردد.
۳. اثر اعلامی» را به نفع خود مدیریت کنید
- تئوری انتظارات عقلایی میگوید که مردم از اظهارات دولت، «قاعدهٔ تصمیمگیری» را استنباط میکنند، نه فقط عدد خبر را. اگر دولت همواره فقط اخبار خوشبینانه بدهد، بازار یاد میگیرد که برعکس آن عمل کند (اثر «اعتبار صفر»).
- توصیه: با اعلام گهگاهی و کنترلشدهٔ اخبار منفی، به بازار بفهمانید که دولت «صادق است»، بنابراین وقتی خبر مثبت میدهد، بازار با اطمینان بیشتری به آن واکنش مثبت نشان میدهد. این یعنی ایجاد سرمایهٔ اعتماد که در بلندمدت از نوسان شدید نرخ ارز جلوگیری میکند.
۴. از «داستانسرایی اقتصادی» به جای «بیان خشک آمار» استفاده کنید
- مردم و فعالان اقتصادی، کمتر تحت تأثیر عدد دقیق ذخایر ارزی، و بیشتر تحت تأثیر «جهتگیری» قرار میگیرند. بهجای گفتن «ارز نداریم»، میتوان گفت «در مقطع فعلی، تخصیص ارز با اولویت کالاهای اساسی است و برای سایر اقلام، مکانیزم بازار آزاد تنظیمگر خواهد بود». این جمله هم صادق است و هم سیگنال هراسآور نمیدهد.
توصیهٔ نهایی به سیاستگذار:
- اخبار منفی را صادقانه اما با افقگشایی بیان کنید (نه پایانبسته).
- اخبار مثبت را فوری و پررنگ منتشر کنید تا اثر روانی آن دوچندان شود.
- هرگز بین اظهارات رئیسجمهور، رئیس کل بانک مرکزی و وزیر اقتصاد تناقض ایجاد نشود؛ زیرا هزینهٔ تناقضگویی از هزینهٔ خود خبر منفی بسیار بیشتر است.
- در خصوص ارز، بهجای اظهارنظر دربارهٔ «مقدار» (که قابل راستیآزمایی فوری است)، بر «روند» و «سیاست» تأکید کنید (مثلاً: رویکرد ما تثبیت تدریجی نرخ است، نه جهش یکباره).
در نهایت، اگر رئیسجمهور از کمبود ارز سخن میگوید، این اقدام را نه یک اشتباه تاکتیکی، بلکه یک سرمایهگذاری راهبردی برای راستگویی در بحرانهای آینده در نظر بگیرید؛ به شرط آن که بلافاصله، برنامهٔ عملیاتی برای جبران آن کمبود نیز تشریح شود. بازار از یک دولت قابلپیشبینی و صادق، بسیار کمتر از یک دولت خوشبینِ دروغگو میترسد.
🔴 کانال دکتر منجذب
🔴 اینفوگرافیک: شکاف تورمی بین دهک ها افزایش یافت❗️ 🔵 تدوین دکتر محمدرضا منجذب
🔴 دکتر محمدرضا منجذب: مکانیسم تأثیر خبر خوب و خبر بد بر متغیرهای اقتصادی در شرایط جنگی
خبرهای خوب و بد از طریق کانال "انتظارات" بر متغیرهای اقتصادی تأثیر میگذارند.
خبر بد (افزایش ریسک): هرگونه نشانه از تشدید تنش، مانند تهدید به حمله نظامی به ایران یا بسته شدن تنگه هرمز، بهعنوان یک "خبر بد" تلقی میشود. این اخبار باعث افزایش حقالرحمه ریسک ژئوپلیتیکی در قیمت نفت میشوند. فعالان بازار انتظار اختلال در عرضه را دارند و برای جبران این ریسک، قیمتهای آتی را بالا میبرند.
خبر خوب (کاهش ریسک): برعکس، اخباری که حاکی از کاهش تنش، مذاکره، یا عبور موفقیتآمیز نفتکشها از مناطق بحرانی باشد، بهعنوان "خبر خوب" عمل کرده و با کاهش حقالزحمه ریسک، قیمت نفت را بهسرعت پایین میآورند . این نوسانات میتوانند بهسرعت و در کسری از دقیقه رخ دهند.
تحلیل نقش ترامپ: استفاده از اخبار راست و دروغ برای اثر بر قیمت نفت
تحلیلها نشان میدهد که دولت ترامپ بهطور سیستماتیک از انتشار اخبار (چه راست و چه دروغ) برای تأثیرگذاری بر بازار نفت استفاده کرده است . مکانیسم این کار به شرح زیر است:
1. انتشار خبر خوشبینانه کاذب: مقامات آمریکایی، از جمله رئیسجمهور، اخبار غیرواقعی یا اغراقآمیز درباره پیشرفت در مذاکرات یا موفقیتهای نظامی یا باز بودن تنگه هرمز منتشر میکنند .
2. زمانبندی دقیق: این اخبار اغلب در زمانهایی منتشر میشوند که بازارها در حالت کمنقدشوندگی هستند (مثلاً اوایل صبح دوشنبه) تا تأثیر آنها بر قیمتها به حداکثر برسد .
3. هدف: هدف اصلی این اقدامات، کاهش مصنوعی قیمت نفت و آرامسازی موقت بازارهاست . این کار به دولت آمریکا کمک میکند تا از افزایش قیمت بنزین و تبعات سیاسی آن در آستانه انتخابات میاندورهای جلوگیری کند .
چرا این روش کار میکند؟ بیش از ۷۰ درصد معاملات در بازارهای آتی انرژی توسط الگوریتمهای رایانهای انجام میشود که به جای بررسی فیزیکی نفتکشها، تیتر اخبار را اسکرپ میکنند. این الگوریتمها واکنش سریعی به هر خبر جدید نشان میدهند و فرصت مناسبی برای معاملهگران با دسترسی به اطلاعات سریعتر فراهم میکنند .
اثرات بر بازارهای داخلی ایران
اخبار و فشارهای اقتصادی خارجی، تأثیرات مخرب و عمیقی بر اقتصاد ایران داشته است که در متغیرهای کلیدی زیر قابل مشاهده است:
سقوط آزاد ریال: ارزش ریال در بازار آزاد به پایینترین حد تاریخی خود رسیده و از مرز ۲ میلیون ریال به ازای هر دلار عبور کرده است . اخبار بد این را تشدید می کند و بالعکس.
ابرتورم و کاهش قدرت خرید: تورم سالانه در ایران برای چندین ماه متوالی از ۸۰ درصد فراتر رفته و در برخی مقاطع به ۱۳۰ درصد نیز رسیده است .
بحران سوخت: به دلیل کمبود پالایشگاه و تأثیر بلوکه دریایی بر واردات سوخت، صفهای طولانی در پمپبنزینهای تهران شکل گرفته است و دولت با کسری روزانه ۱.۵ میلیون لیتری بنزین مواجه است. بورس نیز
اثرات بر بازارهای موازی خارج از ایران
اخبار دستکاریشده تأثیری موقتی اما قابلتوجه بر بازارهای جهانی داشته است:
نوسانات شدید و موقتی قیمت نفت: اخبار کاذب توانستهاند نوسانات شدیدی در قیمت نفت ایجاد کنند. برای مثال، در یک مورد، قیمت نفت WTI در یک روز ۸ درصد سقوط کرد و یا در موردی دیگر، انتشار یک خبر کاذب باعث کاهش ۱۵ درصدی قیمت در عرض یک ساعت شد .
کاهش اعتبار و اثربخشی: با تکرار این الگو، فعالان بازار به اخبار کاخ سفید بیاعتماد شدهاند. معاملهگران شاخصی به نام "TACO" (ترامپ همیشه عقبنشینی میکند) ابداع کردهاند و اعلام میکنند که تا زمانی که خود ایران خبری را تأیید نکند، به ادعاهای آمریکا اعتنا نمیکنند.
دوام و افق آینده این اثرات
تحلیلها نشان میدهد که این اثرات کوتاهمدت و رو به کاهش هستند، اما در عین حال زمینهساز یک بحران بزرگتر در آینده میشوند. اثر کوتاهمدت: تأثیر اخبار بر بازارهای مالی، بویژه با استفاده از الگوریتمها، بسیار سریع است اما معمولاً دوام زیادی ندارد. به محض اینکه واقعیت روشن میشود، قیمتها به سطح قبلی خود بازمیگردند.
بحران قریبالوقوع: تداوم این وضعیت، بازار را به سمت یک شوک عرضه واقعی سوق میدهد. ذخایر استراتژیک نفت آمریکا به پایینترین سطح خود در ۴۰ سال اخیر رسیده است و تنگه هرمز عملاً مسدود شده است. با اتمام این ذخایر، دستکاری قیمتها با اخبار دروغین بیاثر شده و بازار با واقعیت تلخ کمبود فیزیکی نفت مواجه خواهد شد.
🔴 کانال دکتر منجذب
🔴 تورم رکودی حاکم بر بازار مسکن و تبعات آن در بازار اجاره 🔵 تدوین دکتر محمدرضا منجذب
🔴 خلاصه مقاله
عنوان مقاله: بررسی اثر توجه سرمایهگذار بر بازده اضافی سهام: شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران
نویسندگان: محمدرضا منجذب، حبیب سهیلی احمدی، محمد مهدیلو
موضوع و هدف پژوهش
این مطالعه به بررسی تأثیر توجه سرمایهگذاران بر بازده اضافی سهام در بورس اوراق بهادار تهران میپردازد. توجه سرمایهگذار بهعنوان یک منبع شناختی محدود، نقشی کلیدی در تصمیمگیریهای مالی ایفا میکند و این پژوهش تلاش دارد با استفاده از دادههای رفتاری، اثر آن را در سطوح مختلف بازدهی سهام بررسی کند.
نوآوری پژوهش
۱. استفاده از شاخص شدت جستوجوی گوگل (GSVI) بهعنوان معیار اندازهگیری توجه سرمایهگذاران (بهجای دادههای سنتی مانند حجم معاملات).
۲. بهکارگیری رگرسیون چندکی پانلی (Panel Quantile Regression) که امکان بررسی اثرات نامتقارن توجه سرمایهگذار در چندکهای مختلف توزیع بازده اضافی را فراهم میکند.
۳. تمرکز بر بازده اضافی سهام بهعنوان متغیر وابسته (نه بازده کل)، که در پژوهشهای داخلی مشابه کمتر مورد توجه بوده است. توصیههای کاربردی به کارگزاران و فعالان بازار
۱. استفاده از Google Trends بهعنوان ابزار تحلیل تکمیلی
- کارگزاران، تحلیلگران و معاملهگران میتوانند دادههای جستوجوی گوگل را بهعنوان یک شاخص رفتار سرمایهگذار در کنار تحلیلهای بنیادی و تکنیکال به کار گیرند.
- این شاخص بهویژه در بازارهایی با کارایی اطلاعاتی ضعیف (مانند بورس تهران) میتواند ارزش افزوده اطلاعاتی قابلتوجهی داشته باشد.
۲. شناسایی سیگنالهای خرید و فروش
۳. تمرکز بر سهام با بازده متوسط (چندک میانی)
- سهامی که بازده اضافی آن در میانه توزیع قرار دارد، رفتار قابلپیشبینیتر و پایدارتری دارند و کمتر تحت تأثیر نوسانات هیجانی ناشی از توجه سرمایهگذار قرار میگیرند.
- این گروه از سهام میتواند گزینهی مناسبی برای سرمایهگذاری میانمدت با ریسک کمتر باشند.
۴. پایش تغییرات هفتگی شاخص جستوجو
- با توجه به معنادار بودن وقفه یکهفتهای متغیرهای توجه و حجم معاملات، کارگزاران باید تغییرات هفتگی شاخص جستوجو را بهطور مستمر رصد کنند.
- ماندگاری اثر توجه در هفته بعد، فرصت مناسبی برای بهرهبرداری از روندهای کوتاهمدت فراهم میکند.
لینک اینفوگرافیک مطلب و مقاله کامل
🔴 کانال دکتر منجذب
🔴 آیا حق آقایی دلار رو به افول است؟ تقش دلارهای نفتی چیست؟ 🔵دکتر محمدرضا منجذب
🔹پاسخ کوتاه به سوال مزبور «نه» است، اما روندهای مهمی در حال شکلگیری هستند که میتوانند در بلندمدت، هژمونی دلار را به چالش بکشند. (مفهوم حق آقایی دلار را اینجا و اینجا ملاحظه کنید)
موقعیت اقتصادی چین: پیشی گرفتن در کدام بخش؟
نکته اول این است که «پیشی گرفتن تولید چین از آمریکا» به نوع اندازهگیری بستگی دارد.
بر اساس برابری قدرت خرید (PPP): چین از سالها پیش و با اختلاف قابل توجهی بزرگترین اقتصاد جهان است. پیشبینیها برای سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که تولید ناخالص داخلی چین بر اساس PPP حدود ۴۴.۳ تریلیون دلار و آمریکا ۳۲.۳۸ تریلیون دلار خواهد بود. (اینجا را ببینید)
بر اساس تولید ناخالص داخلی اسمی (به دلار آمریکا): در این معیار، آمریکا همچنان جلوتر است و شکاف آنها در سالهای اخیر حتی بیشتر هم شده است. به عنوان مثال، در سال ۲۰۲۵، تولید ناخالص داخلی چین به دلار تنها حدود ۶۳ درصد از تولید آمریکا بوده که نسبت به اوج ۷۷ درصدی در دوران پاندمی کاهش یافته است . این کاهش عمدتاً به دلیل نوسانات نرخ ارز و تورم بالاتر در آمریکا رخ داده است، نه کاهش تولید واقعی چین .
بسیاری از مؤسسات پیشبینی میکنند که پیشی گرفتن چین در تولید ناخالص داخلی اسمی، اگر هم رخ دهد، در دهههای ۲۰۳۰ یا حتی ۲۰۴۰ خواهد بود و این اتفاق به عواملی مانند رشد واقعی، تورم و نرخ ارز بستگی دارد . با این حال، حتی با وجود این، اقتصاد چین به عنوان یک نیروی عظیم در حال رشد است و رشد اقتصادی آن (حدود ۴.۷ تا ۴.۸ درصد در سال ۲۰۲۶) بسیار بیشتر از آمریکا (حدود ۲.۳ درصد) است .
نقش دلارهای نفتی و «یوان نفتی»
دلار نفتی به چرخهای اشاره دارد که از دهه ۱۹۷۰ شکل گرفت: نفت به دلار قیمتگذاری و معامله میشود و درآمدهای حاصل از آن دوباره به داراییهای دلاری (مانند اوراق خزانه آمریکا) بازمیگردد. این چرخه، تقاضا برای دلار را بینهایت تقویت کرده و جایگاه آن را به عنوان ارز ذخیره جهانی تثبیت کرده است .
چین با راهاندازی قراردادهای آتی نفت به یوان و گسترش روابط تجاری و مالی با کشورهای تولیدکننده نفت، در تلاش برای ایجاد «یوان نفتی» است . نقش دلارهای نفتی در اینجا به عنوان سدی در برابر کاهش قدرت دلار است که هنوز بسیار مستحکم مینماید. دلایل این استحکام عبارتند از:
۱. بازگشت سرمایههای نفتی: کشورهای حاشیه خلیج فارس (شامل امارات، قطر و کویت) در پنج سال آینده بیش از ۸۰۰ میلیارد دلار مازاد حساب جاری خواهند داشت که باید در جایی سرمایهگذاری شود . صندوقهای ثروت ملی این کشورها حدود ۶ تریلیون دلار دارایی دارند و به طور سنتی، سبد سرمایهگذاری آنها به شدت به سمت دلار متمایل است (حدود ۶۹٪ از داراییهای بینالمللی آنها دلاری است، در حالی که میانگین جهانی ۴۶٪ است) . این جریان عظیم سرمایه، دلار را قدرتمند نگه میدارد.
۲. تغییر تدریجی، نه ناگهانی: شواهد نشان میدهد که هرگونه تغییر در تسویه معاملات نفتی به دور از دلار، به کندی رخ خواهد داد. حجم معاملات یوان در سامانههای مالی پس از یک افزایش مقطعی در سال ۲۰۲۶، دوباره به حالت عادی بازگشت . چین همچنین با محدودیتهایی در مسیر بینالمللی کردن کامل یوان مواجه است، مانند کنترل سرمایه و عدم تبدیلپذیری کامل آن .
۳. چالشهای ساختاری یوان: کشورها ممکن است تمایل چندانی به انباشت مقادیر زیادی یوان به عنوان دارایی ذخیره نداشته باشند. به همین دلیل، برخی کشورها مانند چین، به جای تبدیل درآمدهای یوانی به دلار، آن را به طلا تبدیل میکنند که یک روند مهم در «دلارزدایی» محسوب میشود .
در نهایت، باید به تحول بزرگتری اشاره کرد که فراتر از نفت است. چین در حال تبدیل شدن به یک غول فناوری و تولیدکننده پیشرو در کالاهای باارزش مانند خودروهای برقی، باتریها و پنلهای خورشیدی است . این موضوع، مسیر جدیدی برای بینالمللی شدن یوان ایجاد میکند، بهگونهای که کشورها برای خرید این کالاها به یوان نیاز پیدا میکنند. این تغییر ممکن است در آینده به «یوان فناوری» تبدیل شود، که میتواند تأثیر عمیقتری بر جایگاه دلار داشته باشد، هرچند که این فرآیند نیز بسیار بلندمدت است .
به طور خلاصه، اگرچه رشد اقتصادی چین و تلاش برای ایجاد یوان نفتی، تهدیدی برای هژمونی دلار محسوب میشوند، اما نظام دلار نفتی و قدرت جذب سرمایههای عظیم نفتی توسط آمریکا، هنوز ستونهای اصلی این نظام را پابرجا نگه داشتهاند و افول دلار، اگر رخ دهد، فرآیندی بسیار تدریجی و بلندمدت خواهد بود. 🔴 کانال دکتر منجذب
🔴 رفتار و تصمیمات ترامپ از سر بی حوصلگی است یا بدلیل فشارهای اقتصادی؟
دکتر محمدرضا منجذب
شواهد متعددی نشان میدهد که سیاستهای ترامپ در این زمینه نه از سر "بی حوصلگی"، بلکه بیش از هر چیز ناشی از فشارهای راهبردی و اقتصادی، به ویژه نگرانی از کاهش شدید ذخایر نفتی، شکل گرفته است.
🔍 واکنش به فشار ذخایر نفتی
* هشدار درباره "چهار هفته" باقیمانده: ترامپ صراحتاً اعلام کرده که در صورت ادامه بمباران و عدم توافق با ایران، ذخایر نفتی جهان تنها برای "حدود چهار هفته" کفایت میکرد و وضعیتی "آشوبناک" (bedlam) رخ میداد . این اذعان نشان میدهد که این عامل، یک تهدید حیاتی برای دولت او بوده است.
* جزئیات کاهش ذخایر استراتژیک آمریکا: ذخیره استراتژیک نفت آمریکا (SPR) در این دوره به پایینترین سطح خود از سال ۱۹۸۳ یعنی حدود ۳۴۰ میلیون بشکه رسیده است . همچنین مرکز ذخیرهسازی تجاری در کوشینگ، اکلاهما، به کمترین میزان خود در ۱۱ سال اخیر (۲۰ میلیون بشکه) رسیده بود که نشان از تنگتر شدن وضعیت دارد . (اینجا را ببینید)
* بازگشت تحریمها و واکنش بازار: هرگونه اختلاف نظر، مانند حملات اخیر به کشتیها، با واکنش فوری آمریکا از جمله بازگرداندن تحریمهای نفتی ایران همراه شد که نشان از حساسیت شدید این موضوع دارد . قیمت نفت نیز با این تنشها به شدت افزایش مییابد .
🤔 "بی حوصلگی" یا "مذاکره اجباری"؟
مطالعه اظهارات و رفتارهای ترامپ نشان میدهد که وضعیت بسیار پیچیدهتر از "بی حوصلگی" است:
* رفتار دوگانه: تهدید و پذیرش مذاکره: ترامپ در عین حال که گاهی با لحنی خشن میگوید که دیگر نمیخواهد با ایران "آدمهای پست" (scum) معامله کند و توافق را "تمام شده" میداند، در همان زمان به مذاکرهکنندگانش اجازه میدهد که به گفتوگو ادامه دهند . یک تحلیلگر بیبیسی این رفتار را به عنوان پذیرش ضمنی این موضوع تعبیر میکند که او "گزینه بهتری جز مذاکره ندارد" . (اینجا را ببینید)
* فشارهای داخلی و انتخاباتی: این مذاکره اجباری تا حد زیادی ناشی از فشار افکار عمومی و ترس از تبعات اقتصادی یک جنگ طولانی است. نظرسنجیها نشان میدهد محبوبیت ترامپ به پایینترین سطح خود رسیده و نگرانی از قیمت بالای بنزین، میتواند به حزب او در انتخابات میاندورهای پیش رو آسیب بزند .
* مشکل پیچیده تنگه هرمز: هسته اصلی تنشها، کنترل بر تنگه هرمز است. ایران مصمم است که بر این آبراه حیاتی که یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند، تسلط داشته باشد و آمریکا نیز خواستار عبور آزاد کشتیهاست . ادامه درگیری نظامی این تنگه را مسدود نگاه میداشت، چیزی که اقتصاد جهانی و ذخایر نفتی را با خطر جدی مواجه میکرد . به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان معتقدند که ترامپ خود را در موقعیتی دشوار یافته و گزینههای خوبی پیش رو ندارد .
💎 جمعبندی
بنابراین، رفتار فعلی ترامپ در قبال ایران را میتوان واکنشی به یک بنبست راهبردی دانست که در آن، نگرانی از اتمام ذخایر نفتی و پیامدهای اقتصادی و سیاسی داخلی آن، او را به سمت مذاکره (هرچند همراه با تهدید و لفاظی) سوق داده است، نه اینکه صرفاً ناشی از بی حوصلگی یا یک تصمیم تاکتیکی ساده باشد.
🔴 کانال دکتر منجذب
🔴 جنگ قیمتها در فروش نفت برای جلب سهم بازار {راهکارها }
🔴دکتر محمدرضا منجذب
بر اساس تحلیل اطلاعات موجود، این اقدام عربستان و امارات در ظاهر تلاشی برای جذب مشتری است، اما در عمل و در شرایط کنونی، ضربهای مستقیم و سنگینتر به ایران وارد میکند. این اتفاق در یک نبرد تمامعیار برای سهم بازار پس از جنگ رخ داده است که در آن ایران عملاً بازنده اصلی است.
در ادامه برای ارایه راهکارها تقسیمبندی واکنشها به دو افق زمانی، امکان مدیریت فوری تکانههای درآمدی و همزمان ایمنسازی ساختار اقتصاد در سالهای آینده قابل تفکیک است.
🔵 راهکارهای کوتاهمدت (مدیریت بحران و حفظ ثبات)
تمرکز در این دوره باید بر حفظ جریان درآمدهای ارزی و مهار پیامدهای پولیِ ناشی از کاهش قیمت نفت باشد.
* تسریع در امر مذاکرات و ایجاد صلحی پایدار: همراه رفع تحریمها زمینه تثبیت میان مدت بازار با ثبات نفت ایران خواهد بود.
* تغییر تاکتیک تسویه و دیپلماسی انرژی: اتکا به قیمتگذاری سنتی در برابر تخفیفهای تهاجمی کارایی ندارد. استفاده از پیمانهای پولی دوجانبه (تسویه با ارز محلی خریداران آسیایی مانند یوان و روپیه) و انعقاد قراردادهای تهاتر نفت با زیرساختها و کالاهای سرمایهای، مانع از حذف ایران از سبد وارداتی پالایشگاههای مستقل میشود.
* مهار سرریزهای پولی در بازار سهام: افت درآمدهای نفتی معمولاً دولت را به سمت جبران کسری بودجه از مسیرهای تورمزا میکشاند. در این مقطع، کنترل دقیق حجم نقدینگی و هدایت آن برای جلوگیری از رشدهای اسمی و حبابی در بازار سهام ضروری است؛ هدف باید حفظ خنثایی پول در بازار داراییها و هدایت منابع به سمت تامین مالی سرمایه در گردش بنگاهها باشد.
* پایش ضربهگیرهای شبکه بانکی: کاهش تزریق منابع ارزی، ریسک نقدینگی در اقتصاد را افزایش میدهد. بانک مرکزی باید بر کیفیت داراییها، مدیریت ریسک و شاخصهای سودآوری بانکها نظارت پیشگیرانه اعمال کند تا ترازنامه شبکه بانکی در برابر افت ناگهانی جریانهای نقدی اقتصاد، دچار بحران نشود.
🔵 راهکارهای بلندمدت (اصلاحات ساختاری و تابآوری)
هدف در این افق، قطع وابستگی به نفت خام و ایجاد مکانیزمهای خودکار برای دفع شوکهای خارجی است.
* گسترش زنجیره پاییندستی و پتروپالایشگاهها: خامفروشی پاشنه آشیل اقتصاد در جنگهای قیمتی است. تغییر استراتژی به سمت تولید و صادرات فرآوردههای پالایشی و محصولات پایه پتروشیمی، هم تحریمپذیری را به شدت کاهش میدهد و هم حاشیه سود اقتصاد را از نوسانات شدید قیمت نفت خام مستقل میکند.
* توسعه مدلهای شبیهسازی کلان برای پیشبینی شوکها: سیاستگذاری نباید منفعلانه باشد. ارتقای ابزارهای تحلیل کمّی و وارد کردن دقیق دادههای اقتصاد ایران به ساختار مدلهای اقتصادسنجی پیشرفته مانند سیستمهای خودرگرسیون برداری جهانی (GVAR)، به سیاستگذار اجازه میدهد تا مسیر دقیق انتقال شوکهای قیمتیِ رقبای منطقهای به تورم، بازار سهام و رشد اقتصادی را پیش از وقوع، شبیهسازی و خنثی کند.
* رفع موانع ساختاری میان صنعت و نهاد علم: مقاومسازی اقتصاد بدون ارتقای تکنولوژی و بهرهوری ممکن نیست. ایجاد پیوند ارگانیک و حل چالشهای ساختاری میان دانشگاه و بخش صنعت، پیشنیاز اصلی برای گذار به اقتصاد دانشبنیان و تنوعبخشی پایدار به سبد صادراتی کشور است.
اینفوگرافیک مطلب
🔴 کانال دکتر منجذب
