es
Feedback
shooting st⋆r 🏳️‍🌈

shooting st⋆r 🏳️‍🌈

Ir al canal en Telegram

⏤͟͟͞͞★ you're too slow! | toxic sonadow shipper 😛 | they/gender questioning | 18 | lg(b)tq 🏳️‍🌈 | intp | virgo | slytherin | rad (leaning) feminist \ centrist t.me/HidenChat_Bot?start=5752155032

Mostrar más
208
Suscriptores
-124 horas
-17 días
-330 días
Archivo de publicaciones
اره

شاید مثلا 1 ظهر خوابیده و هنوزم که هنوزه خوابه؟

بچه ها ژینا سالمه؟ آنلاین نشده انگار پیامک هم جواب نمی‌ده

باورم نمیشه اصلا

نوزاد کشتن!

photo content
+1

یه چیزی دیدم مردم از بس گریه کردم

سند دیگر از جنایات جمهوری اسلامی از زبان پزشکی در بیمارستان ایلام: 1. تزریق داروهای نامعلوم به بیمارها در بیمارستان‌های دولتی
+2
سند دیگر از جنایات جمهوری اسلامی از زبان پزشکی در بیمارستان ایلام: 1. تزریق داروهای نامعلوم به بیمارها در بیمارستان‌های دولتی و تحت نظر سپاه. 2. اوردن جنازه‌های جدید به پزشکی قانونی که فقط چندساعت از مرگشون گذشته، این به این معناست که اونایی که بازداشت کردن رو با شکنجه و تجاوز به قتل می‌رسونند و بعد جنازه‌هاشونو قاطی جنازه‌های قبلی می‌کنند. 3. فروش اجسادی که خانواده‌هاشون سریع پیداشون نکردن یا خانواده‌ای ندارند(که با همینکار امار کشته شده‌هارو هم پایین جلوه میدهند) 4. دراوردن رحم از جنازه زنانی که به قتل رساندند.
حدس من این هست که یکی دیگر از دلایل اینکه رحم زنان رو برمیدارند این است که مدرک تجاوز و ازار جنسی به زنان رو پاک کنند. اگر یادتان باشد خانواده نیکا شاکرمی هم گفتند که وزن جنازه‌ی نیکا بسیار کم شده بود و این به این معناست که اعضای داخلی بدن نیکارو بدون اطلاع خانواده‌اش خارج کرده بودند.

ولی اصلا غیرقابل‌باور نیست والا شما کاری رو از ج‌ا بعید میدونی؟

بازم میگم من اینجاش رو خیلی مطمئن نیستم چون بچه بودم دوازده سالم بود کلا ولی خب آره

من یادمه آبان نود و هشت کلاس هفتم بودم، و روز شروع اعتراضات داشتیم با دوستم از مسابقه شطرنج بر میگشتیم، مامانم نتونست ماشین بیاره پیاده مجبور شدیم برگردیم، وقت نکرده بودیم چیزی بخوریم رفتیم از یکجایی یچیزی بگیریم بخوریم که تو همون فاصله شلوغ شد و یه جمعیت زیادی نشستن وسط خیابون و شعار میدادن. و همه‌چیز کاملا مسالمت‌آمیز بود و هیچکس هیچ اسلحه‌ای نداشت. فقط نشسته بودن وسط خیابون، من و مامان دوستم هم رفتیم وسط جمعیت شعار دادیم. مجبور شدیم زود برگردیم و اون‌موقع هم مثل این دو هفته دوازده روز نت قطع بود کلا، بخاطر همین درست مطمئن نیستم ولی فکر کنم بعدا خوندیم که همونجا رو نیروی سرکوب اومده و چند نفر کشته و خیلیا زخمی شدن.

برن فشار بخورن

چیزی به اسم فلسطین وجود نداشته و وجود نخواهد داشت

Repost from N/a
۲۴ آبان ۹۸ سال اول راهنمایی بود، وقتی از مدرسه برگشتم تمام خیابون ها غرق آتیش و دود بودن، اون روز تا آخر شب نتونستم برگردم خونه و مجبور شدم خونه یکی از فامیل ها بمونم، خون های زیادی زمین ریخته شد. سال ۱۴۰۱ سال اول دبیرستان بود، توی مدرسه سرود می‌خوندیم، روی تخته شعار می‌نوشتیم و هرروز با معلم ها و... بحث و دعوا می‌کردیم، خیلی خوب یادمه که بعضی روز ها اولین حرفی که سر کلاس زده می‌شد خبر اعدام بود، اون بیرون دوباره خون های زیادی زمین ریخته می‌شد. دی ۱۴۰۴ سال اول دانشگاه بود، اینبار هم خون ریخت... اینبار هم مردم کشته شدند...و همچنان کشته می‌شویم.

خ حرف زدم ببخشید ولی الان واقعا عصبانیم الهی بمیرن همه‌شون من برم سر قبرشون شیرینی پخش کنم

جنایتاشون یجوری بی‌سابقه و وحشتناکه آدم میمونه چی بگه

به زخمیا تیر خلاص زد به کسایی که تو بیمارستان بودن حتی

به بیمارستان حمله کرد