es
Feedback
ذِهنِ زِنده👤🌱

ذِهنِ زِنده👤🌱

Ir al canal en Telegram

یهو به خودم اومدم که شدم صاحب سرزمینی از قلم های سحرآمیز، پس من رسیدم به آرزوم و الآن همون قلم جادویی هستم که میخواد کلمات رو برقصونه🌧🌱 #زهرا_م_محمدی ادمین: @zah_ra_mohammadi اینستاگرام: https://instagram.com/zah_ra_mohammadi?igshid=gitbclkh41x1

Mostrar más
835
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-1230 días
Archivo de publicaciones
از الان دچار افسردگى "پايان تعطيلات" و خوشحالى "شروع روند عادى زندگيم" شدم. @live_mind1

چیزی من را نجات نداد، من لاشه روحم را خودم به روی شانه ام انداختم و دوام آوردم. @live_mind1

او تو را شکست و رفت، تو نگران شدی خسته‌اش نکرده باشی، بخواب آدمِ ساده! -حمید سلیمی @live_mind1

عشق آنطور که آن شاعران می‌گویند، لطیف نیست. عشق دندان‌هایی دارد که گاز می‌گیرند و زخم‌ها هرگز بسته نمی‌شوند. -استیون کینگ، جسد @live_mind1

قدرت تحمل هر کس را از میزان سکوتش بسنجید، آنان که هیاهو می کنند بار هیچ چیز را به روی شانه های خود تحمل نمی کنند. -احمدشاملو @live_mind1

من در واقع چیز زیادی ندارم که به تو بدهم؛ چای هست، اگر می‌نوشی من هستم، اگر عشق می‌ورزی راه هست، اگر رهگذری... @live_mind1

در ظاهر روی پاهایم ایستاده‌ام. گاهی می‌خندم و گاهی گریه می‌کنم. ‏اما حقیقت این است که خسته هستم. ‏می‌خواهم فرار کنم. می‌خواهم بروم گم بشوم. -فروغ فرخزاد @live_mind1

چندساعتی میشه که اینجا غرق شدم:) @live_mind1

«همه‌ی اعضایم، مانند خودم، خسته‌اند.» -از میان یادداشت‌های فرانتس کافکا @live_mind1

زن سالم شباهت فراوانی با گرگ دارد؛ قوی، استوار، سرشار از نیروی زندگی، حیات‌بخش، واقف به قلمرو خویش، ابداع گر، وفادار، پرجنبش و فعال. -زنانی که با گرگها میدوند، کلاریسا پینکولا استس @live_mind1

تو شاید دوباره به دادم رسیدی؛ شاید خنده برگشت.. خدارو‌چه دیدی؟! @live_mind1

در زندگی من سه چیز وجود داشت: ناتوانی از حرف زدن، ناتوانی از ساکت ماندن و تنهایی. ‏-نام‌ناپذیر؛ ساموئل بکت @live_mind1

هوای خوشی است؛ بهار باطراوت پاریس. درخت‌ها جان گرفته و بیدار شده‌اند، برگ و بار سبزی آورده و از خمودی و تهیدستی سرمازده در آمده‌اند. آفتاب شرمزده و بی‌رنگ در هوا سرگردان است، بوی باران می‌دهد و طعم علف دارد. -روزها در راه؛ شاهرخ مسکوب @live_mind1

‏«یازده هزار و نهصد و نود و نه ماهی کوچولو شب به خیر گفتند و رفتند خوابیدند. مادربزرگ هم خوابش برد، اما ماهی سرخ کوچولویی هر چقدر تلاش کرد، خوابش نبرد. شب تا صبح همه اش در فکر دریا بود...» -صمد بهرنگی @live_mind1

آه، خیلی خوابم می آد. خیلی خسته ام. نیاز دارم به بی مسؤلیتی! @live_mind1

آدم‌ها همدیگر را با کلمات به دست می‌آورند و با رفتار از دست می‌دهند. @live_mind1

فکر کردن به بعضی از آدم‌ها مثل لمس کردن زخمی‌ قدیمی‌ست، زمان زیادی گذشته و دیگر درد نمی‌کند اما خاطره‌ی آن درد هرگز از یاد نمی‌رود. -کیمیا رجبی @live_mind1

من بیمارتو رو ادامه دادنم، به من نگو خداحافظ💔 @live_mind1

در این جهان به دنبال همه چیزی بگرد، به جز عشق و مرگ؛ آنها تو را در زمان درست پیدا خواهند کرد . @live_mind1

چگونه بدون دست تو، روحم را دوباره ببافم؟ -سوزان علیوان @live_mind1