es
Feedback
کامنتیو پلاس

کامنتیو پلاس

Ir al canal en Telegram

تا ابد بی تبلیغ 🤝 یه خانواده بزرگ جمع شدیم دور هم 🌝 @ComentiveCr راجع به تولد ها بگم، پول سفارش تولد توسط خود سفارش دهنده مستقیم به حساب خیریه واریز میشه.

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram کامنتیو پلاس

El canal کامنتیو پلاس (@comentiveplus) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 16 371 suscriptores, ocupando la posición 3 091 en la categoría Humor y entretenimiento y el puesto 20 781 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 16 371 suscriptores.

Según los últimos datos del 22 enero, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -231, y en las últimas 24 horas de 0, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 0%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener N/A% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 0 visualizaciones. En el primer día suele acumular 0 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 0.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como بهم, کس, مامان, اون, بابام.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“تا ابد بی تبلیغ 🤝 یه خانواده بزرگ جمع شدیم دور هم 🌝 @ComentiveCr راجع به تولد ها بگم، پول سفارش تولد توسط خود سفارش دهنده مستقیم به حساب خیریه واریز میشه.”

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 23 enero, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Humor y entretenimiento.

16 371
Suscriptores
Sin datos24 horas
-197 días
-23130 días
Archivo de publicaciones
آخرین شب خوابگاه و دوره کارشناسی هرچی داشتیم ریختیم وسط 😂 صبحش امتحان داشتیمو تموم! محتویات: تن ماهی، نودل و دال عدس قاطی، ف
آخرین شب خوابگاه و دوره کارشناسی هرچی داشتیم ریختیم وسط 😂 صبحش امتحان داشتیمو تموم! محتویات: تن ماهی، نودل و دال عدس قاطی، فلافل 🔥😂 + سس خرسی

از بچگی جمشون کردم.
از بچگی جمشون کردم.

اردو بردنمون چیتگر پاره کردم بچهارو تا یکیشون بالاخره قبول کرد باهام این عکسو بگیره
اردو بردنمون چیتگر پاره کردم بچهارو تا یکیشون بالاخره قبول کرد باهام این عکسو بگیره

اولین جایی که بغلش کردم
اولین جایی که بغلش کردم

شنبه شب چهارباغ اصفهان سه تا پسر با گیتار میخوندن ، بارون میومد و مردم دورشون ایستاده بودن همه با هم میخوندیم اقا پسری که قدت
شنبه شب چهارباغ اصفهان سه تا پسر با گیتار میخوندن ، بارون میومد و مردم دورشون ایستاده بودن همه با هم میخوندیم اقا پسری که قدت بلند بود چتر داشتی و تنها بودی با پالتوی مشکی بهت گفتم صدات خیلی خوبه . نشد بیشتر بمونم از اون شب پشیمونم که نمودم #کراش_گمشده

توی این عکس حدودا سه چهار سالمه همیشه حس میکنم خوشحال ترین لحظات زندگیم مال اون زمان بوده و دیدینش باعث میشه لبخند بزنم
توی این عکس حدودا سه چهار سالمه همیشه حس میکنم خوشحال ترین لحظات زندگیم مال اون زمان بوده و دیدینش باعث میشه لبخند بزنم

تابستون با دختر عمم (رفیقم❤️) سریال هانیبال رو دیدیم بدجوری چسبید🥲 از خاطره انگیز ترین عکسای گالریم🥹 الان اومدیم دانشگاه و
تابستون با دختر عمم (رفیقم❤️) سریال هانیبال رو دیدیم بدجوری چسبید🥲 از خاطره انگیز ترین عکسای گالریم🥹 الان اومدیم دانشگاه و از هم دوریم احتمالا این عکسو میبینه داشم دلم خیلی تنگ شده ناموصا🫂🤍

داستان خاصی نداره اما یادم افتاد به اون روزا که هیچ دغدغه ای نداشتم و هر روز ظهر لب دریا بودم
داستان خاصی نداره اما یادم افتاد به اون روزا که هیچ دغدغه ای نداشتم و هر روز ظهر لب دریا بودم

تا حالا طلوع آفتابو از بالای بالا ندیده بودم دلم میخواست یه بارم ک شده با یه نفر طلوع ببینم میدونستم فقط یه نفر هست که دست رد
تا حالا طلوع آفتابو از بالای بالا ندیده بودم دلم میخواست یه بارم ک شده با یه نفر طلوع ببینم میدونستم فقط یه نفر هست که دست رد به سینم نمیزنه ساعت ۳ صبح راه افتادیم رفتيم بالای کوه و ۴ قله بودیم ✨

بعد از چهار ماه مهمونداری مداوم و مستمر، وقتی بالاخره مهمونام رفتن، خونه‌رو برق انداختم و برای خودم ناهار پختم. نمیتونم بگم ک
بعد از چهار ماه مهمونداری مداوم و مستمر، وقتی بالاخره مهمونام رفتن، خونه‌رو برق انداختم و برای خودم ناهار پختم. نمیتونم بگم که چقدر بهم چسبید! همه ادمها از شلوغی زیاد خسته میشن و لازم دارن که تنها باشن....

براش گل بردم کتابخونه و غذای مورد علاقشو پختم خستگیش بره وکل روز پیش دوستاش پز پزی بود😂🥺🤏
براش گل بردم کتابخونه و غذای مورد علاقشو پختم خستگیش بره وکل روز پیش دوستاش پز پزی بود😂🥺🤏

شب قبل کنکور برای این که یکم استرسم کم بشه گفتم برم توی گنجور یکم شعر بخونم. از توی ابیات تصادفی خیام رو پیدا کردم و از اون ر
شب قبل کنکور برای این که یکم استرسم کم بشه گفتم برم توی گنجور یکم شعر بخونم. از توی ابیات تصادفی خیام رو پیدا کردم و از اون روز با این فلسفه پیش اومدم. واقعا بعضی موقع ها من رو از یاس ناشی از تفکراتم نجات داده. صداقتی که با خودش داره و صراحت کلامش تو اشعارش در کنار نبوغ ذاتی و درخشانش برای من به شخصه تاثیر گذار بود و حقیقتا از معدود افرادیه که به حرفاش گوش میدم.

روم نمیشد بهش شماره بدم با کاغذی که شمارم روش بود اینو درست کردم و دادم بهش. الان ۲ ساله همسرمه
روم نمیشد بهش شماره بدم با کاغذی که شمارم روش بود اینو درست کردم و دادم بهش. الان ۲ ساله همسرمه

سمت چپی حدود ۱۵ سال پیشه باهم کلاس شعر و قصه میرفتیم. سمت راستم تو ۲۱ سالگی هنوزم پیش همیم. رفاقت ۲۱ ساله😁❤️
سمت چپی حدود ۱۵ سال پیشه باهم کلاس شعر و قصه میرفتیم. سمت راستم تو ۲۱ سالگی هنوزم پیش همیم. رفاقت ۲۱ ساله😁❤️

دیر کرده بود و حسابی ناراحت بود که من تا الان دیگه حتما رفتم کلاسم کنسل شده بود و نمی‌دونست هنوز منتظرشم نیم‌ساعتی که وقت می‌
دیر کرده بود و حسابی ناراحت بود که من تا الان دیگه حتما رفتم کلاسم کنسل شده بود و نمی‌دونست هنوز منتظرشم نیم‌ساعتی که وقت می‌کشتم تا برسه، مازیار رو خلق کردم

نمیفهمم

من بوکسورم. برا چندین ماه بوکسور گذاشته بودم کنار و همزمان با اکسم کات کرده بودم . برگشتم به بوکس و با این صحنه مواجه شدم . ا
من بوکسورم. برا چندین ماه بوکسور گذاشته بودم کنار و همزمان با اکسم کات کرده بودم . برگشتم به بوکس و با این صحنه مواجه شدم . اون روزو یادم اومد . کار خودش بود . یادش بخیر.

روزی که فهمیدم خاله شدم🙂😁
روزی که فهمیدم خاله شدم🙂😁

اولین شبی که ماشینمو اوردم خونه برف اومد بود و همچین صحنه زیبایی خلق شد
اولین شبی که ماشینمو اوردم خونه برف اومد بود و همچین صحنه زیبایی خلق شد

لپتاپمو بستم با ذوق برچسبامو ک ی سال میشد جم کرده بودم زدم بهش... بعدا فهمیدم برعکس زدم...
لپتاپمو بستم با ذوق برچسبامو ک ی سال میشد جم کرده بودم زدم بهش... بعدا فهمیدم برعکس زدم...