1 171
Suscriptores
-224 horas
+97 días
+730 días
Archivo de publicaciones
مردی متوجه شد که گوش همسرش شنوایی اش کم شده است، ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد..
به این دلیل، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او در میان گذاشت..
دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد انجام بده و جوابش را به من بگو: در فاصله ۴ متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو، اگر نشنید، همین کار را در فاصله ۳ متری تکرار کن، بعد در ۲متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد..
آن شب همسر مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و او در اتاق نشسته بود، مرد فکر کرد الان فاصله ما حدود ۴ متر است، بگذار امتحان کنم، و سوالش را مطرح کرد جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید، باز هم جلوتر رفت سوالش را تکرار کرد و باز هم جوابی نشنید، این بار جلوتر رفت و گفت: شام چی داریم؟
و این بار همسرش گفت: عزيزم برای چهارمین بار است كه میگم: خوراک مرغ!
گاهی هم بد نیست که نگاهی به درون خودمان بیندازیم شاید عیبهایی که تصور میکنیم در دیگران وجود دارد در خودمان بيشتر باشد..
🌸🍃🌸🍃🌸🍃
کمک کردن به یک انسان
ممکن است
تمام دنیا را تغییر ندهد،
اما
میتواند دنیا را
برای یک انسان تغییر بدهد...
🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🌸شعری در باره آدمیت🌸
از سعدی شیرازی
تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میان آدمیت
خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت
حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد
که همین سخن بگوید به زبان آدمیت
مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی
که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت
اگر این درندهخویی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی به روان آدمیت
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
طیران مرغ دیدی تو ز پایبند شهوت
به در آی تا ببینی طیران آدمیت
نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت
✍🏻 شاعر: #سعدی_شیرازی
فضیل بن عیاض رحمه الله میگوید:
«هرکس که هوای نفس و پیروی از شهوات بر وی چیره شود، سرچشمههای توفیق به رویش بسته خواهد شد».
[روضة المحبین]
از حسن بصری - رحمه الله- در جایی دیدم که در باره تشییع کنندگان جنازه گفته است:
"مردگان فردا، مرده ی امروز را تشییع می کنند"
(کمی بیندیشید!)
عَنْ أَبِي مَسْعُودٍ الْبَدْرِيِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ
“الآیَتَانِ مِنْ آخِرِ سُورَهِ البَقَرَهِ، مَنْ قَرَأَهُمَا فِی لَیْلَهٍ کَفَتَاهُ”.
📝 أبومَسْعُودٍ الْبَدْرِيِّ روایت می کند که رسول خدا صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرمود
هر کس دو آیه ی آخر سوره ی بقره را در شب بخواند او را کفایت می کنند [یعنی از هر گونه شروبدی او را محفوظ نگاه
می دارند ]
متفق علیه
📕صحیح البخاري(4008)
📒مسلم(807)
🍃{دو آیه پایانی از سوره بقره}🍃
🍃🌸آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ
🍃🌸پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، کاملاً مؤمن میباشد.) و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آوردهاند؛ (و میگویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمیگذاریم (و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم)؛ و بازگشت (ما) به سوی توست.»
🍃🌸لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنتَ مَوْلَانَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
🍃🌸خداوند هیچ کس را، جز به اندازه تواناییش، تکلیف نمیکند. (انسان،) هر کار (نیکی) را انجام دهد، برای خود انجام داده؛ و هر کار (بدی) کند، به زیان خود کرده است. (مؤمنان میگویند:) پروردگارا! اگر ما فراموش یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه مکن! پروردگارا! تکلیف سنگینی بر ما قرار مده، آن چنان که (به خاطر گناه و طغیان،) بر کسانی که پیش از ما بودند، قرار دادی! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداریم، بر ما مقرّر مدار! و آثار گناه را از ما بشوی! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مایی، پس ما را بر جمعیّت کافران، پیروز گردان!
🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀 🍀
🕌انتشار=صَدَقَةٌ الجارِيَةْ، جَزَاكَ ٱللَّٰهُ خَيْرًا🕌
نخستین گامها در اسلام:
پاکی و سادگی عقیده
اخلاص و آسانگیری در عبادت
پاکی و پایمردی در اخلاق
اجتهاد و نوگرایی در فکر
کار و تولید برای زندگی
برقراری توازن میان دنیا و آخرت
شیخ یوسف قرضاوی
@islahweb
انسانم آرزوست
به دروازهٔ مسجد رسیدم، نماز مغرب نزدیک شده بود. زن جوانی بر پلههای دم در مسجد نشسته بود که رنگ چهرهاش از درد و رنج فراوان حکایت داشت، افسرده و اندوهگین، با نگاهی پر از حسرت به دو فرزند خردسالش نظر دوخته بود که دوروبر مادر رنجدیده نشسته و گویا با وی غمخواری میکردند، دو کودک حدود پنج و هفت ساله، کودکان نازنین و معصومی که فقر و مسکنت از سر و رویشان میبارید، انگار در کودکی، سایهٔ پیری بر سرشان بود، نه کفشی به پا داشتند و نه لباسی که بتوان به آن لباس گفت. بهراستی مادر درماندهای که تمامی فکرش نان اندکی است که بتواند شکم کودکان دلبندش را سیر کند، چگونه میتواند برای لباس و کفش فکر کند؟
این مادر مستأصل به مقتدیان نگاه نمیکرد، بلکه گاهی به جگرگوشههای نازنین و سرگردانش مینگریست و گاهی به زمین خیره میشد و فرزندان دلبندش که تنها همین مادر را همه دنیایشان میپنداشتند، معصومانه گاهی به عابران و مقتدیان چشم میدوختند و گاهی به مادر در فکر فرو رفته.
از کنارش رد شده، به داخل مسجد آمدم، اما یک لحظه انسانیت و انصاف با تلنگری سخت من را متوقف کرد، کجا میروی؟ اگر در مسجد میروی برای دعا و نیاز و نماز تا به خدا نزدیک شوی، کار پسندیدهای است، اما اگر از کنار این زن درمانده و فرزندان خردسالش که چشمشان به دست کرم نمازگزاران دوخته شده است، بیخیال رد شوی، بسی سنگدل هستی؛ زیرا: «تو کز محنت دیگران بیغمی // نشاید که نامت نهند آدمی».
با ملامت وجدانم روبرو شده، برگشتم. در جیبم پولی نبود، آسانترین پاسخ در چنین حالتی این جمله است: «پول نقد ندارم»؛ جملهای که شاید نتواند وجدان انسانهای آگاه را قانع کند، متأسفانه امروزه کارتهای بانکی ضربهٔ سهمگینی بر پیکرهٔ انسانیت وارد کرده، تیشه به ریشهٔ نوعدوستی و خیرخواهی زده است.
با جستجو و تلاش، مبلغی گیر آوردم و به زن درمانده دادم؛ درحالیکه شرمندگی تمام وجودم را فرا گرفته بود. با مشاهدهٔ احوال این زن _ که مانند وی در این شهر فراوانند _ دلم تاب نیاورد و قطرههای اشک بر گونههایم لغزید؛ شرمنده از این که بسیاری از ما در زندگی چقدر اسراف میکنیم، در غذاها، لباسها، لوازم زندگی، عروسیها و ...، اما در همین شهر و دیار و شاید در نزدیکی و همسایگی ما، درماندگان و تنگدستان زیادی روزگار میگذرانند که نان شب ندارند، سردی زمستان امانشان را بریده است، اما نه منزل گرمی دارند و نه لباس و پوشاک مناسبی، سرپرستانی یافته میشوند که در برابر همسر و فرزندان خردسالشان، جز شرمندگی و آه دردمندانه پاسخی ندارند؛ درحالیکه بسیاری از مردم خوب ما از فرط سیری، بیمار میشوند و آنسوتر کودکی و مادری از گرسنگی و فقر خوابشان نمیآید و به خود میپیچند و زبان حالشان به ما میگوید: «آیا بود که گوشهٔ چشمی به ما کنند».
چگونه شرمنده نباشم که با مشاهدهٔ چنین احوالی احساس میکنم «انسانیت» مرده است و وجدانها در خوابی عمیق فرو رفته اند.
#مولوی_عبداللطیف_نارویی
@Aehyaa
انا لله وانا الیه راجعون.
رحلت برادر ایمانی مان حاجی عبد الغفار سیوشانی را برای بازماندگان -به ویژه فرزندارجمندشان بهزادجان که پدر بس مهربانی را از دست دادند و برای حاجی صاحب محمد ناصر سیوشانی رئیس شرکت آرد آریا کمپنی که بازوی توانا و مشاور دلسوزی را از دست دادند تسلیت گفته از بارگاه الهی برای ایشان صبر جمیل و اجز جزیل و برای مرحوم حاجی صاحب جنات الفردوس را خواهانم
مرحوم حاجی صاحب، از حامیان اصلی مدرسه احیاءالعلوم بوده و دلسوزی خاصی به آن داشتند، ما نیز ضایعه از دست دادن ایشان را احساس می کنیم. اللهم لا تحرمنا اجره ولا تفتنا بعده.
بی شک که وفات در طاعون کرونا شهادت است؛ چنان چه پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرمایند: «الطاعون شهادة لامتی» [سلسلة الصحیحة] (طاعون، برای امتم شهادت است).
حضور مشترکین کانال! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته. لطف نموده برای دو بیمار کرونایی که در حال وخیم به سر می برند و دو بیمار سرطانی که یکی حالش خوب نیست و همگی از دوستان مدرسه اند، دعای خیر نمایید. پیامبر عزیز ما فرمودند: دعای برادر مسلمان در غیاب مسلمان قبول شده و فرشتگان آن دعا را برای خودش از خداوند می خواهند.
بیاییم در مورد دیگران قضاوت غلط نكنيم!
🍁روزى مردی نزد عارف اعظم آمد و گفت من چند ماهی است در محله اى خانه گرفته ام، روبروى خانه ى من يک دختر و مادرش زندگى مى کنند هرروز و گاه نيز شب مردان متفاوتى انجا رفت و امد دارند مرا تحمل اين اوضاع ديگر نيست عارف گفت شايد اقوام باشند گفت نه من هرروز از پنجره نگاه ميکنم گاهی بيش از ده نفر متفاوت مي آيند و بعد ازساعتى ميروند. عارف گفت: کيسه اى بردار براى هرنفر يک سنگ درکيسه انداز چند ماه ديگر با کيسه نزد من بیا تا ميزان گناه ايشان را بسنجم . . مرد با خوشحالى رفت و چنين کرد. بعد از چندماه نزد عارف آمد وگفت من نمى توانم کيسه را حمل کنم از بس سنگين است شما براى شمارش بيايیىد، عارف فرمود: يک کيسه سنگ را تا کوچهى من نمی توانى بیاوری چگونه ميخواهى با بار سنگين گناه، نزد خداوند بروى ؟؟؟ حال برو به تعداد سنگها حلاليت بطلب و استغفارکن .. چون آن دو زن همسر و دختر عارفى بزرگ هستند که بعد ازمرگ وصيت کرده بود تا شاگردان و دوستارانش در کتابخانه ى او به مطالعه بپردازند. اى مرد آنچه ديدى واقعيت داشت اما حقيقت نداشت.
@ostad_muhajer
✨مالک بن دینار رحمه الله میگوید:
🌼 «صدیقان هرگاه قرآن برایشان خوانده شود دلهایشان برای آخرت از شادی به هیجان می افتد».
✨[حلیة الأولیاء: ۳۵۸]
