es
Feedback
مدرسه احیاءالعلوم هرات

مدرسه احیاءالعلوم هرات

Ir al canal en Telegram
1 162
Suscriptores
+224 horas
+77 días
-430 días
Archivo de publicaciones
💡پندهای قرآنی لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا (التوبة آیه/40) غمگین مباش! بی‌گمان خداوند همراه ما می‌باشد. @akhlaqmarefat
💡پندهای قرآنی لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا (التوبة آیه/40) غمگین مباش! بی‌گمان خداوند همراه ما می‌باشد. @akhlaqmarefat

زنی بعد از مرگ همسرش خواست جهت خشنودی روح آن مرحوم صدقه ای دهد؛ لذا شب جمعه غذایی آماده نمود و توسط فرزندش برای مرد فقیری در یکی از کلبه‌های نزدیک، فرستاد. فرزند غذا را گرفته و با آنکه خودش احساس گرسنگی می‌نمود، برای فقیر سپرد و خود به خانه برگشت و گرسنه خوابید. باری دیگر نیز زن در شب جمعه غذایی آماده نمود و به کلبۀ فقیر فرستاد، این بار نیز فرزندش در حالی‌که از گرسنگی برخود می‌پیچید، غذا را به فقیر رساند و خود برگشت و با عالمی از گرسنگی، خوابید. برای سومین‌بار که مادر غذا را آماده نمود تا فرزندش به عنوان صدقه برای همان مرد فقیر برساند، فرزند غذا را گرفت و به سوی کلبۀ فقیر روان شد؛ اما این بار نتوانست دست رد بر سینۀ خویش بزند و غذا را به فقیر داده و خود گرسنه برگردد و همچنان بخوابد؛ لذا در میانۀ راه، غذا را خورد و با شکم سیر به خانه برگشت و آسوده خاطر خوابید. مادر درین شب همسرِ خویش را در خواب دید. مرد می‌گفت: «جز امشب و برای همین بار، تا حالا برایم پاداش غذایی نرسیده است.» مادر از خواب پرید و صبح پیش از طلوع آفتاب، با شگفتی از فرزند پرسید: فرزندم! شب گذشته و دیگر شب‌ها غذا را برای چه کسی دادی؟ پدرت را شب گذشته در خواب دیدم در حالی‌که می‌گفت: جز امشب و برای همین بار، تا حالا برایم پاداش غذایی نرسیده است. فرزند در جواب مادر گفت: دوبار پیشین با آنکه خودم گرسنه بودم و با گرسنگی خوابیدم، غذا را برای مرد فقیر دادم؛ اما شب گذشته نتوانستم کارِ دوبار پیشترِ خویش را انجام دهم؛ لذا غذا را گرفته خود خوردم و با شکم سیر خوابیدم. 📝نوشتۀ احسان الفقیه 🗒ترجمۀ عبدالرحمن عزام #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

ففروا الی الله... #پندهای_قرآنی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
ففروا الی الله... #پندهای_قرآنی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

باهیچ‌کس وارد گفتگو نشدم که دوست داشته باشم بر خطا باشد و هرگاه با کسی سخنی گفته ام، پروای این را نداشته ام که خداوند حق را بر زبان کدام‌یک از ما جاری خواهد کرد. 🗒امام شافعی رحمه‌الله #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

آری! اینک ما از زمستان بدر آمده ایم و راهی به مسیر بهاران گزیده‌ایم؛ بر ماست که زنده‌گی خویش را فدای آرمان و ایده‌ی‌مان سازیم و برای شکوفایی شکوفه‌‏های این سرزمین، آب از قعر زمین برکشیم و گل‏‌بوته‌‏های نوشکفته را آب‏‌یاری کنیم و دست نیاز به سوی خدا، و دست نوازش بر سرِ جوانه‌‏های نورسیده‌ی میهنِ‌مان بکشیم؛ زنده‌گی خویش را قربان راه خویش کنیم و سر به‌دار عزت، بر چوبه‌ی دار تلاش، بوسه زنیم؛ و همین است که زنده‌گی‌مان را جاوید، راه‌مان را پویا و مسیرمان را پر رهرو می‌‏سازد؛ «آن‏گاه که در چارچوب خویش و برای خود زنده‌گی می‏‌کنیم، زنده‌گی برای‏‌مان بسیار کوتاه و سست جلوه می‏‌کند. از روزی که به یادمان می‌‏آید شروع شده و با پایان یافتنِ دوره‌ی عمر، به سر می‏‌رسد؛ اما هنگامی‏‌که برای دیگران، برای هدف و آرمان زنده‌گی می‌‏کنیم، آن را بسیار طولانی و پر معنا و مفهوم می‌‏یابیم که از روز میلاد کالبدِ انسانیت شروع شده و به‌سوی بی‌‏نهایت‌‏ها پَر می‏‌کشد، و بعد از آن‏‌که ما از این زمین خاکی رخت بر می‏‌بندیم، ادامه می‌‏یابد. این‏‌چنین است که ما چندین برابر بیش از زنده‌گانی شخصی‌‏مان بهره و سود می‏‌بریم، آن‏‌هم سودی واقعی نه خیالی. با نگرش به زنده‌گی از این زاویه، احساس‏‌مان به روزها و ساعت‌‏ها و لحظه‏‌های عمرمان چندین برابر می‌‏شود و دیگر زنده‌گی به تعداد سال‌‏ها نیست؛ بلکه به میزان عواطف و احساسات بسته‌گی دارد... هرگاه برای دیگران زنده‌گی کنیم، احساس‏‌مان به زنده‌گی، قدرت و توان بیشتری می‌‏یابد و هر اندازه بر این شعور و احساس بیفزاییم، درواقع به همان تناسب، احساس‌‏مان را به حیات و زنده‌گانی افزایش می‌‏دهیم؛ بدین‌صورت است که حقیقت زنده‌گانی بیش از پیش، گسترده می‏‌شود و هم‏‌چون واقعیتی انکار ناپذیر، تجلی می‌‏یابد.» 🏷ماهنامه‌ی معرفت 📝شماره ۲۲۲ 📅اسد ۱۴۰۰ @Alefba99

آری! اینک ما از زمستان بدر آمده ایم و راهی به مسیر بهاران گزیده‌ایم؛ بر ماست که زنده‌گی خویش را فدای آرمان و ایده‌ی‌مان سازیم و برای شکوفایی شکوفه‌‏های این سرزمین، آب از قهر زمین برکشیم و گل‏‌بوته‌‏های نوشکفته را آب‏‌یاری کنیم و دست نیاز به سوی خدا، و دست نوازش بر سرِ جوانه‌‏های نورسیده‌ی میهنِ‌مان بکشیم؛ زنده‌گی خویش را قربان راه خویش کنیم و سر به‌دار عزت، بر چوبه‌ی دار تلاش، بوسه زنیم؛ و همین است که زنده‌گی‌مان را جاوید، راه‌مان را پویا و مسیرمان را پر رهرو می‌‏سازد؛ «آن‏گاه که در چارچوب خویش و برای خود زنده‌گی می‏‌کنیم، زنده‌گی برای‏‌مان بسیار کوتاه و سست جلوه می‏‌کند. از روزی که به یادمان می‌‏آید شروع شده و با پایان یافتنِ دوره‌ی عمر، به سر می‏‌رسد؛ اما هنگامی‏‌که برای دیگران، برای هدف و آرمان زنده‌گی می‌‏کنیم، آن را بسیار طولانی و پر معنا و مفهوم می‌‏یابیم که از روز میلاد کالبدِ انسانیت شروع شده و به‌سوی بی‌‏نهایت‌‏ها پَر می‏‌کشد، و بعد از آن‏‌که ما از این زمین خاکی رخت بر می‏‌بندیم، ادامه می‌‏یابد. این‏‌چنین است که ما چندین برابر بیش از زنده‌گانی شخصی‌‏مان بهره و سود می‏‌بریم، آن‏‌هم سودی واقعی نه خیالی. با نگرش به زنده‌گی از این زاویه، احساس‏‌مان به روزها و ساعت‌‏ها و لحظه‏‌های عمرمان چندین برابر می‌‏شود و دیگر زنده‌گی به تعداد سال‌‏ها نیست؛ بلکه به میزان عواطف و احساسات بسته‌گی دارد... هرگاه برای دیگران زنده‌گی کنیم، احساس‏‌مان به زنده‌گی، قدرت و توان بیشتری می‌‏یابد و هر اندازه بر این شعور و احساس بیفزاییم، درواقع به همان تناسب، احساس‌‏مان را به حیات و زنده‌گانی افزایش می‌‏دهیم؛ بدین‌صورت است که حقیقت زنده‌گانی بیش از پیش، گسترده می‏‌شود و هم‏‌چون واقعیتی انکار ناپذیر، تجلی می‌‏یابد.» 🏷ماهنامه‌ی معرفت 📝شماره ۲۲۲ 📅اسد ۱۴۰۰ @Alefba99

🏷این زمستان، می‏‌گذرد! 🖊نوشته: عبدالرحمن عزام بهترین بهره‌‏برداری از بهره‌‏های زنده‌گی و تبدیل چالش‌‏ها به فرصت، آن است که هر لحظه از زمان در دست داشته‏‌ی‌مان را به کار و فعالیتی مفید و نافع بگذرانیم تا خود و هم‌سفران مسیر زنده‌گانی، هم‌‏میهنان و هم‏‌تباران خویش را از آن بهره‌‏ور گردانیم. آن‌چه از سیه‏‌روزی‌‏ها و بخت‌‏برگشتگی‏‌های امروزین که در اقلیم و سرزمین خویش به نظاره نشسته‏‌ایم؛ عامل و حاملی دیرینه دارد و از سالیان درازی است که گریبان‏‌گیر تاریخ و تبارمان شده است که نخستین بومِ این بام، سردی زمستان بی‏‌مهری و دوردلی از هم‏‌میهنان ماست که با کشیدنِ خط قومیت و سمت و نژاد به دور خود، خود را در هاله‌ای از انحصارِ به‌فرد پنداشته‏‌ایم و خود عزیز و دیگران ذلیل؛ خود سفید و دیگران سیاه، خود برتر و دیگران را پست‌‏تر می‏‌دیدیم و این، کار دیروز بود؛ ولی آن‌چه امروز در روشنی فهم و فکر و اندیشه، در مسیرش روانیم، بیداری به‌جای بی‏‌هوشی و خردورزی به‌جای نابخردی و دانش به‌جای جهل است؛ در جغرافیای امروز ما گام‌ها به‌سوی تعالی و رشد و ترقی برداشته می‏‌شود؛ خدای را سپاس امت ما راه و روش پیشینیان صلاح‏‌پیشه‏‌ی خویش را پیش گرفته است و پای در جای پای شان می‏‌گذارد و گام‌به‌گام به سوی قله‌‏های رفیع عزت، شوکت و سربلندی، به پیش می‏‌رود. نقطه‌‏ای که بران بسر می‌‏بریم و در آن منزل گرفته‌‏ایم، در پس و پیش خود، مسیر دور و کرانه‌‏های ناپیدایی دارد؛ گذشته‌‏ای تاریک در پس، و پرتوِ روشن نزدیکی در پیش؛ این ماییم که با عبور از پلِ سرد روزگار، به بهاران گل و سبزه می‌‏رسیم و یا با پا برداشتن به سوی پس، زنده‌گی دوباره‌‏ای به ارزشِ جان نسل و میهنِ خویش، به تجربه خواهیم نشست. نه؛ اینک می‏‌بایست به پیش رویم و خود را در کاروان ترقی جای زنیم و ابزار قافله‌ی پیشرفت از آن خویش نماییم؛ برای ما و در شرایط امروزین ما، کار و تلاش مفید، برنده‌ترین سلاح است که باید هر خیرخواه ملت و مردم، آن را سلاح‏‌داری کند. هم‌گرایی و هم‌دیگرپذیری و کار همه‌گانی، لازمه‌ی تلاش امروز ماست؛ اینک نه وقت آن است که ما خود بینیم و انتهای دید ما، تیزی بینی ما باشد و منتهای کار ما، سری در گریبان خود؛ اینک گاه قیام است و باید بلند شویم، سر بر آوریم و از لاک خویش، بدرآییم، خود نه که همه‌گان را در کنار هم بخواهیم و با هم و یک‌دست و یک‌هدف، کشتی توفان‏‌زده و به گِل نشسته‌ی سرزمین‌مان را به ساحلِ مقصود نجات، برسانیم؛ «ما امتی هستیم که با فضل و عنایت خداوند دوباره داریم به شکوه و نهضت و تمدن و پیشرفت حرکت می‏‌کنیم، پس باید از ذهن خود فردگرایی را پاک کنیم. نباید تصور کنیم که این ماییم که همه کارها را خواهیم کرد و ما باید دستور دهیم و دیگران اطاعت کنند، دنیا دیگر چنین نیست و چنین چیزی را نمی‏‌پذیرد. باید تفکر گروهی و تلاش همه‌گانی داشته باشیم.» لذا؛ با قدم گذاشتن در مسیر فعالیت و پویایی، و آراسته شدن با زیب و زینتِ فکر و فهم و دانش و اندیشه و هم‌گرایی و هم‌‏پذیری، می‌توانیم کار و تلاشی بهتر و بهره و دست‌آوردی بیشتر، کمایی کنیم! اینک برای ما نه وقت بازی است که وقت هنر و سرفرازی است؛ می‌‏باید تا پای جان برای جبران گذشته‌ی سرد خویش، دست از افتخار و مباهات به اجساد اجداد خویش بکشیم و برای گرمی زنده‌گی‌مان، آتشِ محبت و مودت روشن کنیم و به‌جای چه بودیم و چه کردیم، برای چه هستیم و چه داریم و چه خواهیم بود، کاری کنیم و همتی به خرج دهیم. بشرِ امروز، در سراشیبی از فرومایه‌گی به سر می‌‏برد و آن‌گاه که مسلمانان دچار انحطاط شدند، جهان به شدت زیان‌مند و خسارت دیده شد، اغواگری و فساد، امروز در جهان با شدت هر چه بیشتر، ادامه دارد، بشر برای رهایی از دام این تزویر شیطان، خود نیز ندانسته فریفته‌ی دام اوست، دست به هر ایده و فکر و اندیشه‌‏ای زد، و جوامع و ایسم‌‏های متعددی را تجربه نمود؛ گاهی انسان را خدا پنداشت و گاهی شیطان؛ اما و باید گفت: «بعد از ناکامی همه نظریات، نظریه‏‌یی که جهان می‏‌تواند امیدها و آرزوهایش را به آن وابسته سازد، تنها آن نظریه‌‏ای می‌‏تواند باشد که: انسان را انسان قرار دهد نه حیوان، نظریه‌‏یی که انسان را ارج دهد، نظریه‌‏ای که اندیشه انسانیتش از «اندیشه‌ی حیوانی» علوم غربی و «گنهگار طبیعی» مسیحیت و «مجبور تناسخ» هندوئیزم بلندتر باشد، نظریه‏‌ای که انسان را مختار مطلق و شتر بی‌‏مهار نپندارد؛ بلکه او را تابع اقتدار فوق‌العاده‌ی سلطان کاینات قرار داده و در برابر او مسئول و جواب‌ده قرار دهد.» لذا؛ «تنها اسلام ایدئولوژی و مسلکی است که توقعات فلاح انسان به آن وابسته‌گی دارد، ایدئولوژیِ که انسان با پیروی از آن، عوامل تباهی‌اش را نیست و نابود می‌کند.» و این ماییم که بدین سلاح مسلح‌‏ایم؛ و جنگاوران ما، با تیزی این تیغ، به نبرد با جهل و استبداد و ستم‏‌گری و ستم‏‌گستری می‌‏رزمند.

مختصری از تاریخ اسلام (قسمت هجدهم) 🔖سفرِ معراج خداوند متعال پیرامون این سفر در کتاب خویش می‌‏فرماید: {سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ} «تسبيح و تقديس خدایي را سزا است كه بنده‌‏ی خود (محمّد پسر عبدالّله) را در شبي از مسجدالحرام (مكّه) به مسجدالاقصي (بيت المقدّس) برد، آنجا كه دَور و بر آن را پربركت (از اقوات مادي و معنوي) ساخته ايم. تا (در اين كوچ يك‏شبه زميني و آسماني) برخي از نشانه‌‏هاي (عظمت و قدرت خداوندي) خود را بدو بنمايانيم (و با نشان دادن فراخي گستره‌‏ی جهان و بخشي از شگفتي‌‏هاي آن، او را از بند دردها و رنج‌‏هاي زمينيان برهانيم و با دل و جرأت بيشتر به ميدان مبارزه‎ی حق و باطل روانه گردانيم). بي‌‏گمان خداوند بس شنوا و بينا است. (نه سخني از او پنهان و نه كاري از او نهان مي‌‏ماند).» [اسراء: 1] بلی؛ پیامبر به دستور الله متعال، شب‌‏هنگام و آن‎طور که اوتعالی می‏‌خواست، بر بالای براق، از مکه به بیت‎المقدس برده شد تا آن نشانه‎هایی‌که خداوند می‏‌خواست، به او بنمایاند. #مختصر_تاریخ_اسلام #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

آیا دوست نمی‌دارید خداوند شما را ببخشد؟! #پندهای_قرآنی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
آیا دوست نمی‌دارید خداوند شما را ببخشد؟! #پندهای_قرآنی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

#پیام_طالب‌العلم #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
#پیام_طالب‌العلم #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

اول، دوم و سوم‌نمره‌های امتحانات نیمه‌ی سال تعلیمی ۱۴۰۰ خورشیدی @Aehyaa
اول، دوم و سوم‌نمره‌های امتحانات نیمه‌ی سال تعلیمی ۱۴۰۰ خورشیدی @Aehyaa

اعلان نتایج و توزیع جوایز اول، دوم و سوم‌نمره‌های امتحانات نیمه‌ی سال تعلیمی ۱۴۰۰ خورشیدی @Aehyaa
اعلان نتایج و توزیع جوایز اول، دوم و سوم‌نمره‌های امتحانات نیمه‌ی سال تعلیمی ۱۴۰۰ خورشیدی @Aehyaa

سه کس را نباید فراموش کرد؛ کسی‌که در سختی‌ها در کنارت بوده است؛ کسی‌که هنگام سختی‌ها از کنارت رفته است؛ و کسی‌که تو را با این سختی‌ها روبرو نموده است. #جبران_خلیل_جبران @Aehyaa

ز پیش خطر تا توانی گریز ولیکن مکن با قضا پنجه تیز #سخن_سعدی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
ز پیش خطر تا توانی گریز ولیکن مکن با قضا پنجه تیز #سخن_سعدی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

اخلاص‌در عمل چقدر بزرگ است! اخلاص در عمل، در راس هر کاری است و بوسیله‌ی آن، خستگی کم می‌شود و سختی ها آسان می‌گردند و پاداش ف
اخلاص‌در عمل چقدر بزرگ است! اخلاص در عمل، در راس هر کاری است و بوسیله‌ی آن، خستگی کم می‌شود و سختی ها آسان می‌گردند و پاداش فراوان می‌شود. اما اگر اخلاص نباشد، تلاش بر باد رفته و عمل به سرانجام نرسیده و پاداش از دست می رود. اخلاص آن است که هدفت از عمل، جلب خشنودی پروردگارت باشد، به غیر او توجه نکنی و در پی کسب خشنودی و پاداش او باشی. #برای خدا خالص شو تا رستگاری و نجات را بیابی. #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa