1 169
Suscriptores
+224 horas
+97 días
+430 días
Archivo de publicaciones
🔴 حکایت شب
🔸پادشاهی ,درویشی را گفت :
جمله ای گو که در لحظات غم شادم کند
و در شادی غمگینم کند....
درویش گفت :
« این نیز بگذرد..»
@Aehyaa
💓پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند:
🔶"پدر، بهترین دروازه بهشت است، پس اگر می خواهی، آن را ضایع کن و یا حفاظتش نما!"
✍ تقدیم: بخش فرهنگی مدرسه احیاءالعلوم هرات.
🔶سخنرانی فاضلی در محفل شیرینی خوری.
🔶موضوع: آسانی ازدواج در اسلام و پیچیدگی آن در جامعه ما
🔶برنامهریزی برای رمضان💖
✍نویسنده: دکتر طارق سویدان دعوتگر مشهور اسلام
ترجمه: واحد ترجمهی اصلاحوب
راهکارهای زیبا و مفید برای استفاده بهینه از رمضان:
١- از هماکنون به گونهای برنامهریزی کنید که پس از ماه مبارک رمضان بهتر از آغاز و اثنای آن باشید.
٢- تنها پنج هدفی که میخواهید در رمضان به آن برسید مشخص کنید انتظار نداشته باشید یکباره از هر نظر پیشرفت کنید.
٣- کار جمعی از جمله عبادات جمعی برای انسان آسانتر است پس به دنبال مجموعهای باشید که فعالیتهای رمضانی خود اعم از عبادی یا گروهی را با آنان انجام دهید.
٤- ثابت شده است رسیدن به اهداف مکتوب آسانتر از رسیدن به اهداف ذهنی است پس اهدافی را که میخواهید در رمضان به آن برسید حتما یادداشت کنید.
٥- هر کس نیت کار نیک داشته باشد و آن را انجام دهد خداوند ده حسنه برایش مینویسد و هر کس کار نیکی را نیت کند اما انجام ندهد خداوند یک حسنهی کامل برایش مینویسد. پس ارادهی خود را در رمضان بالا ببرید زیرا در هر حال شما سود کردهاید.
٦- ثابت شده است اهدافی که قابل قیاس و اندازهگیری باشند بیشتر از اهداف کلی تحقق مییابد. به عنوان مثال در برنامهی خود ننویسید تلاش خواهم کرد در رمضان قرآن زیاد بخوانم بلکه بنویسید سه ختم خواهم داشت.
٧- جدول روزانهای تنظیم کنید و ساعت بیداری را در آن مشخص کنید و به آن پایبند باشد. ساعت خواب را ننویسید یعنی تا زمانی که احساس خواب نمیکنید دراز نکشید.
٨- فرصتی را برای خلوت با قرآن در نظر بگیرید و هیچ وقت آن را ترک نکنید.
٩- یک و حداکثر دو برنامهی تلوزیونی مفید انتخاب کنید و بقیه را ترک کنید و اگر برایتان مهم است تکرار آن را بعد از رمضان مشاهده کنید.
١٠- برای تراویح به یک مسجد بروید به ویژه مسجدی که قرآن را به طور کامل در تراویح ختم میکنند.
١١- بخش معینی از قرآن را برای حفظ و بخشی را نیز برای تلاوت در نظر بگیرید؛ اگر برای هر کدام مصحف جداگانهای داشته باشید بهتر است؛ مشابه هم باشند اشکالی ندارد.
١٢- در رابطه با قرآن سه کار انجام دهید:
الف) بخش معینی را برای حفظ اختصاص دهید؛
ب) بخش بیشتری را برای تلاوت؛
ج) سورههای که بیشتر آنها را میخوانید برای تفسیر.
١٣- پیش از فرارسیدن رمضان برنامه را بنویسید و چندین بار آن را مرور کنید تا با نیت و اخلاص بهتری به استقبال رمضان بروید.
١٤- برخی بر این باورند که مهم کمیت تلاوت قرآن است و برخی برای فهم و تدبر آن ارزش بیشتری قائلند؛ پیشنهاد میکنم هر دو را با هم جمع کنید به طوری که یک چهارم وقت قرآنی خود را به تفسیر اختصاص دهید.
١٥- اگر قرار باشد شخص بخشندهای را ملاقات کنید حتماً میدانید از او چه درخواست خواهید کرد؛ [بهترین وصف و مثال از آن خداست] پس دعاهای خود را مشخص کنید خداوند بندهی مُصِر را دوست دارد.
١٦- خواب و تلوزیون فرصت زیبای رمضان را به شدت تباه میکنند؛ برای هر کدام از این دو ساعاتی را مشخص کنید و بیشتر از آن به این دو مشغول نشوید. فرصت رمضان به سرعت میرود و کسی که آن را از دست دهد زیان کرده است.
١٧- بزرگترین علت شکست عدم اراده برای برنامهریزی است؛ پیش از رمضان دو ساعت را به نوشتن برنامهی رمضانی خود اختصاص دهید و تلاش کنید هر هدفی که مینویسید قابل قیاس و اندازهگیری باشد.
١٨- برخی به رمضان به عنوان فرصتی برای خوردن بهتر و تماشای سریالها و مسابقات مختلف نگاه میکنند؛ تصمیم بگیرید تا چه اندازه میتوانید این ایده را تغییر دهید.
١٩- عمر -رضی الله عنه- میفرماید: من چندان به اجابت دعا فکر نمیکنم که به دعا فکر میکنم؛ پس برای دعا برنامهریزی کنید و آن را به چند قسمت تقسیم کنید: دعا برای خود، برای خانواده، برای دوستان و آشنایان و برای امت. به امید آن که خدای متعال عبادات ما را قبول درگاهش بفرماید.
📎منبع: اصلاحوب
ای جذبه ذی الحجه و شور رمضانم
در شادی شعبان تو غرقست جهانم
با نام تو تقویم پر از ماه ربیع است
با یاد تو لبریز بهار است خزانم
هرگل که شکفته ست، ز لبخند تو گفته ست
لبخند تو، لبخند تو ای ماه نهانم
تقدیر مرا نور نگاه تو رقم زد
باید که شب چشم تو را قدر بدانم
عیدست و سعیدست، اگر ماه تو باشی
ای جذبه ذی الحجه و شور رمضانم
🔶ما معیار نیستیم!!!
روزی در حالیکه مشغول رانندگی بودم متوجه یکی از اصول مهم اخلاقی-روانی شدم.
حتما تجربه کرده اید؛
اگر موتر پیش روی ما آهسته حرکت کند با خود مان میگوییم: اوه، این آدم چهقدر گنس است؛ خُب، چرا کمی تیزتر نمیروی! اگر موتری با سرعت از ما سبقت بگیرد، میگوییم: عجبا، این چه سرعتی است که این آدم میرود، کمی آهستهتر بران أبله! در حالیکه از شخصیت، شرایط، حالت و کارِ هیچ کدام از آنها در آن لحظه خبر نداریم.
متأسفانه ما همیشه و در همۀ عرصهها پیش خود یک الگو هستیم و شخصیت و عملکرد ما معیاری برای سنجش شخصیت و عملکرد دیگران شده است. چنانکه، اگر کسی بیشتر از ما به کاری را انجام داد زیادهروی کرده است و اگر کمتر بدان عمل پرداخت کمکار شمرده میشود.
اگر کسی را دیدیم که به اندازۀ ما مصرف میکند در دیدِ ما سخاوتپیشه و کریم است، اگر بیشتر خرچ کرد میگوییم اسراف میکند و اگر کمتر از ما مصرف نمود، او را بخیل و خسیس میپنداریم. اگر کسی مثل ما پرحرف بود و جرئت داشت، میگوییم فلانی خیلی شجاع و عاقل است و اگر کمحرفتر و کمروتر بود او را نادان و ترسو بر میشماریم.
حتی ما این مسایل را تنها در امور دنیوی خلاصه نمیکنیم، بلکه گاهی عملکرد دینی و اخروی دیگران را نیز بر اساس معیار و ملاک خود سنجش میکنیم. مثلا، هر کس به اندازۀ ما عبادت کرد او را با تقوا میشماریم، اگر در موردی مشاهده کردیم که در انجام عبادت کوتاهی میکند، میگوییم فلانی چندان آدم نیست و خیلی عبادت نمیکند و اگر بیشتر از ما به عبادت پرداخت، میگوییم فلانی اهل ریاکاری است.
در حالیکه، حقیقت اینست که خودِ ما نیز یک حالت پایدار نداریم، و بر اساس زمان، مکان، و ظروف، تغییراتی در ما رونما میگردد که بدان اساس، آن معیار نیز با ما متغیر میشود.
خلاصه؛
بیشتر متوجه شخصیت و عملکرد خود باشیم، به دیگران گمان نیک داشته باشیم. ممکن نیست که همۀ مردم مثل ما فکر و کار کنند. ما معیارِ سنجش و پذیرش عملکرد و شخصیت دیگران نیستیم. امور خلق را به خالق آنها واگذارید و بر اصلاح و تکوین شخصیت خودی بپردازید.
یاد تان باشد، اگر شما خوب باشید حتی نیازی به گفتن نیست؛ همه شما را میبینند و قضاوت میکنند؛ دوست تان دارند و بی چون و چرا از شما الگوبرداری خواهند کرد.
افکار، اقوال، اعمال و در کل عملکرد دینی و دنیویِ ما معیاری برای سنجش خوبی و بدی دیگران نیست. شاید ما گاهی یک حالت داریم که در مقطعی از زمان از آن را خیلی راضی هستیم و پس از چندی حالتی به ما دست میدهد که اصلا به آن راضی نیستیم. آیا ممکن است که حالتِ همه انسانها را همسانِ خود بسازیم. و هم گاهی، شاید شما حالتی را داشتید که دیگر دوست ندارید آن حالت را داشته باشید؛ آیا ممکن است که همۀ مردم را نیز در آنِ واحد مثل خود تغییر دهید. پس منطقی فکر کنید و حد خود را بشناسید.
یاد تان باشد که «هیچکسی شبیه هیچکسی نیست». چون ما از ضعفها و کمبودیهای خود با خبر نیستیم و همزمان؛ شرایط، شخصیت، ظروف و داشتهها و نداشتههای دیگران را نیز نمیدانیم؛ فلهذا میخواهیم همه مثل ما باشند. لطفا متوجه شخصیت و عملکرد خود باشید و در مورد دیگران زود قضاوت نکنید. شاید شما هم اگر کفش آنها را میپوشیدید مانند آنها راه میرفتید!
دکتور سلمان العودة_فکّ الله أسره
ترجمه و تلخیص: بصیراحمد مبصر از اساتید سابق مدرسه احیاء العلوم.
🔶حکم احیای شب ۱۵ شعبان و روزه روز آن
عزیزان مشترک در گروه! السلام علیکم ورحمت الله.
در حفظ و پناه حق باشید.
احیای شب ۱۵ شعبان، حدیث صحیحی در آن نیست و به همین جهت برخی آن را بدعت میگویند، اما نظر راجحتر این است که چون سلف صالحین آن را احیا میکردند پس معلوم میشود که بی اساس نبوده و نباید بدعت گفته شود. و البته عبادت خاصی ندارد و می توان آن را در تهجد، دعا و.. احیا کرد.
و اما روایات در باره روزه ی روز آن، از نظر اهل علم ضعیف است و بر رسول الله ثابت نمی شود. پس نباید فرقی از دیگر روزها داده شود.
البته روزه ۱۳ و۱۴ و۱۵ هر ماه مستحب است و هم پیامبر (ص) در این ماه بعد از رمضان بیشترین روزه را داشتند پس کثرت روزه در این ماه سنت است.
بیست و ششم مارچ
در چنین روزی در سال ۹۲۲ میلادی «حلاج» اعدام گردید.
بعد از مطالعات بسیار و کاوش و کنکاش به این نظر رسیدم که حلاج نخست راه تصوف در پیش گرفت و سپس در خم و پیچ مسیر خویش دچار مشکل فکری شد و با گذر از تصوف، سرانجام زندیق گردید. گفتۀ وی در باب حلول خداوند در مخلوقاتش در شعری از وی آمده است و راهی برای رد و انکار این امر باز نمیگذارد؛ تا جایی که آن عده از مردم که امروزه با اعدام وی مخالفت مینمایند و آن را تصمیم درستی در قبال حلاج نمیدانند، وی را آزاد فکر و آزاد اندیش میدانند و کمتر کسی قایل است که حلاج آنچه به وی نسبت داده شده است را نگفته باشد.
به هر حال حلاج ناگهانی دستگیر و کشته نشد؛ بلکه «مقتدر بالله» وی را به زندان افکند و بعد از مدتی، مناظره ای میان حلاج و مشهورترین فقها و محدثین عصرش برگزار گردید که همه دانشمندان بعد از تمسک به گفتۀ وی در باب حلول خداوند، به زندیق بودنِ وی اتفاق نظر خویش را اظهار نمودند.
امام «ابن الجوزی» رحمه الله به این باور است که حلاج مردی فریبکار بود و به سحر و جادوگری میپرداخت. اما «ابن کثیر» رحمه الله از اجماع علمای عصرش در باب زندیق بودنِ وی حکایت دارد. و همچنان «خطیب بغدادی» حیلهها و حرف و گفتههای بیهوده ای از وی روایت مینماید که موی را بر بدن راست میکند.
پیرامون حلاج، شیعه و سنی اختلاف نظری ندارند. «طوسی» در کتاب «الغیبۀ» خویش نظر به زندیق بودنِ حلاج دارد.
همچنان بسیاری از متصوفین نیز اعمال حلاج را منکر و ناپسند شمرده و خود را از وی دور دانسته اند و گفته اند: حلاج حرف و اندیشههایی دارد که با دین و منطق سازگاری ندارد.
پایینترین نظر در باره حلاج همانی است که شیخ «عبدالقادر گیلانی» فرموده است: «حلاج کسی را نیافت که دستش را بگیرد؛ من اگر حلاج را در مییافتم، دستش را میگرفتم.»
حلاج شعری دارد که قسمتی از آن را تقدیم تان میداریم:
الناس موتی و اهل الحب احیاء
دینی لنفسی و دین الناس للناس
فانت القریب بکل ما اوتیت من بعد
کل الوصال دون وصلک هجر
یراه قلبی و ان غاب عن بصری
ادنیتک منی حتی ظننت انک انی!
نوشتۀ ادهم شرقاوی
ترجمۀ عبدالرحمن عزام استاد مدرسه احیاءالعلوم هرات
#و_تلک_الایام
@Aehyaa
بیست و پنجم مارچ
در چنین روزی در سال ۱۸۱۱ میلادی «پرسی بیش شلی» شاعر غزلسرای انگلیسی به خاطر نشر مقاله ای در باره بیخدایی زیر نام «ضروت الحاد» همراه با همکلاسی اش «تامس جفرسون هاگ» از دانشگاه آکسفورد اخراج شد.
به باور من کسی بیشتر از ملحدان (خداناباوران) مستحق دلسوزی نیست؛ چون هیچ اختلالی بسان خداناباوری نیست. کسی که خدا را در شگفتیهای آفرینش، دقت خلقت و حسن تنظیم این کاینات گسترده نمیبیند، کوری بیش نیست؛ نه کور چشم، که کورِ دل.
پدر یکی از خداناباوران مرده بود. دوستش با تمسخر به وی چنین تسلیت نامه ای نوشت: «از آن طبیعت است آنچه بدهد و از آن طبیعت است آنچه بگیرد، و همه چیز نزد وی به اساس تصادف است. صبر و شکیباییات ارزشی ندارد و داد و فریادت نیز راه به جایی نخواهد برد و سودی در بر نخواهد داشت. از هیچکس انتظار چیزی نداشته باش؛ زیرا مرده و زنده هیچکدام ارزشی ندارند؛ ما که به باور دوست ناباورت استیون هاوکینگ تفاله ای کیمیاوی بیش نیستیم، به هر حال میبایست برویم. ما همه به وجود آمدیم تا از بین برویم و از نیستی بیرون آمدیم و به سوی نیستی میرویم، بقا و ماندگاری برای توانمندان و نیکویان است. اگر پدرت ضعیف و فاسد نمیبود، در درجۀ یک میمون نمیمرد بلکه به نوع بالاتری از آن ارتقا مییافت. طبیعت از وی، بهتری را بر خواهد گزید تا نوع برتری را قائم سازد. طبیعت در قبال مصیبت از دست رفتن پدرت به تو پاداش بزرگی دهد و تلاشت را بپذیرد و میبایست بر پدرت صفحاتی چند از کتاب اصل الانواع داروین بخوانی، امید است که بعد از مرگ به نوع بالاتری از نسل بوزینه ارتقا یابد. والسلام»
البته در باب مرگ، نباید کسی را تمسخر کرد. همه میمیریم؛ چه مؤمن و باورمند و چه ملحد و خداناباور. نوشتۀ این شخص اگر چه اندکی سخت و زننده بود؛ اما با وجود آن به مستوایی که دوست ناباورش به وی گستاخی و اسائه ادب نموده بود، او به دوستش توهین روا نداشته بود؛ مگر چه اهانتی بزرگتر از این است که کسی به شما بگوید: خدایت وجود ندارد.
گاهی اوقات میبایست بیپرده سخن گفت تا پوست سخن کنده شود؛ اما هیهات، کسی که خدا را در همه چیز اطرافش نمیبیند، او هیچ چیز دیگری را نیز نخواهد دید و در نخواهد یافت.
نوشتۀ ادهم شرقاوی
ترجمۀ عبدالرحمن عزام استاد مدرسه احیاءالعلوم هرات
#و_تلک_الایام
@Aehyaa
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
