Deraxtestān
Ir al canal en Telegram
نشر درختـسـتـان 🔻 تارنما: 🌐 https://deraxtestan.com ارتباط در تلگرام: ✉️ @IDeraxt ارتباط در واتساپ: ✉️ https://wa.me/+989059054021 تاریخ تاسیس: ۱۳۹۹/۲/۱۵
Mostrar másIrán294 787La categoría no está especificada
607
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
607
واژه واحد طبیعی نیست، واحد طبیعی جمله است.
کورش صفوی
گروه علمی درختستان
(#زبانشناسی)
🔻 @Deraxtestan
607
هیچ مسالهی پیچیدهایی وجود ندارد، ما پیچیدهگویی میکنیم.
کوروش صفوی
گروه علمی درختستان
🔻 @Deraxtestan
607
استاد بزرگ معناشناسی ایران، پدر معناشناسی، دکتر کورش صفوی استاد برجستهی زبانشناسی که سالهای سال برای این علم زحمت کشیدند امروز برای همیشه دنیای فانی و ترک کردند.
607
تو زشتترین زن دنیا هستی
تو زشتترین زن دنیا هستی
تو زشتترین زن دنیا هستی
و این تنها فکری است
که مرا از دست تو رها میکند
زیبا
زیبا
زیبا.
رسول رخشا
اسکیسهای عاشقانه
🔻 @Deraxtestan
607
عشق به یک امپراتوری شبیه است اگر اندیشهایی که بر اساس آن به وجود آمده از میان برود خود عشق نیز از میان خواهد رفت.
میلان کوندرا
بارهستی
🔻 @Deraxtestan
607
عشق به یک امپراتوری شبیه است اگر اندیشهایی که بر اساس آن به وجود آمده از میان برود خود عشق نیز از میان خواهد رفت.
میلان کوندرا
بارهستی
🔻@Deraxtestan
607
تصمیم من کنارهگیری از اجتماع و آغازکردن به 'نوشتن' است و همین مناسبترین برای من است. اگر در میان مردم میماندم، در آنصورت هیچگاه به ارزش من پی برده نمیشد و هیچگاه کسی ارزش مرا درنمییافت.
ژان ژاک روسو
اعترافات
🔻 @Deraxtestan
607
خیلی خرافاتیم، تا جایی که مثلا برای پزشکی احترام قائلم.
فیودور داستایفسکی
یادداشتهای زیرزمینی
🔻 @Deraxtestan
607
یَعرِفُنا مَن کانَ مِن مِثلِنا
وَ سایِرُ الناسِ لَنا مُنکِرون
هرکه از راه و رستهی ماست، شناسای ماست و دیگر مردمان، منکرانِ مایند.
ابوسعید ابوالخیر
اسرار التوحید
محمدرضا شفیعی کدکنی
🔻 @Deraxtestan
607
مواردی چون آیینهای دینی، اعتقاد به آخرت و فعالیتهای اجتماعی گسترده بدون بهـرهمنـدی از زبـانی رسا و کارآمد غیرممکن است. امروزه دیگر شکی نیست که مفاهیم دینی و اسطورههای حاصل یا حادث از آنها به ضمیر ناخودآگاه بشری تعلق دارند و این خود از محصولات رشد و توسعه زبان در مفهوم عام آن است. بـه بیـانی دیگر، قبول مفاهیم دینی یا اساسا خود دین در عامتـرین تعبیر آن از طـرف ذهن بشری صرفا از طریق زبان ممکن است، آن هـم زبـانی توسعه یافتـه و بسنده، تا زبان نباشد، هیچ آیینی در هیچ جمع انسانیایی جـان نمـیگیـرد. اوامر الهی از طریق زبان به بندگان او ارسال یا حتی الهام میشود. و از همینجاست که فقط انسان به منزله یگانه حیوان ناطق از میـان همـه جانـداران صاحب دین و آیینهای دینی است. در توضیح این امـر هـمـیـن بـس که در ستون دینی اصلاً آفرینش خود انسان از طریق زبان بنیاد گرفته است: خداوند فرمود: «باش» و او «شد»؛ «و در ابتدا فقط کلمه بود.»
اسماعیل گزگین
اسطوره شناسی هنر
🔻 @Deraxtestan
607
هرچه شاعر به تواناییهای بیشتر دست مییابد، کارش سادهتر میشود.
سیمین بهبهانی
گزینه اشعار سید علی صالحی
🔻 @Deraxtestan
607
از دیدی میتوان اسطورهها را بازتاب بیرونی ناخودآگاه جمعی هر جامعهایی متصور شد. همانطور که پیشتر هم اشاره شد، انسان با اعتقاد به وجود جهانی دیگر نخستین اسطورهی خـود را خلق کرد. باید توجه داشت که این اعتقاد و عواقب آن نشان میدهد که مفاهیم خودآگاهی و ناخودآگاهی از همان آغاز مورد توجه انسان بوده است. آری، اعتقـاد بـه وجود جهانی دیگر و تولد دوبارهی انسان مرده در آن جهان، آن هم به دور از همهی نواقص و ناتوانیهای خـود، نخستین اسطورهی ماست. و همین اسطورهی نخستین برای سامان گرفتن مفاهیمی چون زندگی اجتماعی و در پی آن خودآگاه و ناخودآگاه جمعی کفایت میکند. این همه در حالی است که ما اکنون میدانیم که اجداد ما از زبانی گویا و رسا بهرهمند بودهاند و بهرهمندی از زبان یا، دقیـقتـر از آن، بیـانی بلیـغ حـد نهـایی توانایی ذهنی هر موجودی است. اما جالب این که، با وجـود ایـن همـه هنوز به یقین مشخص نیست که ایـن تصـاویر نقـشگرفته بر دیوارهی غارهای تنگ و تاریک دقیقاً مصداق یـا تمثـال کـدام اسطوره یا حتی اسطورهها هستند. البته، در اینکه این نقاشیها به تمثیل از اسطورهها رقم خوردهاند دیگر شکی نیست.
اسماعیل گزگین
اسطورهشناسی هنر
🔻 @Deraxtestan
607
هر کس در رنج کشیدنِ خود یکه و تنهاست. رنجی که فرد میکشد توسط دیگران به سنجش در نخواهد آمد و درک نخواهد شد.
رولان بارت از پنجرهی پروست
خاطرات سوگواری
🔻 @Deraxtestan
607
زمانهی جالبی را داریم تجربه میکنیم. از یک سو آنقدر رشتههای مختلف به هم گره خوردهاند که دیگر نمیشود، رشتهایی را مستقل به حساب آورد و فرض کرد، مثلاً میشود زبانشناس بود و فلسفه، منطق، تاریخ، یا حتی زیستشناسی ندانست. از سوی دیگر، همهچیز دست به دست هم داده است تا در برابر هر آموختنیایی مقاومت کنیم. مهمترین پرسش دانشگاهیمان این شده که بپرسیم، "اینها به چه دردمان میخورد؟".
کورش صفوی
فرهنگ توصیفی فلسفهی زبان
🔻 @Deraxtestan
607
اطلاعیه:
🔻 به یک صفحهآرا (دورکاری) نیازمندیم.
کسانی که مایل به همکاری هستند در تلگرام رزومهی کاری خود را ارسال بفرمایند.
607
مشخصههای دازاین Dasein:
- در وهلهی نخست آن موجودی است که هریک از ما فینفسه هستیم.
- دازاین دربارهی "معنای وجود" پرسش میکند.
- دازاین هرگز نمیتواند به لحاظ هستیشناختی "به منزلهی مورد و نمونهی نوع خاصی از موجود که وجود دارد" تلقی شود.
- "ماهیت" دازاین در موجود بودن آن (EK-sistenz) نهفته است.
- دازاین بر خلاف یک حیوان یا گیاه میتواند بر مبنای این عدم تعیّن "ماهوی"، خود را در وجودش "بازیابد" یا "بازنیابد".
- نسبت دازاین با وجود خود، به صورت "احتمالی استکه به بیشترین حد ممکن، خاص خود آن" است، ما این احتمال میتواند از دست برود و در دور بیپایان و بدی از "انسان" و "یاوهگویی"هایش تباه شود.
- دازاین تعریفشدهی مقولات نیست، بلکه تعریفشده به واسطهی "مولفههای وجودی" قلمداد میشود. "در-جهان-بودن، حالت، قوهی فاهمه، سخنگفتن، زوالپذیری، ترس و دغدغه" از جملهی این مولفهها به شمار میآیند.
- دازاین همواره به دنیایی پرتاب میشود که قبل از خود دازاین وجود داشته است؛ یعنی دازاین درواقع یک جریان فرهنگی درحال انتقال میشود.
- دازاین همیشه پیشاپیش خود حرکت میکند، به این نحو که دنیا را میفهمد و میتواند امکانات آن را دربر گیرد یا رد کند.
- دازاین در "همهی موجودات دنیا" وجود دارد؛ یعنی در همهی اشیا و انسانهایی که خود بلاواسطه به آن نیل میکند.
- دازاین به واسطهی بُعد وانهادن خود به دنیا تعّین مییابد، یعنی خود را فراموش میکند و به اشیای عالم وامینهد.
- "توانایی حقیقی وجود" دازاین از آینده مایه میگیرد، به سوی آن جاری میشود و دوباره به خود بازمیگردد.
- دازاین "همواره" در آینده باقی میماند، کماکان تحققنیافته باقی میماند و به این دلیل هم هیچگاه به یک زمان حال تحققیافته متعلق نخواهد بود. بر این اساس، در جوهرهی ذاتی دازاین یک "ناتمامی دائمی" نهفته است.
- دازاین از وابستگیاش به آینده آگاه است به عبارتی به میرایی خود واقف است.
- دازاین عمدتا به واسطهی مرگ تعیّن مییابد و "وجودی است که رو به سوی مرگ دارد".
- وجود دازاین 'مابین' تولد و مرگ است، در وحدت میان پرتابشدن به عالم وجودی که شتابان به سوی مرگ جاری است، تولد و مرگ بر اساس دازاین با یکدیگر 'مرتبطند'. دازاین که حکم دغدغه را دارد، همان دورهی "مابین" تولد و مرگ است.
- موجودی که به حالت فاعل شناسا (subjekt) وجود دارد، اگر هم خود را به منزلهی "آنچه موجود است" دریابد، بازهم نحوهی وجودی خویش را درنخواهد یافت و از همین رو او نیز دیگر از فاعل شناسا یا "من" سخن نمیگوید، بلکه از دازاین سخن میگوید.
برداشتی از درآمدی بر آثار ژاک دریدا
🔻 @Deraxtestan
