272
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-630 días
Archivo de publicaciones
ما که توقع نداشتیم این دنیا ما را ناز کند یا گرم در آغوش بگیرد ، فقط توقع بود که آنقدر جگرمان را نسوزاند ..
یک روز گفتیم از این بدتر نمیشه،
الان چراغ برداشتیم دنبال اون روزا!!!
میترسم از آینده...
من در دل فاجعهای زنده ماندم و گلولهای به تنم نخورده ؛
اما زخم تماشای این ویرانی حیاتم را روزی صد بار مصادره میکند .
دیگه چیزی نمونده که جوون ایرانی تجربه نکرده باشه جز یک چیز. شادی. شادی رو هنوز تجربه نکردیم.
اَندوهگینم عزیزِ من؛
به سوگِ وطنی نشستهام که هزار پاره
در آغوشِ تاریخ اُفتاده است...
