كانال انجمن صنفی روزنامهنگاران
Ir al canal en Telegram
مرجع رسمی مواضع و بيانيههای انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران نگاهی از درون به مسائل صنفی روزنامهنگاری در ايران ارتباط با ادمين @tpaoj ما در اینستا @tehranassociationjournalists تماس با انجمن: 88960232
Mostrar más2 052
Suscriptores
Sin datos24 horas
+47 días
+3530 días
Archivo de publicaciones
+5
گوشههایی از مراسم چهارمین دوره جایزه روزنامهنگاری انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران (چراغ حقیقت) و برندگان این دوره از جایزه-6
@tehran_association_journalists
+5
گوشههایی از مراسم چهارمین دوره جایزه روزنامهنگاری انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران (چراغ حقیقت) و برندگان این دوره از جایزه-5
@tehran_association_journalists
+4
گوشههایی از مراسم چهارمین دوره جایزه روزنامهنگاری انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران (چراغ حقیقت) و برندگان این دوره از جایزه-4
@tehran_association_journalists
+4
گوشههایی از مراسم چهارمین دوره جایزه روزنامهنگاری انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران (چراغ حقیقت) و برندگان این دوره از جایزه-3
@tehran_association_journalists
+4
گوشههایی از مراسم چهارمین دوره جایزه روزنامهنگاری انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران (چراغ حقیقت) و برندگان این دوره از جایزه-2
@tehran_association_journalists
+4
گوشههایی از مراسم چهارمین دوره جایزه روزنامهنگاری انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران (چراغ حقیقت) و برندگان این دوره از جایزه
چراغی که باید به پشت صحنه خودش هم بتابد
علی پیرولی، روزنامهنگار
چهارمین جایزه «چراغ» انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران برگزار شد؛ مراسمی برای تقدیر از روزنامهنگاری حرفهای و دیدهشدن آثار برتر. اما در کنار نام برگزیدگان، یک پرسش مهمتر به چشم میآمد؛چه کسانی تعیین میکنند چه چیزی شایسته دیدهشدن است و معیار این انتخاب چیست؟
مسئله، برندهشدن این یا آن روزنامهنگار نیست. بدون سند هم نمیتوان گفت نتایج از پیش تعیین شده بوده است. مسئله، ساختاری است که وقتی در آن داوران، دستاندرکاران و تصمیمگیران عمدتاً از یک دایره محدود و آشنا انتخاب میشوند و خروجی نیز بارها به همان طیف نزدیک میشود، این تصور را ایجاد میکند که شاید قرار است یک نگاه و یک سلیقه مشخص بیش از نگاههای دیگر مجال دیدهشدن داشته باشد.
از این رو، «چراغ» ناخواسته یادآور جشنواره فیلم فجر میشود؛ نه به این معنا که سازوکار این دو یکی است، بلکه از حیث حسی که ممکن است در مخاطب ایجاد شود: اینکه یک نگاه غالب و یک دایره آشنا، بیش از سایر نگاهها شانس دیدهشدن دارند.
جشنواره حرفهای باید محل رقابت نگاهها باشد، نه بازتولید یک نگاه. روزنامهنگار باید مطمئن باشد اثرش فارغ از نزدیکی یا دوریاش به جریان غالب، بر اساس کیفیت و معیارهای روشن داوری میشود.
اینجاست که پرسش درباره ترکیب داوران و دستاندرکاران اهمیت پیدا میکند.
چرا معیار انتخاب داوران شفاف نیست؟ چرا شاخصهای ارزیابی و نحوه امتیازدهی روشن اعلام نمیشود؟چرا درباره تعارض منافع احتمالی توضیحی وجود ندارد؟ و چرا در طراحی و اجرای چنین رویدادی، سهم نسلهای تازه، رسانههای متفاوت و نگاههای منتقد تا این اندازه محدود به نظر میرسد؟
اینها اتهام نیستند؛ پرسشهای طبیعی درباره حکمرانی یک نهاد صنفیاند.
نقد البته متوجه پیشکسوتان روزنامهنگاری نیست. پیشکسوتی سرمایه صنف است و هیچ جامعه حرفهای بدون حافظه تاریخی و تجربه نسلهای گذشته دوام نمیآورد.
اما یک مرز مهم وجود دارد، نهاد صنفی سالم، پیشکسوت را حذف نمیکند؛ اما مدیریت را هم مادامالعمر نمیکند.
مسئله، حلقه مدیریتی و تصمیمگیر انجمن است حلقهای که به نظر میرسد گردش نیرو در آن به اندازه کافی اتفاق نیفتاده و همان دایره محدود همچنان در مدیریت، تصمیمگیری و طراحی رویدادها نقش پررنگ دارد.
مشکل از جایی آغاز میشود که افراد برای مدت طولانی در موقعیتهای مختلف یکدیگر را بازتولید کنند؛ یکبار مدیر، یکبار برگزارکننده، یکبار داور و بار دیگر تصمیمگیر.
این الزاماً به معنای تخلف نیست، اما ریسک شکلگیری انحصار فکری و صنفی را بالا میبرد.
صنف روزنامهنگاری بیش از هر صنف دیگری باید نسبت به این مسئله حساس باشد. ما روزنامهنگاران از شفافیت، پاسخگویی، گردش قدرت و مقابله با حلقههای بسته مینویسیم. بنابراین طبیعی است که همین معیارها را از نهاد صنفی خودمان نیز مطالبه کنیم.
اگر قرار است جایزه «چراغ» متعلق به جامعه روزنامهنگاری باشد، باید تنوع همین جامعه را هم در ترکیب داوران، دستاندرکاران و نگاههای مورد ارزیابی نمایندگی کند.
قرار نیست پیشکسوتان کنار گذاشته شوند. قرار نیست تجربه حذف شود. حرف چیز دیگری است، تجربه نباید به بهانهای برای بسته ماندن درهای مدیریت و تصمیمگیری تبدیل شود.
از طرف دیگر، شفافیت به اعتبار جایزه آسیب نمیزند؛ برعکس، از آن دفاع میکند. اگر مشخص باشد چه کسانی داوری کردهاند، چرا انتخاب شدهاند، آثار بر چه اساس امتیاز گرفتهاند و چه سازوکاری برای جلوگیری از تعارض منافع وجود داشته، حتی منتقدان نیز راحتتر میتوانند نتیجه را بپذیرند.
اما وقتی فرآیند روشن نیست، حتی یک انتخاب شایسته هم زیر سایه یک سؤال قرار میگیرد، آیا کیفیت اثر تعیینکننده بوده یا قرار گرفتن در محدوده نگاه مورد قبول داوران؟
چهارمین «چراغ» میتواند یک فرصت برای اصلاح همین مسئله باشد؛ برای اینکه در دورههای بعد، ترکیب داوران و دستاندرکاران متنوعتر شود، معیارها پیش از داوری اعلام شوند، فرآیند امتیازدهی شفافتر باشد و گردش نیرو در ساختار صنفی جدیتر گرفته شود.
چرا که اعتبار یک جایزه فقط به این نیست که چه کسانی برنده شدهاند؛ به این هم هست که چه کسانی، با چه معیاری و در چه فرآیندی آنها را انتخاب کردهاند.
پرسش ساده اما مهم همین است؛ چه کسانی تعیین میکنند چه چیزی شایسته دیدهشدن است و چرا این حق انتخاب همچنان تا این اندازه در یک دایره محدود باقی مانده است؟
اگر «چراغ» قرار است چراغ روزنامهنگاری باشد، نخست باید بتواند به پشت صحنه خودش هم نور بتاباند.
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵
بازنشر از کانال باشگاه روزنامهنگاران
◾️جناب آقای قادر باستانی
عضو محترم هیات مدیره انجمن
مصیبت درگذشت مادر عزیزتان را تسلیت میگوییم و برای شما و سایر بازماندگان آرزوی شکیبایی داریم.
@tehran_association_journalists
نقدی درونخانوادگی بر جشنواره چهارم؛ آیا جشنواره انجمن واقعاً فراجناحی است؟
محمد تقیزاده، عضو انجمن
امشب، ۲۷ مردادماه، در حالی برگزار شد که بیانیه هیأت داوران و لحن و متن طراحیشده پیش از اهدای جوایز، باعث دلخوری برخی از حضار شد.
سعید ارکانزاده یزدی، بهعنوان یکی از فعالترین و مستعدترین روزنامهنگاران ایران که میتواند شمایل نسل جدید روزنامهنگاری ایران تلقی شود، در بیانیه خود که جنبههای چالشی و انتقادی آن به وجوه تحسینی و تمجیدی آن میچربید، سطح کیفی و کمی روزنامهنگاری ایران را با توجه به آثار داوریشده، نامناسب و در حد بحرانی عنوان کرد. نگاه چالشی و انتقادی جزو لاینفک روحیه و منش روزنامهنگاری است، اما دو سؤال مطرح است: آیا اختتامیه جشنواره و لحظاتی پیش از اهدای جوایز، میبایست چنین لحن و عباراتی را به کار ببرد، آن هم در مراسمی که جنبه یادبود، جشن و تمجید دارد؟ دوم اینکه آیا شرایط یک سال اخیر، کوچ بسیاری از روزنامهنگاران به خارج، دست کشیدن برخی از فعالان رسانه به دلیل فشارهای خارجی، حقوق کم، سانسور و محدودیتهای متعدد، در سنجش این نوع اظهار نظر چالشی مدنظر قرار گرفته شده یا فقط آثار با نگاه انتقادی و با ذرهبین سختگیرانه اساتید این رشته ارزیابی شده است؟ آیا در همه تحریریهها فرصت، ظرفیت و توان مالی ارتقای نیروهای مستعد را داشتند و روزنامهنگاران در بهبود کیفیت خود اهمال کردند یا خیر؟
روزنامه شرق با کسب شش جایزه بیشترین جوایز را به خود اختصاص داد و عصر ایران و ایرنا نیز هر کدام چهار جایزه دریافت کردند. اغلب جوایز به آثاری تعلق گرفت که نوعی رویکرد ساختارشکنانه داشتند؛ از این رو شاید بسیاری از جوایز شرق، عصر ایران و خبرآنلاین صرفاً به همین رویکرد سیاسی حائز دریافت شد و بسیاری از گزارشات به همین دلیل جایزه نگرفتند. این نوع جایزه دادن، این پیام را القا میکند که جشنواره انجمن روزنامهنگاران، یک جشنواره با رویکردی خاص است که روزنامهنگاران با نگاه مشخص در آن جایزه میگیرند و به هیچوجه نمیتوان عنوان ملی و فراجناحی را به آن نسبت داد. نگارنده به هیچوجه نمیخواهد از جشنوارههای دولتی چون فجر که به تقسیم غنایم شبیه شدهاند و اغلب سازندگان در آن جایزه میگیرند، دفاع کند؛ اما چرا جشن انجمن روزنامهنگاران نباید نوعی عدالت رسانهای را رعایت کند و فارغ از سوگیریهای سیاسی، به آثار رسانههای طرفدار حاکمیت جایزه دهد؟ پوزیسیون و اپوزیسیون کنار هم معنا پیدا میکنند، وگرنه این نوع نگاه و رویکرد بهظاهر ساختارشکنانه، دقیقاً نقطه مقابل جریانی است که طرفدار رسانههای حاکمیتی و حامی جشنوارههای عمار است؛ طوری که مثال خودگویی و خودخندی میشوند.
کلام آخر اینکه، با اتکا به تعداد جوایز باید گفت شرق رکورددار کسب جوایز بخش خصوصی و ایرنا رکورددار در بخش دولتی شد. ایرنا جوایز بخش مولتیمدیا یا چندرسانهای، از قبیل فیلم و عکس، را درو کرد و شرق جوایز گزارش خبری و مکتوب را. این موضوع این گمانه را به وجود میآورد که همچنان دست برتر سختافزاری رسانهها، به دلیل امکانات و نیروهای بیشتر، دست رسانههای دولتی است و بخش نرمافزاری دست رسانههای خصوصی است که توان ابراز ایدهها و موضوعات پیشروتری را دارند و میتوانند بهطور مشخص معضلاتی را روایت کنند که در رسانههای دولتی جای بحث آن نیست. از سوی دیگر، توان و امکانات سختافزاری و وجود آرشیو غنی و جامع، به ایرنا این امکان را داده که با اختلاف، پیشرو در بخش فیلم و عکس باشد و با تولیدات بیشتر و بهینه در این عرصه، در بسیاری از رقابتها برنده از پیش تعیینشده باشد.
برندگان بخش کارزار
نفر اول: لیلا مهداد
گزارش روزنامه «هفتصبح» از کارزار «درخواست حذف قانون ظالمانهی مقرری ماه اول از حقوق فرهنگیان»: فروردیـن بیفیش| مقرری ماه اول، زیر تیغ انتقاد معلمان
نفر دوم: صدف سرداری
گزارش روزنامه «پیامما» در مورد کارزار «درخواست تکمیل سریع کتابخانه شهر فریدونشهر»: یک دهه انتظار برای کتابخوانی
نفر سوم: نسترن فرخه
گزارش روزنامه «شرق» از کارزار «درخواست دسترسی اورژانس و آتشنشانی برای ناشنوایان»: ما نمیتوانیم با اورژانس تماس بگیریم
@tehran_association_journalists
رتبه دوم: سیدی مرتضینژاد از ماهنامه «فیلم امروز»، برای «چه فیلمها که نشد بسازی، آقای مهرجویی!».
رتبه اول: پارسا بهمنی از سایت «عصر ایران»، برای «اقلیتهای جنسی؛ قربانیان بیصدا؛ زنجیره گزارشها از قصور در رواندرمانی در ایران».
هیأت داوران همچنین اثر «این بازار سیاه است» نوشته مینا حیدری در روزنامه «اطلاعات» را شایسته تقدیر دانسته است.
و در بخش گزارشهای پیگیرانه:
رتبه دوم: علیرضا کدیور، محمدجواد شاکر آرایی و صابر خانی از مجله تحلیلی «دقیقه»، برای «بازخوانی تحولات جنگ ایران و عراق با نگاهی به نیروهای داوطلب در آمار شهدا».
رتبه اول: محمدرضا عزیزی از روزنامه «ایران»، برای «قاچاق در ۵ برداشت؛ سیستم زیرزمینی چگونه انسان، احشام و سوخت را پیرامون ایران جابهجا میکند».
بخش ویژه جنگ ۱۲روزه
این بخش در دو قالب عکس و ویدیو و همچنین گزارش مورد داوری قرار گرفته است.
در بخش عکس، جایزه برگزیده به گروه عکاسان ایرنا از خبرگزاری «ایرنا»، برای اثر «حمله رژیم صهیونیستی ـ تهران» تعلق میگیرد.
حسن سربخشی برای دریافت جایزه تشریف بیاورند.
در بخش ویدیو، اثر ساغر کوهستانی از روزنامه «شرق» با عنوان «مجموعه رازگل شخ» بهعنوان اثر برگزیده انتخاب شده است.
و در بخش گزارش:
رتبه سوم: زهرا جعفرزاده از روزنامه «شرق»، برای «شگردهایی برای پیدا کردن اجساد؛ گزارش از تجمع خانوادههای شهدا مقابل ساختمان پزشکی قانونی کهریزک».
رتبه دوم: مطهره خردمندان از سایت «اقتصادنیوز»، برای «۵ روایت از شمایههای دفنشده زیر آوار جنگ ۱۲روزه؛ گزارش از مغازههای ویرانشده در جنگ».
و رتبه اول: نیره خادم از روزنامه «اعتماد»، برای «سکانسهایی از رد خون؛ گزارش از روزهای آواربرداری زندان اوین تا قطعه شهدای حمله اسرائیل».
متن اعلام برندگان
چهارمین جشنواره روزنامهنگاری «چراغ حقیقت»
خانمها و آقایان،
اکنون به بخش معرفی برگزیدگان و شایستگان تقدیر چهارمین جشنواره روزنامهنگاری «چراغ حقیقت» میرسیم.
هیأت داوران این دوره، پس از بررسی و ارزیابی آثار رسیده در بخشهای مختلف، برگزیدگان هر رشته را به شرح زیر معرفی کرده است.
پیش از اعلام اسامی، یادآوری میکنیم که هیأت داوران این دوره بهترتیب الفبا عبارتاند از:
کمال آقا بارسقیان، علی بزرگیان، حمیدرضا ابک، سعید ارکانزاده یزدی، امیلی امرایی، مژگان جمشیدی، فریدون صدیقی، کیوان کثیریان، عباس کوثری و داود محمدی.
دبیر هیأت داوران، سعید ارکانزاده یزدی است.
همچنین در بخشهای عکس، طرح و کاریکاتور، طراحی جلد و اینفوگرافیک و بخش ویژه راستیآزمایی اخبار، بهدلیل اینکه تعداد آثار به حد نصاب نرسید، داوری انجام نشد.
و اما برگزیدگان:
از عزیزان برگزیده که اسمشان خوانده میشود، دعوت میکنم برای دریافت تقدیر خود به روی صحنه بیایند.
بخش گزارش تصویری غیرخبری
هیأت داوران در این بخش، هیچ اثری را شایسته رتبههای اول تا سوم ندانست، اما دو اثر را شایسته تقدیر میداند که بدون ترتیب عبارتاند از:
فرانه سادات جهازی از خبرگزاری «ایرنا»، برای اثر «چهار نسل شربافکن».
و فرورتیش رضوانیه از سایت «فرورتیش آنلاین»، برای اثر «صافکار سلبریتی که مرگها را تبلیغ میکند».
بخش گزارش تصویری خبری
رتبه سوم: نگار اکبری از خبرگزاری «ایرنا»، برای اثر «شکار پرندگان با دانههای مسموم».
رتبه دوم: فرانک جواهری از روزنامه «شرق»، برای اثر «ما عدالت میخواهیم؛ روایت خانوادههای قربانیان محلول آلوده».
و رتبه اول: ساجده عرفانی از سایت «عصر ایران»، برای اثر «شادآباد؛ جایی که دیگر نه شاد است و نه آباد؛ تراژدی آتشسوزی در قلب بازار آهن تهران».
بخش مصاحبه و میزگرد تصویری
هیأت داوران، ضمن تشکر از مجموعه گفتوگوهای «پانوراما» در زمان جنگ و همچنین گفتوگوی فرانک آرتا با لیلی گلستان، برگزیدگان این بخش را به این شرح معرفی میکند:
رتبه سوم: امیرحسین جعفری از سایت «انتخاب»، برای گفتوگو با نادر قوچکانلو با عنوان «محرمانه نخست؛ انفجار دفتر وزیری و جنازهسازی برای کشمیری».
رتبه دوم: فرزاد نعمتی از روزنامه «هممیهن»، برای گفتوگو با آیدین آریافر با عنوان «موسیقی اصیل دیگران را حذف کرد».
و رتبه اول: سبحان یحیایی از سایت «پانوراما»، برای گفتوگو با محمدمهدی اردبیلی با عنوان «مبارزه برای آزادی».
بخش مصاحبه و میزگرد مکتوب
رتبه سوم: سعیده حیدری از سایت «صبح توس»، برای «طاقهنامههای فراق در بازار قماش؛ مصاحبه با امیرهاشمیان بجستان».
رتبه دوم: مستوره نصیری و مظاهر گودرزی از خبرگزاری «خبرآنلاین»، برای «مگر مردها وزیر زاییده شدهاند؟؛ مصاحبه با مرضیه وحید دستجردی».
رتبه اول: قرهحسین و مهسا بهادری از خبرگزاری «خبرآنلاین»، برای «گوگوش با چادر و مشکی به دفتر من آمد؛ مصاحبه با محمد هاشمی رفسنجانی».
بخش یادداشت روز
در این بخش، هیأت داوران برای یک عمر فعالیت پیوسته رسانهای، از ابراهیم افشار تجلیل میکند.
در بخش رقابتی، رتبه سوم مشترک به زندهیاد فؤاد شمس از سایت «عصر ایران»، برای یادداشت «چپ اصیل و جنگ ۱۲ روزه میهنی»، و زهرا علیاکبری از خبرگزاری «خبرآنلاین»، برای یادداشت «محلهچیها و صندوقهای بازنشستگی تعلق میگیرد».
رتبه دوم: صلاحالدین خدیو از خبرگزاری «کردپرس»، برای یادداشت «رفوزه شدن ایران».
و رتبه اول: پیمان طالبی از روزنامه «اعتماد»، برای یادداشت «پیدا کردن پرتقالفروش در موزه امام علی!».
بخش گزارش خبری مکتوب
هیأت داوران در این بخش اعلام کرده است که آثار دریافتی از نظر کمی و کیفی مناسب نبودند، اما از میان آثار دارای کیفیت، سه اثر بهعنوان برگزیده انتخاب شدند.
رتبه سوم: مظاهر گودرزی از خبرگزاری «خبرآنلاین»، برای «افشای دومین پرونده تعرض در آمبولانس».
رتبه دوم: ستاره حجتی از روزنامه «پیام ما»، برای «زخم انفجار بر تن کارگران بلوچ؛ گزارش از ردیابی مفقودان فاجعه بندر شهید رجایی».
و رتبه اول: نیلوفر حامدی از روزنامه «شرق»، برای «مردم زودتر رسیدند؛ گزارش از مردم که منتظر مسئولان نماندند و بهسمت بندرعباس و محل انفجار رفتند».
بخش گزارش غیرخبری مکتوب
رتبه سوم: امیر جدیدی از روزنامه «هممیهن»، برای «نقاش چند ذهن زیبا؛ گزارشی از بیماران اعصاب و روان بیمارستان روزبه که نقاشیهای رنگی به درمانشان کمک کرده است».
رتبه دوم: یوسف بنیامینزاده الوندی از روزنامه «شهرآرا»، برای «غارت آب در دل دشت».
و رتبه اول: سونیتا شاپور از روزنامه «شرق»، برای «بررسی نقش داده در سیستم ارسال پیامک حجاب».
بخش ویژه روزنامهنگاری تحقیقی و پیگیرانه
در بخش گزارشهای تحقیقی:
بیانیه هیات داوران دوره چهارم جایزه «چراغ حقیقت»
هیات داوران دوره چهارم جایزه «چراغ حقیقت» ضمن قدردانی از روزنامهنگاران برای مشارکت در این جایزه و ارسال آثار، وظیفه حرفهای خود میداند که نگرانی عمیق خویش را از کم بودن آثار دریافتیِ منطبق با استانداردهای تولید محتوای حرفهای بیان کند.
داوری هیات داوران بر اساس آثار ارسالی به دبیرخانه جایزه انجام شد و میتوان گفت آثار دریافتی با اینکه از نظر کمّی قابلتوجه بودند، اما از حیث کیفی اغلب از حداقل استانداردهای لازم برخوردار نبودند. بدیهی است که نتایج داوریْ آینه تمامنما و تصویر همهجانبهای از رسانههای چاپی و آنلاین ایران نیست، زیرا بخشی از تصویر روزنامهنگاریِ امروز بهدلیل ارسالنشدن آثار، از دایره داوری خارج مانده است. اما در هر حال، همین اندازه آثار دریافتی نیز نشان میدهد که روزنامهنگاری ایران در دوره حاضر وضعیت بسامانی ندارد و به مرز هشدار یا حتی فراتر از آن رسیده است.
بخشی از این وضعیتِ هشداردهندهْ ناشی از افت کیفیت تحریریههایی است که طی سالها و در پی عواملی همچون کمبودِ جدیِ آزادی رسانه و امنیت حرفهای روزنامهنگاری، برخوردهای غیرکارشناسی با رسانهها و روزنامهنگاران، ناامنی شغلی، دستمزدهای پایین، نبود فرصتهای آموزش و بازآموزیِ حرفهای و خروج استادان و پیشکسوتان انتقالدهندهٔ تجربهٔ حرفهای از تحریریهها ایجاد و منجر به کاهش شدید مخاطب و تضعیف قدرت اثرگذاری روزنامهنگاری حرفهای شده است.
با این حال، ظرفیت قابلتوجهِ نسل جدیدِ فعالان رسانهایْ امیدبخش است و میتواند مسیر بازگشت نسبی به تولید محتوای حرفهایتر و جذابتر را هموار سازد؛ هرچند روشن است که این مسیر برای رسانههای ایران همچنان دشوار و نیازمند حمایتهای اجتماعی، اقتصادی و ساختاری است.
در حوزه گزارشهای مکتوب، برخی از آثار از نظر سوژهیابی قابلتوجه بودند، ولی نحوه نگارش و پرداخت و پیگیریِ آنها واجدِ ویژگیهای یک اثر حرفهای نبودند. طرفه اینکه اعضای هیئت داوران در طی یک سال منتهی به جایزه، به آثار شایستهای برخوردهاند که جای آنها در بین آثار مورد داوری خالی بود. از دستاندرکاران جایزه انتظار میرود روزنامهنگاران را به هر نحوی ترغیب کنند که آثار کیفی خود را در این جایزه شرکت دهند تا حاصل داوریِ این جایزهْ برآیندی از سطح روزنامهنگاری حرفهای در کشور باشد.
در حوزه یادداشتنویسی، با اینکه روزنامهنگاری ایرانْ سنت دیرینهای در نوشتن یادداشت دارد، متأسفانه هیئت داوران برای انتخاب یادداشتهای باکیفیت با چالش جدی مواجه بود. بسیاری از یادداشتهای دریافتی در واقع دلنوشته بودند و از زاویهای مسئلهمحورْ نوشته نشده و مبانی یادداشتنویسی را رعایت نکرده بودند.
یکی از مشکلات برجستهای که در بخش آثار مکتوب به چشم میخورد این بود که بسیاری از آثار در فرایند سردبیری صیقل نخورده بودند و بهنظر میرسد در تعداد چشمگیری از رسانهها، فرایند سردبیری بهدرستی انجام نمیشود.
در بخش محتواهای ویدیویی، خصوصاً گزارشهای تصویری، کیفیتِ فنی و محتواییِ آثارِ دریافتیْ در سطحی نبود که بتوان بهراحتی آثار شاخصی را در میان آنها انتخاب کرد. توصیه میشود نهادهای آموزشی و صنفیْ دورههای کوتاهمدتِ آموزشِ فنیِ گزارشگری و مصاحبه تصویریْ برای روزنامهنگاران برگزار کنند، روزنامهنگارانی که عمدتاً از حوزه روزنامهنگاریِ مکتوب به بخش ویدیویی نقل مکان کردهاند.
در نهایت، هیات داوران دوره چهارم امیدوار است این جایزه علاوه بر انتخاب برترینها، بتواند گامی در جهت تقویت همیاری روزنامهنگاران و ارتقای استانداردهای حرفهای در میان جامعه رسانهای ایران باشد.
هیات داوران دوره چهارم جایزه «چراغ حقیقت» (بهترتیب الفبا):
کمال آقایی، حمیدرضا ابک، سعید ارکانزاده یزدی، امیلی امرایی، سرگی بارسقیان، علی بزرگیان، مژگان جمشیدی، فریدون صدیقی، کیوان کثیریان، عباس کوثری، داود محمدی.
به همین دلیل، جامعه بیش از هر زمان دیگری به روزنامهنگارانی نیاز دارد که بتوانند از سطح خبر عبور کنند، مسئله را ببینند، ریشهها را بشناسند و به مخاطب در فهم بهتر واقعیت کمک کنند. بر همین اساس و به پیشنهاد عباس عبدی، روزنامهنگار فرهیخته و یادداشتنویس تراز روزنامهنگاری ایران، تصمیم گرفتیم بخش یادداشتنویسی را به جشنواره اضافه کنیم. این بخش در این دوره آغاز شده است و از سال آینده، این جایزه به طور رسمی با عنوان «جایزه عباس عبدی» برگزار خواهد شد.
امیدواریم این جایزه، هم ادای احترامی به جایگاه و نقش یادداشتنویسی حرفهای در روزنامهنگاری ایران باشد و هم به تدریج به یکی از معتبرترین و ماندگارترین بخشهای جشنواره چراغ حقیقت تبدیل شود که در آن، قدرت قلم، عمق اندیشه و توانایی روزنامهنگار در فهم و تبیین مسائل جامعه، بیش از هر چیز دیگری معیار داوری باشد.
یکی دیگر از بخشهای مهم این دوره، بخش ویژه جنگ بود که با استقبال قابل توجه روزنامهنگاران روبهرو شد و آثار بسیاری به دبیرخانه رسید. کشور ما مورد تجاوز و حمله قرار گرفته بود و جامعه روزنامهنگاری نیز مانند دیگر اقشار جامعه، خود را در برابر یک مسئولیت تاریخی دید. روزنامهنگاران تلاش کردند با خبر، تصویر، گزارش و روایت، هم واقعیتهای میدان را ثبت کنند و هم صدای دفاع از میهن و ایستادگی مردم را به گوش جامعه برسانند. از همه روزنامهنگارانی که در آن شرایط دشوار، مسئولانه و حرفهای کار کردند، صمیمانه تشکر میکنم.
در کنار همه اینها، یکی از اهداف اصلی ما در این دوره، توجه به نسل جدید روزنامهنگاران بود. جشنواره نباید فقط محل تقدیر از چهرههای شناختهشده باشد. باید بتواند استعدادهای تازه را نیز کشف کند. خوشبختانه یکی از اتفاقات امیدبخش این دوره، حضور روزنامهنگاران جوان در میان برگزیدگان نهایی است. همچنین خوشحالیم که در میان برگزیدگان، چند روزنامهنگار از رسانههای شهرستانی نیز حضور دارند.
امشب شب برگزیدگان است، اما من میخواهم از همه کسانی که اثر فرستادند تشکر کنم، چه کسانی که نامشان امشب خوانده میشود و چه کسانی که به مرحله نهایی نرسیدند. جشنواره با برگزیدگان معنا پیدا نمیکند، جشنواره با مجموعه تلاش همه شرکتکنندگان معنا پیدا میکند.
در پایان، لازم میدانم صمیمانه از انجمن صنفی روزنامهنگاران تهران تشکر کنم که با حمایت و همراهی خود، زمینه برگزاری این جشنواره را فراهم کرد. از دکتر فیاض زاهد، رئیس محترم هیأتمدیره انجمن، تشکر میکنم که در این دوره واقعاً سنگ تمام گذاشتند و با حمایت جدی خود اجازه دادند «چراغ حقیقت» با قوت و کیفیت بیشتری برگزار شود.
همچنین باید از جناب آقای ایرج اسلامی، دبیر جشنواره، قدردانی ویژه داشته باشم. همه زحمات اجرایی و هماهنگیهای این جشنواره، از آغاز تا همین مراسم امشب، بر دوش ایشان بوده و با دلسوزی و پیگیری فراوان آن را به سرانجام رساندهاند.
بهطور ویژه لازم میدانم از دکتر سعید ارکانزاده یزدی، دبیر هیأت داوران جشنواره صمیمانه تشکر کنم که با دقت، وسواس حرفهای و صرف وقت فراوان، مسئولیت سنگین ساماندهی و داوری آثار را بر عهده گرفتند. ایشان آثار رسیده را با حوصله دستهبندی و مطالعه کردند، با داوران جلسات متعدد داشتند، درباره کیفیت و معیارهای آثار گفتوگو و جمعبندی کردند و نتیجه این فرآیند دقیق و حرفهای را ارائه دادند. از ایشان و همه داوران محترم که این مسئولیت سنگین را پذیرفتند، صمیمانه سپاسگزارم.
اگر امشب این چراغ روشن است، حاصل تلاش بیوقفه این عزیزان و همه همکارانی است که پشت صحنه، بیآنکه دیده شوند، برای برگزاری شایسته این رویداد زحمت کشیدند. از همه آنها صمیمانه سپاسگزارم. از همه شما هم که در این مسیر همراه ما بودید، صمیمانه سپاسگزارم.
تا وقتی حقیقت جویندهای دارد، چراغ روزنامهنگاری خاموش نخواهد شد.
گزارش دبیر چهارمین جشنواره روزنامهنگاری «چراغ حقیقت»
به نام خدا
استادان ارجمند، پیشکسوتان گرانقدر، همکاران عزیزم در جامعه رسانهای، داوران محترم، نامزدها و برگزیدگان چهارمین جشنواره روزنامهنگاری «چراغ حقیقت» و میهمانان گرامی. سلام عرض میکنم و به همه شما خوش آمد میگویم.
اجازه بدهید سخنم را با یک جمله آغاز کنم. روزنامهنگاری، اگر چراغ حقیقت نباشد، چه خواهد بود؟ چراغ حقیقت از همین باور شکل گرفت، از این ایده که روزنامهنگاری یک مسئولیت اجتماعی است. مسئولیتی برای دیدن، پرسیدن، تحقیق کردن، روایت کردن و نزدیک شدن به حقیقت. چهارمین دوره جشنواره را با همین نگاه آغاز کردیم و امروز خوشحالم که میتوانم گزارشی از مسیری که طی شد، خدمت شما عزیزان ارائه کنم.
در این دوره، نزدیک به ۵۰۰ اثر از حدود ۲۰۰ روزنامهنگار و فعال رسانهای به دبیرخانه جشنواره رسید. برای ما این یک پیام روشن بود درباره اینکه با وجود همه دشواریهایی که امروز روزنامهنگاری ایران با آن روبهروست، این حرفه همچنان زنده است.
برای انتخاب داوران، طبق دستورالعمل جشنواره، با نظرخواهی از حدود ۳۰ نفر از استادان ارتباطات، پیشکسوتان و روزنامهنگاران باسابقه، تلاش کردیم چهرههایی را شناسایی کنیم که از اعتبار حرفهای، تجربه و استقلال لازم برخوردار باشند. داوران این دوره عبارت بودند از: کمال آقایی، حمیدرضا ابک، سعید ارکانزاده یزدی (دبیر هیئت داوران)، امیلی امرایی، سرگی بارسقیان، علی بزرگیان، مژگان جمشیدی، فریدون صدیقی، کیوان کثیریان، عباس کوثری و داود محمدی. از تکتک این عزیزان صمیمانه تشکر میکنم.
در چهارمین جشنواره چراغ حقیقت، در کنار رقابت میان روزنامهنگاران، میخواستیم از خلال این آثار، تصویری از وضعیت روزنامهنگاری امروز ایران نیز ببینیم. و آنچه دیدیم، در عین همه نگرانیها، امیدوارکننده بود. هنوز خبرنگارانی هستند که برای یک گزارش خوب وقت میگذارند، هنوز کسانی هستند که به جای بازنشر خبر، به دنبال منبع و سند میروند. روزنامهنگاری ایران هنوز زنده است.
البته این به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست. جامعه روزنامهنگاری امروز با دشواریهای اقتصادی رسانهها، کاهش درآمد، امنیت شغلی، مهاجرت نیروهای حرفهای، تغییرات تکنولوژیک و رقابت سنگین رسانههای اجتماعی مواجه است. اما درست در چنین شرایطی است که اهمیت روزنامهنگاری حرفهای بیشتر میشود. امروز هر شهروندی میتواند خبر تولید کند، اما هر کسی نمیتواند روزنامهنگار باشد. خبرنگاری یعنی راستیآزمایی، پرسشگری، مسئولیتپذیری و شنیدن صدای کسانی که صدایشان کمتر شنیده میشود.
ورود هوش مصنوعی به عرصه روزنامهنگاری، بدون شک یک فرصت بزرگ و تاریخی برای این حرفه است که توانایی ما را در جستوجو، پردازش حجم عظیم دادهها، تحلیل اطلاعات و تولید محتوا چند برابر کرده است. اما در کنار این فرصت بزرگ، با یک مسئولیت بزرگتر هم روبهرو هستیم. همان فناوری که کار روزنامهنگار را آسانتر میکند، میتواند تولید و انتشار اخبار جعلی، تصاویر و ویدئوهای ساختگی و اطلاعات گمراهکننده را نیز بسیار آسانتر کند و تشخیص واقعیت از جعل را دشوارتر سازد.
بنابراین، نگرانی اصلی فقط این نیست که چگونه یک خبر جعلی تولیدشده با هوش مصنوعی را شناسایی و حذف کنیم. نگرانی عمیقتر، تغییر در زیستبوم شناختی جامعه است، یعنی محیطی که در آن تشخیص واقعیت، سنجش نگرشهای عمومی و حتی فهم رفتار اجتماعی، روزبهروز پیچیدهتر خواهد شد. اینجاست که به نظر من، مأموریت روزنامهنگاری حرفهای از همیشه مهمتر میشود. چون در عصر هوش مصنوعی، روزنامهنگار باید به یکی از مهمترین نهادهای راستیآزمایی، اعتبارسنجی و حفاظت از واقعیت اجتماعی تبدیل شود.
ما در این دوره، یک بخش راستیآزمایی اخبار را هم در جشنواره پیشبینی کرده بودیم، اما متأسفانه به دلیل تعداد کم آثار، امکان داوری این بخش فراهم نشد. با این حال، معتقدم اتفاقاً باید در دورههای آینده توجه بسیار بیشتری به راستیآزمایی نشان دهیم، چون در عصر هوش مصنوعی، راستیآزمایی به یکی از ارکان اصلی حرفه روزنامهنگاری تبدیل شده است. باید راستیآزمایی را بخشی از هویت روزنامهنگاری حرفهای و سرمایه اعتماد عمومی بدانیم و امیدوارم در دورههای آینده چراغ حقیقت، این بخش با استقبال بیشتری از سوی روزنامهنگاران روبهرو شود.
یکی دیگر از اتفاقات مهم این دوره، توجه جدیتر به یادداشتنویسی و تحلیل بود. ما امروز در روزگاری زندگی میکنیم که سرعت انتشار خبر، از سرعت فهمیدن و تحلیل کردن آن بیشتر شده است.⏬
فیاض زاهد رئیس هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران استان تهران با اشاره به شرایط فعلی انجمن صنفی روزنامهنگاران گفت: در بسیاری از جلسات هیات مدیره، دغدغهها و فشارهایی که بر خبرنگاران و روزنامهنگاران وارد میشود، مطرح میشود.
وی افزود: در سالهای گذشته سه دوره جشنواره برگزار کردیم، اما برگزاری این دوره از جشنواره به دلیل اتفاقات و شرایط پیشآمده با دشواریهایی همراه شد.
رئیس هیات مدیره انجمن با اشاره به اتفاقهایی که در این مدت بر انجمن گذشته است، بیان کرد: به دلایلی ناگزیر شدیم دفتر انجمن در خیابان شریعتی را ترک کنیم و به خانه انجمن در خیابان کبکانیان بازگردیم. البته اکنون در حال بازسازی این ساختمان هستیم.
فیاض ادامه داد: یکی دیگر از کارهای هیات مدیره در این دوره ارتباط، جلسه و مکاتبه با نهادهای مرتبط و همچنین مجموعههای حقوقی و مدنی بوده و تلاش داریم بار دیگر به انجمن بینالمللی روزنامهنگاران بازگردیم تا بتوانیم صدایی مستقل از نظر رسانهای به جهان برسانیم. امیدوارم تا پایان سال این اتفاق محقق شود و البته امیدواریم رویکرد مجلس نیز در این زمینه تغییر کند.
وی با بیان اینکه سالهاست محدودیتهایی برای روزنامهنگاران ایجاد شده است، اظهار کرد: امیدوارم ساختارهای سیاسی در این زمینه تغییر رویه دهند و اجازه دهند چراغ رسانه و روزنامهنگاری مستقل روشن بماند.
فیاض همچنین از راهاندازی و توسعه کتابخانه الکترونیک انجمن خبر داد و گفت: در حوزه ارائه خدمات به اعضا نیز تفاهمنامههایی با وکلا و نهادهای مختلف منعقد کردهایم و با جامعه پزشکی و مجموعههایی که میتوانند خدماتی به روزنامهنگاران ارائه دهند، همکاریهایی را آغاز کردهایم.
این عضو هیات مدیره انجمن با اشاره به فعالیتهای انجمن در حوزه مقابله با اخبار جعلی و باجنیوزها گفت: مبارزه با فیکنیوز و باجنیوز را نیز در دستور کار قرار دادهایم و تلاش کردهایم در این حوزه نقش فعال و مؤثری داشته باشیم.
فیاض با بیان اینکه «در دوران سخت و پرالتهابی به سر میبریم»، تاکید کرد: بدون همراهی و همکاری تکتک اعضا، انجمن صنفی روزنامهنگاران دوام نخواهد آورد. از همه همکاران میخواهم در دوره بعدی انتخابات انجمن، هم کاندیدا شوند و هم مشارکت جدی داشته باشند.
وی افزود: متاسفانه از نظر میزان مشارکت، در یکی از بدترین دورههای انجمن قرار داریم و برای ادامه مسیر و تقویت جایگاه انجمن، حضور و مشارکت فعال روزنامهنگاران ضروری است.
فیاض در پایان گفت: از همه همکاران و همراهان و اعضای هیات مدیره تشکر میکنم. آنچه در دستور کار این هیات مدیره بوده، حفظ شأن، جایگاه و شرافت حرفه روزنامهنگاری و روزنامهنگاران تأثیرگذار است.
@tehran_association_journalists
