es
Feedback
چلیپا

چلیپا

Ir al canal en Telegram

http://t.me/chellippa کانالی متفاوت پرازشعرهای زیبا و کلیپ های پرمعنا وشاد

Mostrar más
423
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
+330 días
Archivo de publicaciones
دژ بابک خرمدین دژ بابک یا بَذ، بنا شده در بالای کوهی به بلندای ۲۳۰۰ متر، در نزدیک به سه کیلومتری شهر کلیبر می‌باشد. دژ در زما
دژ بابک خرمدین دژ بابک یا بَذ، بنا شده در بالای کوهی به بلندای ۲۳۰۰ متر، در نزدیک به سه کیلومتری شهر کلیبر می‌باشد. دژ در زمان ساسانیان ساخته شده و نام خود را از نام بابک خرمدین، رهبر رویارویی با تازندگان (مهاجمین) عرب تا سال ۸۹۳ میلادی، گرفته‌است این دژ مربوط به دوران خرمدینان است و در شهرستان کلیبر ( آذربایجان شرقی ) بخش مرکزی، روستای شجاع آباد واقع شده @chellippa

🌹🌷کاری بسیار بسیار زیبا و دیدنی وهنرمندانه و خلاقانه @chellippa

🌹🌷درد دلی با دختر پزشکیان جهت رساندن پیام نخبگان به ایشان @chellippa

✅قبل از خواب این ناحیه از پا را 5دقیقه ماساژ دهید. ✅این ماساژ میتواند به کسانی که مبتلا به استرس، کم خوابی وخستگی شدید هستند
✅قبل از خواب این ناحیه از پا را 5دقیقه ماساژ دهید. ✅این ماساژ میتواند به کسانی که مبتلا به استرس، کم خوابی وخستگی شدید هستند کمک کرده و سبب بهبود ظاهر پوست و حتی خلقیات آنها شود. @chellippa

Mensaje de voz

میزس یک جمله داره باید با آب طلا نوشت: اقتصاد آزاد کاری میکند که کالای لوکس امروز، نیاز فردا باشد! سوسیالیست کاری میکند که کالای مورد نیاز امروز، کالای لوکس فردا شود! به همین دلیل هرچه امروز در ایران کالای اساسی نامیدند،برای مردم کالای لوکس شده! مانند گوشت و مرغ و خودرو و برق! https://t.me/chellippa

ای کاش هنوز کوچه ها مثل قدیم بود... خیس بود و بوی نم میداد... ای کاش عطر یاس آویزون شده از خونه ها توی کوچه پس کوچه های شهر م
ای کاش هنوز کوچه ها مثل قدیم بود... خیس بود و بوی نم میداد... ای کاش عطر یاس آویزون شده از خونه ها توی کوچه پس کوچه های شهر می پیچید؛ تا از بوی اونا سرمست بشیم و بی خیال دنیا... ای کاش خونه ها آنقدر سر به فلک کشیده نبود... همون خونه های حیاط داری بود که به پشت بوم ختم‌ میشد... ای کاش همه چیز همونجوری می موند... پاک.... صاف... و ساده...! @chellippa

قلعه سریزد مهريز یکی از کهن ترین و بزرگترین صندوق امانات بانکی ایران و جهان در دوره #ساسانى كه به منظور ذخیره سازی غلات و موا
قلعه سریزد مهريز یکی از کهن ترین و بزرگترین صندوق امانات بانکی ایران و جهان در دوره #ساسانى كه به منظور ذخیره سازی غلات و مواد غذایی، پول، طلا، زيورآلات و.. در آن زمان استفاده ميشده است @chellippa

وزیر نیرو یک نظامی تحصیل کرده در دانشگاه امام حسین است / او کسی را که لیسانس الهیات دارد مدیر رفع ناترازی برق کرده است / شاید انتظار معجزه دارید؟؟ آقای رئیس‌جمهور وزیر نیروی شما رفع ناترازی را به کسی سپرده که تحصیلاتش ‎الهیات است گویی انتظار «معجزه الهی» دارند! آقای رئیس‌جمهور ایشان نه تنها مردم که دولت را هم بیچاره کرده برای خدا ‎برای ایران برای هر چه که قبول دارید ایشان را مرخص کنید! #مهسا_امینی https://t.me/chellippa

📚#حکایت دو سیاح از شهری به شهری می‌رفتند. سر راه به رودی خروشان برمی‌خورند. می‌خواهند از رود بگذرند، اما چشمشان به زنی جوان و تنها می‌افتد که کمی آن سو تر ایستاده و مثل بید می‌لرزد. یکی از دو سیاح فوری به کمک آن زن می‌شتابد ؛ او را کول می‌گیرد، از رود می‌گذرد و در آن سوی رود بر زمین می‌گذاردش و رهسپارش می‌کند. سیاح دیگر نیز از رود می‌گذرد و به راهشان ادامه می‌دهند؛ اما در باقی راه سیاح دیگر لب از لب نمی گشاید. مدام اخم می‌کند، از دوستش رو برمی‌گرداند و آه می‌کشد. چند ساعت بدین منوال می‌گذرد، تا این که سکوتش را می‌شکند و می‌گوید: «برای چه به آن زن کمک کردی؟ تازه، آنطور لمسش کردی. ممکن بود از راه به درت کند! ممکن بود گولت بزند! مگر می شود زن و مرد نامحرم این طور یکدیگر را لمس کنند؟ کار بسیار زشتی است! شایستهٔ ما نیست!» سیاحی که زن را بر پشت گرفته بود، صبورانه لبخند می‌زند. بعد می‌گوید: «ای دوست، من آن زن را در طرف دیگر رود بر زمین گذاشتم، تو چرا هنوز او را بر دوش می‌کشی؟ کتاب_ملت_عشق الیف۰شافاک https://t.me/chellippa

🤍باور کنید روزی میرسد به تمام این روزهایی که اینگونه با غصه خوردن و اشک ریختن گذرانده اید میخندید... مشکل ما این است که کمی در غصه هایمان بی جنبه و بی طاقت هستیم... تا کمی غصه بر دلمان مینشیند گویی دنیا بر سر ما خراب شده است زمین و زمان را بهم میریزیم بخدا که اگر کمی طاقت و صبر داشته باشیم روزهایی برای ما میرسد که تمام گذشته تلخمان جبران شود... قشنگترین اتفاق دنیا حکمت خدا است اگر فقط ذره ای به حکمت خدا ایمان داشته باشیم، دلهای‌مان آرامش بیشتری خواهند داشت. https://t.me/chellippa

🤍باور کنید روزی میرسد به تمام این روزهایی که اینگونه با غصه خوردن و اشک ریختن گذرانده اید میخندید... مشکل ما این است که کمی در غصه هایمان بی جنبه و بی طاقت هستیم... تا کمی غصه بر دلمان مینشیند گویی دنیا بر سر ما خراب شده است زمین و زمان را بهم میریزیم بخدا که اگر کمی طاقت و صبر داشته باشیم روزهایی برای ما میرسد که تمام گذشته تلخمان جبران شود... قشنگترین اتفاق دنیا حکمت خدا است اگر فقط ذره ای به حکمت خدا ایمان داشته باشیم، دلهای‌مان آرامش بیشتری خواهند داشت. همراه ما باشید در کانال خاطرات خانه پدر

روسپی سیاسی به چکسی می گویند ؟ ✍️قابل توجه مدیران دولت قبل که خیلی هم خود را انقلابی می دانند اما برای بقاء دست به هر ترفند می زنند. حتما واژه روسپی گری را شنیده اید ؟ روسپی سیاسی واژه ایست که اولین بار توسط لنین ابداع شد. روسپی سیاسی به کسی یا  کسانی اطلاق می شود که فاقد ارزشها و  اصول سیاسی و اخلاقی هستند. روسپی سیاسی معامله گری است که جسم، روح، شرف ، وجدان و کل وجودش را می فروشد، برای رسیدن به پست و مقام و ثروت و... روسپی سیاسی هر روز خود را به یک قدرت سیاسی تسلیم می کند تا از مزایا و مواجب و رانت و پست و مقام بهره ببرد. روسپی سیاسی عوام‌فریب ، عهدشکن، دروغگو که  حاضر است کل وجود  خود را به قدرتمندان حاکم عرضه  کند. 🔹روزی برخلاف عرف و قانون و اخلاق  و مرام نامه کاری خود تمام سیستم را به خط می کند برای پیروزی یک فرد خاصی 🔹روز بعد که ورق برگشت دوباره تمام‌ زمین و آسمان را بهم می بافد که بماند ؟! 🔹روزی سر گروه تبلیغاتی جریان اصولگرایی می شود  و گروه  مجازی متشکل از پرسنل اداره تحت امر خود تشکیل می‌دهد و... غافل از اینکه  دستگاه مربوطه دستگاه خدمات رسان عمومی است و این رفتار و کردار او خلاف  قوانین داخلی و بین‌المللی است. روزی اگر نتواند خود را در دامن اصلاح طلبها بیندازد تا به نان و نوای بیشتری برسد دست به دامن نمایندگان و بستگان خود در نهاد های انقلابی و دفاتر ائمه جمعه میشود برای ابقاء 🔹 روسپیان برای رسیدن به پست و مقام  یا ابقاء حاضر به هر نوع بی اخلاقی و پرونده سازی برای همکاران خود می شوند.. شرف و وجدان و روح خود را می فروشند تا پست و مقام بخرند. روسپی سیاسی عوام فریب و ریاکار است. روسپیان سیاسی هر چیزی که بتوانند می فروشند تا مطاع مورد دلخواه خود را به دست آورند. حال چه رسالت و اهداف اداره خود باشد و چه حقیقت دیگری، چه شرف و وجدان باشد چه انسانیت، برای اینها هدف هر نوع وسیله ای را توجیه می‌کند. روسپیان  سیاسی حاضرند منافع دستگاه خود را برای تامین منافع شخصی  بفروشند. #حتی بجای رفتن به مرکز برای گرفتن امکانات بیشتر برای استان محرومی چون چهار محال و بختیاری حق ماموریت می گیرند که بروند تهران برای چانه زنی بیشتر برای ابقاء امان از این روسپیان سیاسی پوست کلفت مقام پرست و تشنه پست!!!!!!!!!! #روسپیان سیاسی دست به هرکاری می زنند تا بمانند اما دستگاه های نظارتی نباید در قبال سوءاستفاده ها، ترک فعل ها، حیف و میل ها، قانون شکنی ها و... بی تفاوت باشند. https://t.me/chellippa

میدان امیر چخماق یزد یکی از زیباترین شاهکار های معماری و کاشیکاری متعلق به قرن ۹ هجری قمری این میدان متعلق به دوره تیموری است
میدان امیر چخماق یزد یکی از زیباترین شاهکار های معماری و کاشیکاری متعلق به قرن ۹ هجری قمری این میدان متعلق به دوره تیموری است. این میدان و بنا های اطرافش از بر جسته ترین مجموعه های تاریخی یزد است @chellippa

📖#حکایت 📗حکایت مرد ماهیگیر و پادشاه ﻣﺮﺩ ﻋﯿﺎﻟﻮﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﺪﺍﺭﯼ، ﺳﻪ ﺷﺐ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺳﺮ ﺑﺮ ﺑﺎﻟﯿﻦ ﮔﺬﺍﺷﺖ . ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺍﻭ ﺭﺍ وادار کرد ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﻭﺩ. ﺷﺎﯾﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﺼﯿﺒﺶ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ . ﻣﺮﺩ ﺗﻮﺭ ﻣﺎﻫﯿﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﺯﺩ ﺗﺎ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﻏﺮﻭﺏ ﺗﻮﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﺗﻮﺭﺵ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩ . ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﻮﺭﺵ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩ ﻭ ﯾﮏ ﻣﺎﻫﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﻪ ﺗﻮﺭﺵ ﺍﻓﺘﺎﺩ . ﺍﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻧﺠﻬﺎﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺮﺩ. ﺍﻭ ﺯﻥ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﺭﺍ ﺗﺼﻮﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻫﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﻏﺎﻓﻠﮕﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ؟ ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ می رفت. ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮔﺮﺩﺵ ﺑﻮﺩ . ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺭﺷﺘﻪ ﯼ ﺧﯿﺎﻟﺶ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺖ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﺍﻭ ﺑﻪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮﺭﻡ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺁﻥ ﻣﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺪﺍﺩ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺗﺸﮑﺮ ﻫﻢ ﻧﮑﺮﺩ . ﺍﻭ ﺳﺮﺍﻓﮑﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ. ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﺷﮏ ﻭ ﺯﺑﺎﻧﺶ ﺑﻨﺪ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ . ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﺎ ﻏﺮﻭﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﻪ ﮐﺎﺥ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﻭ ﺟﻠﻮ ﻣﻠﮑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺒﺎﻟﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺻﯿﺪﯼ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﻣﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻠﮑﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩ، ﺧﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﺸﺘﺶ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺖ. ﺩﺭﺩ ﺷﺪﯾﺪﯼ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺶ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩ ﺳﭙﺲ ﺩﺳﺘﺶ ورمﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺩﺭﺩﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﺪ. ﭘﺰﺷﮑﺎﻥ ﮐﺎﺥ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻗﻄﻊ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ، ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﻧﮑﺮد. ﺩﺭﺩ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺳﺖ ﺗﺎ ﻣﭻ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺗﺎ ﺑﺎﺯﻭ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺖ. ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻨﻮﺍﻝ ﺳﭙﺮﯼ ﮔﺸﺖ ﭘﺰﺷﮑﺎﻥ ﻗﻄﻊ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﻭ ﺭﺍ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺯﺩﯾﺎﺩ ﺩﺭﺩ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﮐﺮﺩ . ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﯾﺪﻧﺪ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺟﺴﻤﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﮐﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﺟﺎﻧﺶ ﺍﻓﺘﺎﺩ . ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺴﺘﺸﺎﺭﺍﻧﺶ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻇﻠﻤﯽ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺷﺪﻩ . ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﺮﺩ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﻧﺰﺩﺵ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ . ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮ ﻓﻘﯿﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﮐﻬﻨﻪ ﻭ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﯼ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺑﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ؛ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ :ﺁﯾﺎ ﻣﺮﺍ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﯽ ﺁﺭﯼ ﺗﻮ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺁﻥ ﻣﺎﻫﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮔﺮﻓﺘﯽ - ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﻣﺮﺍ ﺣﻼﻝ ﮐﻨﯽ . - ﺗﻮ ﺭﺍ ﺣﻼﻝ ﮐﺮﺩﻡ . - ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﻭﺍﻫﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ، ﭼﻪ ﮔﻔﺘﯽ؟ ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ : ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ! ﺍﻭ ﻗﺪﺭﺗﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ، ﺗﻮ ﻫﻢ ﻗﺪﺭﺗﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻩ ... https://t.me/chellippa

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست تا اشارات نظر نامه‌رسان من توست گوش کن با لب خاموش سخن می‌گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست تا اشارات نظر نامه‌رسان من توست گوش کن با لب خاموش سخن می‌گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من و توست گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید همه جا زمزمه عشق نهان من و توست این همه قصهٔ فردوس و تمنای بهشت گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل هرکجا نامهٔ عشق است نشان من و توست سایه زآتشکدهٔ ماست فروغ مه مهر وه از این آتش روشن که به جان من و توست ▪️هوشنگ ابتهاج @chellippa