es
Feedback
100
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-130 días
Archivo de publicaciones
Perry Como - I Think Of You.mp38.41 MB

Sideways_ujOZQBhpfu8_140.mp36.17 MB

آخرین جلسه‌ای که کلاس فرانسه برگزار کردم سه روز بعدش جنگ شد. گروه جدید شاگردهام این هفته کلاس رو شروع می‌کنن، خدا این سری رو به‌ خیر کنه.

‌ ‌ ماریانا، تا کی می‌توانم با دستانم برف را کنار بزنم؟ تا کی می‌توانم بگویم انتظاری ندارم؟ راستش را بخواهی می‌خواهم دستان سردم را بخواهی. هر چقدر هم گفتم چیزی نیست، منتظرم دستان سردِ زخم زخمم را ها کنی. ‌ ماریانا، با یک نفس آن که دوست می‌داری جهان گرم می‌شود.‌ ‌

photo content

اولین شبی که بعد از دو سال تصمیم گرفتم بدون قرص خواب بخوابم، فهمیدم بعضی پرنده‌ها و بلبل‌ها ساعت یک و بیست و یک دقیقه‌ی شب بیدارن و چهچه می‌زنن. من هم باهاشون بیدار می‌مونم.

Noel Gallagher s High Flying Birds - If I Had A Gun.mp39.72 MB

10 When You Came Into My Life (Studio Edit).mp38.42 MB

photo content
+1

MuteSong - Into My Arms.mp33.92 MB

شنبه ۹ اسفند، یک ربع به دوازده شب احتمالاً امشب بعد از شنیدن خبر، بهترین خواب این ۲۲ سال رو می‌رم. بهترین خواب بعدی رو وقتی می‌رم که ایران آزاد شده باشه.

روزهاست که احساسات سال پیش‌ام به شدت قبل زنده شدن. حقیقتش اینه که الان با گذشت چهل روز، حتی با گذشت یک سال، و مطمئنم سال‌های سال، درد و رنج سوگ و فاجعه‌ی دی ماه کم‌تر نخواهد شد. هر روزی که بگذره دقیقاً مثل روز قبلش درد می‌کنه. می‌گن یاد می‌گیری با این غم زندگی کنی، ولی راستش من بعد از یک سال و خرده‌ای یاد نگرفتم. بعید هم بدونم یاد بگیرم. (Says a fast learner) تنها چیزی که یاد گرفتم زندگی کردنه، چنگ زدن به زندگیه. زندگی نمی‌ایسته ببینه تو کی حالت خوبه و ادامه بده. بهار منتظر ما نمی‌مونه. تنها کاری که می‌تونیم بکنیم زنده موندن و تلاش کردنه. چرا همین یک کار رو هم انجام ندیم؟

photo content

آخ که چقدر دلم برای احساس زنده بودن و زندگی کردن تنگ شده!

Do not stand    By my grave, and weep, I am not there,    I do not sleep-- I am the thousand winds that blow, I am the diamond glints in snow. I am the sunlight on ripened grain, I am the gentle, autumn rain. As you awake with morning's hush, I am the swift, up-flinging rush Of quiet birds in circling flight. I am the day transcending night. Do not stand    By my grave, and cry-- I am not there, I did not die.

کانال رها رو می‌بینم، لترباکسدش، اینستاگرامش، و به این فکر می‌کنم که اگر روزی من کشته شدم، بقیه با چی یاد من میوفتن؟

می‌ترسم پست‌ها و استوری‌هایی رو باز کنم که عکس کسانی که از پیشمون رفتن رو گذاشتن. همه‌اش احساس می‌کنم قراره عکس دوست‌هایی که ازشون بی‌خبر موندم یا کسانی که می‌شناختم رو ببینم.

چهارصد و یک خیلی حرف برای گفتن داشتم، الان نمی‌دونم چی باید بگم. تمام گفتنی‌ها گفته شدند دیگه.

نذار خورشیدمون بمیره نذار خاموشی جون بگیره

Repost from Ce qui reste
بین آلبوم‌های فریدون فرخزاد یک سری گفتار هستنش که وقتی بهشون گوش میدم کاری جز گریه نمی‌تونم بکنم. چه‌قدر آدم‌های ارزشمندی رو گرفتن از ما، روانی میشم وقتی بهش فکر می‌کنم.