Gitme...💚
Ir al canal en Telegram
1 898
Suscriptores
+324 horas
+57 días
+2230 días
Archivo de publicaciones
1 898
هرچقدرم پول بدم دیگه نمیتونم حال و هوایی که توی سن ۱۶ سالگیم یا ۱۸ سالگیم داشتمو تجربه کنم ، سعی کنید همیشه توی هر سنی که هستید لذته بخصوصِ اون سن رو تجربه کنید و نزارید الکی بگذره ، خیلی چیزارو با پول نمیشه خرید♡:)
1 898
هرچه انسانتر باشيم، زخمها عميقتر خواهند بود. هرچه بيشتر دوست بداريم بيشتر غصه خواهيم داشت، بيشتر فراق خواهيم کشيد و تنهاییهايمان بيشتر خواهد شد.
شادیها لحظهای و گذرا هستند ...
شايد خاطرات بعضی از آنها تا ابد در ياد بماند، اما رنجها داستانش فرق میکند تا عمق وجود آدم رخنه میکند و ما هر روز با آنها زندگی ميکنيم.
انگار که اين خاصيت انسان بودن است...
1 898
حس و حال اون کسیو دارم که از همه خسته شده و همه دلشو شیکوندن، دیگه به هیچکس هم نمیتونه اعتماد کنه، دوس داره بره یه جای خیلی دور تو یه کلبه چوبی تنهایی زندگی کنه هرچند تنهایی حوصلش سر میره و خسته کنندس ولی اینجوری ترجیح میده.
1 898
چقد خوب پُر احساسه تنت
خرد خاکشیره دلم
آخ چقد تنگه برات
چقد لک زده دلم
واسه اون طعمِ لبات
تو هم میدونم که برم
مثِ من زهرِ شبات
t.me/GitMee
1 898
وقتي مي گم هيچكس، يعني دقيقا هيچكس.
روزاي زيادي بايد بگذره تا آدم قانع بشه فقط خودش هست و خودش.
تا باورش بشه از بقيه، جز يه اسم و چندتا خاطره ي كوچيك چيزي براش نمي مونه.
بيست سال
چهل سال
هفتاد سال زندگي، فقط براي تلمبار كردن اسم روي اسمه.
براي جايگزين كردن خاطره جاي خاطره. اما حاصل جمع همشون صفره.
يه روز مي شيني عمرت رو ورق مي زني،
سير تا پيازت رو واسه خودت تعريف مي كني...
اينجاس كه مي فهمي،
چقدر براي هيچكس نگران شدي
چقدر براي هيچكس غصه خوردي
چقدر براي هيچكس دلتنگ شدي
چقدر براي هيچكس دعا كردي
چقدر براي هيچكس بووووووودي....
به خودت مياي، به اطرافت نگاه مي كني.
هيچكس نيست..
دقيقا هيچكس...🍃
1 898
.
من از زندگی خودم بی اندازه خسته شده ام. از خودم خسته شده ام. در مرحله ی خاصی بايد دست از زندگی می كشيدم اما اين كار را نكردم. می دانستم زندگی بی معنی است اما نمی توانستم از آن دست بردارم. بنابراين عاقبت كارم فقط انتظار كشيدن شد٬ به هدر دادن عمرم در جستجويی بيهوده. عاقبت به خودم صدمه زدم و اين كار باعث شد به ديگرانی كه در اطرافم بودند صدمه بزنم. به اين دليل است كه اكنون دارم تنبيه می شوم چون اسير نوعی نفرين هستم.
