👨🎓بیکارانِ باکلاس👩🎓
Ir al canal en Telegram
دانشجویی و اینجا نیستی ؟! 🥶😂 محاله بیای و لفت بدی 😂👇 درخواست بدید درخواستتون رو قبول میکنم❤️👇
Mostrar más4 759
Suscriptores
-524 horas
-307 días
-10430 días
Archivo de publicaciones
هر کتابی که خواستید میتونید از @Book
به راحتی دانلود کنید. هرر کتابی! رایگانِ رایگان
شهرام 22 ساله با دختر دایی 45 ساله چکار میکند⁉️
مامانم یه دختر دایی داره خیلی خوشگل و برازنده هست ، پارسال تابستون کمک مامانم رفته بودیم مواد ترشی و این چیزا بگیریم توی بازار دیدیمش و گرم حرف زدن شدیم ، من محو تماشاش شده بودم ، مامان تعارفش کرد و اونم از خدا خواسته اومد خونمون ، یکی دو روزه کارا رو تموم کردیم روز دوم بود که دختر دایی گفت منم میخوام ترشی درست کنم و کلی خرت و پرت باید بخرم. شهرام میای با من بریم؟ مامانم رو به من کرد و گفت چرا که نه شهرام که بیکاره میگم بیاد کمکت من هم که از خدا خواسته داشتم پرواز میکردم.
با دختر دایی به خرید رفتیم و بعد از کلی خرید رفتیم خونه شون چقدر شیک و باکلاس بود، وقتی که به خونه شون رسیدیم دیدم کسی نیست ...
دختر دایی رفت تا لباساش رو عوض کنه اما وقتی که اومد من چشمام چهارتا شد و بدنم داغ شد دیدم دختر دایی با یه..
ادامه ماجرا ▶️
Repost from .
نجاری بود که زن زیبایی داشت که پادشاه را مجذوب خود کرده بود
پادشاه بهانه ای از نجار گرفت و حکم اعدام او را صادر کرد و گفت نجار را
فردا اعدام کنید.. و زنش را نزد من بیاورید ..
نجار آن شب نتوانست بخوابد …
همسر نجار گفت : مانند هر شب بخواب … کلام همسرش آرامشی بر دلش ايجاد کرد و چشمانش سنگين شد و خوابيد …
صبح صدای پای سربازان را شنيد…
چهره اش دگرگون شد و با نا اميدی، پشيمانی و افسوس به همسرش نگاه کرد که دريغا باورت کردم …
با دست لرزان در را باز کرد و دستانش را جلو برد تا سربازان زنجير کنند…
دو سرباز رو به زن گفتند :
ادامه داستان ➡️
هر کتابی که خواستید میتونید از @Book
به راحتی دانلود کنید. هرر کتابی! رایگانِ رایگان
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
