Lyrics Notes
Ir al canal en Telegram
ای مطرب آن ترانهی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»
Mostrar más1 685
Suscriptores
-324 horas
Sin datos7 días
+2730 días
Archivo de publicaciones
1 686
«رهایم کن»
خواننده: محسن چاووشی
ترانهسرا: امید روزبه
ملودی: محسن چاووشی
تنظیم: اشکان عرب
@LyricsNotes
1 686
فارغ از اینکه سایت موسیقی ما به جایی رسیده که باید بوقچی سیرکهای حکومتی باشه، دیگه حتی در کپشننویسی هم مرزهای بلاهت در این سایت درنوردیده میشه.
«نسخهی ایرانی سامی یوسف»؟
البته این ماجرا از حبّ علی نیست، از بغض معاویه است. این جنگولکبازیها به خاطر علاقه به موسیقی و زنده نگهداشتن کنسرتها نیست؛ برای اینه که با همون بلاهت گلدرشت، تصور میکنن قراره این سیرکها جای اجراهای واقعی موسیقی رُ بگیره و حذفشون کنه!
@LyricsNotes
1 686
خانهای برای فروش
خواننده: سمان
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی
آهنگ و تنظیم: آرمن آساطوریان
@LyricsNotes
1 686
«آگاهی» به معنای «فهمیدن» است و نه لزوماً به معنای «دانستن». باید بفهمیم تا به توانایی خلق برسیم.
شاعران زیادی هستند که نمیدانند عروض و قافیه و آرایهی ادبی چیست اما به درجهای از آگاهی و فهمیدن رسیدهاند که اشعاری نغز میآفرینند.
دانستن، توانایی اجرا، ارائه و ارزیابی است. تسلط بر نظریهها و تحلیل تکنیکهاست. این تسلط و توانایی میتواند مکمل آگاهی شود اما همهی آن نیست.
فضای حقیقی و مجازی پر است از آدمهایی که عمری را پای «دانستن» گذاشتهاند و به همین جهت همه چیز را تابع دانستن جلوه میدهند.
یا هنوز با «فهمیدن» مواجه نشدهاند و یا میدانند که به رسمیت شناختن این مفهوم به معنای اعتراف به نقص «دانستن» خودشان است.
این از عوارض مدرکگرایی افراطی است. اینکه دانشآموختهی ادبیات، چشمبسته، هر نظری از یک شاعر و نویسندهی خوب را به جرم مدرکنداشتن رد میکند و موزیسین و نوازندهی آکادمیک ابرازنظرهای خواننده و آهنگساز مطرح پاپ و ایرانی را به سخره میگیرد از گرانی دانشش نیست، از سبکی مغز است. از نفهمیدن است.
البته قرار نیست همه مانند احمد پژمان و شفیعی کدکنی و امثال این اساتید، واجد هر دو وجه آگاهی و دانایی باشیم. قرار است در کنار هم و با هم از دانستهها و آگاهیهای یکدیگر یاد بگیریم و لذت ببریم. با همین دیدگاه است که یک موزیسین، میرود اتریش و هارمونی میآموزد و میآید تهران و آواز ایرانی یاد میگیرد و بعد میرود در روستایی در خراسان و دوزانو مقابل آلماجوقی و حاجقربان و عثمان و ... مینشیند تا باز هم یاد بگیرد، بلکه بفهمد.
برای دانستن وقت بگذارید اما اسیر دانایی خود نشوید.
@LyricsNotes
1 686
با همین دیدگان اشکآلود
از همین روزنِ گشوده به دود
به پرستو به گل به سبزه درود ...
«فریدون مشیری»
@LyricsNotes
1 686
«بهاربهار»
خواننده: تورج شعبانخانی
ترانهسرا: محمدعلی بهمنی
ملودی: تورج شعبانخانی
تنظیم: حمیدرضا صدری
@LyricsNotes
1 686
پنجاه سال پیش، جناب «گلپا» بابت استفادهی «پازولینی» از آوازش در فیلم «مدهآ» یک میلیون دلار خسارت گرفت!
«پوست شیر» اما فرق میکند. طرف، هموطن است!
در یک سیستم نرمال باید دستکم از ایرج جنتیعطایی نام برده میشد و حقوق مادی و معنوی جنتیعطایی و واروژان و ابی در نظر گرفته میشد.
اما در یک سیستم نرمال!
@LyricsNotes
1 686
حیفم اومد که نگم انتخاب درست ترانههای نفر اول هم در موفقیتیش بسیار مؤثر بود و به همین بهانه این شاهکار شاهین نجفی و یغما گلرویی رُ دوباره نشنویم:
1 686
«گلواژه»
خواننده: ابی
ترانهسرا: منصور تهرانی
ملودی: صادق نوجوکی
تنظیم: ناصر چشمآذر
@LyricsNotes
1 686
«سرو چمان»
خواننده: حامد بهداد
شعر: حافظ
ملودی: حامد بهداد
تنظیم: مسعود فیاضزاده
با همراهی: علی باغفر، مسعود دانشنیا
@LyricsNotes
1 686
دو نکته دربارهی فینالِ
The Voice of persia:
۱- در فینال این مسابقهی تلویزیونی، یکی از شرکتکنندگان، ترانهی «گلواژه» را اجرا کرد. شناسنامهی معرفیشده بر روی تصویر، «هایده» را خوانندهی این اثر معرفی میکرد؛ اما ورژنی از ترانه که توسط «ابی» خوانده شده، اجرا شد. مجری و داوران هم همگی همین اشتباه را تکرار کردند و هایده را خوانندهی «گلواژه» دانستند. حتی اگر بنا بر احترام به هایده و کیفیت اجرای او باشد هم این اشتباه قابل چشمپوشی نیست.
ابی، اولین خوانندهی ترانهی گلواژه است و هایده بازخوانی این اثر را با حذف چند سطر از ترانه و تنظیمی متفاوت انجام داده است.
۲- از منظر کیفیت اجرای شرکتکنندگان، بدون شک این برنامه تا امروز بهترین برنامه در نوع خود و در مارکت موسیقی ایران بود. حتی با درنظرگرفتن شائبههای جدی در مورد مهندسی چنین برنامههایی نمیتوان کیفیت خوانندگی «امین» برندهی این فصل از برنامه را انکار کرد. نکته اینکه امین از شهر ممنوعهی موسیقی یعنی «مشهد» در هیبت یک راکاستار آمده بود تا بار دیگر جایگاه مشهدیها را در موسیقی راک ایرانی به رخ بکشد! ترانهای هم از همشهریاش «حامد بهداد» اجرا کرد.
@LyricsNotes
1 686
تعجب نکنید. تناقض بارز رفتاری این خواننده در مملکت ما رفتار عجیبی نیست. ایشان در ایام اعتراضات، چیزی که طرفدارانش دلشان میخواست از او ببینند و بشنوند را گفته و نوشته و امروز هم دقیقا همان چیزی که طرفدارانش میخواهند را انجام میدهد. ما نیازی به شناختن جهانبخشها نداریم. اینها تکلیفشان مشخص است.
لازم است طرفداران اینها را بشناسید تا بفهمید چه اندازه میشود در کوتاهمدت به این جامعه امید داشت.
@LyricsNotes
1 686
«صبحدم»
خواننده: بابك رادمنش
آهنگساز: غلامحسين درويش
شاعر: حاجب
تنظيم و نوازنده تمام سازهاى اركستر: بابک رادمنش
@LyricsNotes
1 686
«قفسِ دعا و دار»
ایرج جنتیعطایی
بیا بخواه تا همگی یکی بشیم
از این قفس
رو به رهاشدن پر بکشیم
بیا بخواه تا همگی یکی بشیم
رو زنکُشی یه خط قرمز بکشیم
توی این سرزمین منتشر
تو رگ پیرِ شبِ رو به زجر و زخم و کارتُنخوابیِ تو قفسِ دعا و دار
بچهها، ارتش فقر و رنج و بردگی
غمنامهی بیگذشتهی بیآینده
کودکان کار، رو به بنبست حراجِ زندگی
رَجبهرَج کنار هم
گم و طرد و دربهدر
هدفِ منفعتِ حراجِ غم
بیا بخواه تا همگی یکی بشیم
رو قتلِ عام، یه خط قرمز بکشیم
پدرت کجاست کارگر کوچولو؟
همونی که عکسِ دار کشید
دورِ گردنش با یه نخ طناب
توی سلولِ زندونبهزندون ...
بچهفالفروش! کو مادرت کو؟
رفته تا یه کلیهشُ عوض کنه
با یکی دو برج اجارهی اتاقتون؟
آه ای سرزمین پیرِ مغموم
متنِ خون و مزارِ مهساها!
کوچهها سرشارن از اشک و نفرین
با طلایهی تدفین فرداها!
بیا بخواه تا همگی یکی بشیم
رو زنکُشی یه خط قرمز بکشیم
دخترِ ویرون! ای فراری از خونهی پدر!
شب از جنایت پُره و از صفبهصف، قدیسِ اژدهابهسَر
تا یه روز طلوع کنه خورشیدِ فردامُردهمون
از پسِ این خیابونا و خونههای سرنگون!
بیابخواه تا همگی یکی بشیم
رو به «زن، زندگی، آزادی» پر بکشیم!
---
هشتم مارس ۲۰۲۳
۱۷ اسفند ۱۴۰۱
@LyricsNotes
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
