Minerva
📈 Análisis del canal de Telegram Minerva
El canal Minerva (@miinervaa) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 11 467 suscriptores, ocupando la posición 6 232 en la categoría Música y el puesto 27 598 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 11 467 suscriptores.
Según los últimos datos del 04 septiembre, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -212, y en las últimas 24 horas de -32, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 14.41%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener N/A% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 1 652 visualizaciones. En el primer día suele acumular 0 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 14.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como ldreamingl, #nonvocal, #persian, #alternative, #indie.
📝 Descripción y política de contenido
No se ha proporcionado la descripción del canal.
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 05 septiembre, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Música.
Carga de datos en curso...
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 04 septiembre | 0 | |||
| 03 septiembre | 0 | |||
| 02 septiembre | 0 | |||
| 01 septiembre | 0 |
| 2 | سلام وقتتون بخیر
این کانال به ادمین احتیاج داره
اگر تمایل داشتید لطفاً به این اکانت پیام بدید.
@ad_dreaming | 187 |
| 3 | اگر بعضی از شاخههای اضافی را از زندگیتان هَرَس نکنید، شاخههای مهم هرگز رشد نخواهند کرد.
قدرت شروع ناقص
جیمز کلیر | 590 |
| 4 | • Separation •
- by Edvard Munch
__
و رفتنش در پایان روزی رخ داد که مثل همه ی روزهای دیگر بود.
- ساموئل بکت
• وات | 1 652 |
| 5 | حتی اگر روزی این غم پایان یابد،
من دیگر شاد زیستن را از یاد بردهام.
نویسندهای ناشناخته
minerva | 1 623 |
| 6 | در این مدت زندگی به گونه ای سپری شده است که میتوانم سالها بدون آنکه هیچ اتفاق غم انگیزی رخ بدهد غمگین بمانم.
جنایات و مکافات
داستایوفسکی
minerva | 1 391 |
| 7 | هر وقت سعی میکنم لبخند بزنم،
احساس میکنم به آنچه درونم رخ داده است؛ خیانت میکنم.
جنایات و مکافات
داستایوفسکی | 3 140 |
| 8 | • Death and the Masks •
- by James Ensor
____
خدا به شما چهرهای داده است، ولی شما خودتان را به صورت دیگری در میآورید.
- ویلیام شکسپیر
• هملت / ترجمهٔ م.ا. به آذین | 1 131 |
| 9 | از رنج بشر رنج میبرد. از وزن این رنج له میشد و آن را برای خود بیش از اندازه بزرگ میکرد. زیرا اگر بشر این همه رنج را طاقت میآورد به خاطر آن بود که پوستی کلفتتر از پوست نازک نوجوانی نحیف داشتند. اما آنچه را برای خود بزرگ نمیکرد و آنچه او را بیشتر از رنج بشری آزار میداد، بلاهت بشر بود.
پییر و لوسی
رومن رولان
minerva | 1 647 |
| 10 | برشی از کتاب:
وضعی که میخائیل در آن زندگی میکند قسمی جهنم وجودی است. او نمیتواند با هیچکس، چنان که واقعاً هست، ارتباط برقرار کند. گویی او همانی نیست که دوستش میدارند و احترامش میگذارند. میخائیل در یگانگی با خود و دیگران نمیزید، بلکه قسمی دوگانگی آزارنده در کار است که حتی در رفتار دیگران منعکس میشود: «افراد جامعه به خاطر نیکوکاریاش به دیدهٔ احترام نگاهش میکنند، گو اینکه همگی از شخصیت عبوس و اندوهگینش دچار خوف میشوند.» زوسیما بعدها جهنم را چنین تعریف میکند: « پدران و استادان! از خود میپرسم جهنم چیست؟ و پاسخ میدهم که رنج ناتوانی از دوست داشتن است. » و سپس، با مقایسهٔ عذاب جسمانی آتش و عذاب روحانی تنهایی، اظهار میکند که «اگر آتش به مفهوم جسمانی در میانه باشد» ، آنان که عشق نورزیدهاند «از آن خوشحال میشوند، چون به گمان من، در عذاب جسمانی، عذابِ بسی بیشترِ روحانی فراموش میشود.» | 1 932 |
| 11 | همین زیست منحصر به فرد، زیستنی که فرد را در مقام یک نسبت و گشودگی با خود و دیگران قرار میدهد، داستایفسکی را به یکی از محبوبترین راویان بحران وجودی انسان نزد کسانی چون نیچه، هایدگر و سارتر کرد. و از قضا شاید همین انضمامی بودن و ملموس بودن این رنج به خصوص، یا به قول خود داستایفسکی به نمایش گذاشتن قلب آدمی که آوردگاه خدا و شیطان است، وی را بدل به یکی از محبوبترین نویسندگانی کرده است که عینی بودن و ملموس بودن مضامینش باعث شده خواننده به سرعت خود را در جهان آثار این نویسنده بیابد.
هیوبرت دریفوس را بیشتر با شرحهایش از هایدگر و کیرکگارد میشناسیم. اما همانطور که فلسفه هیچگاه از زندگی جدا نیست، میتوانیم رد مضامین فلسفی ، به خصوص فلسفه اگزیستانس را در ادبیات که خود نمونهای به نمایش گذاشته از زندگی انضمامی انسانیست بیابیم.
در این کتاب، که حاصل درسگفتار دریفوس و شرحش بر رمان نام آشنای برادران کارامازوف، از منظری فلسفی-وجودی است ، با نقشی که عنصر رنج در جهان داستایفسکی بازی میکند بیشتر آشنا میشویم.
زانیار ابراهیمی این درسگفتار را به زبان فارسی ترجمه و به صورت اثری کتبی گردآوری کرده است.
عنوان کتاب: دلدادهٔ زمین، برادران کارامازوف به روایت هیوبرت دریفوس
ـــــــ
ترجمه و گردآوری: زانیار ابراهیمی
انتشارات: هرمس | 1 611 |
| 12 | پدران و استادان! از خود میپرسم جهنم چیست؟ و پاسخ میدهم که رنج ناتوانی از دوست داشتن است. «فیودور داستایفسکی/برادران کارامازوف»
در نقل قول فوق، هوشمندانه سخن از رنج در میان است، و کسانی که با آثار داستایفسکی آشنا هستند به خوبی میدانند که در این آثار، از راسکولنیکوف گرفته تا استاوروگین، ایوان کارامازوف تا آرکادی دالگورکی و حتی گالیادکین در رمان همزاد، قریب به اتفاق شخصیتهای محوری در ساحت رنجی وجودی و استحالهای وجودی زیست میکنند. | 1 313 |
| 13 | ای مرد اندوهگین، غم گساری بس است. نگذار روزهایت تباه شوند. چراکه سرانجام آزادت گذاشتم که بروى.
الهه کالیپسو خطاب به هومر
minerva | 1 655 |
| 14 | روزهایی فرا میرسد که چهرهی آشنای کسی که پیش از آن، ماهها و سالها دوستش میداشتیم، برایمان بیگانه میشود. و در این بیگانگی، تنهایی آغاز میشود.
افسانهی سیزیف
آلبر کامو | 2 116 |
| 15 | • Still Life with a Skull •
- by Paul Cézanne
___
راستی که در پس هر چیز دلربا غمنامهای هست؛
جهان را جانکندنی باید تا از خاک خردهگلی زاید.
- اسکار وایلد
• تصویر دریان گری / ترجمهٔ سپاس ریوندی | 2 002 |
| 16 | • Still Life with a Skull •
- by Paul Cézanne
___
راستی که در پس هر چیز دلربا غمنامهای هست؛
جهان را جانکندنی باید تا از خاک خردهگلی زاید.
- اسکار وایلد
• تصویر دریان گری / ترجمهٔ سپاس ریوندی | 5 |
| 17 | و با وجود این من رؤیاهایی داشتهام... در رؤیاهای من دنیا نجیب شده بود، روحانی شده بود؛ آدمهایی که من در بیداری از آنها آنهمه وحشت داشتم، در رؤیاهایم همچون انکساری تابان پدیدار میشوند، انگار که تابناک شده بودند و از نور سرشار بودند که در هوای خفه خطوط اشیاء را جان میبخشد؛ صداهایشان، قدم زدنشان، حالت چشمهایشان و حتّی حالت لباسهایشان معنایی هیجان انگیز مییافت، به عبارتی سادهتر، در رؤیاهایم جهان زنده میشد، و چنان به نحو گیرایی پر شکوه، آزاد و اثیری میشد که پس از تنفس گرد و غبار این جهان نقاشی شده خردکننده میشد.
اما در آن هنگام دیری بود که به این اندیشه خو گرفته بودم که آنچه را رؤیا مینامیم نیمه واقعیّت است، نوید واقعیّت است، نظری است بر آن و نَفخهای است از آن، یعنی، این رؤیاها در خود به صورتی مبهم، و دقیق، واقعیّتی راستینتر از زندگی پر از لاف و گزاف ما به هنگام بیداری دارند، و این زندگی به نوبهی خود، نیمهخواب است، چرتی سیهکارانه است که آواها و مناظر جهان واقعی با نقابی عجیب و غریب در آن رسوخ میکنند، و به آن سوی حاشیهی ذهن جریان مییابند.
- ولادیمیر ناباکوف
• دعوت به مراسم گردنزنی / ترجمهٔ احمد خزاعی | 1 890 |
| 18 | اتاقی از آن خود
🌱📚
minerva | 1 894 |
| 19 | و آن کسی که از اشتیاقش رو برگردانده است، بی آنکه خود بداند، گاهی به کسی میماند که درد خود را فقط تسکین داده است، اما هرگز نمیتواند آن را کاملا فراموش کند. امیدی بیهوده.
از کتاب سه گانه خوابگردها
نوشته هرمان بروخ
minerva | 2 074 |
| 20 | آزادی؟ آزادی برای چه؟ سعادت فقط در این است که کسی را دوست داشته باشی و آرزویت آرزوهای او باشد و فکرت افکار او و این آزادی نیست، خوشبختی است.
آنا کارنینا
لئون تولستوی
minerva | 2 076 |
