es
Feedback
𝘌𝘭𝘥𝘳𝘦𝘥'

𝘌𝘭𝘥𝘳𝘦𝘥'

Ir al canal en Telegram

-وجود کلماتی اما، خودت وجود نداری. Gl & Bl novels☀️ - چنل دیلی؛ @el6hell

Mostrar más
2 828
Suscriptores
Sin datos24 horas
-47 días
-3630 días
Archivo de publicaciones
Repost from N/a
#بهشتم رو روی #مردونگیش عقب و جلو می کردم که با حرص روی #تخت کوبیدم #سینه هام رو چنگ زد و #مردونگیش رو یه ضرب وارد کرد جیغی کشیدم که #تلمبه هاش رو تند تر کرد و گفت: _ازم توله می خوای که اینقدر دلبری میکنی💦 https://t.me/+VjN9D9GPHo01Zjdk https://t.me/+VjN9D9GPHo01Zjdk

-مامی جونم #جیش دالم با خجالت خودم و جمع کردم و ددی به بین پاهام نگاه کرد که خیس بود. وقتی دل دردم بیشتر شد دستم و روی #کلوچه م گذاشتم و گفتم: -#ددی،جیشم داره میریزه اوخ مامی...الان...میریزه مامی دستش و بین پاهام برد و آروم #چو...چو...له م رو با انگشتای خوشگلش مالید و بعد از اینکه یه فشار کوچیک بهش داد گفت: -خودت و نگهدار #بیبی‌گرل حق نداری اینجا رو کثیف -وای ددی،لطفنی داره میریزه #پوشک نوموخواممم یهو مامی پستونکم کرد تو بهشتم و وقتی خوب جیشی شد به #لبام.... بیبی گرل کیوت که مثل بچه ها جلوی ددی و مامیش جیش میکنه تو شلوارش 🔞💦 https://t.me/romanasir https://t.me/romanasir https://t.me/romanasir

شروع به ضربه زدن تو حفره ای داغش کردم #سورا*خش خیس خیس بود و هر بار عقب جلو کردن #سلیک بیشتری #ترشح میکرد 🔥❌ #سورا*خش دور #آل*تم فیکس شده بود اصلا هیچی از #راب*طه باهاش نفهمیدم ذهنم مشغول بود من فقط براش حکم یه #اسباب بازی بودم 💦🧊 اون حتی نمیدونست با کی داره #سک*س میکنه 🥵🔞 با نامزدش سک*س میکنه و میفهمه که پسره با*کره نیست و ...🤭 🤍❌https://t.me/joinchat/Q-vTgh6yIb0TBFDr

Repost from N/a
_خانم روانشناس من باید اون #تپل خوشگلت رو معاینه کنم🩺🤤 _قول میدی بعدش #ازادم کنی برم⁉️ دستی روی #تپلش کشید دورانی #ماساژش می داد که شروع کرد به اه و ناله کردن بین پاهاش #خیس شده بود دست هاش رو بست به تخت و #قمبل کرد شلوارش رو تا زانو پایین کشید #بهشتمش رو باز کرد و #مردونگیش رو روش گذاشت ناله ای کرد که #اسپنکی به باسنش زد و سر قارچی شکل #عضوش رو وارد #بهشتش کرد ناله ی کرد که #لب_هاش رو روی #لب_هام کوبید تند تند می بوسید نفس کم آورده بودم لب هام شبیه ماهی بار و بسته می شد اما صدای ازم خارج نمی شد سرم گیج می رفت...❌💦 https://t.me/+VjN9D9GPHo01Zjdk https://t.me/+VjN9D9GPHo01Zjdk

#گگ رو براش بستم و بازم برگشتم سراغ #پایین تنش 🔞💦 #آل*تم رو بیرون آوردم و چند بار رو #سور*اخ برایان کشیدم که با حس #آل*تم بین پاهاش بیشتر به کمرش #قوص میداد و #نا*له میکرد🥵🚫 انقدر با #سوراخ*ش ور رفتم که بدون دست زدن بهش #ار*ضا شد 💦❌ پوزخندی زدم و خودم رو عقب کشیدم و بعد از برداشتن روبان قرمز #آلت*ش رو بستم 🧊 سرم رو پایین بدم و بین پاهاش گذاشتم #سورا*خش رو #بوسیدم و شروع به #لیسیدنش کردم🔥❌ #گی #شوگر‌ددی #امپرگ https://t.me/joinchat/Q-vTgh6yIb0TBFDr

Repost from N/a
#گی #بی‌دی‌اس‌ام #اسمات #مستراسلیوبوی #پارت_واقعی سرچ کن #پارت189 نبود بلف... 🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞 #گردنشو ب#وسیدم و #نیپلاشو بردم تو دهنم. داشت #لذت میبرد ولی میخواست مقاومت کنه.. 👅💦 #ک*ر بزرگ و #هوس انگیزشو زیر #سور*اخ باکره ام تنظیم کردم.... اوففف لعنتی دیگه طاقت نداشتم... 👅💦🤤🍑🍆💦 🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞 پسره عشقشو چیزخور میکنه تا به زور باهاش بخوابه😰🥃 https://t.me/+e4XUeQ5L-RAyNjM0

+بهتر نیست یه فانتـزی جدیـد امتحـان کنیم بیب؟🔞 ددی ظرف عسل رو برداشت و روی #بهشت 🍑پف کرده و صورتی کوچولوی هو*رنیش ریخـت💧. با ولع عسـل روی اون بهشت آبدار رو #مــک میزد.👅 اینقدر اون بهشت خوشمزه رو میک زد که کوچولوش رو به بیهوشی می‌رفت که با کاری که کرد....... « رمانی شهو*ت انگیز ددی لیتل گرل با ژانری متفاوت😍🔥 https://t.me/+lDqChqvaPmRmZjg0 https://t.me/+lDqChqvaPmRmZjg0

Repost from N/a
#گی‌هات🌈🔞 #بی‌دی‌اس‌ام👑 #مستراسلیوبوی #پارت_آینده #عاشقانه #علمی_تخیلی🔮🧬 بعد از تموم شدن دردسرا کاپل داستان دارن با خیال راحت سک*س میکنن اما دوستشون میاد تو اتاق... 😐😂😂 🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞 کوای #پاهاش رو دور #کمر هانزو حلقه کرد تا به #تلمبه زدنش کمک کنه. #آه و #ناله هاشون اتاقو برداشته بود: _هانزو... عاححح.. من.. نزدیکم... _منم... آه.. با هم... تو حرف... نداری... تنگی _عاححح هانزو... همونجا.. همونجاااا هردو با هم #ار*ضا شدن. هانزو همه #آبشو تو کوای ریخت و #آب کوای هم #شکمشو تزیین کرد. همون لحظه در اتاق باز شد و جانی درحالیکه سرش تو گوشیش بود اومد تو: _بچه ها میخوایم بریم هاوایی تعطیلات اینجا رو رزرو.... یهو نگاهش به هانزو و کوای افتاد و رنگش پرید: _اوه بد موقع مزاحم شدم؟😧 هانزو بی توجه بهش به کوای #بوسه فرانسوی داد که جانی داد زد: _بابا من اینجام هنوز...😡 و هانزو انگشت فاکشو براش آورد بالا: _برو گمشو کارمون تموم نشده.😏 🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞🔥🔞 https://t.me/+e4XUeQ5L-RAyNjM0 انقدر پررو ان که حد نداره😂😂😂 بمال رو لینک به کسی هم نگو🤫👆💦

Repost from N/a
دی نیشخند #شیطنت⚠️ امیزی زد و گفت:بی توجهی به من برات گرون تموم میشی #بیبی🔥 بیبی : الان میخوای منو #تنبیه🔞 کنی؟ مکثی کرد و زمزمه کرد: #ددی💦 دَد در دو سانتی صورتش زمزمه کرد: تنبیه تو #جایزه منه #بیبی..! با قرار گرفتن لب های مشتاق ددی روی #لب👄 هاش و #میکی👅 که به لبش زد ناخودآگاه چشم هاش رو بست ما بین بوسه های پرقدرت و خشن #ددیش هروقت فضای خالی ای احساس میکرد بوسه ای به لب هایش میزد💦 با رفتن دست سرد ددی ب درون شلوارش و چنگ زدن اون #بهشت 🍑تنگ و صورتی ناله ی بلندی درون دهان ددیش کرد... بیبی:اههههه....ددی فک کنم باید بری سر اصل مطلب🔞🔥 ددی با یه حرکت اون مردونگی خوش فرم و کلفت رو وارد بهشت تنگم کرد🥵 https://t.me/+lDqChqvaPmRmZjg0 https://t.me/+lDqChqvaPmRmZjg0 https://t.me/+lDqChqvaPmRmZjg0

برای #انتقام دختری رو #گروگان می‌گیره هر شب بهش #تجاوز می‌کنه و اونُ #برده خودش می‌کنه🔞😵 #تقلا می‌کردم از زیر دست و پاش فرار کنم اما راه #فراری نبود . +تو رو #خدا ولم کن. دست از سرم بردار چیکار داری لعنتی؟. من #باکره ام من #خانواده دارم میفهمی؟😓💔 اینقدر #گریه کرده بودم و #جیغ زده بودم #نفسم بالا نمیومد . #خندید و #کمربندشُ باز کرد . _که #باکره ای؟. وقتی #کردمت و شدی #جنده خودم دیگه باکرگی و #خانواده معنا نداره👿🆘 می‌خواستم ﷼عقب برم که پامُ گرفت و کشید و یهو با #وارد شدن #مردونگی_کلفت و داغش همه جونم #سوخت😨♨️ #تنم زیرش #تکون‌ می‌خورد هر بار که خودش می‌کوبید به #سینه هام #سیلی می‌زد🤫⛔️ _جنده خودم شدی . https://t.me/joinchat/HKO2Gk46boRmNTk5 https://t.me/joinchat/HKO2Gk46boRmNTk5

Repost from N/a
برهان مردی که عشقش پنهانی بهش خیانت میکنه اما برهان میفهمه و.. 😱🔞 -بهش نزدیک شدم بی توجه به #التماس و گریهاش #کمربند رو #محکم روی تنش کوبیدم⛓🩸 از درد #ناله‌ای کرد که توجه نکردم و شروع کردم #ضربه زدن روی #تنش نمیدونم چقد گذشت که دست خودم #درد گرفته بود🥵🚫 زیپ #شلوارم رو باز کرد و موهای حامد رو کشیدم و #آلتم رو وارد #دهانش کردم🍆💦 و شروع کردم #تلمبه نزدیک #ار*ضا شدن بودم که #آل*تم رو از #دهانش بیرون کشیدم و مجبورش کردم #لخت بشه🤭🔞🔥 بی توجه به تقلاهاش #آل*تمو وارد #سورا*خش کردم که #عربده ای از درد زد🍑🥵😈 که پوزخندی زدم و گفتم باید تاوان خیانتتو پس بدی پسرهٔ هرزه🔞⚠️ https://t.me/+OI73y022fAFiZDA0 https://t.me/+OI73y022fAFiZDA0 https://t.me/+OI73y022fAFiZDA0

اکتای #دستانش را جلو برد و هر دو را #آغشته به #آب رایان کرد و بعد آن را به #نوک هر دو #سینه رایان #مالید.🍒💦🍑 - داری چیکار...😩 رایان این را گفت ولی هنگامی که #لب‌ و #دهان اکتای به #سینه‌هایش حمله کردند #ناله‌ای کرد و حرفش #ناتمام ماند.😖💦🍒🤤 #طعمه🎯 #فانتزی #گی #هات https://t.me/+s658C5koUGk0M2Y0 https://t.me/+s658C5koUGk0M2Y0 https://t.me/+s658C5koUGk0M2Y0

Repost from N/a
#ددی_لـــیــتـــــــــل‌_بــــــــــوی 😍🍼 لیتل بوی تخسی که می خواد #بستی رو روی #دیک ددیش بخوره🤤🍧 لب هاش رو جمع کرد با تخسی به مسعودی که خوابیده بود نگاه می کرد به بستنی توی دستش گازی زد کم کم دستش رو طرف زیپ شلوارش برد کمی #عضوش رو مالید که مسعود ناله ای کرددستش رو #زیر لباسم حرکت داد #نیپل هام رو لای #دو‌انگشتش فشار میداد ناله ای کردم که #التش رو از شلوارش خارج کرد و گفت: -به جای بستنی باید دی*ک ددیت رو بخوری توله💢🔞 https://t.me/joinchat/XFRVbb94VK5iMWU0 https://t.me/joinchat/XFRVbb94VK5iMWU0

🔞‼️دکتری که #عاشق #بیمارش میشه و می‌خواد که هر لحظه #عشقشو ابراز کنه!‼️🔞 تنها چیزی که در آن لحظه برایش #اهمیت داشت #موجود_زیبای روبه‌رویش بود...موجودی که زیر نور مهتاب طوری #می‌درخشید که گویی انسان نبود بلکه یک #فرشته مقدس بود...🌕😌 شیانا که مکث ظهیر را دید با عصبانیت گفت: - #دوست_پسرم شو! مجبوری!😡 ناگهان ظهیر او را بلند کرد و به #آغوشش فشرد...دم گوشش گفت: - چشم...چشم...هر چی شما #امر کنی!🥰❤ #خورشید☀️ #گی #هات https://t.me/+s658C5koUGk0M2Y0 https://t.me/+s658C5koUGk0M2Y0 https://t.me/+s658C5koUGk0M2Y0

Repost from N/a
پسره ی #مذهبی که اولین رابطه اش با رئیس #خشن و بی بند و بارشه به پسره #تجاوز میکنه🔞‼️ با بغض گفتم: -ولم کن غلط کردم🥺‼️ -با باقی کارمندا #لاس میزنی؟🤬 انداختم روی #میز محکم به #باسنم #اسپنک می کوبید ناله ای کردم که #باکسرم رو پایین کشید و #انگشتش رو #دم_سوراخم مالید ناله می کردم خشن #لب_هاش رو روی #لبام کوبید #التش رو #خشک واردم کرد که چشم هام سیاهی رفت به #بیض*ه هام چنگی زد که آب دهنم رو به زور قورت دادم به جون #نیپل هام افتاد که یهو در باز شد و... به پسره #مذهبی #تجاوز میکنه کارمند هاش وارد اتاق میشن♨️🔞 https://t.me/joinchat/XFRVbb94VK5iMWU0 https://t.me/joinchat/XFRVbb94VK5iMWU0

با دیدن سوراخ خونی پسرک عصبی و بلند داد زد : آررررررش 😰😣🔥 #پارت_19 💦🔞💦 _ شل بگیر خودتو اذیت نشی ، باشه !؟ پلکاشو رو هم فشرد و به آرومی سر تکون داد . ضربه ی محکمه دیگه ای روی باسنش کوبید . _زبون نداری تخمه سگ!؟🤬 +فهمیدم .😭💦 دست برد و کپل هاشو از هم فاصله داد که با دیدن سوراخ خونی پسرک عصبی و بلند آرشو صدا زد ... 🔞💦🔞💦🔞💦🔞💦🔞💦🔞💦🔞💦🔞💦🔞💦 https://t.me/+qPNeOis7sZQ3NDVh https://t.me/+qPNeOis7sZQ3NDVh

همیشه دوست داشتم بدونم زمان بعد از پایان یافتن کجا میره، اصلا پایانی داره یا همیشه جاریه. شاید هم یه توهم باشه که نه جایی شروع میشه و نه جایی به اتمام میرسه. امروز به جواب سوالم رسیدم؛ پیرمردی رو دیدم که در کمال خستگی روی اسفالت داغ قدم برمیداشت. زمان بین چروک های دست پیرمرد، تارهای موهای سفید و کمر خمیده پیرمرد پنهان شده بود. میتونستم سالهای گذشته زندگیش رو از توی چشمای بی فروغش بخونم. زمان اینجاست، لابه لای وجود مردم‌.

photo content

وقتی رئیس فاحشه خونه عاشق پسراش بشه ... به این میگن رسوایی 🔞📿🔥 🔥🍑🔥🍑🔥🍑🔥🍑🔥🍑🔥🍑🔥🍑🔥🍑🔥🍑 #پارت_6 💦💦 پا های لاغر و سفیدشو بلند کرد و رویه شونه هاش گذاشت . آرنجاشو رویه تخت گذاشت تا بلند شه اما آرش محکم تخته سینش کوبید و رویه تخت پرتش کرد . آلتشو با پشته پسرک تنظیم کرد و سره آلتشو واردش کرد .🤭😥🩸 پسرک بیش از چیزی که فکرشو میکرد بکر و دست نخورده بود .🔥🍑 ضربه ی محکمی به باسنش کوبید و گفت : *آههههه ، چقد تنگی تو بچه ، اوووف .🍌🤤 و از ته دل آه کشید . 🔥🍑🔥🍑🔥🍑🔥🍑🔥🍑🔥🍑🔥🍑🔥🍑🔥🍑 بمال رو لینک دستمالتم یادت نره 😉🔞 https://t.me/+qPNeOis7sZQ3NDVh https://t.me/+qPNeOis7sZQ3NDVh https://t.me/+qPNeOis7sZQ3NDVh

رئیس مغرور و خشنی که کسی نمیدونه یه اسلیوی نازه و همه چیز با اومدن منشی جدیدش عوض میشه..🙈 #Gay🌈 #Mperg🔞 آخی از #درد گفتم و دستمو بردم پشت تا کمی جلوی حرکتاش رو بگیرم اما فایده ای نداشت و محکم مچ دستم رو گرفت🔥🚫 #درد داشتم و حس میکردم الاناس جر بخورم🍌🍆 +آخخخ، تروخدا پیتر آرومتر تر با آروم کردن #ضرباتش روم خم شد و پشت گردنم رو بوسید اما #یهو کشید بیرون و #کامل_واردم شد که از #درد ...💦🩸 https://t.me/+OzAUIhU9It9mZGRk https://t.me/+OzAUIhU9It9mZGRk ❌ورود بچه ممنوعه❌