Nesfea🌌
Ir al canal en Telegram
پلی لیست 👇🔥 https://t.me/nesfeaplaylist @Nesfeaa https://t.me/BChatBot?start=sc-eec0271236
Mostrar más2 284
Suscriptores
Sin datos24 horas
-57 días
-1630 días
Archivo de publicaciones
2 284
داشت خدافظی می کرد...
مواظب خودت باش، باشه؟
نه بخواطر خودتا،بخواطر من...
تو مال منی یادت نرفته که!
هر لحظه، بهش فکر میکنم،هر دقیقه،هر زمان! ا چته؟ چرا این جوری شد؟
چرا دستاشو از دستات جدا کرد؟
کاش....کاش دفعه اخر که بغلش کردم ولش نمیکردم,میچسبیدم بهشو با خنده میگفتم کجا؟کجااااا میری خره؟
تو مال منی :) یادت نرفته که؟
چرا ما آدما اینجوری ایم؟ قدر لحظه هامونو نمیدونیم! استفاده نمیکنیم فقط بلدیم حسرت بخوریم....من الان فقط دارم حسرتشو میخورم! حسرت دستاش! حسرت اون چشای گرد مهربونش! لج میکرد...با کنایه بهم میگفت:
باچه!! باچه ببین کاراتو! ببین چی کار کردی!!!انقدر جذاب میشد ،دوست داشتی بگیری تو بغلت مچالش کنی هی ماچش کنی!پاشو کرد تو یه کفش! گفت من میرم! مثل دختر بچه های ۴ ساله که عروسکشون دلشونو زده! خر بود دیگه ،یه خری که نمی شد دوسش نداشت! بهش گفتم اهای فلانی...من دارم قلبمو میدم بهت مواظبش هستی؟مثل همون دختر ۴ ساله قصه ها ،با همون لباس گل گلی و یه دامن بنفشه خوشگل بهم گفت «قلبتو بده به من» ، حواسم بهش هست!من قلبمو دادم بهش ولی...نبود....حواسش نبود!اگه بود اینجوری نمیداختش یه گوشه مثل بقیه اسباب بازیا! انداختو رفت!رفت که نبینه منو ،حالمو! روزگارمو! دوست داشتنمو!ولی من هنوز نگرانشم سردش نشه! ،مریض نشه!نکنه یه کسی دلشو ببره! من اینجوری میمیرم که :)منم خرم نه؟ ولی چاره چیه؟ نخواست منو! کسی رو نمیشه زور کرد که! میشه؟ بیای بگی این عروسک تو عه ، باید فقط با این بازی کنی! نمیشه که ،میشه!؟ ولی کاش میشد! مثل بچه کوچولو آ ،گریه کردم گفتم مگه من قلبمو بهت امانت ندادم!
گفتی خوب مواظبت میکنم ازش! چی شد؟
مثل بچه کوچولو ها که دارن میبازن میزنن زیرش! زد زیرش گفت :نخیرم قلبتو نمیخوام ، اصلا بیا برا خودت !منم اون پسر کوچولوی ۵ ساله ی قصه شدم که عاشق دختر همسایه شده بود ، همه کاری براش میکرد ولی اون یکی دیگرو میخواست! رفت....عین رفتن جان از بدن دیدم که جانم میرود!!!!من موندمو خاطره هاش که باهاش هر روزززززز زندگی میکردمو حسرت دیدنشو میخورم!حسرت بغل کردنش! حسرت یک لحظه دیدن اون چشمای قشنگش !
سرده...هنوزم هوا سرده...هنوزم گرمای دستاشو توی دستام حس میکنم ، دوست دارم که از پشت چشاشو بگیرمو ذوق کنم از اینکه اسممو صدا کنه راسته که میگن عشق فقط تو قصه هاست؟؟ اره!
شاید من شدم فرهاد قصه ها!
فرهادی که منتظر شیرینش رو فقط یک لحظه پشت پنجره بیبینه؟
میفهمی چی میگم فقط
یه لحظه .
قسمت آخر...
✍️ #nesfea
@nesfeaw 🖤
