𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯
Ir al canal en Telegram
دیروز تویِ اتوبوس، یک نفر عطر زده بود. من گاهی بوی کسی را که قبل از من رویِ صندلی نشسته حس میکنم. ما دانسته یا ندانسته هرجا میرویم تکههایی از خودمان را جا میگذاریم. 😮💨 — سايمون ون بوی / وهم جدایی ART: A Real Talent
Mostrar más2 280
Suscriptores
Sin datos24 horas
-57 días
-3930 días
Archivo de publicaciones
2 280
🔤🔤🔤🔤🔤🔤🔤🔤🔤
به این نتیجه رسیدم که بهترین کار این است که پشت میز بنشینم و بخوانم. اگر میخواستم راه فرار پیدا کنم، اولین کار این بود که دشمن را از مراقبت غافل کنم. این یعنی تظاهر به اطاعت از دستورات. تصور میکردم چندان مشکل نباشد. هر چه باشد، از قماش پسرهایی بودم که به طور طبیعی از دستورات اطاعت میکند.
پیشنهاد مطالعه به شما دوستان عزیز
☺️ 🔗 link 🔗 🤓
2 280
ولی این را میدانم که تنِ من پُر از زخم است اما هنوز روی پاهای خودم ایستادهام. 😌
— نیکوس کازانتزاکیس
Book... 🐘
2 280
اولین بار که دیدمش...
از نگاهش نور چکه میکرد و ماه توی قهوهی چشمهایش شناور بود. و من یقین یافتم که او گونهی انسانیِ ماه است. 🌙
— لاادرى
Book... 🐘
2 280
📚
همان کاری که انجام دادنش ساده است، انجام ندادنش هم ساده است، سِحری در پیچیدگی کارها نیست، این سحر در پیوسته انجام دادن کارهای ساده است.
بزرگترین تفاوت بین افراد موفق و ناموفق این است که افراد موفق آنچه را افراد ناموفق دوست ندارند انجام میدهند.
— دارن هاردی / اثر مرکب
Book... 🐘
2 280
📚
اگر میخواهی رازی را نگه داری، باید آن را از خودت هم مخفی کنی. 😶
— جورج اورول / 1994
Book... 🐘
2 280
انسان دو سال نیاز دارد که حرف زدن بیاموزد و پنجاه سال نیاز دارد تا سکوت را بیاموزد. 🫢
— ارنست همینگوی
Book... 🐘
2 280
📚
هیچچیز به سودمندی دوری جستن از جلب توجه مردم و کم سخن گفتن با دیگران و بسیار سخن گفتن با خویش نیست. 🫣
— آرتور شوپنهاور / هنر خوشبختی
Book... 🐘
2 280
هراسناکتر از نابینایی، دیدن است، با دو چشمِ باز که چه بر سر سرزمینمان میآید. 😦
— بلاگما دیمیتروما
Book... 🐘
