شاید در جهانی دگر.
Ir al canal en Telegram
شاید یه جهان دیگه واسه اینکه این جهان زندگی نکردیم وجود داشته باشه. https://t.me/the404bot?start=22d6ba3a87
Mostrar más1 256
Suscriptores
+124 horas
+27 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
1 256
خلاصه ما رفتیم و دل شماهم که نشکستیم.(خیلی نایسیم) مراقب خودتون باشید و خداحافظ
1 256
عوضش برام دیوارنویسی کردن. اینکه واست شعر بگن یا نمیدونم کلمهها ردیف کنن یه چیزه، اینکه از عشق تو سر به کوچه و بیابون بذارن و اسمتو رو دیوار بنویسن هم یه چیز دیگه(حداقل یکی از صدها نگین به آرزوش رسید).
1 256
البته من که کنترل زندگیت دست کونم بوده. هرکس هر تصمیمی گرفت چه خوب چه بد رد کردم چون گشادم.
1 256
آخرش نه اون چیزی شدیم که خودمون میخواستیم نه اون چیزی شدیم که خانوادههامون میخواستن.
1 256
همیشه دوست داشتم از اون انسانهایی باشم که ماندگارترین دیالوگهارو میگن و خاطرههایی میسازن که تا ابد و یک روز تو ذهن یک نفر میمونه ولی خب درد اینجا بود که متوجه شدم من برای این آرزوها خیلی معمولیام. یعنی کلا مسیر به این سمت پیش رفت که باید میپذیرفتم من بسیار معمولیام و نه کسی قراره برام هزاران خط بنویسه و نه کسی قراره از خندههای من به عنوان معجزهی زندگیش یاد کنه. درد داره حقیقتا. این یعنی من همین الانم فراموش شدهام.
1 256
چی بگم والا. وقتشه که یه اجازهای به ددی ایشوزم بدم و بزنم تو کار پیرمردهای پولدار هوسران و کمکم خودمو از چشم همه بندازم.
1 256
چی بگم والا. وقتشه که یه نخی به این ددی ایشوزم بدم و بزنم تو کار پیرمردهای پولدار هوسران و کمکم خودمو از چشم همه بندازم.
1 256
وارد اون مرحله از زندگی بزرگسالی شدم که همش باید به این فکر کنم برای ناهار یا شام چی بپزم.
1 256
با دستهایی که قرار بود توی دستهای تو قفل بشه هرکاری میکنم جز گرفتن دست تو.
