es
Feedback
کتابفروشی رزا📕🌸

کتابفروشی رزا📕🌸

Ir al canal en Telegram

رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتاب‌ها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin

Mostrar más
2 007
Suscriptores
-424 horas
-77 días
-1930 días
Archivo de publicaciones
منتظر هیجان بودم، ولی بابام اونطوری که تصور کرده بودم واکنش نشون نداد. 🫣 اول فکر کرد شاید درباره یه دوره تابستونی کوتاه حرف
منتظر هیجان بودم، ولی بابام اونطوری که تصور کرده بودم واکنش نشون نداد. 🫣 اول فکر کرد شاید درباره یه دوره تابستونی کوتاه حرف می‌زنم.👀 وقتی فهمید قرار بود برای سال آخر دبیرستان از نیویورک برم، حالت صورتش کاملاً عوض شد. 🫠 شروع کرد به پرسیدن سؤال‌هایی که به نظر من هیچ اهمیتی نداشتن. چرا باید برای سال آخر دبیرستان از خونه برم🤧 هزینه‌های باقی‌مانده دوره چی می‌شه؟ چرا بدون مشورت با اون درخواست دادم؟ آیا مطمئنم این دوره واقعاً به اندازه‌ای که فکر می‌کنم مهمه؟ و از همه بدتر، چرا نمی‌تونم سال آخرم رو همین‌جا تموم کنم و بعد برای دانشگاه اقدام کنم؟ جواب من برای همه‌شون ساده بود: چون نمی‌خوام صبر کنم.🤌

البته من هم اهمیت نمی‌دادم الیور چی فکر می‌کنه. حداقل اون موقع این چیزی بود که به خودم می‌گفتم. تمام مسیر برگشت به خونه، داشت
البته من هم اهمیت نمی‌دادم الیور چی فکر می‌کنه. حداقل اون موقع این چیزی بود که به خودم می‌گفتم. تمام مسیر برگشت به خونه، داشتم لحظه‌ای رو تصور می‌کردم که خبر رو به بابام می‌دم. 😵‍💫 فکر می‌کردم اول شوکه می‌شه، بعد لبخند می‌زنه، بعد شاید درباره شهریه و فاصله کمی نگرانی به خرج می‌ده🙃 ولی در نهایت می‌فهمه این فرصت برای من چقدر مهمه. تازه بخشی از هزینه دوره هم با بورسیه پوشش داده می‌شد.😌🤌 یعنی من بدون فکر و برنامه سراغش نرفته بودم. همه‌چیز رو بررسی کرده بودم؛ دوره‌ها، کلاس‌ها، استادها، شرایط اقامت و حتی اینکه چه کمکی به پذیرش دانشگاه و آینده کاریم می‌کرد.💆🏻‍♀️🔥✨️ فقط یه جزئیات خیلی کوچک وجود داشت. من قبل از فرستادن درخواست، چیزی به بابام نگفته بودم. ولی واقعاً چه فرقی می‌کرد؟ حالا که قبول شده بودم، نتیجه خودش همه‌چیز رو ثابت می‌کرد. با همین فکر وارد خونه شدم و خبر رو گفتم.

من بداهه‌پردازی می‌کردم، الیور عصبی می‌شد. من چند دقیقه دیر می‌رسیدم، الیور طوری نگاهم می‌کرد که انگار شخصاً آینده هنرهای نما
من بداهه‌پردازی می‌کردم، الیور عصبی می‌شد. من چند دقیقه دیر می‌رسیدم، الیور طوری نگاهم می‌کرد که انگار شخصاً آینده هنرهای نمایشی رو نابود کردم. من وسط تمرین پیشنهاد تازه‌ای می‌دادم، او یادآوری می‌کرد که تمرین جای «اختراع کردن نمایش جدید» نیست. 🫠 در نتیجه، رابطه‌مون طی سه سال تبدیل شده بود به یه جنگ سرد دائمی که گاهی هم کاملاً گرم و انفجاری می‌شد.🔥🤌 وقتی فهمید برای چی این‌قدر هیجان‌زده‌ام، واکنشش دقیقاً همان چیزی بود که انتظار داشتم؛ 💆🏻‍♀️ چند جمله کنایه‌آمیز، یه نگاه قضاوتگر و تلاش برای اینکه نشون بده رفتن من به کالیفرنیا هیچ اهمیتی براش نداره.🤧

بالاخره آدم هر روز ایمیلی دریافت نمی‌کنه که می‌تونه کل مسیر زندگیش رو عوض کنه. البته درست همان لحظه‌ای که داشتم توی ذهنم ورود
بالاخره آدم هر روز ایمیلی دریافت نمی‌کنه که می‌تونه کل مسیر زندگیش رو عوض کنه. البته درست همان لحظه‌ای که داشتم توی ذهنم ورود باشکوه خودم به لس‌آنجلس رو تصور می‌کردم، صدای یکی از اعصاب‌خردکن‌ترین آدم‌های دنیا از کنارم بلند شد. الیور یانگ. مدیر صحنه گروه تئاتر مدرسه، استاد اخم کردن و تنها آدمی که انگار حضور من به‌تنهایی می‌تونه کل برنامه روزش رو خراب کنه. من و الیور از سال اول دبیرستان با هم مشکل داشتیم. 🫠 من بازیگر بودم و به نظرم صحنه باید زنده، پرهیجان و غیرقابل‌پیش‌بینی می‌بود.🙂‍↔️ الیور اما عاشق جدول، برنامه، نظم و این بود که همه دقیقاً همون کاری را انجام بدن که از قبل روی کاغذ نوشته شده.🗓✨️

شاید برای بقیه زیادی بزرگ و دور از دسترس به نظر بیاد، ولی برای من هیچ‌وقت فقط یه آرزوی بچگانه نبوده. 🙃 من سال‌ها تمرین کردم،
شاید برای بقیه زیادی بزرگ و دور از دسترس به نظر بیاد، ولی برای من هیچ‌وقت فقط یه آرزوی بچگانه نبوده. 🙃 من سال‌ها تمرین کردم، تست دادم، روی صحنه رفتم و برای رسیدن بهش هر کاری از دستم برمی‌اومده انجام دادم.🙂‍↔️❤️‍🔥 برای همین وقتی وسط کتابخونه مدرسه ایمیلی رو باز کردم و دیدم توی برنامه پیش‌دانشگاهی معتبر تئاتر موزیکال در کالیفرنیا قبول شدم💃🏻🎉✨️ برای چند ثانیه واقعاً نمی‌فهمیدم باید چه واکنشی نشون بدم. بعد طبیعتاً جیغ زدم. 🥳😻 خب، شاید کتابخونه بهترین جای ممکن برای جیغ زدن نبود، ولی این هم تقصیر من نبود. 💆🏻‍♀️

اسم من میلی پرایسه و یه چیز رو از همین اول باید درباره‌م بدونید: من قرار نیست یه زندگی معمولی داشته باشم.من برای روی صحنه بود
اسم من میلی پرایسه و یه چیز رو از همین اول باید درباره‌م بدونید: من قرار نیست یه زندگی معمولی داشته باشم.من برای روی صحنه بودن به دنیا اومدم. برای نورهای تند، سالن‌های شلوغ، تشویق تماشاچی‌ها و اون چند ثانیه‌ای که قبل از شروع اجرا، کل دنیا ساکت می‌شه و همه منتظرن ببینن قراره چه اتفاقی بیفته. از اون آدم‌هایی هم نیستم که بگن: «هنوز نمی‌دونم توی آینده می‌خوام چیکاره بشم.» من دقیقاً می‌دونم چی می‌خوام. می‌خوام روی صحنه‌های برادوی اجرا کنم. می‌خوام اسمم روی تابلوهای بزرگ شهر دیده بشه و یه روزی مردم فقط برای دیدن اجرای من بلیت بخرن.😻🙌

خب خب اعلام حضور کنید که معرفی کتاب بزارم🙌

راستی بچه ها یک چیزی من تلگرامم یکم باگ خورده اگه جواب پیام هاتون ندادم لطفا دوباره پیام بدین به من تا پیامتون ببینم مرسی قشنگ ها🙏🩷✨️

داخل این کتاب قرار نیست شاهد خیانت یا مثلث عشقی قرار بگیرید🙂‍↔️🩷✨️ کاپلمون از کل کل شروع میکنن و یک عشق جذاب شیرین قرار مهم
داخل این کتاب قرار نیست شاهد خیانت یا مثلث عشقی قرار بگیرید🙂‍↔️🩷✨️ کاپلمون از کل کل شروع میکنن و یک عشق جذاب شیرین قرار مهمونمون کنند💗✨️ و البته بگممممم این عشقشون در کنار یک هدف قشنگ 🥹🦋✨️

کتاب وقتی شانس در خانه ات را می زند📚💗✨️ یک کتاب مینیمایل و فانتزی🩷✨️ که قرار لحظات خاص و بشدت لذت بخش مهمونتون کنه🥹🦋✨️ ا
کتاب وقتی شانس در خانه ات را می زند📚💗✨️ یک کتاب مینیمایل و فانتزی🩷✨️ که قرار لحظات خاص و بشدت لذت بخش مهمونتون کنه🥹🦋✨️ این کتاب سراسر از شادی و عشقه😻

این کتاب گوگولی پینترستی 📚🩷✨️ با قیمت قدیمهههه 🔥 ‼️ولی تعداد محدود ‼️ یک کتاب عاشقانه گوگولیه که قرار هر صفحه لبخند روی لب
این کتاب گوگولی پینترستی 📚🩷✨️
با قیمت قدیمهههه 🔥 ‼️ولی تعداد محدود ‼️ یک کتاب عاشقانه گوگولیه که قرار هر صفحه لبخند روی لبت بشینه 😻💗✨️

سلام بچه هااا چطوریننننن💗✨️ اومدم با یک کتاب گوگولی جذاب😻🥳

چطورین بچه ها

سلاممم

*کتاب_تروما(یک همه گیری نامرئی)❤️‍🩹🔥✨️* انتشارات:: نشریه ملیکان❤️‍🔥✨️ ژانر کتاب:: روانشاسی 🧠✨️ نوع جلد :: جلد شومیز😻✨️ �
+2
*کتاب_تروما(یک همه گیری نامرئی)❤️‍🩹🔥✨️*
انتشارات:: نشریه ملیکان❤️‍🔥✨️ ژانر کتاب:: روانشاسی 🧠✨️ نوع جلد :: جلد شومیز😻✨️ 🦋[[تعداد صفحات :: ۲۲۲ صفحه]]🦋 *❤️‍🔥‼️قیمت :: ۶۵۰‼️❤️‍🔥* 📌براى خريد كتاب پيام دهيد🎀✨️ @Rosa_bookstore_admin

با وجود اینکه فصل اول بیشتر به معرفی مفهوم تروما و تأثیر گسترده‌ی آن می‌پردازد، کتاب در ادامه تنها به بیان مشکلات بسنده نمی‌ک
با وجود اینکه فصل اول بیشتر به معرفی مفهوم تروما و تأثیر گسترده‌ی آن می‌پردازد، کتاب در ادامه تنها به بیان مشکلات بسنده نمی‌کند. 🙂‍↔️📚✨️ پل کانتی در فصل‌های بعد، به‌تدریج درباره‌ی راه‌های شناخت بهتر تروما، ترمیم زخم‌های روانی، ایجاد خودآگاهی و ساختن روابط سالم‌تر صحبت می‌کند 💗🌱✨️ و تلاش دارد نشان دهد که بهبود، هرچند زمان‌بر، کاملاً امکان‌پذیر است.🙃❤️‍🔥🤌 اگر بخواهیم پیام اصلی فصل اول را در یک جمله خلاصه کنیم، می‌توان گفت: 🫠 ((تروما بسیار رایج‌تر از چیزی است که تصور می‌کنیم)) اغلب پنهان می‌ماند، می‌تواند نسل‌ها را تحت تأثیر قرار دهد، اما با شناخت و درمان، چرخه‌ی آن قابل شکستن است🔥

در نتیجه، حتی کسانی که خودشان آن اتفاق اولیه را تجربه نکرده‌اند، می‌توانند آثار آن را در زندگی‌شان احساس کنند.🤧❤️‍🩹✨️ پل کا
در نتیجه، حتی کسانی که خودشان آن اتفاق اولیه را تجربه نکرده‌اند، می‌توانند آثار آن را در زندگی‌شان احساس کنند.🤧❤️‍🩹✨️ پل کانتی برای قابل‌فهم‌تر شدن این موضوع، از مثال‌ها و داستان‌های واقعی استفاده می‌کند.😌 او مفاهیم پیچیده‌ی روان‌شناسی را با روایت زندگی انسان‌های مختلف توضیح می‌دهد تا خواننده بتواند ارتباط آن‌ها را با زندگی روزمره بهتر درک کند.💆🏻‍♀️❤️‍🩹🤌 یکی از مثال‌های جالب کتاب، مقایسه‌ی تروما با همه‌گیری کرونا است.🙃 همان‌طور که ویروس کرونا در سراسر جهان گسترش پیدا کرد و همه‌ی ما، به شکل‌های مختلف، تحت تأثیر آن قرار گرفتیم👀❤️‍🩹🤌 تروما نیز می‌تواند در جامعه پخش شود؛ 😵‍💫 با این تفاوت که دیده نمی‌شود و بسیاری از افراد حتی از وجود آن آگاه نیستند.🫠 همان‌طور که برای مقابله با کرونا شناخت، آگاهی و درمان ضروری بود، برای درمان تروما نیز نخستین قدم، شناختن آن است.💆🏻‍♀️

به همین دلیل نویسنده از واژه‌ی «همه‌گیری نامرئی» استفاده می‌کند. ‼️🫠 از نگاه او، تروما مانند هوایی است که هر روز در آن نفس م
به همین دلیل نویسنده از واژه‌ی «همه‌گیری نامرئی» استفاده می‌کند. ‼️🫠 از نگاه او، تروما مانند هوایی است که هر روز در آن نفس می‌کشیم؛🙃💔 همیشه قابل دیدن نیست، اما در همه‌جا حضور دارد و روی رفتار، احساسات، روابط و تصمیم‌های ما اثر می‌گذارد.🥀 بسیاری از افراد حتی نمی‌دانند که بخشی از اضطراب‌ها، خشم‌ها یا ترس‌هایشان ریشه در تجربه‌های درمان‌نشده‌ی گذشته دارد.😿❤️‍🩹 یکی از نکات جالب این فصل، توضیح درباره‌ی انتقال تروما بین نسل‌ها است. نویسنده توضیح می‌دهد که گاهی زخم‌های روانی فقط متعلق به یک نفر نیستند. 👀 والدینی که با تروما زندگی کرده‌اند، ممکن است ناخواسته آن را از طریق رفتار، شیوه‌ی تربیت یا فضای عاطفی خانواده به فرزندانشان منتقل کنند.🫠

وقتی اسم «تروما» را می‌شنویم، معمولاً ذهنمان به سمت اتفاق‌های بزرگی مثل جنگ، تصادف یا حوادث تلخ می‌رود.🥲 اما پل کانتی در هما
وقتی اسم «تروما» را می‌شنویم، معمولاً ذهنمان به سمت اتفاق‌های بزرگی مثل جنگ، تصادف یا حوادث تلخ می‌رود.🥲 اما پل کانتی در همان فصل اول کتاب «تروما؛ یک همه‌گیری نامرئی» دیدگاه متفاوتی را مطرح می‌کند.🙃🤌 او معتقد است تروما فقط نتیجه‌ی یک اتفاق بزرگ نیست؛💆🏻‍♀️ گاهی سال‌ها نادیده گرفته شدن، احساس ناامنی، تحقیر، بی‌توجهی یا زندگی در محیطی پر از استرس هم می‌تواند زخم‌هایی عمیق بر ذهن انسان بگذارد.🧠💔✨️

بچه ها هستین معرفی براتون بزارم🥹💗