es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete 👈

کتابفروشی رزا📕🌸

کتابفروشی رزا📕🌸

Ir al canal en Telegram

رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتاب‌ها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @sweetroza

Mostrar más
2 001
Suscriptores
+124 horas
-37 días
-1530 días
Archivo de publicaciones
احساساتم به آدام روز ب روز بیشتر میشد ... اما من باید اونو از خودم میروندم ... ممکنه بهش آسیب برسونم ... اما بهم گفت که ی شب
احساساتم به آدام روز ب روز بیشتر میشد ... اما من باید اونو از خودم میروندم ... ممکنه بهش آسیب برسونم ... اما بهم گفت که ی شب وقتی که ت سلول بودیم  بدن منو لمس کرده!!! اما مگ میشه؟ چرا هیچ اتفاقی براش نیافتاده؟ آیا کسای دیگ ای هم هستن که از لمس من درامان باشن؟ چه اتفاقی قراره برای من بیفته؟!! مجبور میشم تن ب خواسته های آرون بدم یا ن؟

آرون وارنر برای جلب اعتماد منو به جای پیچ ای منتقل کرد ...و اتاق پر از لباس و وسایلی بهم داد ... اما وقتی ت اتاق تنها شدم ادا
آرون وارنر برای جلب اعتماد منو به جای پیچ ای منتقل کرد ...و اتاق پر از لباس و وسایلی بهم داد ... اما وقتی ت اتاق تنها شدم ادام اونجا مخفی شده بود... بهم گفت که  آدم آرون نیست میخواد بهم کمک کنه از اینجا فرار کنم....

اون ریس منطقه 45.... با دیدن آدام کنار آرون متوجه شدم که همه اینا نقشه بوده... ی نقشه برای سواستفاده از من و قدرتم....!! اما
اون ریس منطقه 45.... با دیدن آدام کنار آرون متوجه شدم که همه اینا نقشه بوده... ی نقشه برای سواستفاده از من و قدرتم....!! اما من نمیخوام این کارو کنم.. نمیخوام سازمان احیا از من ب عنوان ی وسیله برای رسیدن ب هدفاش استفاده کنه...

ولی ی روز منو ب ی جای دیگ منتقل کردن... جایی که برای اولین بار اون پسر آشنا شدم ... پسری جذاب با چشمای سبز گیراااا
ولی ی روز منو ب ی جای دیگ منتقل کردن... جایی که برای اولین بار اون پسر آشنا شدم ... پسری جذاب با چشمای سبز گیراااا

انتظار هر کسی رو داشتم جز اون.... آدام کنت....! هم کلاسی دوران مدرسه ام ... به خاطر همین تصمیم گرفتم بهش اعتماد کنم...:)
انتظار هر کسی رو داشتم جز اون.... آدام کنت....! هم کلاسی دوران مدرسه ام ... به خاطر همین تصمیم گرفتم بهش اعتماد کنم...:)

264 روز از اون اتفاق میگذره و من زندانیم و الان همه زندگیم ب این سلول تنگ و تاریک خلاصه میشه و هیچکسو لمس نکردم .... تا اینکه
264 روز از اون اتفاق میگذره و من زندانیم و الان همه زندگیم ب این سلول تنگ و تاریک خلاصه میشه و هیچکسو لمس نکردم .... تا اینکه قراره ی هم سلولی برای من بفرستن...

از اون روز ب بعد زندگی من تغییر کرد.... تنها شدم... پدر مادرم طردم کردن و منو ب سازمان احیا تحویل دادن...! سازمانی که بعد از
از اون روز ب بعد زندگی من تغییر کرد.... تنها شدم... پدر مادرم طردم کردن و منو ب سازمان احیا تحویل دادن...! سازمانی که بعد از نابودیی دنیا و قطحی و خشکسالی سعی در نجات زندگی مردم داشت... درحالی که واقعیت عکس این رو نشون میداد... اونا میخواستن همه چیزو نابود کنن ،حتی زبانمونو تا همه چیزو همون طور که میخوان از اول بسازن ...

من خطرناکم ... لمس من مرگباره....!! هرکسی که با پوست من تماس پیدا کنه میمیره....!! همه چیز از اون روزی شروع شد که من ب طور ات
من خطرناکم ... لمس من مرگباره....!! هرکسی که با پوست من تماس پیدا کنه میمیره....!! همه چیز از اون روزی شروع شد که من ب طور اتفاقی باعث مرگ ی نفر شدم....🥲

خب بریم برای معرفی دوباره این مجموعه و سوپرایز جلد های جدید🙂‍↔️

ارههه بچه ها جلدای جدید خردم کن اومده اونم با سوپرایزای ویژه🥹

خردمم کنننن؟ وایی رزااا😭

جلدای جدید خردم کن؟

لمس من مرگباره ،هرکسی با من تماس پیدا کنه میمیره! اما ورود اون پسر همه چیز رو تو زندگی من تغییر داد آرون وارنر ،ریس منطقه ۴۵
لمس من مرگباره ،هرکسی با من تماس پیدا کنه میمیره! اما ورود اون پسر همه چیز رو تو زندگی من تغییر داد آرون وارنر ،ریس منطقه ۴۵ و کسی که میخواست از قدرتم سواستفاده کنه....🤭🫣

رزا راهنمایی

خب یک راهنمایی میکنی؟

بلهه😂

بازم سوپرایزززز؟

سوپرایز تو سوپرایزرزز شدددد

اونممم نه دو جلد ساده... این دو جلد هم با خودشون سوپرایز دارن برامون😁

خب خب علاوه بر کمپین امروز براتون یک سوپرایز ویژه دارم... دوتا جلد‌جدید از یک مجموعه خاص موجود شده😁