کتابفروشی رزا📕🌸
Ir al canal en Telegram
رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتابها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @sweetroza
Mostrar más1 986
Suscriptores
Sin datos24 horas
-77 días
-2030 días
Archivo de publicaciones
1 986
قراره حسابی عاشقش بشی😭
مطمنم وقتی خط اخرشو میخونی دلت میخواد همونجا از اول دوباره شروع کنی به خوندن🥹
1 986
اگه به سووشون به دیده یک کتاب عادی نگاه میکنید کاملاا در اشتباهیدد😉
این کتاب قراره مارو به دله تاریخ ایران به شهره شیراز ببره قراره علاوه بر نشون دادن عشق واقعی به ما از حقوق بانوان هم دفاع کنه و کلی چیز های دیگه...🥰
1 986
بچه ها این کتاب به شدتت ترند شده و به شدت دارید ثبت سفارشش میکنید🫠
مطمن باشید اگه اجازه چاپ بعدی رو بگیره قیمتش زیاد تر میشه و حذفیات داره💔
1 986
وای رزا کلی دنبال این کتاب میگشتم که با کیفیت باشه و بدون حذفیات تا موجودش کردی فکر کنم اولین نفر ثبت سفارشش کردم😂
1 986
بازیگر ها یا حتی سریال نمیتونه به خوبی خط به خط این کتاب رو به نمایش بزاره....
فقط با خوندنش میتونید داستان این کتاب رپ از نزدیک لمس کنید🙂
1 986
اره ممکنه همین الان دوباره چاپش متوقف بشه و دوباره هیچ وقت نتونی این کتاب رو بدون حذفیات و تغییر پیدا کنی🫠
‼️اگه میخوای این کتاب رو با کیفیت عالی، بدون حذفیات و قیمت مناسب داشته باشی الان وقتشه👇🏻👇🏻
@time_of_study📙
براى خريد كتاب پيام دهيد
@Rosa_bookstore_admin
1 986
شخصیت پردازی این کتاب به شدت قویه بدون هیچ کلیشه یا چیز های دیگه همه شخصیت ها موندگارن و توی ذهنت ثبت میشن😍
1 986
قول میدم بیشتر از یک بار بخونیش و آرزو کنی این کتاب از ذهنت پاک بشه تا دوباره بتونی بخونیش🥹
1 986
+1
زری فقط یک خواسته داره اونم این هست که جنگ به خونش نیاد،اینکه با بچهها و یوسف تو آرامش زندگی کنه....
اما مگه این خواسته شدنیه‼️
1 986
سووشون یک داستانه عادی نیست از اون داستان هاست که بارها و بارها میخونیش و به فوقالعاده بودنش پی میبری😍
1 986
وقتی این کتابو بخونید متوجه میشید که چرا چندین سال توقیف بوده👌
❌حتی الان هم امکان توقیف شدنه کتاب هست مثل فیلمش🫠
1 986
زری خشکش میزنه😶🌫
همون لحظه، یه چیزی تو دلش روشن میشه. یه حس قشنگ... یه شروع...
1 986
یه نفر درِ مدرسه رو میزنه. یوسف همون مرده سواره...
اینبار بیکلاه، پیاده، یه بستهی روزنامهپیچشده دستشه. میده به زری و آروم میگه:«بگیر بپوش... من میرسونمت خونه.»
1 986
با خودش میگه کاش وقتی درِ مدرسه رو میزدن به جای مهری اون مرد اسب سوار چادر رو میاورد👀و انگار واقعا دعاش مستجاب میشه😌
